ویژگى‏ها و عملکرد خواص باطل از دیدگاه امام خمینى (ره)
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ویژگى‏ها و عملکرد خواص باطل از دیدگاه امام خمینى (

کسانى که حفظ منافع دنیایى و استعمارى خویش را در تضاد با ارزش‏هاى متعالى اسلام مى‏بینند با مطالعات دقیق و جامعه‏شناسانه و روانشناسانه در وضعیت و کیفیت سیاست‏هاى راهبردى جبهه حق؛ براى بازگشت یا تحکیم قدرت و سلطه خویش در میان مسلمانان و مستضعفان و به قصد انحراف در انقلاب‏ها و یا براندازى نظام‏هایى که بر پایه حاکمیت دینى استوار است؛ از هیچ کوششى دریغ نمى‏ورزند. این از عمده‏ترین و برجسته‏ترین شاخصه‏هاى دشمنان اسلام است. در این قسمتِ بحث، به مهم‏ترین خصوصیات و نقشه‏هاى دشمنان در رویارویى با اسلام و مبارزان اسلامى و انقلاب اسلامى از دیدگاه امام مى‏پردازیم.[1]


1- نفوذ در جبهه حق‏

از نقشه‏هاى عمیق و با سابقه دشمنانِ اسلام، نفوذ یافتن در جبهه حق است و این کار را با شخصیت‏سازى در مجامع فرهنگى یا سیاسى آغاز مى‏کنند و با مهره گزینى در این مراکز به تدریج و با ظرافت و برنامه‏ریزى خاصى کشورها و ملت‏هاى اسلامى را به دام استثمار مى‏کشانند.

دشمنان و استعمارگران راهیابى به مراکز تربیتى، علمى و آموزشى را از اصلى‏ترین برنامه‏هاى خود براى انحراف در این مراکز یا دستیابى به مرکز قدرت در حکومت دینى مى‏دانند، از این رو با نفوذ دادن افراد خود به این پایگاه‏هاى مهم انسان‏ساز و سیاستگذار جامعه و حکومت، تلاش مى‏کنند تا در مقابل فرهنگ اصیل و تحرک‏آفرین و ظلم‏ستیزِ اسلام ناب، جریانات انحرافى و یا استحاله تدریجى به وجود آورند.حضرت امام درباره این نقشه خطرناک و ویژگى آسیب‏زننده دشمنان انقلاب اسلامى مى‏فرماید:

... یکى از راه‏هاى با اهمیت براى مقصد شوم آنان و خطرناک براى اسلام و حوزه‏هاى اسلامى، نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‏هاى علمیه است، که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه‏ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافى است، و خطر بسیار عظیم آن در دراز مدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیّاد که با آگاهى بر علوم اسلامى و جا زدن، خود را در بین توده‏ها و قشرهاى مردم پاک‏دل و علاقمند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‏هاى اسلامى و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب مى‏باشد و مى‏دانیم که قدرت‏هاى بزرگِ چپاولگر، در میان جامعه‏ها افرادى [را] به صورت‏هاى مختلف، از ملى‏گراها و روشنفکران مصنوعى و روحانى‏نمایان- که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب‏رسان‏ترند!- ذخیره دارند که گاهى سى، چهل سال با مشى اسلامى و مقدس‏مآبى، یا پان‏ایرانیسم و وطن‏پرستى و حیله‏هاى دیگر، با صبر و بردبارى، در میان ملت‏ها زیست مى‏کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام مى‏دهند.[2]

... ممکن است یک نفر آدم ده بیست سال ادعاى صداقت بکند و ملّیت بکند و فحش هم بدهد به خارجى‏ها، مقاله هم بنویسد براى آن‏ها به ضد آن‏ها تا در دل مردم درست جاگیر بشود براى یک روز.[3]

از دیدگاه امام یکى از برنامه‏هاى دراز مدت خواص باطل براى استحاله معنوى و فرهنگى انقلاب اسلامى و یا براندازى آرام و تدریجى بهره‏گیرى از عوامل نفوذى خویش در سازمان‏هاى مختلف سیاسى، اجتماعى و فرهنگى است. ایشان معتقدند اکثر مشکلاتى که در مسیر بالندگى انقلاب و جمهورى اسلامى پدید مى‏آید و عوام را نیز دچار شبهه‏زدگى مى‏نماید فعالیت‏هاى مرموز و فریبنده عوامل نفوذى است و به ملت ایران هشدار مى‏دهد:

به هوش باشید که موریانه‏هاى موذى، این ایادى استکبار جهانى درصدد رخنه کردن در صفوف شما هستند.[4]

2- ایجاد جنگ روانى (تهمت، توهین، و ...)

