ده انقلاب در یک انقلاب‏
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ده انقلاب در یک انقلاب‏

انقلاب مهدى (عج) از همه جهات، یک استثنا در تاریخ بشر است و تنها یک انقلاب سیاسى نیست، بلکه تحوّلى همه‏جانبه و عمیق در همه ابعاد مادى و معنوى زندگى بشر است. من تنها به چند بعد آن، مستند به روایات، اشاره‏اى اجمالى مى‏کنم:


یک نمونه، حدیثى است که دست‏کم به دو جنبه اشاره دارد، از طرفى به ارتقا و رشد سطح علم و دانش در جامعه جهانى مهدوى اشاره مى‏کند که نشان‏ مى‏دهد به‏دست ایشان، انقلابى علمى به‏معنى واقعى، اتّفاق مى‏افتد و از طرف دیگر اهمیت حقوق، کرامت و حرمت زن را در دوران مهدى، روشن مى‏سازد. این حدیث، هر دو نکته را افاده مى‏کند.

در مورد ارتقاى زنان در رژیم حقوق- سیاسى حجت بن الحسن (عج)، اولا در روایت داریم که ایشان از میان همه بشریّت، 313 تن را برمى‏گزیند که درواقع، کادر اصلى انقلاب جهانى و مدیران اصلى حکومت جهانى ایشان هستند و در روایت است که 50 تن از آنها زن هستند یا 50 زن نیز در این قرارگاه مرکزى حضور دارند که در حکومت جهانى، در رکاب مهدى (عج)، جهان را اداره مى‏کنند و در عالى‏ترین سطوح مدیریت جهانى و پیچیده‏ترین و جدّى‏ترین مراحل یک انقلاب- که دیگر، انقلابى جدّى‏تر از آن نیست- ستاد اصلى را اداره مى‏کنند.

در روایت دیگرى از امام باقر علیه السّلام رسیده است که وقتى قیام‏گر ما قیام کند دست خویش را بر سر بندگان خدا و بشریّت خواهد نهاد «فجمع به عقولهم»: تمام قدرت عقلانى بشریّت را مجتمع و متمرکز خواهد کرد و سطح عقلانیّت را در جامعه بشرى به‏گونه‏اى جهشى، چند پله ارتقا و رشد خواهد داد و نیروى عقلانى توده‏ها را متمرکز و فعّال مى‏کند، «و اکمل به اخلاقهم یا احلامهم» که هردو قرائت، ممکن است یعنى اخلاق و ارزشهاى انسانى را در جامعه بشرى به‏کمال خواهد رساند و بنابراین در فرهنگ اسلام، «عقل» دربرابر اخلاق و در مقابل ارزشها نیست؛ برخلاف منطق غرب که مى‏گویند آیا عاقل هستید یا ارزشى؟ کدام؟! زیرا در منطق مادّى غرب نمى‏توان نه له و نه علیه ارزشهاى اخلاقى، استدلال کرد و آنان ارزشها را امورى خارج از حوزه عقلانیّت مى‏دانند، چنانچه «الهیّات» را نیز از حوزه عقل، خارج کردند و مقولات جدلّى الطرفین کانت، درواقع، عقل را در حوزه‏الهیات هم بکلّى عقیم کرد و بعد در حوزه اخلاق نیز دست‏وپاى عقل را بریدند و عقل، فقط «عقل ابزارى» شد یعنى از سه رده عقل و عقلانیّت، آنان تنها مرتبه سوم عقل را قبول دارند، حال آن‏که در فرهنگ اسلام، هرسه سطح عقل و عقلانیّت، معتبر است. یعنى اولا در مقام جهان‏شناسى، خداشناسى، توحید و الهیات، عقل مى‏تواند به نتایجى روشن برسد و به کمک وحى و در مواردى مستقلا، ادراکاتى قطعى داشته باشد. (برخلاف آنچه کانت مى‏گوید) و ثانیا عقل در حوزه ارزشهاى اخلاقى نیز اجمالا معتبر است و ارزشها، قابل استدلال عقلى و نقلى و قابل درک عقلانى هستند یعنى ملاک دارند و ثالثا عقل در حوزه عقل ابزارى و عقل معاش کاملا معتبر است، پس عقلانیّت ابزارى و عقل معاش نیز در دیدگاه اسلام کاملا حسّاس و مهمّ است و هرکس گمان کند که اسلام، مخالف عقل ابزارى و عقل معاش است، خطا مى‏کند. افسوس که فرصت نیست تا آیات و روایاتى را براى شما قرائت کنم که عقلانیّت ابزارى و همین عقل معاش دنیوى یعنى عقل زندگى اعم از عقلانیّت اقتصادى و عقلانیّت مدیریتى را گرامى مى‏دارد و تشویق مى‏کند و بر آن اهتمام و تأکید مى‏ورزد. البته، عقل معاش باید در طول عقل معاد قرار گیرد یعنى عقلانیّت ابزارى باید در تداوم عقلانیّت توحیدى و عقلانیّت ارزشى باشد و فرق عقل ابزارى در اسلام، با عقل ابزارى در فرهنگ مادّى غرب، در همین است که عقل معاش در تداوم عقل معاد و مبتنى بر عقلانیّتهاى بنیادین معرفتى و اخلاقى و لذا توأم با معنویت و عدالتخواهى و رعایت همه حقوق و تکالیف است و عقل ابزارى در خدمت نفسانیت، قرار نمى‏گیرد و الّا اسلام، در ضرورت عقل ابزارى، مخالفتى با غرب ندارد.

پس مهدى (عج)، سطح عقلانیّت جامعه را در هرسه حوزه، رشد مى‏دهد ودر هرسه حوزه، بشریّت، درک عقلانى متعالى و الهى مى‏یابد. عظمت این تحوّل عقلانى و علمى، در حدّ یک «انقلاب علمى» است، در حدّى است که زنان خانه‏دار که به‏خاطر اداى حقّ خانواده و انجام بعضى وظایف متعالى انسانى از قبیل تربیت انسان و شوهردارى، طبیعى است که بخش بیشترى از وقتشان نسبت به شوهر در خانه مى‏گذرد در حدّ استانداردهاى جهانى آن دوران، قادر به فکر کردن و نظر دادن خواهند بود. مهدى (عج) کارى مى‏کند که حتى خانمهایى که به وظیفه خود دربرابر شوهر و فرزندانشان در خانه، عمل مى‏کنند نیز از کاروان علم، حتى در خانه‏ها، محروم نمانند و در دوران مهدى (عج)، انقلابى علمى صورت خواهد گرفت که حکمت، دانش، قدرت قضاوت و داورى داخل همه خانه‏ها شود و نهاد «خانه» با نهاد «دانش» و نهاد «دین»، یکى شود، به‏طورى که زنان در خانه خود راجع به همه مسائل مى‏توانند براساس کتاب و سنّت، اجتهاد و نظریه‏پردازى کنند یعنى پیچیده‏ترین داورى‏هاى نظرى، عقیدتى، ایدئولوژیک و عقلانى و علمى را در خانه‏هایشان انجام بدهند. پس او علم را به داخل خانه‏ها وارد مى‏کند و در زمان مهدى (عج) هیچ خانه‏اى خارج از حریم علم نخواهد بود. آن‏هم نه‏تنها در بخشى از دنیا، بلکه در سراسر دنیا حتى در خانه‏هاى افریقا، افغانستان و هند، در خانه‏هاى روستایى و در همه‏جاى دنیا، همه زنان، به بالاترین سطوح علمى دسترسى خواهند یافت و زنانى که امروز در دنیا تحقیر مى‏شوند، برهنه مى‏شوند و مجبور مى‏شوند میان علم و عفّت، یکى را برگزینند، آن روز هردو حقّ را استیفا خواهند کرد.

