ویژگى‏ها خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ویژگى‏ها خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)

مؤمنانى که داراى معرفت دینى و سیاسى هستند و تعهد آمیخته با غیرت دینى، آنان را به پاسدارى از ارزش‏هاى متعالى اسلام وامى‏دارد.

ناهنجارى‏ها و بدعت‏هاى سیاسى اجتماعى را در جامعه دینى برنمى‏تابند و همواره براى نفى ظلم و حاکمیت اسلام ناب احساس مسؤولیت مى‏کنند و استمرار رسالت انبیا در افکار و اندیشه‏هاى کفرستیزانه و تحول‏آفرین آنان تبلور یافته است.

آنان باتشخیص «صحیح» از «سقیم» و «سَره» از «ناسره» در معادلات پیچیده سیاسى و بین‏المللى، دسیسه‏هاى گوناگون دشمن و عوامل نفوذى آنان را خنثى مى‏کنند. این‏گونه افراد در اندیشه امام داراى خصوصیات و ویژگى‏هایى هستند که مهم‏ترین آن‏ها رابراى خوانندگان محترم بیان مى‏کنیم.


1- تحلیل‏نگرى‏

بررسى دقیق و اندیشمندانه حوادث و مسائل سیاسى روز و تجزیه و تحلیل هرگونه واقعه و حادثه، رهایى از شبهه‏زدگى را در پى دارد و کسانى که به حوادث با دقت و از روى بصیرت و بینش بنگرند، هیچ‏گاه به دام شبهات نمى‏افتند.

امام صادق (ع) مى‏فرماید:

الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِس‏[1]

بر عالم به زمان خود، افکار آلوده و شبهات هجوم نخواهد آورد.

کسانى که آشنایى کامل به موقعیت‏ها و وضعیت‏هاى سیاسى داشته باشند و شرایط پیچیده جامعه را از نظر تحولات سیاسى کاملًا درک کنند دچار گمراهى نمى‏گردند.

امام خمینى درباره قدرت تحلیل و بینش صحیح مادران شهید در دوران انقلاب مى‏فرماید:

یکى از این مادرها در بهشت زهرا ایستاده و صحبت کرده که درخت آزادى محتاج به آبیارى است و خون پسر من یکى از چیزهایى است که آبیارى مى‏کند،

ما یک چنین شیرزنانى داریم.[2]

مادرهایى که چهار تا بچه داشتند، سه تا بچه‏هایشان رفته بود، باز مى‏گفتند که این هم اگر برود براى خداست.[3]

فهم صحیح از مشکلات و سختى‏هاى انقلاب و پیامدهاى آن، مهم‏ترین ویژگى خواص حق است تا هیچ‏گاه براى دستیابى به هدف‏هاى متعالى انقلاب اسلامى دچار تردید نگردند.

یکى از مسؤولان در خاطرات خود مى‏گوید:

یکى دو ماه قبل از پیروزى انقلاب، یکى از دوستان به قم رفته بود. ایشان مى‏گفت: آن روزها، مردم پس از یک اعتصاب طولانى، داشتند مغازه‏ها را کم کم بازمى‏کردند. دیدم پیرمردى مغازه خود را باز کرده و آن جا پر از هندوانه پوسیده است، چون مدتى درِ مغازه‏اش را مثل همه بسته بود. من به قیافه، چهره و حالت کاملًا فقیرانه او نگاه کردم، در حالى که او با خراب شدن هندوانه‏ها، تمام سرمایه خود را از دست داده بود. به ذهنم رسیده بود که به او کمک کنم و بعد ترسیدم که پیشنهاد کمک توهین‏آمیز باشد و تصمیم گرفتم به بهانه خرید این کمک را بکنم، لذا به داخل مغازه رفتم و گفتم: قیمت هندوانه‏ها چند؟ یکى، دو هندوانه براى ما وزن کن!.

پیر مرد نگاهى به من کرد و لبخندى زد و گفت: ما خمینى را نمى‏فروشیم!

نگاه کنید، عزت نفس، اخلاق و خودآگاهى را ببینید.[4]

این نگرش تحلیلى صحیح و همراه با بصیرت به حوادث و رخدادها، در حماسه هشت سال دفاع مقدس هم بسیار مشاهده شده است.

حضرت امام درباره حضور حماسى و پرشکوه اقشار مختلف مردم در جبهه‏هاى جنگ مى‏فرماید:

در دنیا شاید بى‏نظیر باشد و شاید در طول تاریخ هم نظیرى برایش نتوانیم پیدا بکنیم که بچه‏هاى کوچک و جوان‏هاى نیمسال و زن‏ها، پیر زن‏ها، نوعروس‏ها، نودامادها همه با هم در این جبهه حاضرند.[5]

بسیارى از اوقاتى که این جا مى‏آیند انسان تعجب مى‏کند از وضع این‏ها که جوانش فوت شده است، جوانش شهید شده است، مى‏گوید باز هم مى‏خواهم، جوان دارم باز [در راه خدا بدهم‏] بچه کوچک را مى‏گوید این ان‏شاءالله بزرگ مى‏شود و شهید بشود.[6]

قدرت تحلیل حوادث باعث مى‏گردد تا حقایق سیاسى اجتماعى همواره براى خواص روشن باشد. در مبارزه با استکبار جهانى بسیارى از مردم ایران نقشه‏هاى مرموز دشمن را در محاصره اقتصادى دریافته بودند؛ امام به یکى از این نگرش‏هاى تحلیلى براى رهایى از سلطه اقتصادى دشمن اشاره مى‏نماید:

همان دیروز بود، مى‏آیند مى‏گویند که فلان رعیت در آنجایى که هیچ فرهنگى نرفته است مى‏گوید که ما زراعت مى‏کنیم؛ براى این که از قید و بند اسارت آمریکا خارج بشویم.[7]

مقام معظم رهبرى هم درباره بصیرت و بینش مبتنى بر تحلیل صحیح در دوران دفاع مقدس مى‏فرماید:

بسیارى از این رزمندگان شاید صفحات متعددى از کتاب‏هاى سیاسى را نخوانده‏اند، کشاورزان مشکین‏شهر که به من مى‏گفتند که ما گندم‏مان را کاشته‏ایم و آمدیم [به جنگ‏]، اهل کتاب و درس و قلم نیستند، روشن‏فکر نیستند، اما آگاهند، روشن‏فکر به معنى واقعى کلمه آن‏ها هستند، آن‏ها هستند که مى‏دانند چرا باید فداکارى کنند.[8]

و از این نمونه‏ها در دوران انقلاب و دفاع مقدس فراوان مشاهده شده است که خیل عظیم ملت با بصیرت و تحلیلِ صحیح حوادث در بستر تکاملى انقلاب اسلامى رشد نموده‏اند.

2- هوشیارى (رشد سیاسى)

دشمنان کینه‏توز اسلام، سیاست‏هاى دراز مدت و پیچیده‏اى را براى مبارزه با گسترش مکتب حیاتبخش اسلام و پیشگیرى از تثبیت نظام جمهورى اسلامى طراحى کرده‏اند و به مرور زمان به شیوه‏هاى مختلف آن را به اجرا مى‏گذارند. از این رو مؤمنان خواص با تیزهوشى و درایت نقشه‏هاى دشمنان را خنثى مى‏نماید.

پیامبر گرامى اسلام (ص) مى‏فرماید

الْمُؤْمِنُ کَیِّسُ فَطِنٌ حَذِر[9]

مؤمن؛ زیرک، فهمیده و محتاط است. حضرت على علیه السلام مى‏فرماید:

مَنْ نامَ عَنْ عَدُوِّهِ انْبَهَتْهُ الْمَکایِدُ[10]

هر که از نقشه‏هاى دشمن غفلت کند، مکرها او را بیدار مى‏سازد.

از آغاز انقلاب اسلامى تاکنون استراتژى خطرناک دشمنان براى نابودى انقلاب در پرتو رشد سیاسى و هوشیارى خواص نکته‏سنج و تیزبین ناکام مانده است.

حضرت امام در اکثر پیام‏ها یا سخنرانى‏هاى خود، حضور مردم قهرمان و فداکار را در شرایط سخت انقلاب و جنگ در راهپیمایى‏ها و شرکت در انتخابات مختلف نظام جمهورى اسلامى، دلیل بر هوشیارى و رشد سیاسى ملت ایران قلمداد نموده است و مهمترین عامل پیروزى و سرافرازى آنان را در عرصه بین‏المللى عنصر کارآمدِ هوشیارى مى‏داند و مى‏فرماید:

هوشیارى مردم در وضع فعلى یکى از عوامل پیروزى آنان بر باطل است.[11]

از نشانه‏هاى هوشیارى مؤمنان متعهد، آشنایى به زوایاى مختلف احکام نورانى اسلام و اطلاع از پیچیدگى‏هاى شیوه مدیریت جامعه اسلامى و حتى غیر اسلامى و ارائه راه‏حل‏هاى معقول و ممکن براى باز شدن گره‏هاى کور سیاسى فرهنگى و اقتصادى جامعه است. امام در این باره مى‏فرماید:

یک مجتهد باید زیرکى و هوش و فراست یک جامعه بزرگ اسلامى و حتى غیر اسلامى را داشته باشد.[12]

شناخت دقیق حوادث سیاسى، احزاب و چهره‏هاى سیاسى، احاطه بر رویدادهاى اجتماعى، شناخت عوامل دشمن و دقت در فعالیت‏هاى آنان از علائم هوشیارى و رشد سیاسى خواص حق است که حضرت امام به آن اشارهایى داشته‏اند.[13]

3- الگوگیرى از سیره ائمه معصومین علیهم السلام‏

ائمه معصومین علیهم السلام انسان‏هاى کاملى هستند که سراسر زندگى‏شان براى عموم مسلمانان جهان و به خصوص اندیشمندان و سیاستمداران اسلامى الگو و درس است.

قرآن کریم درباره رسول اکرم صلى الله علیه و آله که یک انسان کامل و نمونه در عالم خلقتِ بشریّت است و تمام خصوصیات یک انسان، رهبر، حاکم و مدیر جامعه را از تمام ابعاد داراست، مى‏فرماید:

لَقَدْ کانَ لَکُمْ فى‏ رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً (احزاب: 21)

قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏کند.

امام خمینى درباره توجه به سیره معصومین علیهم السلام مى‏فرماید:

توجه کنیم به این که بزرگ‏هاى ما، پیشواهاى ما چه کرده‏اند براى اسلام، براى‏ مسلمین چه کرده‏اند، چه مى‏خواستند بکنند.[14]

خودسازى و اصلاح درون خویش، مبارزه با ظلم و حاکمان ستمگر، استقامت و پایدارى در راه ابلاغ رسالت الهى، هدایت نمودنِ مردم به سوى حق، تحمل رنج‏ها و سختى‏ها، نهراسیدن از دشمنان اسلام، دخالت در سیاست، تلاش براى تشکیل حکومت و اجراى احکام الهى از جمله‏مسائلى است که خواص حق به پیروى از ائمه معصومین: خود را ملزم به انجام آن مى‏دانند و با تأسى به سیره آن بزرگواران به انجام این عمل‏ها روى آورده‏اند.