کارآمدترین سلاح دشمنان انقلاب و جمهورى اسلامى در مقابله با نظام اسلامى، بهره‏گیرى از جنگ تبلیغى و روانى است، دشمنان با استفاده از تهمت، توهین، شایعه‏افکنى و ترور شخصیتى نخبگان خواص حق، عرصه را بر فرهیختگان جامعه تنگ مى‏کنند.

از روش‏هاى ایجاد جنگ روانى دشمن، هتاکى و توهین به مراجع و علماى بزرگ اسلام است؛ تلاش مخالفان حاکمیت دینى همواره بر این است که با توهین به علما و مراجع و اندیشمندانى که در پیشبرد نهضت اسلامى نقش مؤثرى دارند و استمرار بخشِ رسالت انبیاء هستند، حیثیت سیاسى اجتماعى آن‏ها را خدشه‏دار سازند.

جوّ سازى علیه شخصیت‏هاى مؤثر در جبهه حق از ترفندهاى پیچیده شیاطین توطئه‏گر است تا فضاى جامعه را آلوده سازند و اذهان عموم را نسبت به نخبگان و فرهیختگان مشوه نمایند و در نتیجه به حذف خواص حق منجر گردد. امام با اشاره به حوادث مشروطیت و شیوه جوّسازى ایادى دشمن درباره شیخ فضل‏الله نورى چنین بیان مى‏فرماید:

قضیه مرحوم آقا شیخ فضل‏الله را در نجف هم یک جور بدى منعکس کردند، که آن جا هم صدایى از آن درنیامد، این جوّى که ساختند در ایران و در سایر جاها، این جوّ اسباب این شد که آقا شیخ فضل‏الله را با دست بعضى از روحانیون خود ایران محکوم کردند و بعد او را آوردند در وسط میدان و به دار کشیدند.[5]

آیت‏الله کاشانى که یکى از برجسته‏ترین رجال سیاسى مذهبى در سال‏هاى 1320 تا 1330 بود و فعالیت‏هاى مهمى در جهت خنثى کردن نقشه‏هاى استعمارى انگلیس در ایران و عراق داشت از سوى عمال اجانب ترور شخصیتى شد و در انزوا قرار گرفت. امام ضمن نقل خاطره‏اى چگونگى جوّسازى دشمنان را در جهت منزوى کردن ایشان بیان مى‏نماید:

... دیدند که اگر یک روحانى در میدان باشد لابد اسلام را در کار مى‏آورد، این حتمى است و همین‏طور هم بود. از این جهت شروع کردند به جوّسازى. آن‏طور جو سازى کردند که یک سگى را عینک به آن زدند- و آن‏طور که من شنیدم- و از آن طرف مجلس آوردند این طرف و به اسم آیت‏الله- و من خودم در یک مجلسى بودم که مرحوم آقاى کاشانى وارد شد در آن مجلس، مجلس روضه بود، هیچ کس پا نشد. من پا شدم و یکى از علماى تهران که الآن هم هستند و من جادادم به ایشان- جا هم ندادند- این جوّ را درست کرده بودند براى آقاى کاشانى که دیگر از منزلش نمى‏توانست بیرون بیاید در یک اتاقى محبوس بود در منزلش طورى که نمى‏توانست بیرون بیاید. چند دفعه هم گرفتند چه کردند.[6]

شهید بهشتى از شخصیت‏هاى سترگ و مبارز انقلاب اسلامى و مغز متفکر و سیاست‏گذار نظام جمهورى اسلامى بود، وزانت علمى، متانت، هوشیارى، تدبیر، دوراندیشى و اطاعت ازفرامین امام از جمله خصلت‏هاى این چهره درخشان جمهورى اسلامى بود.