امروز هژمونى جهان به زنان مى‏گوید که ما شما را در حوزه سیاست و اجتماع و علم، راه مى‏دهیم به‏شرط آن‏که برهنه بشوید، با حجاب نمى‏توانید وارددانشگاه و فعّالیتهاى اجتماعى شوید و شما را به‏عنوان انسان، به محافل علمى و سیاسى و اجتماعى، راه نمى‏دهیم، بلکه فقط به‏عنوان مؤنث با تظاهر جنسى و به‏طور محدود، حقّ ورود دارید، باید برهنه شوید تا داخل اجتماع شوید، یعنى سکس و جنسیّت شما براى ما مهمّ است نه انسانیت شما.

اما مهدى (عج)، کارى خواهد کرد که زن بدون این‏که در سراسر جهان، تحقیر شود، بدون این‏که برهنه شود و بدون این‏که دست از عفّت خود بکشد، به عزّت برسد. غرب مى‏گوید: «یا عزّت یا عفّت»!! انتخاب کن!، اما مهدى (عج) مى‏گوید:

هم عزّت و هم عفّت، هردو ارزانى زنان باد. ما هردو را براى زنان در سراسر جهان تأمین مى‏کنیم و براى رسیدن به قلّه علم و حضور اجتماعى، دیگر لازم نیست که زن، عفّت و شخصیت انسانى خود را ترک کند و درعین‏حال، حتى در خانه و توأم با کار بزرگ مادرى و همسرى، خواهد توانست در پیچیده‏ترین مسائل معارفى، و عقلى و علمى و در عالى‏ترین سطوح جهانى و بین المللى، با قوى‏ترین کارشناسان جهان دست‏وپنجه نرم کند و در حدّ استانداردهاى جهانى، نظریه بدهد.

مى‏بینید که کلبه الکترونیکى فرضى آلوین تافلر در جهان موج سوم، دربرابر این خانه عصر مهدى (عج)، یک غار عصر حجرى است و «نهادخانه» اى که مهدى (عج) خواهد ساخت چنین نهادى است. البته همه این حقوق و امکانات در ذیل همان فرهنگ قسط و تهذیب نفس و شریعت اسلام خواهد بود.

پس این روایت، هم به انقلاب بزرگ عقلانى و هم به انقلاب حقوقى (در باب حقوق زن و ...) اشاره دارد و درعین‏حال، انقلاب علمى را نیز در عصر مهدى (عج)، سیگنال مى‏دهد.

علاوه‏بر اینها، یک انقلاب اقتصادى و فن‏آورانه هم در آن عصر، اتّفاق خواهدافتاد؛ چون روایت دیگرى هم از امام باقر علیه السّلام رسیده است که سراسر زمین براى او در نوردیده مى‏شود و همه گنجها و منابع زیرزمینى و روزمینى در زمان ایشان به نفع بشریّت محروم، به فعلیّت مى‏رسد و استخراج مى‏شود:

«تطوى له الارض و تظهر له الکنوز فلا یبقى فى الارض خراب الّا عمر» یعنى همه گنجها و منابع زمین، استخراج مى‏شود و هیچ خرابه‏اى در زمین نمى‏ماند مگر آن‏که در حکومت مهدى، (عج) آباد شود. در هیچ نقطه دنیا، خرابه، فقر، فلاکت و گرسنگى نخواهد ماند؛ نه آن‏که در بخشى از دنیا، اقلیّتى سیر و اکثریت بشر، گرسنه و مفلوک باشند بلکه در سراسر جهان خرابه‏اى نخواهد بود.

برداشت من این است که این حدیث هم علاوه‏بر یک «انقلاب حقوقى» در اجراى عدالت معاش، وقتى مى‏گوید تمام منابع زیرزمینى و روزمینى استخراج مى‏شود، درواقع اشاره به «انقلابى فن‏آورانه» است که اتّفاق مى‏افتد یعنى علاوه‏بر این‏که یک «انقلاب اقتصادى انسانى» است، یک «انقلاب سبز» و «محیط زیستى» نیز هست چون در چندین روایت داریم که در زمان مهدى (عج)، هیچ‏جاى جهان نیست که پا بگذارید مگر آنکه سرسبز است و همه دنیا آباد مى‏شود.

در روایت دیگر است که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند: در زمان او وفور ثروت و نعمت، چنان خواهد بود که با همه تاریخ، قابل مقایسه است یعنى اگر آبادى و تنعّم سراسر تاریخ، یک‏طرف، و تنعّم و وفور نعمت در دوران مهدى (عج)، طرف دیگر باشد باز هم این کفه، سنگین‏تر خواهد بود. البته وفور شادى، تنعّم و لذّت با رعایت عدالت و اعتدال نه توأم با اسراف، تبذیر و ستم!!

به‏علاوه، انقلاب دیگرى هم در زمان مهدى (عج) تحقّق خواهد یافت که انقلابى در مناسبات انسانى است.کسى خدمت امام باقر علیه السّلام مى‏رسد و مى‏گوید: یاران و همفکران ما در کوفه، تعدادشان زیاد است و ما منسجم و متشکّل هستیم و جمع خوبى تشکیل شده است، خلاصه آماده‏ایم که اگر صلاح بدانید مسلحانه با باند بنى عباس درگیر بشویم، ما آماده‏ایم و نیروهایمان را در کوفه و عراق براى نبرد مسلّحانه، سازماندهى کرده‏ایم تا حکومت را براندازیم و حکومت صالحى تشکیل شود.

امام باقر علیه السّلام به ایشان مى‏فرمایند: «ا یجى‏ء احدکم الى کیس اخیه فیأخذ منها حاجته؟!» بین شما آیا این مقدار روابط صمیمانه و انسانى و اعتماد و گذشت انسانى هست که اگر یکى از شما احتیاج داشت دست در جیب دیگرى بکند و به مقدار نیاز- هر اندازه که نیاز داشت- بردارد و آن دیگرى هیچ ناراحت نشود؟! آیا چنین روابطى بین شما جریان یافته که هرچه تو دارى مال او و هرچه او دارد مال تو باشد؟! چنین هستید؟ مى‏گوید: نه. امام علیه السّلام مى‏گویند: «فهم بدمائهم ابخل»:

آخر اینان که حاضر نیستند از مالشان براى یکدیگر بگذرند و تا این حدّ به یکدیگر اعتماد ندارند و نسبت به مال، این‏قدر بخیل هستند پس نسبت به جانشان حتما بخیل‏ترند!! شما چگونه به من مى‏گویید که آماده قیام مسلحانه و جهاد و شهادت هستید؟ شما که این‏قدر گذشت مالى و برادرى دینى ندارید آیا براى نثار خون خود در راه اصلاح جامعه بخیل‏تر نخواهید بود؟! رفیقى داشتیم که شهید شد.