امام درباره مبارزان و ستم‏ستیزانِ اسلامى که علیه رژیم ستمشاهى فعالیت داشتند مى‏فرماید:

آن‏ها (مبارزان اسلامى) هم که ایستاده‏اند در مقابل (رژیم شاه) در صف مقاتله هستند و [در صف‏] محاربه هستند، تکلیفشان را دارند عمل مى‏کنند، به قول رسول‏الله دارند عمل مى‏کنند، اقتدا به سیدالشهدا سلام‏الله علیه کردند و دارند عمل مى‏کنند.[15]

در اندیشه امام، پیروى از سیره عملى اهل بیت علیهم السلام در تمام زمینه‏ها و مراحل مبارزاتى و حکومتى یکى از مستندترین و محکم‏ترین دلیل‏ها و حجت‏هاى شرعى خواص حق است. امام درباره حفظ نظام اسلامى در برابر موج حملات بیگانگان مى‏فرماید:

ماها تابع و پیرو آن مردانى هستیم که به حسب روایت، به حسب تاریخ، هر چه‏ روز عاشورا سیدالشهدا- سلام‏الله علیه- به شهادت نزدیک‏تر مى‏شد، افروخته‏تر مى‏شد. جوانان او مسابقه مى‏کردند ...[16]

و درباره جلوه‏هاى عاشورایى در انقلاب و دفاع مقدس که از سالار شهیدان الگو گرفته‏اند مى‏فرماید:

ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را در راه خدا فدا کرد و این اقتدا به بزرگمرد تاریخ، حضرت سیدالشهداء- سلام‏الله علیه- است.[17]

مقام معظم رهبرى درباره استمرار این خط در نظام جمهورى اسلامى مى‏فرماید:

مهم این است که تمسک به اسلام را حفظ کنیم و از دشمنان خدا و اسلام واهمه نکنیم و نترسیم. این درس را از امیرالمؤمنین (ع) و از شاگرد و فرزند شایسته او امام عزیزمان گرفته‏ایم.[18]

4- استقامت و خستگى‏ناپذیرى‏

پایدارىِ فرهیختگان جامعه اسلامى، در راه تحقق آرمان‏هاى متعالى و ایده‏هاى اصیل اسلامى و عدم چرخش از مواضع اصولى، بزرگ‏ترین و مهم‏ترین شاخصه و رمز موفقیت خواص است. ثمره شیرین پیروزىِ بر باطل و شکوفایى ارزش‏هاى اسلامى مرهونِ استقامت رادمردانى است که خستگى‏ناپذیرى‏شان دشمن را به زانو درآورده است.

خواص حق، آیه‏ «فَاسْتَقِمْ کَما امِرْتَ» را سرلوحه زندگى خویش قرار مى‏دهند و در برابر هرگونه تهدیدى که در راه احیاى دین و تحقق اهداف‏الهى آنان پدید آید، مقاوم مى‏ایستند، و هیچ‏گاه تسلیم حوادث ناگوار و موانع پیش‏آمده نمى‏گردند.

امام درباره استقامت پیشتازان قیام مى‏فرماید:

دسته‏اى که از اول خودشان را مهیا کردند براى مقابله، مقابله با ظلم؛ این دسته از اول توجه به این معنا داشتند که این مقابله زحمت دارد، این مقابله شهادت دارد، این مقابله حبس دارد، این‏ها در حبس هم بعضى‏شان مى‏رفتند و آن زجرها را مى‏کشیدند، قدمشان که از حبس بیرون مى‏آمد مى‏رفتند باز سراغ مقابله [با رژیم ستمشاهى‏].[19]

استقامت و پایمردى مبارزان دوران مشروطیّت و تلاش خستگى‏ناپذیر آنان تا پاى جان براى برچیدن نظام استبدادى و تحقق مشروطه اسلامى و منطبق با موازین شرع از بارزترین ویژگى رهبران مشروطیت مشروعه است که امام به آن اشاره مى‏نماید:

مرحوم شیخ فضل‏الله ایستاد که مشروطه باید مشروعه باشد باید قوانین موافق اسلام باشد.[20]

تضمین استمرار راه حق، تحمل ناگوارى‏ها و پایمردى در برخورد با مشکلات و رخدادهاى پیش‏آمده از سوى دشمنان است که از نظر امام مهمترین عامل پیشبرد نهضت اسلامى است:

ملت راه خودش را یافته است و آن راه را دارد با کمال جدیت و قدرت تعقیب مى‏کند. البته راه حق دشوارى‏ها دارد، راه حق ناگوارى‏ها دارد، لکن آن که اهل‏ حق است و راه حق را مى‏خواهد برود، آن نباید هیچ تصور این را بکند که کوچکترین سستى را به خودش راه بدهد و باید با کمال قدرت به پیش برود.[21]

یکى از مشکلاتى که براى خواص حق و افراد مؤثر و سرنوشت‏ساز در صحنه سیاست و اجتماع پدید مى‏آید، رواج شایعات و تهمت از سوى دشمن است تا آنان را از عرصه سیاست و امور اجتماعى خارج سازند.