دشمنان انقلاب و خط سازش و لیبرال‏ها، که پس از انقلاب درصدد نفوذ در ارکان حکومت و تحکیم پایه‏هاى قدرت سیاسى بودند، با مانع بزرگى همچون شخصیت زیرک و سازش‏ناپذیر شهید بهشتى مواجه شدند از این رو براى مشوه ساختن اذهان مردم نسبت به ایشان به شایعات، تهمت و جوسازى روى آوردند تا ایشان را از عرصه سیاستگذارى نظام اسلامى خارج و منزوى نمایند.

حضرت امام درباره مخدوش نمودن چهره فعال و لایق شهید بهشتى از سوى مغرضان و حیله‏گران و فریب برخى از عوام در این باره مى‏فرماید:

آقاى بهشتى رحمة الله علیه که یک نفر بود، آدمى بود که مجاهد براى اسلام بود، به درد مى‏خورد، فعّال بود، دانشمند بود، مدیر بود، مدبّر بود، دیدید که چه فضاحت‏ها درآوردند اشرار و مردم را منحرف کردند.[7]در عرصه بین‏الملل هم استکبار جهانى با در اختیار داشتن رسانه‏هاى جمعى با تبلیغات دروغین و جنگ روانى درصدد انزواى جمهورى اسلامى در مجامع بین‏المللى و خنثى‏سازى تلاش‏هاى دیپلماسى خارجى نظام اسلامى است که یکى از آن تهمت‏ها، متهم ساختن ایران اسلامى به اقدامات تروریسى است:

تهمت‏هاى تروریستى و تروریست پرورى که به خیال سردمداران کاخ سفید و ایادى آنان و دستگاه‏هاى تبلیغاتى وابسته به ابرجنایتکاران که براى تضعیف جمهورى اسلامى به طور چشمگیر و فزاینده‏اى در کار است به خواست خداوند متعال نتیجه معکوس داده است.[8]

3- اختلاف و نفاق‏افکنى‏

از عمده‏ترین دلایل موفقیت‏هاى قدرتمندان و مخالفان گسترش اسلام ایجاد شکاف در میان مؤمنان و نخبگان جبهه خواص حق است.

حضرت امام درباره سابقه تاریخى این اقدام و نتایج زیانبار آن مى‏فرماید:

... این خیانتى بود که در عرض قریب سیصد سال اجانب با کارمندهاى خودشان با عمّال خودشان انجام دادند؛ دانشگاه را از مدارس [علمیه‏] جدا کردند، بلکه هر یک را مخالف دیگرى کردند، اقشار ملت را از هم جدا کردند، این خیانت بزرگى بود که به ما و ملت ما کردند.[9]

پس از پیروزى انقلاب اسلامى دشمنان ضربه خورده مجدداً باشیوه‏هاى جدید به سیاست تفرقه‏افکنى روى آوردند و با برنامه‏ریزى دقیق به اختلاف‏افکنى میان اقشار مختلف مردم پرداختند که به مهم‏ترین آن‏ها از دیدگاه امام اشاره مى‏نماییم.

روحانیت متعهد و پیشتاز، که سهم عمده‏اى در رشد انقلاب و نشر معارف دینى در جامعه دارد، از هدف‏هاى اصلى دشمنان به شمار مى‏آید؛ از این رو براى ایجاد اختلاف در این قشر فعال و مؤثر نقشه‏هاى دقیقى طرح مى‏نمایند:

... با این شیطنت‏ها ایادى آن‏ها که باز هستند در این کشور؛ با این شیطنت‏ها ایجاد اختلاف کنند، دو دسته کنند، یک دسته از آن ور، یک دسته از این ور، بین علماى بلاد اختلاف ایجاد کنند، دو دسته بشوند، اختلاف علما اختلاف ملت است ... این همین‏طور کم کم جلو مى‏رود، این فساد جلو مى‏رود تا یک روزى که مهیا بشود کشور براى این که در داخل خودش یک انفجار حاصل بشود.[10]