مى‏گفت بچه‏ها در منطقه، صندوق مشترکى داشتند که هرکسى، هرچه داشت در آن مى‏ریخت و هروقت هرچه لازم داشت از آن برمى‏داشت و کسى هم نمى‏پرسید که چه کسى، چه گذاشت و چه برداشت؟ و من که در حال‏وهواى جبهه و فرهنگ صلواتى بودم، در پشت جبهه و در دوران دانشجویى، در خوابگاه به هم‏اتاقى‏هایم پیشنهاد این کار را دادم، ولى همواره مى‏دیدم که مى‏باید چیزى‏بگذارم و یک بار هم چیزى نیست که من بردارم و دیدم آن روال فرهنگى که جبهه در ما به‏وجود آورده بود، درحال عوض شدن است!! و ما داریم عیب پیدا مى‏کنیم!! و گویا خودم نیز کم‏کم حال این کارها را ندارم. فرهنگى که در منطقه بود ایجاب مى‏کرد که فرمانده لشگر وقتى غذا را مى‏آوردند ابتدا بین همه توزیع مى‏کرد و آخرسر، چیزى اگر مى‏ماند، براى خود برمى‏داشت.

این نمونه‏اى از همان فرهنگ مهدوى است که وقتى در سطح جامعه و حکومت نهادینه شد، اگر به شما گفتند که بزرگ‏ترین معجزات در آن جامعه، اتّفاق مى‏افتد، باور کنید و نگویید که نمى‏شود. ما اگر این انقلاب، جنگ و این بچه‏ها را ندیده بودیم شاید عدّه‏اى از ما مى‏گفتیم مفاد این روایتها اساطیر است و این قصه‏ها را ساخته‏اند تا براى ما لالایى بخوانند، ولى دیدیم و دیدید که مى‏شود و شد. ما دیدیم کسانى را که واقعا چنین بودند و همین‏گونه رفتار کردند.

در روایت دیگرى حضرت مى‏گویند که امروز، مردم در آسودگى و کم‏مسئولیت‏اند و ما روابطى عادى داریم که صددرصد اسلامى نیست و درعین حال با یکدیگر ازدواج مى‏کنیم، از یکدیگر ارث مى‏بریم و قوانین را به‏طور نسبى، هرجا که زورمان برسد، اجرا مى‏کنیم و هرجا نرسد اجرا نمى‏شود، اما این وضعیت عادى و خلط حقّ و باطل، تا وقتى خواهد بود که مهدى (عج) نیامده است «اما اذا قام القائم جاءت المزاملة». وقتى او بیاید و قیام کند این اوضاع نیمبند کنونى که داریم و مى‏سوزیم و مى‏سازیم، به‏پایان خواهد رسید و روال مناسبات انسانى زیرورو مى‏شود و هم‏ترازى و مساوات و یگانگى در همه ابعاد زندگى، آن روز برقرار خواهد شد و برادر دست در جیب برادر مى‏کند و به‏اندازه نیاز برمى‏دارد بدون هیچ ممانعتى و بدون هیچ شک و سوءظنّى.آن روز، همه‏چیز، مال همه است. آن روز هیچ‏کس علیه دیگرى نقشه نمى‏کشد و همه به‏فکر یکدیگرند و برادرى فقط در لفظ نیست، بلکه برادرى به معنى واقعى در همه ابعاد زندگى تثبیت مى‏شود و دیگر جیب من و تو ندارد چون نمى‏شود که ما برادر باشیم اما یک برادر، گرسنه و برادر دیگر، سیر باشد. این برادرى نیست، برادرى به‏معناى واقعى، آن برادرى است که همه باهم، سیر شوند و اگر به‏قدر کافى نیست باهم گرسنگى بکشیم.

اتّفاق دیگرى که در حکومت مهدى (عج) در سطح جهان خواهد افتاد توزیع عادلانه ثروت در دنیاست که در این‏خصوص هم، یک روایت از باب نمونه از میان ده‏ها روایت مشابه، از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل کنم که فرمود وقتى مهدى (عج) بیاید: «یقسّم المال صحاحا» اموال و ثروتها را در جهان به‏طرز صحیح، تقسیم مى‏کند. یکى پرسید: آقا، صحاحا یعنى چه؟ فرمود: السّویة بین الناس: یکسان به همه بشریّت.

چنین نخواهد بود که از حیث حقوق، عدّه‏اى، انسان‏تر و عدّه‏اى کمتر انسان باشند!

در روایت دیگرى آمده که اموال را چنان تقسیم خواهد کرد و ثروت در سطح جهان چنان توزیع خواهد شد که در همه دنیا یک انسان گرسنه و محتاج زکات، یافته نخواهد شد؛ «حتى لا ترى محتاجا الى الزّکاة». فرمودند که پول در دست، مى‏گردى تا یک مستحقّ فقیر پیدا کنى و به او انفاق کنى اما کسى را در زمین نخواهى یافت که گرسنه باشد!! کسى نیست که از تو بگیرد. این هم درواقع، توصیف نحوه توزیع ثروت و سطح رفاه براى کلّ بشریّت خواهد بود. شما ممکن است بگویید اکنون هم شاید یکى دو شهر در جهان این‏چنین باشند؛ اما به شماعرض مى‏کنم اولا چنین نیست و امروز حتى در مرفّه‏ترین شهرهاى دنیا- على‏رغم اینکه آن رفاه هم در نتیجه ظلم و فاصله‏هاى طبقاتى جهانى به‏وجود آمده است- درعین‏حال، حتى در همان شهرها نیز هزاران شهروند از ابتدایى‏ترین امکانات زندگى محروم‏اند. گاه از گرسنگى در کنار خیابان مى‏میرند و «مقوّاخواب» هستند علاوه‏بر این‏که همان رفاه بعضى شهروندان درجه یک، در همان شهرها را هم باید دید به قیمت حقّ‏کشى چه بخشهایى از بشریّت حاصل شده است.

فاصله طبقاتى به‏معناى دقیق کلمه در سطح جهان وجود دارد، اما روایت مى‏فرماید در عصر مهدى (عج)، این رفاه در همه شهرهاى جهان، بدون ظلم به دیگران و بدون تبعیض، جریان خواهد یافت و همه بشریّت، مستغنى و بى‏نیاز مى‏شوند. پس یک انقلاب عمیق طبقاتى در عرصه توزیع ثروت در سطح جهان نیز صورت مى‏گیرد که دیگر فقیرى نخواهد ماند، انسان گرسنه‏اى نخواهد بود.

اصولا هرانقلاب اگر نتواند در سیکل گرسنگى، وقفه ایجاد بکند، یک انقلاب عمیقا اجتماعى نیست و چیزى کم دارد. انقلاب حقیقى و تمام‏عیار، آن زمان اتّفاق خواهد افتاد.

از طرفى یک انقلاب حقوقى نیز به‏دست مهدى (عج)، در سطح جهان، در جهت برابرى انسانها و هم‏ردیف شدن همه مردم پیش خواهد آمد.

اسحاق بن عمّار، از اصحاب امام صادق علیه السّلام مى‏گوید: روزى خدمت ایشان بودم و ایشان از تساوى مردم و حقوقى که مردم بر گردن یکدیگر دارند و حواسشان نیست که چه حقوق سنگینى نسبت به یکدیگر باید ادا کنند و چه وظیفه‏ها نسبت به یکدیگر دارند سخن مى‏گفتند، مثلا این‏که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود اگر درخانه‏ات خوابیده‏اى و همسایه‏ات گرسنه است تو خود را مسلمان مپندار یا تا چهل خانه از هرطرف، همسایه تو محسوب مى‏شوند و از حال آنان باید خبر داشته باشى که آن شب گرسنه نباشند و اگر خانواده‏اى را بشناسى که در آن شهر، گرسنه مى‏خوابند و تو سیر هستى، از ما نیستید یا اگر انسان مریضى، مفلوکى و از راه مانده‏اى دیدید که گوشه‏اى افتاده و به او اعتنا نمى‏کنید و از کنارش عبور مى‏کنید از ما نیستید و ...، دیدم امام صادق علیه السّلام همین سنخ مسائل را متذکر مى‏شوند که خلاصه حال ما را مى‏گیرد.

