رفتارهاى اثرگذار در بهداشت روانى
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: رفتارهاى اثرگذار در بهداشت روانى ،آرامش در محیط خانوادگى‏ ،تعادل اخلاقى‏ ،گستره حقوقى شریعت‏

 

1. آرامش در محیط خانوادگى‏

قرآن کریم پس از دعوت به توحید، یکى از مهم‏ترین مسائلى را که مطرح مى‏کند، دستور به احسان به والدین است:

وَ قَضی رَبُّکَ أَلّا تَعْبُدُواْ إِلّا إِیَّاهُ وَ بالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَمَا أُفٍّ وَ لَا تَنهَرْهُمَا وَ قُل لَهُمَا قَوْلًا کَرِیماً.[1]

و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویى کنید. اگر هریک از آن‏دو یا هردو نزد تو به پیرى رسند، به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویى بگوى.


در این آیه حتى گفتن «اف» در زمان پیرى والدین که نشانه ناخشنودى است، نکوهش‏ شده است.[2] در آیه دیگر نیز این توصیه تکرار شده:

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بوَالِدَیْهِ حُسْناً.[3]

و به آدمى سپرده‏ایم به پدر و مادرش نکویى کند.

در نقطه مقابل نیز، خواسته پدر و مادر، داشتنِ فرزندانى است که مایه خشنودى و چشم‏روشنى آنان باشند:

وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّةَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً.[4]

و آنان که مى‏گویند: پروردگارا! به‏ما از همسران و فرزندانمان روشنى دیدگان ببخش و ما را پیشواى پرهیزگاران کن.

گستره محیط خانوادگى به اقوام و خویشان و ارتباط و انسجام آنان با یکدیگر که از آن به «صله رحم» یاد مى‏شود نیز مورد تأکید قرآن است:

یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکمُ مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنهُمَا رِجَالًا کَثیراً وَ نِسَاءً وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بهِ وَ الْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کأَنَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا.[5]

اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید؛ همان که شما را از تنى یگانه آفرید و از [سرشت‏] او همسرش را پدید آورد و از آن‏دو، مردان و زنان بسیار [در جهان‏] پراکند و از خداوند- که با [سوگند بر نام‏] او از هم درخواست مى‏کنید- و از [بریدن پیوند] خویشان پروا کنید. بى‏گمان خداوند چشم بر شما دارد.

احساس امنیت، دفع ناگوارى‏ها، خوش‏خلقى، اطمینان‏خاطر و رشد اقتصادى، از جمله آثار صله‏رحم است که در روایات نیز مطرح شده است.[6]

2. تعادل اخلاقى‏

گمانه‏زنى‏هاى بدبینانه، بدگویى، اتهام‏هاى ناروا، سخنان خلاف واقع، دوگانگى در رفتار وگفتار و بد زبانى، از آفات مهم روان‏شناختى در حوزه اجتماع است که هم موجب برهم زدن آرامش خود انسان مى‏شود و هم جامعه را به بحران و آشفتگى مى‏کشاند. قرآن در آیات‏بسیارى بدین مباحث مى‏پردازد. مثلًا در سوره حجرات به پاره‏اى از این نکات تصریح شده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسی أَن یَکُونُواْ خَیراً مِنهُمْ وَ لا نِسَاءٌ مِن نِسَاءٍ عَسی أَن یَکُنَّ خَیراً مِنهُنَّ وَ لا تَلْمِزُواْ أَنفُسَکمْ وَ لا تَنَابَزُواْ بالألْقَابِ بئْسَ الإِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الایمَانِ وَ مَن لَمْ یَتُبْ فَأُوْلَئکَ هُمُ الظَّالِمُونَ‏* یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اجْتَنبُواْ کَثِیراً مِنَ الظَّنِ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِ إِثْمٌ وَ لا تجَسَّسُواْ وَ لا یَغْتَب بَعْضُکُم بَعْضاً أَ یحِبُّ أَحَدکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیم‏.[7]

اى مؤمنان! هیچ گروهى گروه دیگر را به ریشخند نگیرد؛ بسا آنان از اینان بهتر باشند و نه زنانى زنانى دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند، و از یکدیگر عیب‏جویى مکنید و [همدیگر را] با لقب‏هاى ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکارى نامگذارى ناپسندى است و آنان که [از این کارها] بازنگردند، ستمکارند.