وحدت دانشجو و روحانیت نیز از عوامل مهم بسط فرهنگ اسلامى است و آینده سالمى براى جامعه از نظر فرهنگ و پیشرفت علم و مقابله با هجوم فرهنگى را تضمین مى‏نماید. بدین جهت عوامل دشمن به شیوه‏هاى گوناگون سعى در اختلاف بین دو قشر مؤثر و آینده‏ساز دارند:

این‏ها الآن وحشت برشان داشته است، این‏ها مى‏گویند که اگر این دو تا قشر [روحانى و دانشجو] را از هم جدا کنیم، بعد آخوند را از مردم جدا کنیم، کار دیگر تمام است.[11]

اختلاف میان فرقه‏ها و مذاهب اسلامى از حربه‏هاى دیرینه دشمنان در مصاف با مسلمانان است تا از این طریق جنگ‏هاى داخلى شعله‏ور شده و توان سیاسى، فرهنگى مسلمانان رو به کاهش و سستى گذارد. امام به این مهم اشاره مى‏نماید:

عوامل اجانب که منافع خود و اربابانشان را در خطر مى‏بینند، براى تحریک برادران اهل سنت و دامن زدن به برادرکشى، قضیّه شیعه و سنى را طرح نموده و مى‏خواهند با شیطنت بین برادران اختلاف ایجاد کنند.[12]

پیچیده‏ترین و مدرن‏ترین راه‏کار دشمن در نفاق‏افکنى و ایجاد اختلاف در کلیه اقشار ملت تبلیغ و ترویج کثرت‏گرایى در تشکیل احزاب و سازمان‏هاى سیاسى است که متأسفانه از دهه دوم انقلاب تاکنون این سیاست نادرست در ایران اسلامى ترویج شده است. دشمن از این نقشه در مراحل مختلف انقلاب به خصوص انتخابات بهره‏هاى کافى در ایجاد شکاف در صفوف متحد ملت انقلابى و متعهد و حاضر در صحنه مى‏برد.

امام با توجه به تاریخچه پیدایش احزاب سیاسى در ایران و عدم موفقیت اکثر آنان در راستاى تأمین آزادى و استقلال‏طلبى مى‏فرماید:

از اول که احزاب پیدا شده در امثال ایران، این یک طرحى بوده است از خارج.[13]

... آن‏ها هم همین را مى‏خواهند که از راه زیاد شدن احزاب، زیاد شدن اختلاف درست کنند.[14]

حزب بازى را براى همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتى کند ...این براى آن مى‏زند، این براى او مى‏زند.[15]

با این نقشه عملًا مردم و نخبگان جامعه را به دو گروه موافق و مخالف، میانه‏رو و تندرو، اصلاح طلب و خشونت طلب تقسیم مى‏کنند و طرفداران احزاب سیاسى و شخصیت‏هاى انقلابى را رودر روى یکدیگر قرار مى‏دهند.

4- نیرنگ و فریب (سیاست بازى)

از شگردهاى پیچیده حیله‏بازان و خواص باطل در سلطه‏طلبى خویش و یا انحراف در نهضت‏هاى اسلامى؛ بهره‏بردارى از معتقدات مذهبى و فرهنگى مردم براى فریب دادن آن‏ها و ضربه زدن به ارزش‏هاى متعالى اسلام است.

منحرفین و نفوذى‏هاى اجانب این‏گونه نیرنگ و مردم‏فریبى را طبق نقشه‏هاى طرح‏ریزى شده براساس مطالعات روانشناسى و رفتارشناسى جامعه به تدریج جامه عمل مى‏پوشانند.