«دخلنى من ذلک امر عظیم» یعنى حالم گرفته شد و دیدم که: واى، چقدر حقوق نسبت به یکدیگر به گردن ماست و چقدر وظیفه داریم که غافل هستیم پس ما چه نوع مسلمانى هستیم؟ عرض کردم آقا بیشتر آنچه را شما مى‏گویید ما عمل نمى‏کنیم، پس آیا همه‏مان فاسد و تبهکار هستیم؟

امام علیه السّلام فرمودند: آنچه گفتیم الگوى کامل جامعه اسلامى است و «انما ذلک اذا قام القائم (عج)» و این جامعه‏اى است که پس از قیام آخر زمان، تحقّق مى‏یابد و همه این تحوّلات در جامعه بشرى عاقبت صورت خواهد گرفت، اما درعین حال، این امور، همین امروز هم جزء آرمانهاى ماست و شما اگر مؤمن هستید تا آن‏جا که مى‏توانید باید چنین رفتارى داشته و چنین جامعه‏اى را سازمان دهید؛ گرچه در ابعاد جهانى و در این سطح که گفتم، فعلا نخواهد شد، اما این رفتار و حقوق، همین امروز هم حتى‏الامکان واجب است «وجب علیهم ان یجّهزوا اخوانهم و یقّووه» واجب است که همه باهم کمک کنند و یکدیگر را تقویت کنند و هیچ‏کس ضعف دیگرى را نپسندد و یک وحدت عمیق انسانى به‏وجود آید، هیچ‏کس به شکست دیگرى نخندد و از این‏که کسى ناراحتى یا مشکلى دارد یا ازپا درآمده،خنده‏اش نگیرد و غم هرکسى، غم همه، و شادى هرکس، شادى همه باشد. اینها مفاد مکتب اسلام است که امام باقر علیه السّلام فرمود. امام علیه السّلام فرمودند که در جامعه ایده‏آل اسلام، انسان ضعیف، خانواده ضعیف و انسان فراموش‏شده، نخواهد بود.

هیچ‏کس فراموش نمى‏شود و اسلام نمى‏گذارد که فقیر، فقیر بماند و اسم اسلام هم برده بشود و همه این فاصله‏هاى طبقاتى درنوردیده مى‏شود.

انقلاب اجتماعى دیگرى هم به‏دست مهدى (عج) صورت خواهد گرفت. در روایت آمده، درعین‏حال که همه بشریّت مرفّه خواهد شد و انسان گرسنه‏اى نخواهد بود، روح سودپرستى و خودمحورى نیز برانداخته خواهد شد. این‏که هر چه بیشتر بخورم، و تا مى‏توانم از دهان دیگران بقاپم و خود بخورم، این سیره دیگر برقرار نخواهد ماند و برخواهد افتاد. خیلى جالب است که سطح بالاى رفاه باشد و درعین‏حال، مردم، حیوان نباشند. همه، مرفه خواهند بود، اما حیوان نخواهند بود و پایشان را روى کول یکدیگر نمى‏گذارند و اسراف نمى‏کنند. این فرهنگى است که مهدى (عج) در سطح بشریّت ایجاد خواهد فرمود.

از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: روایتى رسیده که «ربح المؤمن على المؤمن ربا» یعنى شنیده‏ایم که اگر مسلمان از مسلمان سود بگیرد، رباست و بنابراین، ما از یکدیگر نباید در معاملات سود بگیریم، آیا چنین است؟! امام علیه السّلام فرمودند: تا آن قیام نهایى صورت نگیرد سود در حدّ مشروع و محدود، جایز است، اما این‏که «سود گرفتن به هراندازه، ربا باشد»، مربوط به جامعه‏اى است که به‏دست مهدى (عج) ساخته خواهد شد، آن‏جا از یکدیگر سود نمى‏گیرند و همه به یکدیگر سرویس مى‏دهند و خدمات مى‏رسانند و کمک مى‏کنند. آن یکى، مشکل این یکى را حل مى‏کند و این یکى، مشکل آن دیگرى را حل مى‏کند و یک نظام‏انسانى، مستقرّ مى‏شود. همه ابعادى را که در روایات آمده است، کنار هم بچینید، چیز بسیار باشکوهى از آب درمى‏آید که درعین‏حال، واقع‏بینانه نیز هست.

البته، تکامل در این اندازه‏ها، به‏دست امثال ما شدنى نیست، اما اولا آرمان اسلامى است و ثانیا عملى خواهد شد. روح سودپرستى یعنى فرهنگ سرمایه‏دارى، بخل، حرص، زیاده‏طلبى شخصى و خودخواهى برچیده خواهد شد. یعنى چنانچه اکنون، فرهنگ اغلب دنیاست و همه ما مردم، هم ثروت‏اندوز و هم گداصفت و پول‏پرستیم و درعین‏حال، هرچه هم داشته باشیم باز گداصفت هستیم و هرچه ثروتمندتر مى‏شویم، فقیرتر مى‏شویم. یعنى دست «بده» کوتاه‏تر مى‏شود و آب مى‏رود و فقط مى‏گیریم، اما مهدى (عج) کارى بزرگ مى‏کند که مردم، همه مرفّه خواهند بود، اما نه مرفه‏هاى بى‏درد و اهل بخل و سودپرستى که حرص بر آنها حکومت کند! این حالت توأمان ثروت‏اندوزى و گداصفتى و حسادت، درواقع، همان فرهنگ «اصالت ربح» یعنى سودپرستى و همان فرهنگى است که امروز لیبرالیزم ترویج مى‏کند. فرهنگ سرمایه‏دارى لیبرال است که در دنیا تئوریزه مى‏شود تا مثلا جهانى شود و ارزش جهانى باشد، همان اصالت لذّت و سود و خودپرستى است.

بعد دیگر در نهضت جهانى آخر الزّمان، یک انقلاب امنیتى و انقلاب عمرانى است که مضمون برخى روایات است. از حیث انقلاب امنیتى، دو روایت نقل مى‏کنم که آمده است در دوران مهدى (عج)، یک پیرزن به تنهایى از شرق به غرب دنیا و به هرجا که بخواهد سفر مى‏کند بى‏آن‏که هیچ مشکل امنیتى براى او پدید آید یا در روایت دیگرى است که یک دختر جوان- که مثلا دربرابر خشونت و تهاجم، آسیب‏پذیرتر است- به‏تنهایى از گوشه‏اى به گوشه دیگر دنیا سفرخواهد کرد بى‏آن‏که هیچ‏نوع تهدید علیه امنیت او وجود داشته باشد، چنین امنیتى را در جهان، مهدى (عج) حاکم خواهد کرد.

در روایت دیگرى آمده است که بعد از اقتدار مهدى (عج)، ترس و وحشت از جهان برمى‏افتد، به نحوى که مردم به‏تدریج، «ترس» را فراموش مى‏کنند و از یاد مى‏برند که ترس چیست؟!!

