راه‏هاى کنترل غریزه جنسى‏
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: راه‏هاى کنترل غریزه جنسى‏ ،کنترل نگاه‏ ،حجاب و پوشش ،کنترل نفس‏

1. کنترل نگاه‏

نگاه کردن یکى از مهم‏ترین پدیده‏هاى فیزیولوژیک انسانى است که از نظر روانى رفتار آدمى‏را تحت‏تأثیر قرار مى‏دهد. انحراف جنسى از نگاه ناسالم آغاز مى‏گردد و از همین رو قرآن‏کریم مى‏فرماید:

قُل لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ...* وَ قُل لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ....[1]

به مردان مؤمن و زنان مؤمنه بگو دیدگان از نگاه حرام فرودارند و پاکدامنى ورزند ....

بنابراین نخستین مرحله تحریک جنسى و ورود به ورطه بى‏بندوبارى، نگاه‏هاى آلوده است که روابط انسانى را در حد شهوات حیوانى تنزل مى‏دهد.

پیامبر اکرم (ص) نیز مى‏فرماید:

إیّاکُم وَ فُضُولَ النَّظَر فَإنَّه یَبْذُرُ الْهوی وَ یُولِّدُ الغَفْلَة.[2]

از نگاه‏هاى زیادى بپرهیزید؛ زیرا که این نگاه‏ها بذر هوس را مى‏افشاند و باعث غفلت مى‏گردد.

توجه به عظمت خداوند و جلال او و اینکه خدا از اسرار درونى انسان آگاه است، در جلوگیرى از چشم‏چرانى بسیار مؤثر است.

فردى از امام على (ع) پرسید: چگونه چشم خود را کنترل کنیم؟ حضرت فرمود:

بالْخُمودِ تَحْتَ سُلطانِ الْمُطَّلِعِ عَلی سَتْرِکَ.[3]

با در نظر گرفتن قدرت خداوندى که بر تمام نهانى‏هاى تو آگاه است.

قرآن نیز بر این نکته تأکید مى‏ورزد:

یعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُن وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ.[4]

خداوند خیانت چشم‏ها و آنچه را درون‏ها پنهان مى‏دارند، مى‏داند.

بى‏تردید نگاه‏هاى دزدانه و چشم‏چرانانه، مصداق نگاه‏هاى خیانت‏آمیز است.

2. حجاب و پوشش‏


یکى از مهم‏ترین دستورهاى اسلامى براى ایجاد بهداشت جنسى، حکم حجاب است. قرآن به مسئله حجاب این‏گونه اشاره مى‏کند:

وَ قُل لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهنَّ أَوْ ءَابَائهنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهنَّ أَوْ أَبْنَائهنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهنَّ أَوْ إِخْوَانِهنَّ أَوْ بَنی إِخْوَانِهنَّ أَوْ بَنی أَخَوَاتِهنَّ أَوْ نِسَائهنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابعِینَ غَیرِ أُوْلی الْارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلی عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لَا یَضْرِبْنَ بأَرْجُلِهنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخُفِینَ مِن زِینَتِهنَّ وَ تُوبُواْ إِلی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ‏.[5]

و به زنان مؤمن بگو دیدگان [از نگاه حرام‏] فرودارند و پاکدامنى ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند، مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسرى‏هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند، جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان‏ یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [هم‏آیین‏] خود یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‏اى که نیاز [به زن‏] ندارند، یا کودکانى که از شرمگاه‏هاى زنان آگاهى ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده مى‏دارند، آشکار گردد و همگان اى مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید؛ باشد که رستگار گردید.

در آیه قبل ابتدا خداوند دستور مى‏دهد که مردان نگاه خود را کنترل کنند و سپس همین دستور را براى زنان تکرار مى‏کند و آنگاه حکم پوشش را بیان مى‏دارد و در پایان نیز حریم محرمیت را تبیین مى‏کند.

