مسؤولیت‏هاى خواص حق‏ از دیدگاه امام خمینى (ره)
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مسؤولیت‏هاى خواص حق‏ از دیدگاه امام خمینى (ره)

خواصّ حق که از پیروان راستین انبیا و اولیاى الهى هستند، براى استمرار نهضت انبیا و اولیا رسالتى بسیار سنگین را در ابلاغ و نشر معارف دینى و تلاش براى اجراى احکام الهى بر دوش دارند.

آشنایى با ادیان و مکتب‏ها و اندیشه‏هاى سیاسى و اقتصادى جهان امروز، اطلاع از پیچیدگى‏هاى نظرات و نقشه‏هاى مرموزانه طراحان و سیاستمداران استکبار جهانى، شناخت دقیق قطب‏هاى جدید سیاسى دنیا؛ نظارت و پیگیرى مستمر تحولات گوناگون در عرصه بین‏المللى از ضروریات روحى، فکرى و شخصیتى خواصّ اهل حق در انجام رسالت مهم آنان به شمار مى‏آید.

اکنون با توجّه به نظرات و دیدگاه‏هاى حضرت امام به مهم‏ترین‏ رسالت‏هاى خواص حق که نقش مؤثّرى در اجتماع دارند مى‏پردازیم:


1- سازماندهى و ایجاد تشکّل‏هاى صحیح و سالم‏

تلاش فردى براى قیام در برابر ظلم و اصلاح و هدایت جامعه و پیشبرد مبارزات حق‏طلبانه هر چند از سوى قدرتمندترین و با نفوذترین شخصیت صورت بگیرد، اثر محدود و موقّت دارد.

با رویکردى جدید به تاریخ مبارزات اسلامى به وضوح به این مهم دست مى‏یابیم که شکست بسیارى از مبارزات و قیام‏هاى مبارزان و مصلحان اسلامى در طول تاریخ بعد از صدر اسلام و دوران ائمه ریشه در نابسامانى و غیر تشکیلاتى بودن آنان دارد.

حضرت امام در اوائل نهضت اسلامى و مبارزات علیه استبداد ستمشاهى مصمّم بودند که خواص حق براى تأثیرگذارى فراگیر و مثبت در جامعه فعالیّت‏هاى مبارزاتى علیه دشمنان را منسجم نمایند و با منظم کردن برنامه‏ها و تشکیلات ضمن تبادل افکار و آرا و جمع‏آورى اطلاعات، با مشورت به یک وحدت رویه در عمل دست یابند و تصمیمات جامع و کاملى را به اجرا بگذارند. از این رو ایشان در آغاز نهضت براى ایجاد چنین تشکیلات و نظمى براى برنامه‏ریزى در گسترش مبارزه فرمود:

من بنا براین گذاشتم که در تمام ایران، یک روز تعطیل، یک روز اجتماع باشد، اجتماع اهل علم (روحانى)، یعنى فرض کنید روز شنبه یا شب شنبه تهران یک اجتماع اهل علمى باشد، خراسان اجتماع اهل علمى باشد، فلان «دِه» هم اجتماع اهل علمى باشد.[1]

در دوران فراگیر شدن مبارزات در سال‏هاى 56 و 57 که حرکت توفنده انقلاب به سراسر کشور و اقشار جامعه رسیده بود، حضرت امام رسالت مهم نخبگان فکرى و سیاسى جامعه را ساماندهى و برنامه‏ریزى ذکر مى‏کند تا استفاده بهترى از توان و امکانات موجود براى تقویت و گسترش هر چه بیشتر انقلاب بنمایند.

از این رو به پیشکسوتان مبارزه گوشزد نمود:

سازمان بدهید به این قیام، متفرقات نباشد، سازمان داشته باشد.[2]

سازمان یافتن و برنامه‏ریزى کردن، مقدمه وحدت و انسجام و پرهیز از پراکندگى و ناهماهنگى در عمل است و این امر از ضرورى‏ترین رسالت‏هاى قشر تأثیرگذار در جامعه است.