در باب انقلاب عمرانى نیز روایت شده که زمین اینک مرده است و به‏دست او زنده و آباد خواهد شد یعنى اینک هنوز دنیا آباد نیست. در عصر مهدى (عج) صفا و شادابى بر همه جوامع بشرى حکومت خواهد کرد و جامعه غمگین و عصبانى دیگر نخواهد بود، زیرا جامعه دینى، جامعه‏اى غمگین و عصبانى نیست البته غم و شادى انسانى بر آن حاکم است، اما غم و شادى حیوانى وجود نخواهد داشت و شادى‏هایش از نوع شادى انسانى است نه شادى حیوانى و به قیمت له کردن بقیه و آزار دادن دیگران و خوردن حقوق دیگران. چون بعضى از ما فقط این‏گونه شاد مى‏شویم.

در روایت است که مفهوم حقیقت شادى را مهدى (عج) به ارمغان خواهد آورد و در روایت دیگرى مى‏گوید: مردگان نیز در گور شاد خواهند شد. انسان شاد، انسان منبسط و انسان راحت، فقط در زیر سایه عدالت، قابل تصور است.

از حضرت امیر علیه السّلام هم نقل شده است که وقتى مهدى بیاید کینه خواهد رفت «لذهبت الشّحناء من قلوب العباد» کینه‏ها از سینه‏ها شسته خواهد شد و در هیچ سینه‏اى، کینه‏اى باقى نخواهد ماند و «اصطلحت البهائم»: حیوانات نیز باهم سازگار مى‏شوند و این بسیار جالب است یعنى از صلح جهانى حتى در حدّ صلح در طبیعت سخن مى‏گوید زیرا حیوانات، اغلب دعواشان براى آن است که‏گرسنه‏اند و وقتى سیر باشند دیگر چرا به جان یکدیگر بپرند؟ حیوانات مثل آدمیزاد نیستند. ما اگر سیر هم باشیم باز به جان یکدیگر مى‏پریم. اما حیوانات وقتى سیر باشند دیگر کارى به یکدیگر ندارند. در دوران مهدى (عج)، حیوانات نیز به سازگارى مى‏رسند.

پس انقلاب آخر الزّمان، گرچه انقلاب بزرگ و خونینى است، اما هرگز به‏دنبال کینه‏توزى نیست، بلکه در پى کینه‏سوزى است و یکى از آرمانهاى این انقلاب موفق در سطح جهانى، همین کینه‏شویى در جهان است و طبع حیوانات را نیز به این معنا که عرض شد، تغییر مى‏دهد.

همین روایت، سپس به مسئله امنیت و آبادى جهانى اشاره مى‏کند: «حتّى تمشى المرأة بین العراق الى الشّام و لا تضع قدمیها الّا على النّبات»: یک زن به تنهایى بین عراق تا شام که همه، بیابان خشک و خطرناکى بوده و هست، در امنیت کامل مى‏رود و قدمش را نمى‏گذارد جز بر سبزه، یعنى همه روییدنى‏ها مى‏رویند و امنیت کامل نیز براى زن، تأمین است، به نحوى که همه زیورآلات یک دختر به‏همراه اوست، اما نه نگران هجوم حیوان درنده‏اى است و نه نگران هجوم انسان درنده‏اى. نگران هجوم هیچ‏کس نخواهد بود. این به‏معنى آبادى کامل و امنیت همگانى است.

همچنین انقلاب در درک دین، یعنى یک انقلاب معارفى و انقلاب در معرفت دین، واقع مى‏شود. شناخت دین در عصر مهدى (عج) اوج مى‏گیرد و متحول مى‏شود.

روایتى است از امام باقر علیه السّلام که وقتى حضرت قیام مى‏کند متأسفانه کسانى در جهان اسلام دربرابر او مى‏ایستند و علیه ایشان به قرآن!! استدلال مى‏کنند یعنى‏با قرآن جلوى مهدى (عج) مى‏ایستند و مى‏گویند کار شما برخلاف شرع است!! این روایت بسیار جالب است. مى‏گوید: چنانکه کسانى دربرابر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایستادند، دربرابر مهدى (عج) نیز مى‏ایستند اما آنها با بتهایشان دربرابر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایستادند و این عدّه با قرآن دربرابر مهدى مى‏ایستند و مى‏خواهند به مهدى، آموزش قرآن بدهند!! چه به‏نام روشنفکر دینى، چه به‏نام متولّى رسمى دین و روحانى؛ کسانى که نه حقیقت دین را به‏درستى مى‏شناسند و نه خدمت معارفى به دین مى‏کنند، نه یک سیلى براى دین مى‏خورند اما سر سفره دین حاضرند بنشینند.

در روایت از امام باقر علیه السّلام است که اینان که خود عمیقا اعتقاد ندارند و از سر دنیاطلبى به سراغ دین مى‏آیند یا مى‏خواهند مرید پیدا کنند یا مشهور شوند که مثلا نظریه‏پرداز دینى هستند و کشفیات و قرائت جدیدى درباره دین دارند یا تحت عنوان دفاع از دین یا هربهانه و توجیه دیگرى، فرقى نمى‏کند چه آن طرف، چه این طرف، هرکسى که دکان باز مى‏کند و به اسم دین بازارگرمى مى‏کند، با مهدى (عج) درمى‏افتد هرچند که قرآن هم دردست مى‏گیرد.

روایت دیگرى هم به‏همین مضمون از امام صادق علیه السّلام رسیده است که انقلاب علیه جهل و قشرى‏گرى و انقلاب علیه بدعتها و شبهات، هردو، به‏دست ایشان صورت مى‏گیرد.

امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: «جهل» به‏جنگ او خواهد آمد و او دین خدا را همان‏گونه که نازل شده بود به شما خواهد آموخت، ولى کسانى او را انکار مى‏کنند زیرا در دین خدا تغییراتى داده‏اند که او همه را به‏جاى خود باز خواهد گرداند و تفسیرهاى غلط از دین را برخواهد انداخت. بدعتها را، همه انواع بدعتها را، از دین‏بیرون خواهد راند و البته بدعت‏گذاران و مغازه‏داران از نوع ارتجاعى یا روشنفکرى، همه با ایشان مبارزه مى‏کنند و گاهى چنان اساسى با ایشان درمى‏افتند که در روایت است بعضى، مهدى (عج) را متّهم مى‏کنند که دین تازه‏اى آورده و آنچه او مى‏گوید، اسلام نیست!! «یاتى بدین جدید». مى‏گویند این اسلام نیست، چیزى من‏درآوردى و بدعتى است که آورده و دین جدید است، ولى واقعیت آن است که مفاهیم دینى به‏قدرى در افکار عمومى و در افکار خصوصى، در جهان اسلام، دستکارى و تحریف و تفسیر به رأى شده که یکى از مشکلات مهدى (عج)، بازخوانى دین اصلى براى مردم است.

این‏که در روایات خوانده‏اید که قرآن حقیقى و اصلى نزد مهدى (عج) است و وقتى او بیاید قرآن را خواهید یافت. منظور، آن نیست که قرآنى که اکنون این‏جا و نزد ماست، قرآن جعلى و بدلى است، خیر، قرآن، همین قرآن است منتها مفاهیم حقیقى قرآن و اصالتهاى قرآنى و تفسیر درست قرآن را ایشان به بشر خواهد آموخت و عملى خواهد کرد و الّا قرآن، همین قرآن است. گروهى با بدفهمى از این قبیل روایت، نتیجه گرفتند که شیعه، معتقد است این قرآنى که اکنون نزد ماست، قرآن کامل و واقعى نیست، حال آن‏که معناى این روایات، این نیست. جسم قرآن، همین قرآن است اما روح قرآن، درواقع، ایشان‏اند و شاید به همین علت، ایشان را شریک القرآن خطاب مى‏کنند.