در حکم پوشش، دو مسئله بیان شده است:

اول اینکه زنان نباید زیبایى و زیورآلات خود را براى نامحرمان آشکار سازند، مگر آنچه به‏طور عادى آشکار است. مفسران درباره مفهوم زینت و میزان استثناى آن بسیار سخن گفته‏اند که مجال پرداختن به آن نیست، اما جمع‏بندى این گفته‏ها آن است که واژه زینت، هم بر زیورآلات اطلاق مى‏گردد و هم بر محل بستن آن در بدن مانند دست و گردن. بنابراین افزون بر پوشش بدن، زیورآلات نیز باید پوشیده باشد و استثنا فقط شامل صورت، دست‏ها و پاها تا مچ است و یا زیورهایى همچون انگشتر.[6]

دوم آنکه خمار، یعنى روسرى که باید آن را روى گردن نیز بیندازند تا گردن هم پوشیده باشد. گفتنى است که در صدر اسلام مرسوم بود که زنان عرب گردن خود را نمى‏پوشاندند.[7]

مسئله پوشش گرچه تا حدودى براى مردان نیز لازم است، اما به‏طورکلى این حکم مربوط به زنان است. فلسفه این اختصاص، به تفاوت ساختار روانى و فیزیولوژیک مرد و زن- به‏ویژه در غریزه جنسى- بازمى‏گردد. ویژگى غریزه زن، انفعال یا پذیرندگى و به تعبیرى معشوقیت‏ است؛ درحالى‏که غریزه مردانه، فعال و خواهان و عاشق است. ازاین‏رو زن به‏طور طبیعى به خودآرایى و آرایش و تبرج تمایل دارد تا بر قلب مرد سلطه یابد و او را شیفته خود سازد. حکم حجاب مى‏خواهد این میل طبیعى را تحت کنترل درآورد تا وقار و شخصیت او در معرض تلذذ مردانه قرار نگیرد و ارتباط مرد و زن، به محیط سالم و مشروع محدود گردد. اسلام مسئولیت این بخش از بهداشت جنسى را به زن مى‏سپارد تا با پوشش خود نگاه مرد را از ظاهر به شخصیت او معطوف دارد.[8]

البته باید دانست در دنیاى امروز شبهات و اشکالات بسیارى در مورد حجاب مطرح است.[9] فقط یادآور مى‏شویم که چون حجاب افزون بر بعد شرعى، مسئله‏اى اجتماعى نیز هست، بین سنت‏هاى اجتماعى و احکام دینى آن نوعى آمیختگى به‏وجود مى‏آید که تفکیک آن براى مردم دشوار است. به همین‏رو، بسیارى از این شبهات مربوط به بعد سنتى و اجتماعى حجاب است، نه بعد شرعى و دینى آن. بنابراین اگر حجاب در قالب دینى آن اجرا شود، هم با فرهنگ‏هاى مختلف اجتماعى تطبیق‏پذیر است و هم اجراى آن مانع فعالیت‏هاى اجتماعى زنان نمى‏شود.

3. کنترل نفس‏

ریشه همه غرایز به نفس انسانى و تمایلات او بازمى‏گردد که در قوه تخیل شکل مى‏گیرد. به بیانى دیگر، فعالیت قوه تخیل سبب مى‏گرد که غرایز در بسیارى از موارد فعال شود. خویشتن‏دارى و محافظت نفس موجب مى‏شود که انسان غریزه جنسى خود را کنترل کند و به تعبیرى بر تخیلات خود مسلط باشد. قرآن بر همین اساس انسان را به پاکدامنى مى‏خواند و در توصیف مؤمنان مى‏فرماید:

وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجهمْ حَافِظُونَ‏.[10]

آنان‏که پاکدامن‏اند.

پاکدامنى بدین معناست که انسان بتواند با وجود میل باطنى براى انجام چیزى، خود را کنترل کند و از انجام آن چشم پوشد. بنابراین اگر این باور در انسان پدید آید که نباید تحت‏تأثیر غرایز نفسانى خود باشد، با قدرت نفس مى‏تواند خود را کنترل کند. بر همین اساس قرآن نیز چنین توصیه مى‏کند:

وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ‏.[11]

کسانى که توان ازدواج نمى‏یابند، باید خویشتن‏دارى کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بى‏نیازى دهد.