امام بر پایدارى خواص در تحمل تهمت و شایعه تأکید مى‏نماید:

نباید از دروغ و بدنامى و حرف زشتى که به ما نسبت مى‏دهند از میدان به در برویم.[22]

خستگى‏ناپذیرى خواص حق در برابر ناملایمات براى اداى تکلیف شرعى و سیاسى داراى مراتب گوناگونى است که سخت‏ترین آن‏ها سرمایه‏گذارى از آبروى خویش براى حضور در صحنه سیاست در جهت حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى است. مقام معظم رهبرى در این باره مى‏فرماید:

آدم‏هاى اهل معنى، اهل حکمت و دقت خوب درک مى‏کنند، گاهى زنده ماندن و زندگى کردن و در یک محیط تلاش کردن به مراتب مشکل‏تر از کشته شدن و شهید شدن و به لقاء خدا پیوستن است.[23]

5- شجاعت‏

ارزش و کارآیى شناخت صحیح و بصیرت کاملِ خواص حق در پرتو اقدام شجاعانه آنان پدیدار مى‏گردد. از دیدگاه امام عنصر شجاعت انسانى در شخصیت روحى نخبگان سرمنشأ تحولات عظیم و تاریخ ساز است.

نهراسیدن از تهدیدات نظامى و حبس و شکنجه و دمیدن روح شجاعت و حماسه در ملت از ویژگى مؤمنانِ جان بر کف نهاده است تا بنیان مرصوص جامعه حق‏طلبان و ظلم ستیزان در برابر هجوم دشمنان آسیب نبیند.

امام خمینى عنصر شجاعت را یکى از خصوصیات بزرگ روحانیت اصیل و متعهد برمى‏شمارد و آن را عامل زنده بودن و پایدار ساختن این قشر مؤثر در جامعه مى‏داند که نقش مهمى در محبوبیّت مردمى روحانیت دارد.[24] همچنین موضع‏گیرى‏هاى مستحکم و سازش‏ناپذیر مسؤولان نظام اسلامى و ملت قهرمان را در برابر تهدیدات سیاسى نظام استکبار جهانى مى‏ستاید.[25]

یکى از مهم‏ترین حادثه‏هایى که شجاعت خواص حقّ در آن کاملًا مشهود است، قضیّه اولتیماتوم دولت روسیه شوروى و مخالفت شهید مدرس با این اولتیماتوم است. مدرس یکى از برجسته‏ترین خواص حق در تاریخ معاصر ایران است که زندگى سراسر مبارزه و استقامت و شجاعت او همواره مورد تکریم و تعظیم امام قرار داشته است.

در سال 1333 قمرى روس‏ها قسمت‏هایى از ایران را تصرف کردند و دولت ایران را تحت فشار قرار دادند که باید هزینه نگهدارى مناطق‏ اشغالى را قبول کند و به دولت روسیه بپردازد؛ اگر دولت نپذیرد پایتخت را اشغال نظامى خواهند کرد. و دولت ایران فقط 48 ساعت مهلت دارد.

در این زمان مجلس شوراى ملى تشکیل مى‏شود. نمایندگان آماده ولى بلاتکلیف مانده‏اند در این موقع مدرس در میان بهت و حیرت حاضران از جاى برمى‏خیزد و در نطقى مختصر، با آرامش کامل و کلمات شمرده مى‏گوید: آقایان اگر مشیّت امور بر این قرار گرفته باشد که آزادى و استقلال ما به زور از ما سلب شود، سزاوار نیست ما خودمان به دست خودمان آن را امضا کنیم آن گاه با فریاد مى‏گوید: نه! ما هرگز تسلیم نمى‏شویم و از این تهدیدها نمى‏هراسیم.[26]

امام درباره اثر فوق‏العاده اقدام شجاعانه این مجتهد متعهد و زمان‏شناس که باعث شد نمایندگان مرعوب مجلس روحیه بگیرند مى‏فرماید:

یک روحانى با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: حالا که بناست از بین برویم، چرا خودمان از بین ببریم خودمان را؟ رأى مخالف داد. بقیه جرئت پیدا کردند و رأى مخالف [دادند] رد کردند اولتیماتوم را. آن‏ها هم هیچ غلطى نکردند.[27]

اصولًا بیدارى مسلمانان و حضور آنان در صحنه سیاسى اجتماعى براى دفاع از ارزش‏هاى اسلامى و کرامت‏هاى انسانى مرهون اقدامات شجاعانه عالمان روشن‏ضمیر و دین‏مدار است.[28]

6- شهادت‏طلبى‏

مؤمنان متعهّد، در حساس‏ترین شرایط تاریخى که کیان اسلام را در خطر مى‏بینند براى حفظ و صیانت از مکتب حیاتبخش اسلام، پاى در میدان نبرد مى‏نهند و با جان فشانى و نثار خون خویش ارزش‏هاى اسلامى و الهى را در جامعه شکوفا مى‏سازند و خود به حیات ابدى مى‏پیوندند.