تأکید حضرت امام به دانشجویان- که یک قشر فعّال و جوان و آینده‏ساز جامعه اسلامى هستند- سازمان‏دهى فعالیّت‏ها و متّحد شدن در برابر دشمن است.

شما دشمن دارید، در مقابل دشمن باید مجهز بشوید، مجهز شدن به این است که با هم یک گروه و با وحدت کلمه [باشید].[3]

در دوران شکل‏گیرى نظام جمهورى اسلامى و تثبیت ارکان جمهورى اسلامى علاوه بر این که ارگان‏هاى رسمى نظام فعالیّت داشتند، حضرت امام رسالت دو قشر مؤثر و نقش آفرین ملت ایران اسلامى یعنى طلاب حوزه‏هاى علمیه و دانشجویان دانشگاه‏ها را سازمان یافتن تحت عنوان‏ بسیج طلبه و دانشجو مى‏داند، از دیدگاه امام این اقدام از ضرورى‏ترین برنامه و سیاست‏هاى عملى براى تقویت این دو قشر است زیرا آینده نظام اسلامى در گرو تلاش‏ها و فعالیّت‏هاى این دو گروه است و دشمن نیز اصلى‏ترین برنامه‏هاى خود را سرمایه‏گذارى براى نفوذ و انحراف در این دو قشر نموده است. از این رو نزدیکى این دو قشر فرهیخته و اندیشمند براى تقارب اندیشه‏ها و افکار و تدوین استراتژى دقیق و دراز مدت حکومت اسلامى، رسالت مهمّى است که این دو قشر مسؤولیت‏پذیر باید انجام بدهند.

از آن جا که مسؤولیت‏هاى کلیدى نظام اسلامى در آینده در اختیار این دو قشر قرار مى‏گیرد؛ سلامت و یا انحراف نظام نیز مرهون تلاش‏هاى این دو قشر مى‏باشد. از این رو حضرت امام براى دفاع از ارزش‏هاى انقلاب و اسلام خطاب به روحانیون و دانشگاهیان مى‏فرماید:

امروز یکى از ضرورى‏ترین تشکّل‏ها، بسیج دانشجو و طلبه است، طلاب علوم دینى و دانشجویان دانشگاه‏ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند.[4]

همچنین ایشان براى نشر معارف دینى نیز دانشجویان و طلاب علوم دینى را به انسجام و برنامه ریزى مشترک دعوت مى‏نماید.

... حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند، تا میدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسیع‏تر گردد.[5]

2- بهره‏بردارى از مناسبت‏هاى اسلامى‏

بهره‏بردارى صحیح از مراسم سیاسى عبادى حج، جمعه و جماعت و عزادارى‏ها و اجتماعات عظیم مردمى در ایام‏الله و زدودن غبار تحریف و بدعت از چهره مناسک اسلامى یکى از مسؤولیت‏هاى خواصّ حق است.

تبیین و تفهیم ابعاد سیاسى اجتماعى اعمال و مناسک و برنامه‏هاى دینى براى مسلمانان و اقشار گوناگون جامعه آمادگى آنان را براى حضور در صحنه‏هاى گوناگون سیاسى اجتماعى بیشتر مى‏کند. اطلاع‏رسانى از وضعیت و مشکلات مسلمانان و ارائه راه‏کارهاى عملى براى تقویت هر چه بیشتر مجد و عظمت اسلامى، از جمله موضوعاتى است که خواصّ حق مى‏توانند در چنین ایّامى به آن‏ها بپردازند.

در ایام محرم که ملت ارادتمند به اهل بیت، عاشقانه در مجالس سوگوارى‏هاى سالار شهیدان گرد مى‏آیند از بهترین فرصت‏ها براى استفاده خواصّ است.