این آیه اولًا مى‏خواهد به انسان‏ها امیدوارى دهد که شرایط زندگى همیشه یکسان باقى نمى‏ماند و بى‏تردید زمینه‏هاى مثبت ازدواج فراهم مى‏گردد. دوم اینکه روابط جنسى نامشروع به‏دلیل ناتوانى بر ازدواج نمى‏تواند موجّه باشد. از این آیات مى‏توان دریافت که انسان مى‏تواند خود را کنترل کند و این قدرت در درون او وجود دارد. بنابراین باید انسان «بخواهد» تا بتواند بر نفس خویش چیره گردد. بى‏گمان رعایت محرم و نامحرم بودن و حفظ حرمت و عفت، براى بالابردن توان نفسانى و کاهش تحریک‏پذیرى است. مولوى در ضمن بیان داستانى چنین مى‏گوید:

هیچ‏کس را با زنان محرم مدار

 

که مثال این دو پنبه است و شرار

آتشى باید بِشسته زآب حق‏

 

همچو یوسف معتصم اندر زَهِق‏

کز زلیخاى لطیف سَرو قد

 

همچو شیران خویشتن را وا کشَد[12]

     

 

البته ممکن است بسیارى از این دستورها از نظر دینى در مرتبه واجبات و محرمات نباشد، اما فلسفه آنها تقویت نفس و کنترل انسان است.

4. رعایت حریم خصوصى‏

یکى از نکاتى که قرآن مورد تأکید قرار مى‏دهد، لزوم اجازه گرفتن فرزندان براى ورود به اتاق پدر و مادر در برخى از ساعات شبانه‏روز است. این تأکید بدین معناست که پدر و مادر نیز باید حریم خصوصى خود را حفظ کنند و درخصوص مسائل زناشویى، مسائل اخلاقى را رعایت نمایند تا فرزندان از آثار سوء ناشى از مشاهده رفتارهاى جنسى در امان بمانند.

قرآن مى‏فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذینَ ءَامَنُوا لِیَستَ- ئْذِنَکمُ الَّذینَ مَلَکتْ أَیْمَانِکمْ وَ الَّذینَ لَمْ یَبلُغُوا الْحُلُمَ مِنکمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبلِ صَلَوةِ الفَجْرِ وَ حینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکم مِنَ الظَّهیرَةِ وَ مِن بَعدِ صَلَوةِ العِشَآءِ ثَلاثُ عَوْرَاتٍ لَکم ...* وَ إِذَا بَلَغَ الأَطفَالُ مِنکمُ الْحُلُمَ فَلیَسْتَ- ئْذِنُوا کمَا استَئذَنَ الَّذینَ مِن قَبلِهم ....[13]

اى مؤمنان! باید کسانى که بردگان شمایند و فرزندان نابالغ شما، سه‏بار [در شبانه‏روز] از شما رخصت بخواهند: پیش از زمان نماز بامداد، و هنگامى که نیمروز لباس خود را درمى‏آورید و پس از نماز عشا. [این،] سه‏هنگام برهنگى شماست ... و چون کودکانتان به [سن‏] بلوغ رسیدند، باید هنگام ورود اجازه بگیرند؛ مانند کسانى که پیش از آنان اجازه مى‏گرفتند.

این دستور قرآنى گرچه خطاب به فرزندان در شرایط خاصى است، در حقیقت قاعده‏اى کلى را بیان مى‏دارد که عبارت است از «مراعات حریم اختصاصى زمانى و مکانى».

 

تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، ص:193 -  198

[14]

 

 



[1] ( 1). نور( 24): 30 و 31.

[2] ( 2). محمدى رى‏شهرى، میزان الحکمه، ج 13، ح 20245.

[3] ( 1). همان، ح 20300.

[4] ( 2). غافر( 40): 19.

[5] ( 3). نور( 24): 31.

[6] ( 1). بنگرید به: طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 15، ص 111؛ مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج 14، ص 439 و 440. درباره جزئیات مسئله حجاب نیز بنگرید به: بى‏آزار شیرازى، رساله نوین، ج 3، ص 48 و 49.

[7] ( 2). بنگرید به: مکارم شیرازى، تفسیرنمونه، ج 14، ص 440. قرآن در سوره احزاب( آیه 31 و 59) نیز خطاب به زنان پیامبر نکاتى را درباره حجاب بیان مى‏دارد.

[8] ( 1). براى آگاهى بیشتر بنگرید به: مطهرى، مسئله حجاب، ص 80- 66.

[9] ( 2). بنگرید به: همان، ص 106- 84.

[10] ( 1). مؤمنون( 23): 5.

[11] ( 2). نور( 24): 33.

[12] ( 3). مولوى، مثنوى معنوى، دفتر 5، ابیات 3874- 3872.

[13] ( 1). نور( 24): 58 و 59.

[14] ابراهیمى، مهدى، تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، 1390.