راهکارهاى سازنده اسلام جهت ایجاد آرامش روانی
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: راهکارهاى سازنده اسلام جهت ایجاد آرامش روانی ،ازدواج زمینه‏ساز آرامش روانى‏ ،غریزه جنسى ،اسلام و روابط جنسى

یک. ازدواج زمینه‏ساز آرامش روانى‏

قرآن درباره هدف ازدواج مى‏فرماید:

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ....[1]

و از نشانه‏هاى او این است که از خودتان همسرانى برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگى پایدار و مهر پدید آید.

در اسلام ازدواج تنها براى تأمین نیازهاى جنسى نیست. اسلام مى‏خواهد با ایجاد رابطه مودت‏آمیز و عاشقانه در محیط خانوادگى بین زن و شوهر، روابط جنسى را در پرتو آن قرار دهد. بى‏گمان رابطه جنسى برخاسته از عشق و احساس انسانى، بهترین اشباع‏کننده غریزه جنسى است. در مقابل، رابطه جنسى که با انگیزه غیرانسانى شکل مى‏گیرد، موقتاً پاسخگوى این غریزه است. بنابراین رابطه محبت‏آمیز بین زن و شوهر، کنترل‏کننده غریزه جنسى است و به همین رو در مواردى که این رابطه مخدوش گردد، غریزه جنسى به تنوع‏طلبى روى مى‏آورد.

اسلام روابط جنسى را فقط در قالب قرارداد ازدواج بین زن و مرد مى‏پذیرد. بنابراین هرگونه رابطه جنسى در خارج از چارچوب قرارداد ازدواج، نامشروع و حرام مى‏داند. بى‏تردید ایجاد این محدودیت به‏منظور سالم نگاه داشتن محیط اجتماعى از روابط غیرانسانى است. در اینجا ممکن است پرسیده شود که در بیشتر جوامع بشرى این محدودیت وجود ندارد و رابطه افراد با یکدیگر نیز تابع اصول انسانى است، ازاین‏رو محدودیت‏هایى از این دست چه لزومى دارد؟ پاسخ اینکه:

1. این محدودیت، منعى قانونى است که زمینه وقوع خطر را کاهش مى‏دهد، نه اینکه خطر را کاملًا از بین ببرد؛ چراکه انسان تحت‏تأثیر غرایز و احساساتِ دیگرِ خود نیز هست. به تعبیرى دیگر، قانون دینى براى همه افراد در همه زمان‏ها وضع مى‏شود تا سعادت بشر براى همیشه تضمین گردد. حال اگر عده‏اى نیز در جامعه زمینه انحراف کمترى دارند، نمى‏تواند دلیلى بر نادیده گرفتن قانون عمومى باشد.

2. نباید بسیارى از خطرهایى که برخى جوامع بشرى را تهدید مى‏کند، نادیده گرفت؛ خطرهایى چون کاهش روابط محبت‏آمیز و انسانى در روابط جنسى، سست‏شدن جایگاه خانواده، سقط جنین‏هایى که به صورت نامشروع به‏وجود آمده‏اند و یا فسادهاى اجتماعى که به تبع روابط نامشروع پدید مى‏آید. البته ممکن است انسان بتواند برخى از عوارض آنها را کنترل کند، اما چنان‏که گفته شد، اسلام به این موارد نگاه پیشگیرانه دارد نه درمانگرانه؛ یعنى مى‏خواهد این مسائل به وقوع نرسد، نه اینکه وقتى به‏وجود آمد، آن را از بین ببرد.

یکى از معضلات اساسى امروز جامعه بشرى این است که برخى مى‏پندارند با ایجاد رابطه جنسى آزاد مى‏توان غریزه جنسى را اشباع کرد. اینان معتقدند رابطه محدود و محصور در انسان حرص و طمع را افزایش مى‏دهد. ازاین‏رو اگر محدودیت‏ها برداشته شود، همه‏چیز براى انسان حالت طبیعى مى‏یابد. این پندار به چند دلیل نادرست است:

1. غریزه جنسى مادامى که از نظر فیزیولوژیک در انسان وجود داشته باشد، به هر شکلِ ممکن بروز مى‏کند. بدین‏سان، تنوع‏طلبى در غریزه جنسى افزایش مى‏یابد و حتى از شکل انسانى خارج مى‏گردد. بنابراین باید آن را در نقطه‏اى مهار کرد تا هیجان طبیعى این غریزه براى روابط طبیعى باقى بماند.

2. قدرت عقل مى‏تواند همه غرایز را تحت سلطه خود درآورد و اساساً تفاوت انسان و حیوان نیز در همین است. ازاین‏روى، انسان با عقل خویش و برنامه‏ریزى مى‏تواند غریزه‏ جنسى را کنترل کند. مولوى در داستان حضرت یوسف مى‏گوید زنان مصرى از آن‏رو که عقل را رها کردند، به عشق یوسف درباختند:

آن زنان چون عقل‏ها در باختند

 

بر رواق عشق یوسف تاختند[2]

     

 

3. عواطف انسانى قدرتى فراتر از غرایز دارند. به همین رو، اگر ازدواج بر مبناى عاطفه و روابط عاشقانه انسانى باشد، غریزه جنسى را در پرتو خود قرار مى‏دهد و بدین‏سان لذت جنسى با لذت عشق همراه مى‏گردد. بسیارى از دستورهاى اسلامى مانند حفظ حجاب درمورد بانوان، براى افزایش انگیزه عاشقانه است تا محیط انسانى سالم بماند.

از آیه مورد بحث مى‏توان این‏گونه نیز برداشت کرد که رابطه سالم زناشویى به سنخیت شخصیتى بستگى دارد؛ چراکه مى‏فرماید از خودتان همسرانى برایتان آفرید. به بیانى دیگر، افراد باید هم‏شأن خود را بیابند و با او ازدواج کنند. قرآن در آیه دیگرى مى‏فرماید:

الْخَبیثَاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثَاتِ وَ الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ....[3]

زنانِ پلید براى مردان پلید و مردان پلید براى زنان پلیدند و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک‏اند ....

با توجه به تأکیدى که بر تکرار کلمات وجود دارد، مى‏توان دریافت که اسلام به مسئله سلامت و هم‏سنخى اخلاقى در بحث ازدواج اهمیت بسیارى مى‏دهد.

در روایات اسلامى نکاتى مطرح شده که زمینه هماهنگى و هم‏کفوى بین زن و مرد را فراهم مى‏کند؛ مانند اهمیت دادن به دین و اخلاق فرد، بسنده نکردن به مسائل ظاهرى همچون زیبایى و ثروت و موقعیت، دورى‏کردن از فخر فروشى و خودنمایى در ازدواج و نیز توجه‏نمودن به اصالت خانوادگى.[4]

 

تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، ص: 192

[5]

 

 



[1] ( 1). روم( 30): 21.

[2] ( 1). مولوى، مثنوى معنوى، دفتر 5، بیت 3237؛ نیز بنگرید به: همان، بیت 3878 و 3879.

[3] ( 2). نور( 24): 26.

[4] ( 3). براى آگاهى بیشتر بنگرید به: فلسفى، بزرگسال و جوان، ج 2، ص 282- 243.

[5] ابراهیمى، مهدى، تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، 1390.