آفات عوام‏ از دیدگاه امام خمینى (ره)
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آفات عوام‏ از دیدگاه امام خمینى (ره)

یکى از مشکلات اساسى در مسیر مبارزات و قیام الهى انبیاء و اولیاء؛ ضربه‏هایى بود که جهل و ناآگاهى عوام به برنامه‏هاى مبارزاتى و هدایتگرانه آنان وارد مى‏ساخت. این گرفتارى در طول تاریخ براى بزرگمردان مبارز وجود داشته است و اکنون نیز هست.

حضرت على علیه السلام مى‏فرماید:

مَنْ جَهِلَ وُجُوهَ الآراءِ اعْیَتْهُ الْحِیَلُ‏

آن که از آراى مختلف بى‏خبر باشد، در چاره‏جویى درماند.[1]

این‏گونه افراد بر اثر تشخیص ندادن «سَره» از «ناسره» همواره به گرداب‏هاى شبهات و موج‏هاى فتنه گرفتار مى‏آیند. با وزش هرگونه نسیمى از سوى سیاستبازان حرفه‏اى و وسوسه‏گر بدان سو جذب مى‏شوند؛ و به تعبیر زیباى على علیه السلام‏ «یَمیلُونَ مَعَ کُلِّ ریحٍ»[2] هستند.


در مسیر تکاملى انقلاب و جمهورى اسلامى نیز این مانع وجود داشته و دارد و این قشر عوام، که ویژگى آن‏ها بیان شد، در برخى موارد به عنوان پیاده نظام دشمن مشکلات جدى را براى نظام جمهورى اسلامى پدید مى‏آوردند و به تعبیر حضرت امام: «یک دسته‏اى دشمن نیستند؛ از روى نادانى کار دشمن را مى‏کنند.»[3]

در این قسمتِ بحث، از دیدگاه حضرت امام به آفت‏هایى که از جانب عوام پدید مى‏آید اشاره مى‏نماییم:

1- تخطئه تلاش‏هاى خواص حق‏

نارسایى و عدم بلوغ فکرى و سیاسى و ناتوانى درک صحیح رویدادها و برنامه‏هاى سیاسى اجتماعى در عوام از عمده‏ترین شاخصه‏هاى اختلاف و فاصله عوام از خواص است. این عامل مهم باعث شده تا پیشکسوتان مبارزه و جهاد و اصلاح‏طلبان راستین از سوى قشر عوام خطاکار قلمداد شوند! و در برابر برنامه‏ها و سیاست‏هاى راه‏گشا و کاربردى خواص حق موضع‏گیرى‏هاى مخالف داشته باشند و این نکته مهمى است که امام خمینى قبل از آغازقیام و رهبرى خویش به مراجع تقلید زمان خود یادآور شده است:

روزى مرحوم آقاى بروجردى، مرحوم آقاى حجّت، مرحوم آقاى صدر، مرحوم خوانسارى رضوان‏ا ... علیهم، براى مذاکره در یک امر سیاسى در منزل ما جمع شده بودند. به آنان عرض کردم که شما قبل از هر کار تکلیف این مقدس‏نماها را روشن کنید، با وجود آن‏ها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفرهم محکم دست‏هاى شما را گرفته باشد، این‏هایى که اسمشان مقدسین است- نه مقدسین واقعى- و متوجه مفاسد و مصالح نیستند دست‏هاى شما را بسته‏اند و اگر بخواهید کارى انجام بدهید، حکومتى را بگیرید، مجلسى را قبضه کنید که نگذارید این مفاسد واقع شود، آن‏ها شما را در جامعه ضایع مى‏کنند، شما باید قبل از هر چیزى فکرى براى آن‏ها بکنید.[4]

تخطئه قیام خونین 15 خرداد به رهبرى روحانیت متعهد و بیان این که این قیام یک حرکت کور و بى هدفى بوده است، و یا طرح شعارهایى که هرگونه طرح‏ها و برنامه‏هاى تلاشگران حق‏جو را در جامعه اسلامى بر خطا معرفى کند از نشانه‏هاى آفت‏زایى این قشر سطحى‏نگر است.

حضرت امام به گوشه‏اى از این تلاش‏هاى عوام در دوران شروع انقلاب اشاره مى‏کند و مى‏فرماید:

... ترویج تفکّرِ شاه سایه خداست، و یا با گوشت و پوست نمى‏توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و این که ما مکلّف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسى مى‏دهد و از همه شکننده‏تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است ... مشکلات بزرگ و جانفرسایى بود که نمى‏شد با نصیحت و مبارزه منفى و تبلیغات جلوى آن‏ها را گرفت.[5]

مطلب دیگر که در ادامه روش تخطئه تلاش رهپویانِ حق‏جو از سوى عوام صورت مى‏گرفت، همسویى آنان با نظرات دشمنان و خواص باطل‏بود تا خواص حق را به ستوه آورند و بعضاً ناخودآگاه خود به دام دشمنان مى‏افتادند.