انقلاب دیگر، انقلاب فرهنگى است یعنى علاوه‏بر انقلاب علمى و فن‏آورانه و عقلانى، انقلاب عظیم فرهنگى نیز در دوران مهدى (عج) و به‏دست ایشان اتّفاق مى‏افتد و اصولا معلومات و اطلاعات جدید در دسترس بشریّت قرار مى‏گیرد. این روایت هم روایت جالبى است که مى‏گوید: همه معارفى که‏اکنون نزد بشر است دربرابر معارفى که مهدى (عج) خواهد آورد، تنها دو حرف از 27 حرف است یعنى همه این معارفى که امروز در اختیار بشر است (اعم از معارف دینى و بشرى)، دو حرف از 27 حرف است و اغلب معارف، یعنى 25 حرف دیگر را او به بشریّت خواهد آموخت و این جز یک انقلاب عظیم فرهنگى و معرفتى، چیزى نیست. زیرا بدین معنى است که بشر کنونى با همه پیشرفتهایش، هنوز کم‏سواد محسوب مى‏شود و عالى‏ترین سطح علمى این بشر در حکم نهضت سواد آموزى دربرابر آن دانشگاه عالى است که مهدى (عج) در سطح جهان ایجاد خواهد کرد.

من در پایان عرایضم، راجع به خصوصیات اصحاب مهدى (عج) هم نکته‏اى بگویم. در روایاتى، راجع به یاران مهدى (عج) توضیحاتى آمده است که بد نیست یکى دو نمونه را مرور کنیم.

جمله‏اى نقل شده که فرمود: قبل از قیام مهدى (عج)، مردمى از شرق به‏پا مى‏خیزند و در راستاى اهداف مهدى، قیام مى‏کنند و زمینه را براى قیام جهانى او کم‏کم آماده مى‏کنند که حدیث جالبى است و نمونه‏هاى دیگرى شبیه این نیز هست که نشان مى‏دهد این مقدمات و درواقع، خودآگاهى عامّ انسانى و اسلامى، و نوعى آمادگى در افکار عمومى براى انقلاب جهانى علیه ظلم جهانى کم‏کم به‏وجود مى‏آید. نمى‏خواهم اصرار کنم که این قبیل روایات، حتما اشاره به انقلاب ایران و وضعیت کنونى دارد، ولى هیچ بعید نیست و شما همین جهت حرکت را در اوضاع مى‏بینید و احساس مى‏کنید و اگر افکار عمومى دنیا را نسبت به قرون شانزده و هفده مقایسه بکنید، واقعا جهان کنونى در اثر همین ارتباطات و به دلایل دیگر، واقعا درحال نزدیک شدن به نوعى اجماع است و آمادگى خاصى‏پدید مى‏آید که ناگهان همه، یک‏چیز بگویند، همه دنیا یک برداشت کنند و به همه دنیا دربرابر یک واقعه، یک حال دست دهد. حال آن‏که شش قرن پیش، ده قرن پیش اصلا چنین نبود و شهربه‏شهر، صداى کسى به‏گوش کسى نمى‏رسید، اما اکنون شاید همین ارتباطات و اتّفاقهاى سیاسى که در دنیا افتاده، زمینه را براى همان گلوبالیزیشن و جهانى شدن، منتها از نوع مهدوى‏اش نه از نوع سرمایه‏دارى غرب، آماده کند.

همچنین اشاراتى در روایات آمده است و البته نمى‏گویم دقیقا به همان معنى است که من مى‏گویم ولى چنین حدسیاتى مى‏زنم. مثلا شما این روایت را که راجع به نحوه عمل و ارتباط اصحاب حضرت است، ملاحظه کنید. اصحاب ایشان که ابتدا 313 تن از نژادهاى گوناگون‏اند و برخى عجم هستند، این 313 تن، کادر اصلى نهضت جهانى هستند که طبق روایات، به‏سرعت گسترش مى‏یابند و در مرحله دوم پس از ستاد مرکزى، در ستاد عملیاتى نهضت جهانى، ده هزار نیرو قرار مى‏گیرند که حلقه بعد از آن 313 نفر، همین ده هزار نفرند و حلقه بعد هم قیام عالم‏گیر است.

در روایتى آمده است که اغلب یاران مهدى (عج)، جوانان‏اند که این هم روایت جالبى است و مى‏گوید میان اصحاب مهدى، به‏خصوص آن 313 نفر، پیرمرد و پیرزن بسیار کم و تک‏وتوکى مثل چاشنى غذا هستند که این تمثیل هم در روایت است. یعنى که با «جوانان»، مى‏توان دنیا را تغییر داد و با جوانان مى‏توان دنیا را جوان کرد. انقلاب مهدى (عج)، انقلاب جوانان است.

در روایات دیگرى، ابزار و تسلیحات یا فن‏آورى ارتباطاتى، تبلیغاتى و تسلیحاتى اصحاب حضرت توصیف شده است که اینها را در آن زمان و مردم‏هزار و چهارصد سال پیش وقتى مى‏شنیدند شاید خیلى متوجه نمى‏شدند، اما اینک ما راحت‏تر مى‏فهمیم.

مثلا در روایتى، کسى مى‏پرسد: اصحاب مهدى (عج) که انقلاب جهانى مى‏کنند چگونه از این سوى دنیا به آن سوى دنیا با یکدیگر ارتباط دارند؟ این سؤال در آن عصر، بسیار طبیعى بود، چون او مى‏دید که مثلا جنگى در منطقه جزیرة العرب مى‏شود و این واحد به واحد عملیاتى دیگر که مى‏خواهد پیغام بدهد دو روز باید با اسب برود تا خبرى را برساند. پس طبیعى است که از نحوه و سرعت ارتباط میان نیروهاى جهانى مهدى بپرسد و از این‏که چگونه فرماندهى یک عملیات وسیع جهانى را تنظیم مى‏کنند؟ در پاسخ، احتمالا امام علیه السّلام که نمى‏توانند از هواپیما یا رسانه‏هایى چون تلویزیون و سایر رسانه‏هاى ارتباطاتى با آنان سخن بگویند، لذا تعبیرى براى آنها کردند که آنان بتوانند درک کنند. یک‏جا مى‏گویند اصحاب مهدى (عج) باهم ارتباط رویاروى دارند، به نحوى که یکى از آنان در شرق است و برادر خود در غرب را مى‏بیند و با او سخن مى‏گوید. در روایت دیگرى مى‏فرماید: اصحاب مهدى (عج) در نقاط مختلف جهان، شبى به رختخواب یا اتاق خوابشان مى‏روند و اطرافیانشان صبح مى‏بینند که اینها در خانه نیستند و هر 313 نفر، صبحگاهان در مکّه، جمع هستند و در بیت اللّه الحرام آماده آغاز قیام‏اند. شخصى سؤال مى‏کند که اینها آخر چگونه به این سرعت از اطراف جهان به مکّه مى‏آیند؟ امام علیه السّلام مى‏گویند: آنان در میان ابرها مى‏پرند. شاید این تعابیر، اشاره به همین تجهیزاتى باشد که اکنون عادى و براى بشر، فهمیدنى شده است و شاید هم اشاره به تجهیزات پیشرفته‏ترى که انحصارا در اختیار آنان است و یا حتى اشاره به قدرتى ماوراى طبیعى باشد و این پریدن‏در میان ابرها یا مکالمه با صدا و تصویر در شرق و غرب دنیا یا از شبى تا صبح از اطراف جهان در مکّه جمع شدن، امروز براى ما مفهوم‏تر و ممکن‏تر است.