امام خمینى معتقد است که حیات مجدّد اسلام در قرن حاضر، مرهون شهادت‏طلبى و فداکارى دلاور مردان مبارز مى‏باشد و یکى از ویژگى‏هاى مهم خواص حق را جان نثارى و شوق به شهادت در راه اعلاى کلمه حق برمى‏شمارد و درباره شهادت‏طلبى ملت سرافراز ایران در مبارزه با طاغوت مى‏فرماید:

... زن و مرد، صغیر و کبیر، در هر وقت که اقتضا مى‏کرد در خیابان‏ها مى‏ریختند و هیچ در مقابل مسلسل‏ها ابا نداشتند؛ سینه‏ها را باز مى‏کردند و مى‏گفتند: بزن؛ باید بگویم که گوشت و خون غلبه کرد بر تانک و مسلسل.[29]

و در پیام چهلم شهداى هفدهم شهریورِ تهران، در وصف شهادت‏طلبان مبارز مى‏فرماید:

نونهالان هفت- هشت ساله دبستان‏هاى ما فدائى مى‏دهند و در راه اسلام عزیز و کشور، خون نثار مى‏کنند. شما در چه تاریخى چنین دیده‏اید؟ امروز زن‏هاى‏ شیردل، طفل خود را در آغوش کشیده و به میدان مسلسل و تانک دژخیمان رژیم مى‏روند.[30]

از عوامل پیروزى دوران دفاع مقدس شوق به شهادت و به پیشواز مرگ رفتن شجاعان عرصه نبرد بود؛ عنصر شهادت‏طلبى از بارزترین خصوصیاتى بود که رزمندگان اسلام به آن افتخار مى‏جستند. حضرت امام خاطره‏هاى فراوانى از شوق به شهادت در جوانان و پیران بیان داشته و چنین روحیه عظیمى را بارها ستوده است که در این قسمت به چند خاطره ایشان اشاره مى‏شود:

یک جوانى آمده بود، گفت دو تا برادرم کشته شده، خودم مى‏خواهم بروم. گفتم جوان، تو کافى است، آن‏ها رفتند دیگر بس است، شروع کرد گریه کردن.[31]

همچنین درباره جوان جانبازى که به ملاقات ایشان آمده بود مى‏فرماید:

... هر دو پایش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پیش من، مع ذلک، مى‏گوید که دعا کنید که من شهید بشوم.[32]

استوارى و شکست‏ناپذیرى راه حق در طول تاریخ رهین روحیه رادمردانى است که شهادت را در آغوش گرفته و با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیارى کرده‏اند.

7- عبرت‏آموزى‏

نکته‏سنجان و تحلیل‏گران در بررسى رویدادهاى تاریخى درس‏هاى‏عبرت‏آموزى را مشاهده مى‏کنند. حضرت امام تاریخ را معلم انسان مى‏داند[33] و نخبگان و فرهیختگان را به مطالعه دقیق تاریخ انبیا و صدر اسلام و چند قرن اخیر و تاریخ معاصر فرامى‏خواند تا به نقاط ضعف و قوّت قیام‏ها و برنامه‏هاى اصلاحى و هدایت‏گرانه انقلاب‏ها پى‏ببرند.

این مطالعه به آنان کمک مى‏کند تا علت زوال حکومت‏هاى شایسته، و حاکمیت ناصالحان؛ علت شکست و ناکامى‏ها را بشناسند و عبرت گیرند و راه‏کارهایى را که باید براى بیدارى و هوشیارى ملت‏ها به کار برند، به‏طور صحیح به کار بندند تا دچار اشتباهات گذشته نگردند.

حضرت على علیه السلام درباره عبرت‏آموزى از حوادث تاریخى مى‏فرماید:

انَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ المَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى‏ عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبَهاتِ.[34]

بى شک اگر ژرف‏نگرى براى کسى فاجعه‏هاى تاریخ را که فراروى اوست عریان سازد، حاصلش تقوایى باشد که او را از ناسنجیده به آب زدن و در امواج فتنه‏ها فروافتادن بازمى‏دارد.

امام علت نفرت شدید مردم ایران را از رژیم ستمشاهى در دوران اوج‏گیرى انقلاب تجربه تلخ مردم از تاریخ دودمان پهلوى مى‏داند و در پاسخ به خبرنگارانى که علت جوشش میلیونى مردم را از ایشان جویا مى‏شدند مى‏فرماید:

ملت در طول سالیان گذشته، ماهیت شاه را به خوبى شناخته است و بیش از این‏فریب اعمال و اقوال او را نمى‏خورد.[35]

از دیدگاه امام عبرت‏آموزى ملت قهرمان ایران از تاریخ گذشتگان هنگام موضع‏گیرى‏هاى قاطع و محکم آنان در برابر تهدیدات استکبار جهانى آشکار مى‏گردد.

... گمان مى‏کردند که با یک تشر ایران را مى‏توانند چه بکنند، گمان مى‏کردند که حالا هم زمان قاجار است! حالا هم زمان پهلوى است! ...[36]

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

لا یُلْسَعُ الْعاقِلُ مِنْ حُجْرٍ مَرَّتَیْنِ‏[37]

انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمى‏شود.

حوادث تاریخى عبرت‏آموز در یکى دو قرن اخیر از جمله مسائلى است که همواره امام بیشترین توجه و اشاره را به آن‏ها داشته‏اند.

نهضت مشروطیت و انحراف در آن توسط سیاستبازان حرفه‏اى و غربزده و خارج ساختن روحانیت از صحنه سیاست؛ نهضت ملى شدن نفت و حوادث پس از آن و دیگر رویدادهاى این دوره تاریخ داراى نکته‏هاى فراوانى است که عقلاى جامعه به آن با نظر عبرت و پندآموزى نگریسته‏اند.