حضرت امام درباره به قدرت رسیدن رضا خان از طریق فریب‏کارى و سیاست بازى مى‏فرماید:

رضا خان هم اول که آمد در همین سینه‏زنى‏ها مى‏رفت سینه مى‏زد، در تکیه‏ها مى‏رفت دور تکیه‏ها مى‏گردید و شمع روشن مى‏کرد، آن وقت که پایش محکم شد، تمام آثار اسلام را این نانجیب خواست از بین ببرد.[16]

بهره‏گیرى از شعارهاى فریبنده براى رویارویى با تبلیغات صحیح اصلاحگران واقعى از نیرنگ‏هاى جبهه باطل است. همچنان که شعارهاى رسیدن به دروازه تمدن بزرگ، آزادى زنان، مبارزه با ارتجاع و اصلاحات‏

ارضى و ... از سیاست‏بازى‏هاى کارگردانان رژیم منحوس ستمشاهى براى اغفال و فریب مردم بود تا قدرتمندان ستمگر بتوانند به استثمار خویش بپردازند. پس از انقلاب اسلامى هم این سیاست بازى و نیرنگ ادامه داشت. حضرت امام با اشاره به تحرکات و شعارهاى فریبنده گروهک‏ها مى‏فرماید:

... آن که مى‏خواهد خرابکارى کند، نمى‏آید اعلام کند که من خرابکارم، او مى‏آید اعلام مى‏کند که من دوست شما هستم. ما فدایى شما هستیم و این آخوندها ارتجاعى هستند.[17]

تعبیر حضرت امام از این‏گونه روش‏ها «سیاست شیطانى»[18] است زیرا همان‏گونه که شیطان به حیله‏هاى گوناگون در اغوا کردن انسان‏ها مى‏کوشد خواص باطل نیز به پیروى از این سیاست علیه جبهه حق تلاش مى‏کنند.

شیطان بزرگ و استکبار جهانى پس از شکست طرح‏هاى سیاسى نظامى به شیوه نیرنگ و چاپلوسى به عرصه مبارزه آمد و پس از به بن‏بست رسیدن راه‏کارهاى تهدیدآمیز به قصد عذرخواهى از ملت ایران و اعتراف به برخى خیانت‏ها دام گسترده‏اى را براى اغفال جمهورى اسلامى فراروى ملت و رهبر ایران گذاشت. امام در این باره مى‏فرماید:

... گاهى با محاصره اقتصادى و منزوى کردن کشور، ما را تهدید مى‏کرد و از آن نتیجه نگرفت، اکنون دست به یک نقشه سیاسى و یک نیرنگ شیطانى زده است و با نرمش و چاپلوسى مى‏خواهد ما را اغفال کند و قمار سیاسى خود را از رقیبان خود با نیرنگ به ملت ما ببرد.[19]

یکى دیگر از فریب‏هاى منافقان و نفوذى‏ها براى فریب جوانان پاکدل، تمسک به قرآن و نهج‏البلاغه است تا بدین وسیله افرادى که اطلاع صحیح از معارف عمیق دینى ندارند جذب آنان شوند و براى رویارویى با ارزش‏هاى اسلامى مورد بهره‏بردارى قرار گیرند.

امام بارها این شیوه خطرناک دشمن را براى جوانان بازگو نموده است و این قشر آینده‏ساز را از فروغلتیدن در این دام شیطانى برحذر داشته است:

جوانان عزیز دبیرستانى و دانشگاهى توجه کنند که سران و سردمداران گروه‏ها که مى‏خواهند با اسم اسلام پایه‏هاى آن را سست کنند و جوانان را به دام اندازند هیچ اطلاعى از اسلام و اهداف و قوانین آن ندارند؛ و با خواندن چند آیه از قرآن و چند جمله از نهج‏البلاغه و تفسیرهاى جاهلانه و غلط نمى‏شود اسلام شناس شد. اینان با تفسیر انحرافى چند جمله و چند آیه، آیات و جملات صریح را که مخالفت واضح با مرام انحرافى و التقاطى آنان دارد انکار مى‏نمایند، و در حقیقت تمسک به قرآن و نهج‏البلاغه براى کوبیدن اسلام و قرآن است تا راه را براى رهبران غربى و شرقى خود باز کنند و شما جوانان عزیز و سرمایه‏هاى کشور را بر ضد مصالح کشور خودتان بسیج نمایند.[20]