اى مؤمنان! از بسیارى از گمان‏ها دورى کنید که برخى از گمان‏ها گناه است و [در کار مردم‏] کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید. آیا هیچ‏یک از شما دوست مى‏دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند مى‏دارید، و از خداوند پروا کنید که خداوند توبه‏پذیرى بخشاینده است. انجام این رذایل اخلاقى براثر هیجانى است که در درون آدمى پدید مى‏آید و چون آن هیجان از بین رفت، انسان از عمل خویش احساس تنفر مى‏کند و به‏اصطلاح دچار عذاب وجدان مى‏شود.[8] حفظ تعادل در این صفات و پرهیز از افراط و تفریط، انسان را به آرامش روانى مى‏رساند و از عمل هیجان‏آمیز جلوگیرى مى‏کند؛ چنان‏که علماى علم اخلاق نیز بر اعتدال در همه صفات اخلاقى تأکید مى‏ورزند و خروج از حد اعتدال را نیز موجب انحراف در عمل مى‏دانند.[9] آنان براى زدودن این رذایل توصیه‏هایى دارند که بى‏شک در حفظ تعادل و آرامش انسانى اثرگذار است.[10]

3. گستره حقوقى شریعت‏

در اسلام با قوانین و دستورهاى بسیارى روبه‏روییم که رعایت آنها تضمین‏کننده سلامت جامعه از انحرافات مختلف است. قوانین مجازات اسلامى افزون بر بعد جزایى، داراى جنبه پیشگیرانه از انحراف نیز هست. فردى که مى‏داند سرقت، قتل، فساد اخلاقى و مانند آن مجازات‏هاى سنگین دارد، به‏سهولت به سراغ این خلاف‏ها نخواهد رفت. قرآن دراین‏باره قصاص را مایه حیات جامعه مى‏داند:

وَ لَکُمْ فیِ الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلیِ الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏.[11]

و شما را اى خردمندان! در قصاص، زندگانى [نهفته‏] است؛ باشد که شما پرهیزگارى ورزید.

قوانین دیگرى مانند حجاب، ممنوعیت نگاه گناه‏آلود و منع خودکشى را مى‏توان در همین‏ راستا تحلیل کرد که تفصیل آن مجال دیگرى مى‏طلبد.

4. انسجام معیشتى‏

بى‏شک ناتوانى در امرار معیشت یکى از مهم‏ترین عوامل فشار روانى است که نظام روانى فرد و خانواده را آسیب‏پذیر و جامعه را دچار بحران مى‏کند. قوانین اقتصادى اسلام در چارچوب احکام واجب مانند زکات و خمس و کفارات و نیز در قالب موارد استحبابى همچون صدقه و بخشش و هدیه، موجب کاهش فشار اقتصادى بر افراد آسیب‏پذیر شده که درنتیجه، سلامت روانى تأمین مى‏گردد. قرآن جایگاه معنوى بالایى براى این امور قائل است که تفصیل آن نیازمند پژوهشى مستقل است.[12]

افزون بر مطالب پیش‏گفته، قرآن به عفو، امربه‏معروف و نهى‏ازمنکر، تواضع، وفاى به عهد، صبر، مشورت، مدارا، محبت و عملِ نیک نیز اشاره نموده که در بهداشت روانى تأثیرى بسزا دارد.

تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، ص: 211 -  216

[13]

 

 



[1] ( 3). اسراء( 17): 23.

[2] ( 1). براى توضیح نکات تفسیرى بنگرید به: مکارم شیرازى، تفسیر نمونه: ج 12، ص 75- 73.

[3] ( 2). عنکبوت( 29): 8.

[4] ( 3). فرقان( 25): 74.

[5] ( 4). نساء( 4): 1.

[6] ( 1). بنگرید به: محمدى رى‏شهرى، میزان الحکمه، ج 4، واژه رحم.

[7] ( 2). حجرات( 49)، 11 و 12.

[8] ( 1). بنگرید به: مطهرى، فلسفه اخلاق، ص 67.

[9] ( 2). بنگرید به: نراقى، معراج السعاده، ص 48- 40؛ غزالى، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 53 و 54.

[10] ( 3). بنگرید به: امام خمینى+، چهل حدیث، ص 24؛ غزالى، احیاء علوم الدین، ج 3، ص 62- 56.

[11] ( 4). بقره( 2): 179.

[12] ( 1). دراین‏باره بدین آیات بنگرید: بقره( 2): 110، 270، 273 و 274؛ آل‏عمران( 3): 134؛ توبه( 9): 60؛ فاطر( 35): 29؛ معارج( 70): 25؛ حدید( 57): 11.

[13] ابراهیمى، مهدى، تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، 1390.