شیوه‏هاى صدور انقلاب‏
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: شیوه‏هاى صدور انقلاب‏

امام‏ خمینى براى پیشبرد اهداف انقلاب، از شیوه‏هاى خشونت‏آمیز بهره نبرد؛ بلکه از طریق روشن کردن افکار عمومى و با برپایى تظاهرات و اطلاعیه و شعارهاى اسلامى و ... عزمى ملى پدید آورد و انقلاب را تا پیروزى کامل، هدایت کرد. ایشان در صدور انقلاب نیز معتقد به همین شیوه است و در برابر تبلیغات جهانى که ایران را به لشکرکشى و جنگ و تجاوز به کشورهاى دیگر متهم مى‏کردند، بارها اعلام کرد که جمهورى اسلامى نه‏تنها امکان حمله نظامى ندارد، بلکه هیچ‏گونه انگیزه و تصمیمى براى لشکرکشى ندارد.[1] امام براى صدور انقلاب، راه‏هاى بسیار مسالمت‏آمیز و در عین حال، قابل اجرایى را در دستور کار قرار داد. برخى از این شیوه‏ها به‏شرح زیر است:


1. تبلیغ اسلام راستین‏

در طول قرن‏هاى اخیر، استعمارگران تلاش فراوان و تبلیغات گسترده‏اى کردند تا چهره‏اى غیرواقعى از اسلام ارائه دهند. امام‏خمینى در مقابلِ سیل عظیم تبلیغات منفى استعمارگران اعلام کردند:

ما که مى‏گوییم مى‏خواهیم انقلابمان را صادر کنیم، نمى‏خواهیم با شمشیر باشد، بلکه مى‏خواهیم با تبلیغ باشد. ما مى‏خواهیم تبلیغات گسترده‏اى را که کمونیست‏ها و دیگران بر ضد اسلام مى‏کنند، با تبلیغات‏ صحیح خنثى کنیم و بگوییم که اسلام همه‏چیز دارد.[2]

امام‏خمینى معتقد است که اگر ملت‏ها با فطرت پاکى که دارند، با اسلام حقیقى آشنا شوند، قطعاً به آن گرایش پیدا خواهند کرد و آن را با جان و دل مى‏پذیرند.[3] در این صورت، پیام انقلاب، که همان برپایى اسلام است، صادر شده است.

... مسئله دیگر، صدور انقلاب است که بارها گفته‏ام ما با کسى، جنگى نداریم ... مستضعفین به اسلام چشم دوخته‏اند. باید با تبلیغات صحیح، اسلام را آن‏گونه که هست، به دنیا معرفى نمایید. وقتى ملت‏ها اسلام را شناختند قهراً به آن روى مى‏آورند و ما چیزى جز پیاده شدن احکام اسلام در جهان نمى‏خواهیم.[4]

در این راه، یک مشکل اساسى وجود داشت: غول‏هاى بزرگ رسانه‏اى جهان، در اختیار غرب بود و اخبار و اطلاعات را آن‏گونه که خود مى‏خواستند به جهانیان منتقل مى‏کردند. در مقابل، جمهورى اسلامى با بحرانى جدى روبه‏رو بود و با حداقل امکانات رسانه‏اى و تبلیغاتى، قدرت رویارویى با حجم عظیم تبلیغاتى غرب را نداشت. با این همه امام معتقد بود که «نباید مأیوس بشویم؛ ما با همین عده قلیل، همان‏طورى که آن قدرت بزرگ شیطانى محمدرضا را که دنبالش همه قدرت‏ها بود، به همت همین جوان‏هاى ایران شکستیم ... با همت والاى دانشگاه و فیضیه ... در یک مدت کوتاهى ان‏شاءالله تبلیغات به‏جایى برسد که همه دنیا را، ما پر از مظاهر اسلامى بکنیم.»[5]

امام‏خمینى در این زمینه، علاوه بر توصیه‏هاى فراوانى که به صدا و سیما، وزارت ارشاد، وزارت امور خارجه و دیگر مسئولان مربوط و حوزه و دانشگاه داشتند، دست به یک ابتکار عمل جالب زدند. امام‏خمینى حتى در سخت‏ترین شرایطِ نظام و در شرایطى که ایران اسلامى، مظلومانه در برابر سیل توطئه‏هاى جهان استکبار مقاومت مى‏کرد، آن‏چنان پرشور و محکم از صدور انقلاب سخن مى‏گفتند، که غرب را وادار به موضع‏گیرى مى‏کرد.