حضرت امام درباره مسؤولیت خواصّ براى تعمیق آشنایى مردم با روح و هدف و فلسفه عزادارى امام حسین (ع) مى‏فرماید:

این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم براى سیدالشهدا؛ نه سیدالشهدا احتیاج به این گریه‏ها دارد، و نه این گریه خودش فى نفسه یک کارى از آن مى‏آید ... جنبه سیاسى این مجالس بالاتر از همه جنبه‏هاى دیگرى است که هست.[6]

از دیدگاه حضرت امام، یکى از انگیزه‏هاى اصلى اجتماع عظیم و سالانه در مراسم عبادى سیاسى حج، آگاهى از مشکلات جهان اسلام و ارائه راه حل براى مشکلات پیچیده آن است.

قضیه مکه، مسأله اجتماع در مکه، در این محافل مختلف با این یکپارچگى مردم که از همه بلاد مسلمین واجب شده است که بیایند در آن جا، بروند چه بکنند!؟

خدا که احتیاج به عبادت من و تو ندارد، خداى تبارک و تعالى مى‏خواهد که مردم را مجتمع کند، واجب کرده است که این‏ها را جمع بشوند در آن جا و مسائل اسلام را طرح کنند و حل کنند.[7]

از این رو نقش خواص حق براى حضورِ مؤثر در این‏گونه اجتماعات و آشنا کردن مسلمانان جهان به مسائل و مشکلات کشورهاى اسلامى و ضرورت شناساندن دشمن و ترسیم نقشه‏هاى مرموز آنان براى زائران بیت‏الله الحرام کاملًا روشن مى‏گردد.

حضرت امام در دیدار با روحانیون کاروان‏هاى حج مى‏فرماید:

در هر جا هستید مردم را بخواهید آن جا و مسائل حج را براى‏شان با قاعده گوشزد کنید، بگویید، همین‏طور واجباتش را، محرماتش را، این‏طور چیزها [را]، علاوه بر این، آن مسائلى که باید، با مسلمین در میان بگذارید، معاشرت کنید با آن‏ها، البته با یک نظمى و به آن‏ها حالى کنید که آقا چرا نشسته‏اید که آمریکا از آن‏ور دنیا دستش را دراز کند و شما را بخواهد اداره کند ... مسلمان‏ها خودشان باید [اداره‏] بکنند.[8]نقش مساجد در احیاى فرهنگ و ارزش‏هاى اسلامى بر هیچ کس پوشیده نیست. اجتماع مردم در فرصت‏هاى خاص شبانه‏روز و ایام‏الله در مساجد شهرها بهترین فرصتى است تا خواص حق در جهت تحکیم مبانى اعتقادى و سیاسى مردم تلاش نمایند. حضرت امام در این باره مى‏فرماید:

مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسب‏ترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین مى‏باشند.[9]

در این میان نقش روحانیون در جذب قشر عظیم جوانِ جامعه مى‏تواند در گسترش فرهنگ اسلامى و بیمه شدن اجتماع از آسیب‏پذیرى هجوم فرهنگ غربى اثر مهم و مثبتى داشته باشد. از این رو حضرت امام تأکید داشتند که قشر روحانى و ائمه جماعات از این فرصت الهى بهترین بهره‏بردارى را در جذب جوانان بنمایند و آنان را با مبانى ارزشى اسلام آشنا سازند.

آقایان هم باید تبلیغ کنند که این مجالس بهتر بشود و مجالس جماعت است که مردم در هر روز مجتمع بشوند در مساجد، نه همان مجتمع بشوند، بگذارند این پیرمردها و از کار افتاده‏ها بروند، نه. مساجد باید مجتمع بشود از جوان‏ها اگر ما بفهمیم که این اجتماعات چه فوایدى دارد و اگر بفهمیم که اجتماعاتى که اسلام براى ما دستور داده و فراهم کرده است، چه مسائل سیاسى را حل مى‏کند، چه گرفتارى‏ها را حل مى‏کند، این‏طور بى حال نبودیم که مساجدمان مرکز بشود براى چند نفر پیر زن و پیر مرد.[10]

3- هدایت و به کارگیرى مردم‏

هدایت و به کارگیرى صحیح نیروى عظیم و توانمند مردم براى پیشبرد اهداف انسان‏ساز اسلام از دیگر مسؤولیت‏هاى خواص اهل حق است.

