وظیفه مسؤولان و مردم
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: وظیفه مسؤولان و مردم

الف- مسؤولان‏

قرآن و روایات گویاى آن است که مسؤولان نظام اسلامى- از عالیترین مقام (رهبر) گرفته تا مدیران عالى، میانى، متوسط و حتى اعضاى عادّى خانواده دولت و هر مسؤول دیگرى- بایستى ناصح و خیرخواه مردم باشند و گرنه پستى را که اشغال کرده‏اند، ناروا بوده و خود نیز خائن هستند، امام صادق علیه‏السلام از رسول خدا صلّى‏الله علیه و آله نقل مى‏کند که فرمود:

«مَنْ سَعى فى‏ حاجَةٍ لِاخیهِ فَلَمْ یَنْصَحْهُ فَقَدْ خانَ‏اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»[1]

هر کس کار برادرش را به عهده بگیرد، ولى خیرخواه او نباشد، به خدا و پیامبرش، خیانت کرده است.

از این رو قرآن مجید، وقتى داستان پیامبران بزرگى چون؛ نوح، هود، صالح و شعیب‏

را بازگو مى‏کند، از میان همه ویژگیهاى آنان، به خیرخواهى ایشان، اشاره مى‏کند، که به رغم لجاجت و شرک مردم، بطور مستمر، آنان را به نیکیها دعوت مى‏کردند و برایشان خیراندیشانى امین بودند.[2]

امام على علیه‏السلام نیز در وصف پیامبر خاتم (ص) مى‏فرماید:

«بَعَثَهُ وَالنَّاسُ ضُلَّالٌ فى‏ حَیْرَةٍ ... فَبالَغَ (ص) فىِ‏النَّصیحَةِ وَ مَضى عَلَى‏الطَّریقَةِ»[3]

خداوند، پیامبر (ص) را در حالى که مردم در گمراهى و حیرت بودند، برانگیخت و آن حضرت در خیرخواهى، سنگ تمام گذاشت و بر راه (مستقیم) عبور کرد.

همین طور آن حضرت پس از شهادت محمدبن‏ابوبکر، طىّ نامه‏اى مالک اشتر را از «نصیبین» احضار مى‏کند تا به مصر گسیل دارد و ضمن آن مى‏نویسد:

«اسْتَخْلِفْ عَلى عَمَلِکَ اهْلَ الثِّقَةِ وَالنَّصیحَةِ مِنْ اصْحابِکَ»[4]

یکى از یاران مورد اطمینان و خیرخواه خود را به جاى خویش بگمار.

رسول گرامى اسلام صلّى‏الله علیه و آله، حتى هنگام ارسال چند نامه‏رسان به دربار پادشاهان، به آنان فرمود:

«انْصَحُوالِلَّهِ فى‏ عِبادِهِ فَأِنَّهُ مَنِ‏اسْتَرْعى شَیْئاً مِنْ امُورِالنَّاسِ ثُمَّ لَمْ یَنْصَحْهُمْ حَرَّمَ‏اللَّهُ عَلَیْهِ‏الْجَّنَةَ»[5]

به خاطر خدا، براى بندگانش خیرخواهى کنید، زیرا هر کس بخشى از امور مردم را به عهده بگیرد، ولى خیرخواه آنان نباشد، خداوند، بهشت را بر او حرام مى‏کند.

ب- مردم‏

ملّت نیز به صورت فردى و اجتماعى وظیفه دارد که خیرخواه خود، دولت و کشور

باشد و این حقّى است که اسلام برعهده او نهاده است؛ امیر مؤمنان صلوات‏اللّه علیه فرمود:

«ایُّهَاالنَّاسُ انَّ لى‏ عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَىَّ حَقٌّ؛ فَامَّا حَقُّکُمْ عَلَىَّ فَالنَّصیحَةُ لَکُمْ وَ ... امَّا حَقّى‏ عَلَیْکُمْ فَالْوَفاءُ بِالْبَیْعَةِ وَالنَّصیحَةُ فىِ‏المَشْهَدِ وَالْمَغیبِ ...»[6]

مردم! من برعهده شما حقّى دارم و شما نیز برگردن من حقى دارید؛ اما حق شما بر من، خیرخواهى براى شماست ... اما حق من بر شما، وفادارى به بیعت و خیرخواهى در حضور و غیاب است.

لازمه خیرخواهى این است که مردم، همه کارهاى دولت و مسؤولان را زیر نظرداشته باشند و با صفا و صمیمیت با آنان همکارى کنند؛ کارهاى خوبشان را سپاس گویند و ارج گذارند و اشتباهاتشان را با سخنى استوار گوشزد نمایند و از ارائه نظرات اصلاحى خویش دریغ نورزند. جامعه‏اى که مردم و مسؤولان آن، نیک سیرت و خیراندیش باشند، راه‏سعادت را مى‏پوید و بهشت برین در انتظار اوست، چنان که رسول خدا صلّى‏الله علیه وآله فرمود:

«مَنْ یَضْمَنُ لى‏ خَمْساً اضْمَنُ لَهُ‏الْجَنَّةَ ... النَّصیحَةُ لِلَّه عَزَّوَجَلَّ وَالنَّصیحَةُ لِرَسُولِهِ‏وَالنَّصیحَةُ لِکِتابِ‏اللَّهِ وَالنَّصیحَةُ لِدینِ اللَّهِ وَ النَّصیحَةُ لِجَماعَةِ الْمُسْلِمینَ»[7]

هر کس (انجام) پنج چیز را براى من تضمین کند، من بهشت را برایش تضمین مى‏کنم:

خیرخواهى براى خداى بزرگ، خیرخواهى براى پیامبرش، خیرخواهى براى کتاب خدا، خیرخواهى براى دین خدا و خیرخواهى براى همه مردم.

[8]

 

 



[1] ( 3)\i - وسائل‏الشیعه، ج 11، ص 596.\E

[2] ( 1)\i - ر. ک. اعراف( 7)، آیات 62، 68، 79، 93 و هود( 11)، آیه 34.\E

[3] ( 2)\i - نهج‏البلاغه، خطبه 94، ص 282.\E

[4] ( 3)\i - بحارالانوار، ج 33، ص 527.\E

[5] ( 4)\i - مکاتیب الرسول، على احمدى، ص 31، انتشارات یس.\E

[6] ( 1)\i - نهج‏البلاغه، خطبه 34، ص 114.\E

[7] ( 2)\i - بحارالانوار، ج 75، ص 65.\E

[8] الهامى نیا، على اصغر، اخلاق سیاسى، 1جلد، زمزم هدایت - قم، چاپ: اول.