حضرت امام همواره به خواص جامعه هشدار داده‏اند تا به حوادث تاریخى بیشتر توجه داشته باشند و از تکرار حوادث تلخ تاریخى پیشگیرى نمایند

اگر روحانیون، ملت، خطبا، علما، نویسندگان و روشنفکران متعهد سستى بکنند و از قضایاى صدر مشروطیت عبرت نگیرند به سر این انقلاب آن خواهد آمد که به سر انقلاب مشروطه آمد.[38]

پس از گذشت ده سال از پیروزى انقلاب، حضرت امام با بررسى و تجزیه و تحلیل موضع‏گیرى و عملکرد و اندیشه برخى از مسؤولان و کارگزاران نظام، مانند برخى از اعضاى هیأت دولت موقت و لیبرال‏ها که گرایش به مذاکره با آمریکا داشتند و راه را براى نفوذ عوامل دشمن هموار مى‏کردند و همواره با اصول کلى انقلاب سر ستیز داشتند، به‏عنوان یک نکته مهم عبرت‏آموز به کارگزاران نظام اسلامى هشدار مى‏دهد:

از تجربه تلخ روى کار آمدن انقلابى‏نماها و به ظاهر عقلاى قوم، که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتى نکرده‏اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش، و دل‏سوزى‏هاى بى‏مورد و ساده‏اندیشى‏ها سبب مراجعت آنان به پست‏هاى کلیدى و سرنوشت‏ساز نظام شود.[39]

8- پیشتاز بودن‏

هنگامى که ضلالت و گمراهى، ظلم و جور، بدعت و سکوت در گستره اجتماع سایه‏افکن باشد این خواص حق هستند که با خطشکنى و در هم کوبیدن حصارهاى ترس و جهل، مسیر کمال انسانیت را براى حرکت دیگر اقشار جامعه هموار مى‏سازند.

حضرت امام اقدامات پیشتازانه روحانیت بیدار و زمان‏شناس و ستم‏ستیز را در دوران اختناق و مرگ و جمود و سکون جامعه چنین توصیف مى‏فرماید:

با دلى پر از امید و قلبى سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسل‏ها همت گماشته‏اند و همیشه پیشتاز سپر بلاى مردم بوده‏اند، بر بالاى دار رفته‏اند و محرومیت‏ها چشیده‏اند، زندان‏ها رفته‏اند و اسارت و تبعیدها دیده‏اند و بالاتر از همه آماج طعن و تهمت‏ها بوده‏اند و در شرایطى که بسیارى از روشنفکران در مبارزه با طاغوت به یأس و ناامیدى رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعى مردم دفاع نموده‏اند و هم‏اکنون نیز در هر سنگرى از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر در کنار مردمند.[40]

وضعیت نابسامان سیاسى اجتماعى جامعه و تفکر غلط برخى از روحانیون و فضاى بسته حوزه‏هاى علمیه در دوران گذشته نسبت به مسائل سیاسى و طرد عناصر مبارزه از سوى ناآگاهان، شرایط بسیار دشوارى را پیش آورده بود. در چنین شرایطى مردان حق‏طلب و صف‏شکنِ پیشتاز، حصارهاى جهل و خرافه را فرو ریختند و پا به عرصه میدان جهاد و مبارزه گذاشتند تا مسلمانان را از ظلمت خفقان رژیم ستمشاهى برهانند. امام در این باره مى‏فرماید:

در جمود حوزه‏هاى علمیه، آن زمان که هر حرکتى را متهم به حرکت مارکسیستى و یا حرکت انگلیسى مى‏کردند، تنى چند از عالمان دین باور، دست در دستِ‏مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.[41]

در دوران هشت سال دفاع مقدس که عده‏اى کوتاه فکر و راحت‏طلب در منازل خود آرمیده بودند و خود و فرزندان و بستگان خویش را از آتش معرکه نبرد دور نگاه مى‏داشتند و یا احیاناً به مخالفت با حماسه‏سازان مى‏پرداختند؛ همین روشن ضمیران آگاه بودند که با پوشیدن جامه نبرد و نوشیدن شربت شهادت الگوى مردم مبارز ایران شدند و دیگران را به نبرد با دشمن متجاوز تحریض نمودند.

امام در تکریم و بزرگداشت یکى از خواص پیشتاز در عرصه جهاد و شهادت مى‏نویسد:

رهبر ما آن طفل دوازده ساله‏اى است که با قلب کوچک خود، که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگ‏تر است، با نارنجک خود را زیر تانکِ دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.[42]

دفتر خاطرات جبهه و جنگ مشحون از رشادت‏ها و دلاورمردى‏هاى نوجوانان رزمنده و پیشتاز است. در این عرصه کارزار آنان که قدرت و توانایى جسمى حضور در صحنه نبرد را نداشتند اما با آگاهى و بصیرت شرایط دفاعى نظام جمهورى اسلامى را درک مى‏کردند با ایثار مال و دارایى خویش پیشتاز در کمک به جبهه‏هاى جنگ بودند.