ملت مسلمان پشتوانه قدرتمندى هستند که با هدایت و آگاهى‏هایى که در سایه تلاش‏هاى انبیاء الهى و عالمان متعهد و دینمدار به‏دست مى‏آورند ضامن بقا و استمرار حرکت تکاملى اسلام ناب محمدى در جوامع بشرى مى‏گردند.

حضرت امام ضمن تعریف «سیاست» از نظر دین، نقش و رسالت هادى بودن صُلحا و علما را به پیروى از انبیا براى تحقق آرمان‏هاى متعالى اسلام چنین بیان مى‏فرماید:

... «سیاست» این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد؛ تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و این‏ها را هدایت کند به طرف آن چیزى که صلاحشان هست؛ صلاح ملت است؛ صلاح افراد است و این مختص به انبیا است دیگران این سیاست را نمى‏توانند اداره کنند، این مختص به انبیا و اولیاست و به تبع آن‏ها علماى بیدار است.[11]

آگاه ساختن مردم به شیوه‏هاى مبارزاتى براساس بینش و بصیرت کامل توسط خواص و علماى زمان‏شناس و متعهد، مى‏تواند یک قدرت عظیم، آگاه و شکست‏ناپذیر و بنیانى مرصوص در برابر تهاجمات دشمنان ایجاد کند. در اوّلین سال‏هاى قیام امام، برخى از عوام و کوته‏نظران و یا خواص غافل از قدرتِ عظیمِ مردمِ آگاه، به حضرت امام مى‏گفتند: ما بمب نداریم که بر سر شاه بزنیم! اما حضرت امام، این فقیه دوراندیش و روشن‏ضمیر، با توجه به حضور مردم آگاه و بیدار ایران اسلامى در صحنه مبارزه و قابلیت هدایت یافتن آنان در پرتو زحمات و تلاش‏هاى مرجعیت شیعه و به کار گرفتن توانایى‏هاى آنان در سرنگونى رژیم شاه فرمود:

ما نیرویى داریم که به مراتب از بمب کارسازتر است.[12]

و با بیان این جمله، مسؤولیت خطیر علماى متعهد را یادآور شدند که با هدایت صحیح مردم مى‏توان از این نیروى عظیم و پرخروش در راه در هم شکستن هیمنه پوشالى و متفرعن دستگاه ستمشاهى استفاده نمود.

امام درباره وظیفه علما و متفکران اسلامى مى‏فرماید:

... علماى اسلام مکلفند در صف جلو. وظیفه آن‏ها زیادتر از دیگران است، وظیفه آن‏ها هدایت جامعه است.[13]

علما، خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفکران اسلامى با وحدت و انسجام و احساس مسؤولیت و عمل به وظیفه سنگین هدایت و رهبرى مردم، مى‏توانند دنیا را در قبضه نفوذ و حاکمیت قرآن درآورند.[14]

تبلیغ و گسترش معارف غنى اسلامى از دیگر وظایف و مسؤولیت‏هاى علماى متعهد در جهت هدایت مردم مسلمان است:

آقایان باید توجه به این معنا داشته باشند که مردم را آشنا به معارف الهى کنند ...تا آن قدرى که استعداد داریم، قدرت داریم تا آن اندازه ما معارف اسلامى را به مردم بفهمانیم.[15]

4- تبیین اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله‏

مکتب حیاتبخش و هدایتگر اسلام، مدتى پس از رحلت پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله دستخوش تحریف‏ها و دگرگونى‏هایى شد و به موازات دین اصیل اسلام، دینِ تحریف شده نیز پا به عرصه اجتماع گذاشت و به تقابل با دین اصیل پرداخت، این رویارویى در طول تاریخ اسلام تحت عنوان‏هایى چون «تقابل اسلام علوى با اسلام اموى و عباسى»، «رویارویى اسلام التقاط با اسلام راستین» صورت پذیرفته است.