حضرت امام درباره همسویى قشر عوام با دشمنان در ترویج تهمت و شایعه‏سازى در جامعه نسبت به خواص حق مى‏فرماید:

گمان نکنید که تهمت وابستگى و افتراء بى‏دینى را تنها اغیار به روحانیت زده است؛ هرگز! ضرباتِ روحانیت ناآگاه و آگاهِ وابسته، به مراتب کارى‏تر از اغیار بوده است![6]

اظهار مخالفت در رویارویى ملت با دشمنان و مبارزات مستمر با استکبار جهانى و ترویج شعار سازش و صلح‏طلبى با دشمنان اسلام از افکار غلط عوام بود که مبارزات اسلامى ملت قهرمان و شجاع ایران را تخطئه مى‏کردند. امام در این باره مى‏فرماید:

در نظر دنیاگرایان و ملت پرستان، آن چه از این اولیاى معظم الهى صادر شده برخلاف عقل و شرع است، قیام بدون تجهیزات کافى را عقل آنان نمى‏پسندد و شرع آنان اجازه نمى‏دهد ... همچنین صلح با نمرودیان و فرعونیان و ملحدان و ستمگران و سازش با ظالمان به صورت مسلمان و با زهد فروشان داغ بر پیشانى، طریق صواب و عقل و شرع بوده و هست و با این انگیزه تسلیم و سازش با آمریکاى جهان‏جوار و وابستگان به او لزوم عقلى و شرعى دارد و تخلف از آن مخالف عقل و شرع است.[7]از این روى، هنگامى که لانه جاسوسى آمریکا در ایران را جوانان پرشور و انقلابى تصرف کردند موضع‏گیرى‏هاى این گروه براى غلط توصیف کردن و منکوب نمودن این اقدام شجاعانه آغاز شد.

2- مشوه جلوه دادن جمهورى اسلامى‏

عملکرد خلافِ اسلام ونظام اسلامى از آفت‏ها و لطماتى است که عوام پدید مى‏آورند و چهره نظام اسلامى را بد جلوه مى‏دهند و این مطلب همواره مورد نگرانى امام بوده است:

آدم‏هاى جاهلى هستند که به خیال خودشان خدمت مى‏کنند، براى اسلام خدمت مى‏کنند، لکن سرِ خود کارهایى مى‏کنند که ضرر به حیثیت اسلام مى‏خورد.[8]

موقعیتِ ممتاز سیاسى و بین‏المللى نظام اسلامى در جهان یکى از نکات مثبت و برجسته و تأثیرگذار این نظام بر تحولات منطقه‏اى و یا جهانى است. اما عدم درک صحیح از چنین موقعیت و شرایط جمهورى اسلامى در نظام بین‏الملل از سوى عوام و القاى تفکرات خویش در جامعه و یا موضع‏گیرى در برابر سیاست‏هاى کلى نظام اسلامى و انعکاس آن در مجامع خبرى و رسانه‏اى نتایج نامطلوبى را در معرفى برنامه‏هاى اسلامى نظام در جهان پدید مى‏آورد.

امام در این باره مى‏فرماید:

... این دوست‏هاى بى‏توجه به عمق مسائل، بى‏توجه به موقعیتى که الان ما در آن واقع هستیم، کارى بکنند که مکتب ما در دنیا مکتب فاسد قلمداد شود؛ مکتب‏عقب افتاده قلمداد شود، این است که ما را رنج مى‏دهد.[9]

در این میان، قشر متحجران بیش از سایرِ گروه‏هاى عوام به نظام اسلامى ضربه وارد مى‏سازند و با تئورى‏ها و عملکرد خود باعث تنفر و انزجار مردم از حکومت اسلامى مى‏گردند که امام بارها به آن اشاره داشته‏اند و در یکى از بیانات خود ضمن نکوهش تفکر غلط متحجران و مقدس‏مآبان مى‏فرماید:

... اگر بخواهید این طور باشد، چندى نمى‏گذرد که از این اسلام و از این نهضت و از این بساط مردم روگردان مى‏شوند.[10]

3- فراهم ساختن زمینه رخنه دشمنان‏

دشمنان براى نفوذ در کشورهاى اسلامى و رخنه در هیأت‏هاى حاکمه آن‏ها و اجراى نقشه‏ها و سیاست‏هاى شوم خود، از وسایل گوناگونى بهره مى‏برند.

ساده‏اندیشى، تحجّر، مقدس‏مآبى، ضعف بینش و بصیرت عوام، مناسب‏ترین راه نفوذ فرهنگى و سیاسى دشمنان و خواص باطل به جامعه اسلامى است؛ زیرا سکوت در برابر موضع‏گیرى‏هاى مخالفان حکومت اسلامى و یا سقوط در دام شیّادان وسوسه‏گر و سیاست‏باز، از جمله مشکلاتى است که عوام براى پیشرفت و رشد برنامه‏هاى نظام اسلامى پدید مى‏آورند.