امام در دیدار با رزمندگان صحنه‏هاى نبرد به یکى از این ایثارها اشاره مى‏نماید:

شما دارید آن جا جنگ مى‏کنید مردم هم دارند پشت سر شما همه کمک‏ها را مى‏کنند بدون این که کسى الزامشان بکند، خودشان؛ بچه کوچولو مى‏آید قلکش را مى‏دهد براى شما، پیر زن هفتاد ساله هم مى‏آید آن طلایى که ذخیره کرده است مى‏دهد.[43]

مقام معظم رهبرى یکى از این نمونه‏هاى پیشتازى در نبرد را چنین بیان مى‏نماید:

در اهواز جوانى ساعت 12 شب وارد حجله [عروسى‏] شد، ساعت 5 صبح به جبهه رفت و ساعت 7 صبح شهید شد؛ وقتى به مادر او برادران سپاه پاسدار انقلاب تسلیت مى‏گفتند، با کمال متانت و استحکام مى‏گفت: من خوشحالم؛ زیرا کمترین فایده‏اى که شهادت جوان من داشت این بود که شما را در راهتان مستحکم‏تر کرد.[44]

9- اقدام به موقع‏

تحولات عظیم تاریخى، پس از تصمیم‏گیرى‏هاى به موقعِ اندیشمندان و صاحب‏نظران در حساس‏ترین لحظات سرنوشت‏ساز صورت مى‏گیرد.

تجدید حیات اسلام ناب و رهایى مسلمین از چنگال استعمار و استثمار، ثمره احساس تکلیف و تصمیم‏گیرى به موقع خواص حق است.

چه بسیار توطئه‏هایى مرموز و نقشه‏هاى گوناگون که دشمن در محو آثار،ارزش‏ها و مجد و عظمت اسلام و مسلمین تدارک دیده، اما در پرتو هوشیارى و اقدام به‏موقع احیاگران دین ناکام مانده است.

هنگامى که اعطاى امتیاز انحصار تنباکوى ایران در 15 ماده تنظیم شده بود، به مرور نشانه‏هایى از به یغما رفتن بنیه مالى ایران و هجوم فرنگیان به این کشور آغاز شد و این همان شیوه‏اى بود که انگلیسیان در تصرف هند به کار برده بودند. از این رو مبارزه پراکنده علما با این اقدام شروع شد اما نتیجه چندانى نداشت. میرزاى شیرازى پس از نوشتن چند تلگراف به ناصرالدین شاه براى بازداشتن حکومت ایران از انجام این قرارداد که در دربار ایران تأثیرى نگذاشته بود؛ حکم تحریم تنباکو را در عبارتى کوتاه و به شیوه‏اى مؤثر و محرک و حساب شده صادر فرمود:

بسم الله الرحمن الرحیم‏

الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأىِّ نَحْوٍ کانَ، در حکم محاربه با امام زمان صلوات‏الله و سلامه علیه است.[45]

امام خمینى تصمیم به موقع میرزاى شیرازى را در صدور فتواى تحریم تنباکو، از اقدامات تاریخ‏ساز مرجعیت شیعه دانسته و مى‏فرماید:

میرزاى شیرازى با یک کلمه ایران را نجات داد از دست انگلیسى‏ها![46]

آن نصف سطر میرزاى شیرازى رضوان‏الله علیه، مملکت ما را از تو [ى‏] حلقوم خارجى‏ها بیرون کشید ...[47]

فتواى یک آقایى که در یک «دِه» عراق سکونت دارد یک امپراتورى را شکست داد و سلطان وقت هم با همه کوششى که کرد براى این که حفظ کند آن قرارداد را، نتوانست.[48]

در سال 1920 میلادى پس از شدت یافتن فعالیتِ انگلیسى‏ها در کشور عراق، مردم عراق علیه حضور و فعالیت انگلیسى‏ها انقلاب کردند و میرزا محمد تقى شیرازى رهبر بلامنازع انقلاب مردم عراق علیه انگلیسى‏ها بود.

ایشان در نامه‏اى خطاب به عشایر و مردم عراق مى‏فرماید:

مطالبه حقوق بر عراقى‏ها واجب است و مستحب است که ضمن مطالبات خود صلح و امنیت را رعایت کنند و چنانچه انگلیسى‏ها از پذیرفتن مطالب آنان امتناع کردند مردم مجازند از اسلحه استفاده کنند و با دشمن بجنگند.[49]

امام خمینى درباره اقدامِ به موقع این بزرگمردِ با تدبیر مى‏فرماید:

وقتى انگلیس‏ها هجوم آورده بودند به عراق و عراق را در معرض استعمار قرار داده بودند، یک پیرمرد به مردم امر کرد و حکم دفاع داد و قیام کردند مردم و ملت؛ [و] عراق را نجات دادند.[50]

... اگر ایشان نبود عراق از بین رفته بود. یک «کلمه» فرمودند، عرب پشتیبانى کردند مطلب را برگردانید.[51]

مقام معظم رهبرى درباره اثر شگفت‏انگیز و تاریخ‏ساز این اقدامات مى‏فرماید:

تصمیم‏گیرى خواص در وقت لازم، تشخیص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنیا در لحظه لازم، اقدام خواص براى خدا در لحظه لازم این‏هاست که تاریخ را نجات مى‏دهد.[52] یک حرکت بجا، یک وقت تاریخ را نجات مى‏دهد.[53][54]

عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، ص:38 -  51

[55]

 

 



[1] ( 1). اصول کافى، کلینى، ج 1، ص 27.

[2] ( 1). صحیفه نور، ج 2، ص 208.

[3] ( 2). صحیفه امام، ج 6، ص 229.

[4] ( 3). روزنامه اطلاعات، 26/ 6/ 79، ص 12( سخنرانى میرحسین موسوى در مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد).

[5] ( 1). صحیفه امام، ج 14، ص 264.

[6] ( 2). همان، ج 20، ص 496.

[7] ( 3). همان، ج 15، ص 434.

[8] ( 1). در مکتب جمعه، ج 2، ص 388.