در دوران معاصر با توجه به ابزارهاى تبلیغى و فرهنگى که استکبار جهانى به سرکردگى آمریکا در جهت تحریف حقایق اسلام به کار مى‏گیرد و با بهره‏گیرى که از روحانى نماهاى دربارى، اسلام مسخ شده و بى تحرک را در جهان اسلام تبلیغ مى‏نماید، حضرت امام این رویارویى را به عنوان «تقابل اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله و اسلام آمریکایى» نامیده است.

امام درباره پیچیدگى‏هاى اسلام آمریکایى و رسالت خواص حق در تبیین صحیح و دقیق اسلام ناب محمدى مى‏فرماید:

راه مبارزه با اسلام آمریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پا برهنه روشن گردد که متأسفانه هنوز براى بسیارى از ملت‏هاى اسلامى مرز بین اسلام آمریکایى و اسلام ناب محمدى و اسلام‏پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاى متحجّر و سرمایه‏داران خدانشناس و مرفهین بى‏درد کاملًا مشخص نشده است ... وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر، اسلام عزیز را از ایادى شرق و غرب نجات دهند.[16]

ترسیم صحیح سیاست‏هاى جامع و ناب اسلامى در زمینه‏هاى گوناگون مانند مسائل اقتصادى براى ریشه‏کنى فقر و تبعیض از جمله رسالت‏هاى خواص حق است:

به عهده علماى اسلام، محققین و کارشناسان اسلامى است که براى جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرح‏ها و برنامه‏هاى سازنده و در برگیرنده منافع محرومان و پابرهنه‏ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به درآورند ... ارائه طرح‏ها و اصولًا تبیین جهت‏گیرى اقتصاد اسلام در راستاى حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومى آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادى انسان از اسارت فقر و تهیدستى به شمار مى‏رود.[17]

5- اداى تکلیف (مسؤولیت‏پذیرى)

امام با اشاره به حدیث نبوى‏ «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ؛[18] هر یک از شما سرپرست هستید و هر یک از شما بر رعیت خود مسؤولید»خطاب به علما و روحانیون مى‏فرماید:

این «رعى» براى شما بیشتر مطرح است؛ براى علما بیشتر مطرح است. همه‏مان مسؤولیم. اگر فوج فوج ما را بکشند آن بعدى‏ها باید بیایند جایش را بگیرند.

اسلام است؛ اسلام را ما باید همه‏مان فدایش بشویم. پیغمبر هم فداى اسلام شد.

اسلام بزرگ‏ترین چیزى است که ودیعه خداست در [دست‏] بشر.[19]

در بخش دیگرى از سخنان خود با اشاره به حساسیت وضعیت انقلاب اسلامى و رسالت خواص مى‏فرماید:

اسلام الان مطرح است؛ یعنى مقابله بین اسلام است و کفر. و در این مقابله ما بین اسلام و کفر همه ملت مسؤولند، همه مسؤولند. لکن روحانیت بیشتر مسؤول است.

براى این که پاسداران درجه اول، روحانیتند، این‏ها بیشتر مسوولند از دیگران.[20]

عالمان متعهد هیچ‏گاه به مسامحه یا فرار از مسؤولیت نمى‏اندیشند و یا مستمسک شرعى براى عذرِ خویش نمى‏تراشند بلکه براساس تکلیف عمل مى‏نمایند.