نکته دیگر آن‏که در کنار توصیفهایى که از یاران مهدى (عج) شده، توصیه‏هایى نیز شده است که من چند نمونه را عرض مى‏کنم.

به امام صادق علیه السّلام عرض مى‏کنند که در عصر غیبت چه کنیم و تکلیف ما چیست؟! امام علیه السّلام مى‏گویند: «با دو دست، به معیارهاى دین بچسبید و رها نکنید، تقوى بورزید. مى‏پرسند: دیگر چه؟ مى‏فرماید: خطّ دوستى‏ها و دشمنى‏هاى مکتبى را حفظ کنید. دوستى‏ها و دشمنى‏هاتان به‏خاطر دنیا و منافعتان نباشد، براى عقایدتان و در مسیر حقّ و عدل باشد، براى توحید و عدالت باشد، دوستى‏ها و دشمنى‏هاى مکتبى، همان تولّى و تبرّى است یعنى خط را حفظ کنید و مدام از خدا بخواهید که تا او نیامده: خدایا «ثبّت قلبى على دینک» دل مرا بر دین خود استوار بدار و مگذار من بلغزم و شکّ کنم و مسیرم عوض بشود.

سپس امام علیه السّلام فرمود: اگر آنچه را گفتم انجام دهید، شما از هم‏اکنون در اردوگاه او هستید.

پس نگویید که معلوم نیست در زمان ما مهدى (عج) بیاید. در همان عصر خود، این پرچم را زمین مگذارید و تا او برسد به ارزشها و اصول دین چنگ بزنید و تحت تأثیر این هوچى‏گرى‏ها و شانتاژهایى که غرب و شرق و ایدئولوژى‏هاى مختلف مى‏کنند، قرار نگیرید.

روایتى هم از امام صادق علیه السّلام است که آن هم خیلى معنى‏دار است. فرمود:

مهدى (عج) با پرچم جنگ بدر، پیراهن یوسف علیه السّلام، عصاى موسى علیه السّلام و انگشتر سلیمان علیه السّلام مى‏آید.این روایت، ارتباط این نهضت با نهضت انبیا را نشان مى‏دهد که چگونه ادامه همان نهضتها و آموزه‏هاى همه انبیا علیهم السّلام پیشین است. این همان خط است و حتى اگر آن تعابیر، نمادین باشد، باز هم این مفاد را دارد. البته اصل بر این است که نمادین نیست.

در روایت دیگرى امام باقر علیه السّلام مى‏گویند: یاران مهدى (عج) برخى در میان ابرها حرکت مى‏کنند و از شبى تا به صبح، خود را از آن سوى عالم به مکه مى‏رسانند و بدون قرار قبلى به یکدیگر مى‏پیوندند. مردم مکه امروز مى‏دانند که هنوز اجداد آن افراد هم به‏دنیا نیامده‏اند (یعنى بحث حالاها نیست و هنوز اجداد آنها هم به‏دنیا نیامده‏اند و صحبت از قرنها بعد است) سپس آن اصحاب را توصیف مى‏کنند و مى‏گویند: «آنان، دلهاشان چون پاره‏هاى آهن محکم است و متزلزل نمى‏شوند، نمى‏ترسند و قدرت را در سراسر جهان و به‏سرعت دردست مى‏گیرند، آنان امتحانات بزرگى پس خواهند داد و برگزیدگانشان 313 تن هستند. سپس فرمود: «مردم، امروز و آن روز، هرچه برخلاف قرآن از ما نقل مى‏کنند نپذیرید.

خط ما همان خط قرآن است و اگر به توصیه‏هاى ما عمل کنید، حتى اگر پیش از قیام جهانى از دنیا بروید، شهید همین جبهه به‏حساب خواهید آمد، گویى که در رکاب او بوده‏اید. رحمت خدا بر آنان که پیش از قیام مهدى ما، پیام این مکتب را زنده نگاه دارند و در آن شکّ نکنند. هرکس در رکاب مهدى (عج) و به حقّ، منتظر او باشد، با ما و کنار ماست و به نسلهاى بعدى مى‏گوییم که وقتى او آمد تسلیم او باشید، همان‏گونه که تسلیم رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم شده‏اید، بهشت گوارایتان باد.»

روایتى هم از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است که مى‏فرمایند: «اگر منتظر او هستید بادوستان او (یعنى عدالت‏خواهان) دوست و با دشمنان او دشمن باشید.» یعنى موضع بگیرید و در همان راه مجاهدت کنید و بى‏طرف و بى‏تفاوت نباشید. چون عدّه‏اى مى‏گویند ما از بالا مى‏خواهیم به تاریخ نگاه کنیم. این آقایان خیلى قدّشان کوتاه است درعین‏حال، از بالا هم مى‏خواهند به تاریخ نگاه کنند!! مى‏گویند ما کارى به جریانها نداریم و از بالا به جهان نگاه مى‏کنیم. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى‏گویند: نه، سنگر خود را پیدا کنید و به مسئولیتتان عمل کنید. بى‏طرف نباید باشید، چون اگر مهدى (عج) بیاید بى‏طرف نیست.

نیز امام صادق علیه السّلام مى‏گویند: «پارسا باشید تا او برسد.»

نیز مى‏گویند: «این انتظار، مسلحانه است، سلاح تهیه کنید و آماده باشید.»

از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل مى‏کنند که روزى اصحاب، اطراف ایشان نشسته بودند و ایشان بحث مهدى (عج) را پیش مى‏کشند و به اصحابشان مى‏گویند:

«شما اصحاب من هستید، اما برادران من بعدها خواهند آمد. کسانى بى‏آن‏که مرا دیده باشند به نبوّت و آموزه‏هاى من ایمان مى‏آورند. شما مرا دیدید و ایمان آوردید اما آنها که ندیده به من ایمان مى‏آورند، آنان برادران من هستند و اعتقادات صحیح خود را پاس مى‏دارند؛ بدان سختى که گویى خار مغیلان را در تاریکى شب با دست پوست مى‏کنند و دستشان مجروح مى‏شود، اما دست برنمى‏دارند. آنها در دورانى مؤمن‏اند که حفظ ایمان، چون نگه داشتن آتش سوزان در کف دست است، اما آنها ایمانشان را حفظ مى‏کنند. آنان مشعلهایند در ظلمات جهان «مصابیح الدّجى» در تاریکى‏هاى آخر الزّمان در راه انبیا علیهم السّلام مقاومت مى‏کنند و به هرتن آنان، اجر پنجاه تن شما را خواهند داد».

آن‏گاه یکى از اصحاب پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى‏گوید: ما در بدر با شما بودیم، در احدبودیم، کجا و کجا بودیم و آیاتى در حقّ ما نازل شده است و بعضى از آیات قرآن اصولا در شأن ما نازل شد، آنگاه چگونه ما یک پنجاهم آنها؟!

پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: زیرا شرایط آنان پیچیده‏تر و مقاومت آنان سخت‏تر است، آنان ما را ندیده‏اند، ولى راه را ادامه مى‏دهند و اگر شما در شرایط آنان قرار گیرید معلوم نیست که شکیبایى و آگاهى آنان را داشته باشید. آرى خدا به هریک از آنان به‏اندازه پنجاه تن شما پاداش خواهد داد».