[9] ( 2). بحارالانوار، ج 66، ص 307، ح 40.

[10] ( 1). غررالحکم، آمدى، ج 5، ص 344.

[11] ( 2). صحیفه امام، ج 21، ص 233.

[12] ( 1). صحیفه نور، ج 21، ص 98.

[13] ( 2). براى آشنایى بیشتر با نظرات حضرت امام در این باره ر. ک. صحیفه امام، ج 10، ص 306؛ ج 12، ص 468؛ ج 14، ص 297؛ ج 16، ص 160 و 170 ....

[14] ( 1). صحیفه نور، ج 4، ص 17.

[15] ( 2). همان، ص 47.

[16] ( 1). صحیفه امام، ج 15، ص 9.

[17] ( 2). همان، ج 17، ص 52.

[18] ( 3). حدیث ولایت، ج 3، ص 293.

[19] ( 1). صحیفه نور، ج 15، ص 46.

[20] ( 2). همان، ج 13، ص 175.

[21] ( 1). صحیفه امام، ج 15، ص 7.

[22] ( 2). همان، ج 18، ص 275.

[23] ( 3). گزیده اخبار، ش 611، ص 15.

[24] ( 1). ر. ک. صحیفه امام، ج 21، ص 277.

[25] ( 2). ر. ک. همان، ج 18، ص 30 و 31.

[26] ( 1). مدرس مجاهدى شکست‏ناپذیر، عبدالعلى باقى، صص 35- 36 با تصرف و تلخیص.

[27] ( 2). کوثر، ج 1، ص 311.

[28] ( 3). امام خمینى که رهبر خواص حق در جامعه اسلامى است از شجاع‏ترین عالمان دینى در قرن حاضر است در آغاز رویارویى با رژیم سفاک ستمشاهى فرمود:

« من از آدم‏هایى نیستم که اگر یک حکمى کردم بنشینم چُرت بزنم که این حکم خودش برود! من راه مى‏افتم دنبالش؛ اگر من خداى نخواسته یک وقتى دیدم که مصلحت اسلام اقتضا مى‏کند که یک حرفى بزنم، مى‏زنم و دنبالش راه مى‏افتم و از هیچ چیز نمى‏ترسم بحمدالله تعالى؛ والله تا حالا نترسیدم.» کوثر، ج 1، ص 120.

[29] ( 1). صحیفه امام، ج 6، ص 228.

[30] ( 1). همان، ج 3، ص 512.

[31] ( 2). همان، ج 18، ص 314.

[32] ( 3). همان، ج 14، ص 524.

[33] ( 1). ر. ک. همان، ص 491.

[34] ( 2). نهج‏البلاغه، خورشید بى غروب، خطبه 16، ص 32.

[35] ( 1). صحیفه امام، ج 5، ص 155 و نیز ر. ک. همان، ص 232.

[36] ( 2). همان، ج 20، ص 161.

[37] ( 3). اختصاص، شیخ مفید، ص 245.

[38] ( 1). صحیفه نور، ج 15، ص 202.

[39] ( 2). همان، ج 21، ص 95.

[40] ( 1). همان، ج 20، ص 24.

[41] ( 1). صحیفه نور، ج 21، ص 74. براى آشنایى بیشتر درباره این موضوع ر. ک. تحلیلى از نهضت امام خمینى، سید حمید روحانى، جلد اول و نهضت روحانیون، على دوانى، ج 3 و 4.

[42] ( 2). صحیفه نور، ج 14، ص 60.

[43] ( 1). همان، ج 15، ص 7.

[44] ( 2). در مکتب جمعه، ج 2، ص 381.

[45] ( 1). میرزاى شیرازى، آقا بزرگ تهرانى، ص 257.

[46] ( 2). صحیفه نور، ج 11، ص 126.

[47] ( 3). همان، ج 9، ص 119.

[48] ( 1). همان، ج 8، ص 27.

[49] ( 2). اعلام، زرکلى، ج 6، ص 289 و جهادیه، محمدحسن کاووسى، نصرالله صالحى، ص 118.

[50] ( 3). صحیفه نور، ج 13، ص 175.

[51] ( 4). همان، ج 1، ص 17.

[52] ( 1). گزیده اخبار، ش 611، ص 23.

[53] ( 2). همان، ص 21.

[54] ( 3). تصمیم حضرت امام هم در روز 21 بهمن 57 از لحظات حساسِ تاریخ انقلابِ اسلامى است. در بحبوحه شکست نهایى رژیم پهلوى، سیاستمداران وحشت زده رژیم براى به دست آوردن ابتکار عمل در صحنه و سرکوب انقلابیون، به افزایش ساعات حکومت نظامى اقدام نمودند؛ تا بدین شیوه، رژیم رو به اضمحلال را از شکست قطعى نجات دهند. حضرت امام در این لحظه بسیار حساس تصمیم به اعلام حضور مردم در خیابان‏ها و بى‏اعتنایى به حکومت نظامى گرفته و به مردم تهران فرمان مى‏دهد:

« اعلامیه امروز حکومت نظامى، خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند.»( صحیفه نور، ج 5، ص 69) و بدین‏گونه طومار رژیم دو هزار و پانصد ساله ستمشاهى را درهم مى‏پیچد.

[55] شیداییان، حسین، عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى (ره)، 1جلد، پژوهشکده تحقیقات اسلامى نمایندگى ولى فقیه در سپاه - تهران، چاپ: اول، 1381.