بهداشت لباس‏ در قرآن
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: بهداشت لباس‏ در قرآن

انسان براى محافظت از بدن خود نیازمند لباس است. ازاین‏رو، بدیهى است که قسمت عمده بهداشت انسان به لباس او مربوط مى‏گردد. قرآن درباره لباس خطاب به پیامبر اکرم (ص) دستورى کلى مى‏دهد:

وَ ثِیَابَکَ فَطَهِّرْ.[1]

و جامه‏ات را پاکیزه گردان.

جالب آنکه این دستور پس از فرمان خدا درمورد ابلاغ رسالت و انذار مردم است. ازاین‏رو، کسانى که رسالت مردمى دارند، باید بیشتر به نظافت و آراستگى لباس خویش توجه کنند. قرآن افزون بر این، واژه زینت را نیز به‏کار مى‏برد:

وَ مِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا.[2]

از هر یک گوشت تازه مى‏خورید و زیورى بیرون مى‏کشید که آن را مى‏پوشید.

کلمه «حلیه» به معناى زیور و زیبایى است.[3] بنابراین قرآن بر زیبایى تأکید خاصى دارد که شامل لباس نیز مى‏گردد. لباس به‏جز آنکه جنبه فردى دارد، از نظر اجتماعى نیز درخور توجه است. در جامعه، لباس هم مى‏تواند وسیله فخرفروشى و خودنمایى باشد و هم نمودار شخصیت اجتماعى. به‏هرروى، افراد در پوشیدن لباس باید از حالت افراط و تفریط به‏دور باشند؛ چنان‏که امام على (ع) درباره متقین مى‏فرماید:

وملبسهم الاقتصاد

.[4]

انسان‏هاى باتقوا در لباس پوشیدن میانه‏رو هستند.

بى‏تردید باتقوایان، در پوشش خود هم مسائل اقتصادى را رعایت مى‏کنند و هم به جنبه‏هاى اجتماعى آن نظر دارند. در روایتى امام صادق (ع) پس از آنکه مى‏فرماید خداوند خود زیباست و زیبایى را دوست دارد و ترش‏رویى را نمى‏پسندد، در ادامه مى‏فرماید:

خداوند دوست دارد وقتى به بندگان خویش نعمتى مى‏دهد، اثر آن را ببیند. فردى از امام سؤال مى‏کند: چگونه مى‏توان اثر نعمت‏هاى او را ظاهر کرد؟ حضرت مى‏فرماید: لباس خویش را پاکیزه گرداند و خود را خوشبو نماید.[5]

درباره چگونگى پوشیدن لباس و انتخاب رنگ آن و رعایت نظافت به‏ویژه در مراکز عمومى و عبادى، با روایات بسیارى روبه‏روییم.[6]

 

تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، ص: 186

[7]

 

 



[1] ( 3). مدّثر( 74): 4.

[2] ( 4). فاطر( 35): 12.

[3] ( 5). بنگرید به: طریحى، مجمع البحرین، ج 1، ص 105؛ قرشى، قاموس قرآن، ج 2، ص 169.

[4] ( 1). نهج‏البلاغه، خ 193.

[5] ( 2). محمدى رى‏شهرى، میزان الحکمه، ج 2، ح 2465.

[6] ( 3). براى آگاهى بیشتر دراین‏باره بنگرید به: همان، ج 11، ص 5295- 5284، نهج الفصاحه، ح 564 و 565.

[7] ابراهیمى، مهدى، تفسیر موضوعى قرآن ویژه رشته هاى علوم پزشکى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، 1390.