عوام با اندک وسوسه‏اى ابزار دست خواص باطل قرار مى‏گیرند و ناخودآگاه عامل اجرایى دشمنان مى‏گردند. حضرت امام در این باره مى‏فرماید:

تمام گرفتارى‏هایى که ما در طول این مدّت تاریخ داشتیم بهره‏بردارى از جهالت مردم بوده است. جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و برخلاف مصالح خودشان تجهیز کردند.[11]

گروهى دیگر از عوامِ فریب خورده ابزار اجرایى دشمن مى‏شدند و در راستاى اهداف دشمن فعّالیت مى‏کردند تا از این راه به آمال دنیوى خود برسند. حضرت امام درباره آن فرمود:

... واقعاً انسان تأسف مى‏خورد به بعضى اشخاص که مى‏توانستند آدم باشند، مى‏توانستند مفید باشند، مى‏توانستند براى خودشان مفید باشند، مى‏توانستند براى کشور مفید باشند، همچو جهالت کردند، نفهمى کردند با همه! اصلًا نشناخته بودند اسلام چه هست ... مى‏خواستند خدمت براى دیگران بکنند که خودشان به نوایى برسند، خودشان هم به هیچ نرسیدند. آن‏ها گمان مى‏کردند که بالاخره آمریکا مى‏آید، پس ما یک جاى پایى براى خودمان بگذاریم.[12]

در اولین سال پس از پیروزى انقلاب که گروه‏هاى ضد انقلاب در دانشگاه فعالیت مى‏کردند تعدادى از جوانان تحصیل کرده فاقد بینش و بصیرت به دام این گروه‏ها افتادند به‏گونه‏اى که صحن دانشگاه تهران را به میدان جنگ مسلحانه تبدیل کردند.[13]

مقام معظم رهبرى در این باره مى‏فرماید:

در همین دانشگاه تهران در سال 58 و 59 دانشجو سنگرسازى کرد و اسلحه به دست گرفت و به سمت دولت و ملت انقلابى تیراندازى کرد، این کار با کدام مقیاس قابل فهم و باور است؟! دانشجویى که باید در برابر دشمنان انقلاب سینه سپر کند و سپر بلاى این انقلاب شود، خودش بلایى به جان این انقلاب شد، این اصلًا قابل باور نیست، اما اتفاق افتاد.[14]

در سال‏هاى 60 و 61 نیز بسیارى از جوانان ناآگاه و ساده‏دل به دام عوامل دشمن گرفتار آمدند و همسو با محاربان نظام اسلامى در برابر حاکمیت اسلام صف‏آرایى کردند و بعضاً در فعالیت‏هاى نظامى نیز شرکت مى‏جستند.

امام به آنان فرمود:

شما که بازى خوردید و سران خیانتکار منافقین، شما را بازى داده‏اند و خودشان در پناه‏گاه‏ها نشستند و شما را به خیابان آوردند و آن غائله اسفناک را به دست شما به بار آوردند، آیا شما در مقابل کى مى‏خواستید بایستید؟[15]

امام همواره آنان را نصیحت مى‏کرد و هشدار مى‏داد تا آلت دست حیله‏گران و توطئه‏کنندگان قرار نگیرند و در دام‏هاى گسترده آنان گرفتار نیایند و با دقت و بصیرت به عملکرد سران مخالفان و معاندان جمهورى اسلامى بنگرند.[16]

عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، ص:111 -  119

[17]

 



[1] ( 2). غررالحکم، ج 5، ص 179.

[2] ( 3).( با هر وزش باد به سویى رانده مى‏شوند.) نهج‏البلاغه، خورشید بى غروب، کلمات قصار، 139، ص 428.

[3] ( 1). صحیفه امام، ج 14، ص 440.

[4] ( 1). ولایت فقیه، امام خمینى، ص 131- 132.

[5] ( 2). صحیفه نور، ج 21، ص 92.

[6] ( 1). همان، ص 91.

[7] ( 2). همان، ج 20، ص 16- 17.

[8] ( 1). صحیفه امام، ج 11، ص 312.

[9] ( 1). همان، ج 8، ص 480.

[10] ( 2). همان، ج 11، ص 314.

[11] ( 1). همان، ج 13، ص 452.

[12] ( 2). صحیفه امام، ج 17، ص 152- 153.

[13] ( 3). ر. ک، روزنامه‏هاى کیهان، 31/ 1/ 59، 1/ 2/ 59؛ 2/ 2/ 59؛ اطلاعات، 30/ 1/ 59 و 31/ 1/ 59.

[14] ( 1). حدیث ولایت، ج 2، ص 307.

[15] ( 2). صحیفه امام، ج 14، ص 484.

[16] ( 3). ر. ک. همان، ج 15، ص 31 و ج 21، ص 437 و 438.

[17] شیداییان، حسین، عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، 1جلد، پژوهشکده تحقیقات اسلامى نمایندگى ولى فقیه در سپاه - تهران، چاپ: اول، 1381.