در واقع پیام‏ها و موضع‏گیرى‏هاى بسیار سرسختانه و پرشور امام‏خمینى درباره صدور انقلاب، دشمنى‏هاى شفاف او با فرهنگ غرب و دعوت از همه مسلمانان براى مبارزه با استعمار و وابستگى، غرب را واداشت تا تمام سیستم خبرى و تبلیغاتى خود را براى مبارزه با بیدارى اسلامى و اعلام دشمنى جمهورى اسلامى با سیاست‏هاى غرب، به گوش جهانیان برساند. اگرچه این تبلیغات، دشمنانى براى نظام اسلامى به‏وجود آورد، اما ملت‏هاى بسیارى را نیز نسبت به ایران کنجکاو کرد و بسیارى را نیز شیفته جمهورى اسلامى ساخت.

در سرتاسر جهان، بسیارى از ملت‏هاى تحت ستم، امام‏خمینى و ایران اسلامى را مظهر مبارزه با استثمار و استعمار، و حامى و پناهگاه مستضعفان و مظلومان مى‏دانستند و از این پس، به اعتراف بسیارى از «خبرگزارى‏ها، در بسیارى از دورافتاده‏ترین روستاها، از اندونزى در شرق آسیا تا آنگولا و مناطق آفریقا، عکس آیت‏الله خمینى را به‏عنوان ناجى مسلمانان محروم و دشمن استکبار جهانى، به دیوار خانه خود نصب مى‏کردند.»[6]

2. اجراى صحیح برنامه‏هاى اسلام در ایران و نشان دادن الگوى مناسبى براى سایر کشورها

امام‏خمینى در سخنرانى‏ها و پیام‏هاى مختلف، با اشاره به دستاوردهاى مهم نظام، از جمله شکست رژیم وابسته پهلوى، به‏دست آوردن استقلال، شکستن هیبت ابرقدرت‏ها، وحدت و برادرى مردم و مسئولان نظام، تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعى و ... نظام اسلامى ایران را به‏عنوان الگویى براى سایر ملت‏ها و دولت‏ها معرفى کرده و دیگران را نیز به پیمودن این مسیر فرا خواندند.[7]

ایشان از این بابت، وظیفه خود را قدردانى از ملت بزرگ ایران مى‏دانند:

من باید از تمام اقشار ملت تشکر کنم که یک ملت نمونه هستید و امید است که این ملت نمونه، اسباب این بشود که انقلاباتى در ... دنیا پیدا بشود، زیادتر از آنى که الآن هست.[8]

امام‏خمینى در عین حال به مسئولان نظام، سفرا و کارداران وزارت امور خارجه، دانشجویانى که براى تحصیل به خارج از کشور مى‏روند، ورزشکاران، زائران خانه خدا و همه کسانى که به‏شکلى با خارج از کشور در ارتباط هستند، تذکر مى‏دهد که باید با رعایت قوانینِ اسلامى و رفتار مناسب و اسلامى، وظیفه خود را که صدور انقلاب است، به‏خوبى به انجام رسانند و توجه داشته باشند که‏ عمل خلاف آنها، موجب بدبینى نسبت به نظام اسلامى خواهد شد.[9] از طرفى موج فزاینده نسبت‏هاى ناروا به انقلاب و تهمت وابستگى به غرب و شرق و حتى اسرائیل، ایجاب مى‏کرد که امام، مواضع اسلامى و انقلابى ملت ایران را به مناسبت‏هاى مختلف به گوش جهانیان برساند و بر دشمنى با غرب و شرق وتلاش براى تبلیغ اسلام و برقرارى نظام عدل اسلامى در سرتاسر جهان تأکیدکند.

