راز دارى‏ سیاسی
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: راز دارى‏ سیاسی

 

راز یاسرّ به معناى هر چیزى است که باید از دیگران پنهان داشت یا به افراد مخصوص گفت.[1] مراد از «دیگران» در تعریف بالا ممکن است همه مردم یا قشر خاصّى باشند، چنان که ممکن است دوست یا دشمن، آشنا و غریب، مرتبط به موضوع یا غیر مرتبط باشند. اگر راز، پنهان داشته شود، این عمل را رازدارى گویند و اگر برملا شود. «افشاگرى» نام دارد.

دین مقدس اسلام  پشتیبان عقل سلیم است و خواسته‏هایش را تأیید مى‏کند برلزوم رازدارى پاى فشرده و فلسفه آن را نیز تشریح کرده است.

در قرآن مجید آمده است که حضرت یوسف (ع) رؤیاى صادقى دید که حکایت از آینده درخشان او و برترى بر دیگر برادرانش داشت. وقتى یوسف خواب خود را براى‏ پدر نقل کرد، پدرش فرمود:

«یابُنَىَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى اخْوَتِکَ فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً ...»[2]

پسرم! خواب خویش را بر برادرانت حکایت نکن که به زیانت، حیله‏گرى مى‏کنند.

رسول گرامى اسلام (ص) نیز مى‏فرماید:

«اسْتَعینُوا عَلى امُورِکُمْ بِالْکِتمان فَانَّ کُلَّ ذى نِعْمَةٍ مَحْسُودٌ»[3]

در کارهاى خویش از پنهانکارى مدد بجویید، زیرا هر صاحب نعمتى، مورد حسد دیگران قرار مى‏گیرد.

در این آیه و روایت به مهمترین فلسفه راز دارى تصریح شده و آن، توطئه‏چینى و حسد ورزىِ دوست ودشمن نسبت به انسان است و همین یک دلیل، براى ضرورت این خصلت زیبا در همه کارهاى فردى و اجتماعى، کافى است. از این رو، امام سجّاد علیه‏السلام مى‏فرماید:

«وَدَدْتُ وَاللَّهِ انِّى افْتَدَیْتُ خَصْلَتَیْنِ فِى‏الشّیعَةِ لَنا بِبَعْضِ لَحْمِ ساعِدى‏: التَّرقُ وَقِلَّةُالْکِتمانِ»[4]

به خدا سوگند، دوست دارم که دو خصلت شیعیانمان را با بخشى از گوشت بازویم جبران نمایم: 1- سبکسرى (هنگام خشم) 2- کمى رازدارى.

از این رو، حضرت کاظم علیه‏السلام، نهایتِ دقّت و جدیّت در رازدارى را چنین ترسیم مى‏کند:

«انْ کانَ فِى یَدِکَ هذِهِ شَىْ‏ءٌ فَانِ اسْتَطَعْتَ انْ لا تَعْلَمَ هذِهِ فَافْعَلْ ...»[5]

اگر در یک دستت چیزى هست تا مى‏توانى نگذار دست دیگرت خبردار شود! با توجه به همین ضرورت عقلى و دینى است که امام صادق علیه السلام رازدارى را از ویژگیهاى مؤمنان واقعى دانسته مى‏فرماید:[6]

 

اخلاق سیاسى، ص: 51 -  53

 

 



[1] ( 1)\i - مفردات راغب، واژه سرّ، فرهنگ دهخدا، واژه راز.\E

[2] ( 1)\i - یوسف( 12)، آیه 5.\E

[3] ( 2)\i - تحف‏العقول، ص 47.\E

[4] ( 3)\i - اصول کافى، ج 2، ص 221- 222.\E

[5] ( 4)\i - همان، ص 225.\E

[6] الهامى نیا، على اصغر، اخلاق سیاسى، 1جلد، زمزم هدایت - قم، چاپ: اول.