امام خمینى در منشور روحانیت خطاب به فضلاى حوزه علمیه قم مسؤولیت آنان را در نظام جمهورى اسلامى چنین بیان مى‏فرماید:

روحانیون و علما و طلاب باید کارهاى قضایى و اجرایى را براى خود یک امر مقدس و یک ارزش الهى بدانند و براى خود شخصیت و امتیاز قائل بشوند که‏در حوزه ننشسته‏اند، بلکه براى اجراى حکم خدا راحتى حوزه‏ها را رها کرده و مشغول به کارهاى حکومت اسلامى شده‏اند. اگر طلبه‏اى منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین را خالى ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسؤولیت نپذیرد و یا دلش را فقط به هواى اجتهاد و درس خوش کند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مؤاخذه مى‏شود و هرگز عذر او موجّه نیست.[21]

نکته مهمى که امام در نگرش تکلیفى به آن اشاره دارند، سرمایه‏گذارى خواص و نخبگان از اعتبار و آبروى خویش در راه اداى تکلیف شرعى و الهى است؛ زیرا سیاست‏هاى پیچیده دشمن براى شکست انقلاب اسلامى و کارشکنى‏هاى عوامل داخلى، باعث مى‏گردد که شرایط سختى براى تصدى امور اجرایى پیش بیاید از سوى دیگر اگر شایسته‏سالارى در نظام اسلامى صورت نگیرد، مسؤولیت‏هاى کلیدى به‏دست عوامل مزدور و خود باختگان و یا دنیاطلبان قرار خواهد گرفت. از این رو باید اندیشمندان و فرهیختگان مُدبّر خود را براى انجام رسالت خطیر آماده سازند و از آبروى خود مایه بگذارند.

مسؤولیت‏پذیرى در کشورى که با محاصره‏ها و مشکلات اقتصادى و سیاسى و نظامى مواجه است کار مشکلى است. البته روحانیون متعهد کشور ما باید خودشان را براى فداکارى‏هاى بیشتر آماده کنند در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براى حفظ آبروى اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده کنند.[22]

ازدیدگاه امام، کسانى که توانایى و شایستگى انجام امور در مسؤولیت‏هاى کلیدى و حساس نظام جمهورى اسلامى را دارند، حضورشان در عرصه مسؤولیت و پذیرش خدمتگزارى به مردم ضرورى است و عدم پذیرش آن رویگردانى از معبود حقیقى محسوب مى‏گردد.

هر کس خود را مدیر و مدبّر و خدمتگزار براى خلق خدا مى‏داند، کناره‏گیرى او در این زمان پشت به خلق و خداى خلق است.[23]

عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، ص:48 -  64

[24]

 

 



[1] ( 1). صحیفه نور، ج 2، ص 60.

[2] ( 1). همان، ص 59.

[3] ( 2). همان، ج 9، ص 120.

[4] ( 1). همان، ج 21، ص 53.

[5] ( 2). همان، ص 99.

[6] ( 1). همان، ج 13، ص 153- 154.

[7] ( 1). همان، ص 154.

[8] ( 2). همان، ج 18، ص 72.

[9] ( 1). صحیفه امام، ج 20، ص 338.

[10] ( 2). همان، ج 13، ص 325.

[11] ( 1). صحیفه نور، ج 13، ص 218.

[12] ( 1). تحلیلى از نهضت امام خمینى، ج 2، ص 153.

[13] ( 2). صحیفه امام، ج 7، ص 539.

[14] ( 3). همان، ج 20، ص 337.

[15] ( 1). همان، ص 299.

[16] ( 1). صحیفه نور، ج 21، ص 8.

[17] ( 2). صحیفه امام، ج 20، ص 340.

[18] ( 3). بحارالانوار، ج 72، ص 38.

[19] ( 1). صحیفه امام، ج 15، ص 14.

[20] ( 2). همان، ج 11، ص 498.

[21] ( 1). صحیفه نور، ج 21، ص 100.

[22] ( 1). همان، ج 20، ص 242.

[23] ( 2). همان، ج 19، ص 108.

[24] شیداییان، حسین، عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، 1جلد، پژوهشکده تحقیقات اسلامى نمایندگى ولى فقیه در سپاه - تهران، چاپ: اول، 1381.