3. تلاش در جهت هماهنگ کردن دولت‏ها با ملت‏ها

امام‏خمینى یکى از مشکلات اساسى جوامع اسلامى را جدایى دولت‏ها از ملت‏هایشان مى‏دانند و ریشه این جدایى را نیز اعتماد و وابستگى آنها به بیگانگان مى‏شمارند. به همین دلیل با اشاره به صمیمیت مردم و مسئولان در ایران و حمایت همه‏جانبه مردم از نظام، فلسفه صدور انقلاب را آشتى دادن دولت‏ها با ملت‏ها مى‏داند:

ما که مى‏گوییم انقلابمان را مى‏خواهیم صادر کنیم ... مى‏خواهیم بین ملت‏ها و دولت‏ها آشتى بدهیم. دولت‏ها اگر توجه بکنند و یا مطالعه کنند و وضع ایران را ببینند [که‏] ملت با دولت چه وضعى دارد، گمان ندارم که آنها تحت‏تأثیر واقع نشوند.[10]

4. آشنایى دولت‏ها و ملت‏ها با نقشه‏هاى شوم استعمار و دعوت آنها به عزت و اقتدار

امام‏خمینى بزرگ‏ترین مشکلات جهان اسلام را تفرقه، بیگانگى از اسلام‏ راستین، وابسته بودن سران کشورها به ابرقدرت‏ها، از دست دادن اعتماد به‏نفس، و ناآگاهى ملت‏ها از نقشه‏هاى دشمنان و استعمارگران مى‏داند.[11] به همین دلیل یکى از مهم‏ترین وظایف جمهورى اسلامى را صدور تجربیات خود در این زمینه‏ها و ارائه راهکارهاى عملى براى برون‏رفت از این مشکلات مى‏شمارد:

ما به تمام دنیا تجربه‏هایمان را صادر مى‏کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچک‏ترین چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مى‏دهیم و مسلّماً محصول صدور این تجربه‏ها، جز شکوفه‏هاى پیروزى و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام براى ملت‏هاى دربند نیست. روشنفکران اسلامى همگى با علم و آگاهى باید راه پر فراز و نشیب دگرگون کردن جهان سرمایه‏دارى و کمونیسم را بپیمایند و تمام آزادى‏خواهان باید با روشن‏بینى و روشنگرى، راه سیلى زدن بر گونه ابرقدرت‏ها و قدرت‏ها، خصوصاً آمریکا را بر مردم سیلى‏خورده کشورهاى مظلوم اسلامى و جهان سوم ترسیم کنند.[12][13]

امام خمینى و بیدارى اسلامى، ص:177 -  282

 

 

 



[1] ( 1). براى نمونه بنگرید به: همان، ج 15، ص 321؛ ج 18، ص 292، 293 و 414.

[2] ( 1). مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‏خمینى، صدور انقلاب از دیدگاه امام‏خمینى( تبیان، دفتر ششم)، ص 59.

[3] ( 2). بنگرید به: همان، ص 61.

[4] ( 3). همان، ص 111. همچنین بنگرید به: همان، ص 117- 112؛ سیدروح‏الله موسوى‏خمینى( امام)، صحیفه امام، ج 9، ص 328 و 339.

[5] ( 1). مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‏خمینى، صدور انقلاب از دیدگاه امام‏خمینى( تبیان، دفتر ششم)، ص 41.

[6] ( 1). یوسف مازندى، ایران ابرقدرت قرن، ص 705.

[7] ( 2). براى نمونه بنگرید به: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، صدور انقلاب از دیدگاه امام‏خمینى( تبیان، دفتر ششم)، ص 39، 43، 51 و 52.

[8] ( 3). همان، ص 54.

[9] ( 1). همو، تبلیغات از دیدگاه امام‏خمینى( تبیان، دفتر بیست و سوم)، ص 129- 91.

[10] ( 2). همو، صدور انقلاب از دیدگاه امام‏خمینى( تبیان، دفتر ششم)، ص 58.

[11] ( 1). بنگرید به: همو، قومیت، ملیت و اندیشه فراملى( تبیان، دفتر سى و چهارم).

[12] ( 2). همو، صدور انقلاب از دیدگاه امام‏خمینى( تبیان، دفتر ششم)، ص 44.

[13] حسینى فر، رضا، امام خمینى و بیدارى اسلامى، 1جلد، - - -، چاپ: ---، ---.