... این‏ها با اسلام بدند؛ با اسم اسلام مى‏خواهند اسلام را از بین ببرند. این‏ها یک روز با مقصد اسلامى همراه نبوده‏اند. این‏ها نهج‏البلاغه و قرآن را اسباب دست قرار داده‏اند براى این که نهج‏البلاغه و قرآن را از بین ببرند.[21][22]

5- هجوم فرهنگى‏

از سیاست‏ها و برنامه‏هاى دیرینه دشمنان اسلام و کشورهاى اسلامى سست کردن اعتقادات مذهبى و فرهنگى ملت مسلمان و جایگزین ساختن فرهنگ منحط و صادراتى غربى است. امام در این باره مى‏فرماید:

اجانب، خصوصاً آمریکا در نیم قرن اخیر کوشش داشتند و دارند [که‏] فرهنگ و برنامه‏هاى فرهنگى و علمى و ادبى ما را از محتواى اسلامى، انسانى، ملى خود خالى و به جاى آن فرهنگ استعمارى و استبدادى بنشانند.[23]

از دیدگاه امام این اقدام دشمن بیشتر از طریق نویسندگان و روشنفکران مزدور و وابسته صورت مى‏گیرد. آنان از طریق القاى شبهه و هجوم به معتقدات مذهبى مردم مروّج فرهنگ بى‏ریشه غرب مى‏گردند تا جوانان را از فرهنگ دینى خویش بیگانه و بیزار نمایند. امام مى‏فرماید:

جوان‏هاى ما توجه داشته باشند به این که آمریکا با سر نیزه نمى‏آید به میدان شما، با قلم مى‏آید به میدان شما.[24]

آمریکا نظامى نمى‏آورد این جا، آمریکا نویسنده مى‏آورد این جا، آمریکا گوینده مى‏آورد این جا.[25]

عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، ص:121 -  133

[26]

 

 



[1] ( 1). همزمان با این تحقیق موضوعى تحت عنوان دشمن‏شناسى از دیدگاه امام در مرکز تحقیقات اسلامى در دست تحقیق و پژوهش است، از این رو خوانندگان محترم جهت اطلاع بیشتر از این موضوع به آن عنوان مراجعه نمایند.

[2] ( 1). وصیتنامه سیاسى الهى، امام خمینى، ص 37.

[3] ( 2). صحیفه نور، ج 9، ص 64.

[4] ( 1). صحیفه امام، ج 15، ص 267.

[5] ( 1). همان، ج 18، ص 248.

[6] ( 1). همان، ص 248 و 249.

[7] ( 2). صحیفه نور، ج 15، ص 222.

[8] ( 1). همان، ج 19، ص 198.

[9] ( 2). همان، ج 5، ص 155.

[10] ( 1). صحیفه امام، ج 18، ص 478.

[11] ( 2). همان، ج 12، ص 147.

[12] ( 1). همان، ج 9، ص 312.

[13] ( 2). صحیفه نور، ج 11، ص 147.

[14] ( 3). همان، ص 159.

[15] ( 1). همان، ص 196.

[16] ( 2). همان، ج 15، ص 223.

[17] ( 1). صحیفه امام، ج 12، ص 460.

[18] ( 2). صحیفه نور، ج 14، ص 96.

[19] ( 3). همان، ج 12، ص 30.

[20] ( 1). صحیفه امام، ج 15، ص 246.

[21] ( 2). همان، ج 15، ص 331.

[22] ( 3). حضرت امام در خاطرات خویش از هنگام اقامت در نجف نیز به این شیوه منافقین براى فریب اشاره مى‏کند که یکى از این منافقین به مدت 20 یا 24 روز هر روز براى امام قرآن و نهج‏البلاغه مى‏خواند تا بتواند از امام اذن قیام مسلّحانه بگیرد.« ر. ک. صحیفه امام، ج 8، ص 143 و 144؛ ج 12، ص 465 و 466.

[23] ( 1). صحیفه نور، ج 9، ص 187.

[24] ( 2). همان، ج 10، ص 156.

[25] ( 3). همان.

[26] شیداییان، حسین، عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، 1جلد، پژوهشکده تحقیقات اسلامى نمایندگى ولى فقیه در سپاه - تهران، چاپ: اول، 1381.