ارتباط اخلاق و سیاست‏
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ارتباط اخلاق و سیاست‏

 

بدون تردید، همه علوم انسانى- که به نحوى با انسان و وابستگیهاى او در تماسند- به خاطر اشتراک در موضوع (انسان و عوارض او) کم و بیش باهم در ارتباطند. متخصصان علوم سیاسى نیز معتقدند که سیاست، ارتباط نزدیکى با علوم مختلف از جمله، علوم طبیعى، اجتماعى، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، اخلاق و ... دارد.[1]

«متفکّران سیاسى اروپاى عهد باستان و سده‏هاى میانه، اخلاق را پیش‏درآمد جدایى ناپذیر مطالعات سیاسى مى‏دانستند. افلاطون، سیاست را جزئى از اخلاقیات مى‏دانست. از نظر ارسطو- که علم سیاست را ارباب علوم مى‏دانست- هدف دولت، عملى‏کردن زندگى خوب است. در سراسر سده‏هاى میانه، در اروپا، دین و الهیات بر مطالعه سیاست مسلط بود. پس از این دوره، همه متفکران مکتب ایده‏آلیستى نظریه جدید، مانند روسو، کانت و هگل، دولت را نهادى اخلاقى مى‏دانستند که از رشد اخلاقى انسانها جدایى ناپذیر است.»[2]

این نظریه با قرآن مجید هماهنگ است و خدا مى‏خواهد، اخلاق نیکو همواره بر عالم سیاست و سیاستمداران، حاکم باشد. از این رو، نخستین شرط شایستگى رهبران منصوب از طرف خویش را «عصمت» دانسته و با صراحت، حکومت ستمگران را محکوم مى‏داند:

«... قالَ لایَنالُ عَهْدِى‏الظَّالِمینَ»[3]

خداوند فرمود: عهد من به ستمگران نمى‏رسد.

چنان که اهداف عالى حکومت صالحان را گسترش فضایل اخلاقى و انهدام رذایل دانسته، مى‏فرماید:

«الَّذینَ انْ مَّکَّنَّاهُمْ فِى الْارضِ اقامُوا الصَّلوةَ وَ اتَوُاالزَّکوةَ وَ امَرُوا بِاْلمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ‏الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُالْامُورِ»[4]

همان کسان که اگر در زمین به آنان قدرت ببخشیم، نماز برپا مى‏دارند و زکات مى‏دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند که فرجام کارها از آن خداست.

نظریه شیطانى‏

در برابر دیدگاه الهى انسانى مزبور، شیطان و پیروانش در صدد انهدام بنیادهاى اخلاقى و طرد فضایل اخلاقى از جامعه هستند که از آن به «نظریه شیطانى» تعبیر مى‏کنیم. در قرآن مجید مى‏خوانیم:

«... وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ‏الشَّیْطانِ فَانَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشْاءِ وَالْمُنْکَرِ ...»[5]

هر کس از گامهاى شیطان پیروى کند، او به فحشا و زشتى فرمان مى‏دهد.

دشمنان درون مرزى اسلام- منافقان- از چنین سیاستى پیروى مى‏کنند:

«الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ ...»[6]

مردان و زنان منافق، همه از یک گروهند؛ به زشتیها فرمان مى‏دهند و از خوبیها منع مى‏کنند.

سرسخت‏ترین دشمنان برون مرزى مسلمانان- یهود- نیز چنین ایده‏اى دارند. آنان با تمام وجود مى‏کوشند تا اخلاق انسانى را ویران سازند و کاخ آرزوهاى خویش را بر آن پى بریزند؛ در پروتکل یهودیان آمده است:

ما باید کارى کنیم که اخلاق در همه‏جا ویران شود تا راه سیطره ما را بگشاید، فروید از ماست و بزودى روابط جنسى زن و مرد چنان آشکارا و برملا انجام مى‏شود که در نظر جوان، دیگر هیچ چیز مقدسى مفهوم نداشته، پیوسته همّت و هدف او اشباع غرایز شهوى‏اش مى‏گردد. در آن صورت است که اخلاق از هم فرو مى‏ریزد ...

کامیابى داروین، مارکس و نیچه را ما تضمین کردیم، چه به ترویج افکار آنان پرداختیم، آثار ویران کننده‏اى که دانش ایشان نسبت به اخلاق در ذهن افراد غیر یهودى دارد کاملًا بر ما روشن است![7]

درست به همین دلیل، دانشمندان دست پرورده صهیونیسم جهانى زیر پوشش فرضیه‏هاى علمى و دانش ساخته و پرداخته خویش به ترویج بى‏بندوبارى جنسى و حیوان گونه مى‏پردازند و تیشه به ریشه اخلاق انسانى مى‏زنند؛ «درکیم» مى‏گوید:

برخى از دانشمندان اخلاق، قائل به عاطفه دینى هستند و مى‏گویند در سرشت انسان این عاطفه وجود دارد، انسان همچنین کمى از غیرت جنسى و حسّ‏نیکى به پدر و مادر و نوعدوستى و از این قبیل عواطف در نهاد خویش دارد. برخى از دانشمندان خواسته‏اند پیدایش دین، زناشویى و خانواده را بر همین اساس توجیه کنند، ولى تاریخ براى ما ثابت مى‏کند که این انگیزه‏ها در نهاد بشر فطرى نیستند.[8]

فروید نیز مى‏گوید:

انسان بدون اشباع تمایلات جنسى موجودیت خویش را تحقق نبخشیده است و تمام قیود چه دین باشد یا اخلاق و سننن اجتماعى همه باطلند و نیروهاى بشرى را سرکوب و ویران‏ مى‏کنند در حالى که هرگز نباید این چنین باشد![9]

نتیجه اینکه، مخالفان و موافقان اخلاق انسانى هر دو بر ارتباط اخلاق و سیاست صحه مى‏گذارند، لیکن آنان بر جداسازى اخلاق از سیاست اصرار دارند و اینان بر ضرورت همراهى اخلاق و سیاست، که در بخش دیگر به آن مى‏پردازیم.

اخلاق سیاسى، ص:22 -  24

[10]

 

 



[1] ( 1)\i - ر. ک، النظام‏السیاسى فى‏الاسلام، باقر شریف‏القرشى، ص 45، بیروت.\E

[2] ( 2)\i - بنیادهاى علم سیاست، ص 74.\E

[3] ( 1)\i - بقره( 2)، آیه 124.\E

[4] ( 2)\i - حج( 22)، آیه 41.\E

[5] ( 3)\i - نور( 24)، آیه 21.\E

[6] ( 4)\i - توبه( 9)، آیه 67.\E

[7] ( 1)\i - سیماى جهل در غرب، محمد قطب، ترجمه خلیل خلیلیان، ص 210، انتشارات اسلامى، 1358.\E

[8] ( 2)\i - همان، ص 194، به نقل از قواعدالمنهج فى علم الاجتماع، ص 173.\E

[9] ( 1)\i - سیماى جهل در غرب، محمد قطب، ترجمه خلیل خلیلیان، ص 210، انتشارات اسلامى، 1358.\E

[10] الهامى نیا، على اصغر، اخلاق سیاسى، 1جلد، زمزم هدایت - قم، چاپ: اول.