کسى نزد حضرت امام باقر علیه السّلام مى‏گوید: مهدى که بیاید دیگر ان شاء اللّه کارها خودبه‏خود اصلاح و روبه‏راه مى‏شود و به اندازه یک حجامت و یک پانسمان هم خون نمى‏ریزد، الحمد للّه. اما امام باقر علیه السّلام پاسخ مى‏دهند:

«نه آقا. چنین نیست که مى‏گویى؛ هرگز چنین نیست، بلکه خونها ریخته خواهد شد. اگر قرار بود امور، بى‏دردسر، اصلاح بشود باید براى پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بى‏دردسر مى‏شد، اما بدان که دندان او شکست و پیشانى او شکافت. به‏خدا سوگند که جهاد، ضرورى است و تا ما و شما در خون و عرق، غرق نشویم، عدالت برقرار نخواهد شد.»

یعنى انقلاب، بازى نیست. باید هزینه داد. یک انقلاب جدّى است و پشت اعتباریات، متوقف نمى‏ماند و اصلاح جهان، بادآورده نخواهد بود.

مى‏گوید: «یاران مهدى (عج) مدتها لباس رزم جهانى از تن خارج نخواهند کرد و جز لباس درشت نخواهند پوشید و جز خوراک ساده و بد نخواهند خورد تا عدالت را در جهان گسترش دهند.»

او انتقام همه شهیدان تاریخ را خواهد گرفت و پیروزى‏هاى بزرگ را به بها مى‏دهند نه به بهانه. هرکس علیه مقاومت حرف بزند و دعوت به سازش ومماشات و مذاکره با ستاد ستم بین الملل کند معلوم است که سبیلش را چرب کرده‏اند یا بریده است. خلاصه مفهوم فرمایش امام باقر علیه السّلام همین است.

هم از امام صادق علیه السّلام، نقل است که فرمود: «در نبرد جهانى، او مجبور به کشتن کسان بسیارى مى‏شود به حدّى که نادانان خواهند گفت او از نسل پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نیست و الّا مهربان مى‏بود. چرا این‏همه جنگ و خون‏ریزى؟ چرا در کوره جنگ مى‏دمد؟ آرى بسیارى کشته خواهند شد تا راه برابرى و برادرى گشوده شود اما او در کشتار، اسراف نخواهد کرد و هیچ مظلوم و بى‏گناهى را نخواهد کشت. آنها که کشته مى‏شوند مسئول مرگ خویش هستند».

این بدان معنى است که انقلاب براى اجراى عدالت، با ستاد ظلم جهانى نمى‏تواند تعارف بکند و بگوید چند روزى درگیر مى‏شویم و شهید مى‏دهیم و باز دوباره باهم مى‏نشینیم و با این مافیاى ظلم جهانى قهوه‏اى مى‏خوریم و یک شکم، بحث روشنفکرى مى‏کنیم و با مقدارى شوخى و لبخند، کار تمام است، نه! این‏همه خون در تاریخ ریخت، این‏همه ظلم به بشریّت شد، دیگر هرچه شوخى شد بس است. ظرفیت شوخى بشر تمام شد. دیگر با شما شوخى نمى‏کنیم، چون شما با سرنوشت بشریّت به‏قدر کافى شوخى کردید.

روایت دیگرى از امام حسن عسگرى علیه السّلام است که مى‏فرمایند: «در دوران فرزند من (" سوف" در این‏جا به‏معنى قطعیت تاریخى است)، در میان بشریّت، شمشیر و قلم حاکم خواهد شد.»

قلم «عدل و معرفت» و شمشیرى که ضامن اجرایى عدالت و معرفت باشد.

و روایت است که او بین بندگان نیکوکار و بدکار، مسلمان و غیر مسلمان، به عدالت و مهربانى رفتار مى‏کند که این مربوط به ابتداى حکومت است، چون پس‏از مدتى، همه مسلمان مى‏شوند، زیرا ایشان با نسخه‏هاى اصلى تورات و انجیل و دیگر کتب آسمانى با اهل هردینى استدلال و احتجاج خواهد کرد و آنان گروه‏گروه مسلمان مى‏شوند و او زمین را از عقل و دلایل روشن، مملوّ مى‏کند.

در روایتى راجع به مفهوم «فرج»، نقل شده است که یکى از اصحاب امام صادق علیه السّلام به ایشان مى‏گوید: آقا چه‏وقت باشد که فرج شما برسد و ما هم حالى بکنیم و به نوایى برسیم. ما به‏نام شما و در رکاب شما همواره دچار تهدید، زندان، شهادت، شکنجه، تعقیب و فرار از این شهر به آن شهر بوده‏ایم. ما براى اجراى عدالت سختى بسیار کشیده‏ایم. (این امام‏زاده‏ها که دیده‏اید و به هر جا مى‏روید، در کوه‏وکمر، امام‏زاده یا مجاهدى از شیعیان اهل‏بیت علیهم السّلام دفن است، اینها کسانى بودند که با کوله‏بار تنهایى به‏راه مى‏افتادند و این سو و آن سو، براى فاش گفتن حقیقت، آواره یا تحت تعقیب بودند و جایى در کوه‏وکمر، گرفتار باند بنى عباس و بنى‏امیه و بقیه حکومتهاى فاسد مى‏شدند و کسانى بودند که براى دعوت مردم به دین و صدور انقلاب پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى‏آمدند و در این کوه‏و کمرها شهید مى‏شدند و مصیبت مى‏کشیدند). روایت را عرض مى‏کردم که یکى از یاران به امام صادق علیه السّلام عرض مى‏کند: آقا، ما دیگر خیلى سختى براى اجراى عدالت در کنار شما کشیدیم. «متى الفرج؟» فرج شما چه‏وقت مى‏رسد و حکومت و قدرت شما چه‏وقت برقرار مى‏شود تا ما هم نفس راحتى بکشیم و از مشکلات و سختى‏ها رها شویم؟

امام علیه السّلام مى‏گویند: «مثل این‏که تعبیر تو از فرج و قرائت تو از فرج با ما متفاوت است!! این‏طور که تو مى‏گویى معلوم مى‏شود شکمت را صابون زده‏اى و براى به‏دست آمدن امکانات و زندگى راحت، نقشه کشیده‏اى، اما بدان آن فرجى که مامنتظرش هستیم براى ما و یارانمان، آغاز مشکلات است. براى مردم، آغاز راحتى است اما براى ما شروع سلسله‏اى از سختى‏ها در اجراى عدالت است (از امام رضا علیه السّلام هم با همین مضمون، روایتى نقل شده است). فرمودند: معلوم مى‏شود که تو در انتظار سور و بساطى هستى و گمان مى‏کنى که فرج ما به‏معنى سور و بساط ماست، اما بدان که چنین نیست و حکومت ما و پیروزى ما آغاز مشکلات ماست. نیروهاى ستاد انقلاب، خودشان به‏دنبال مال، زمین، ثروت، رانت و این چیزها نمى‏توانند بروند و در حکومت مهدى (عج)، آنها خادم مردم‏اند و براى خود، چیزى برنمى‏دارند که زودتر از بقیه بر سرسفره، حاضر شوند و سهمیه بیشتر بردارند چنین نیست.

همچنین امام صادق علیه السّلام فرمود: این چیست که بعضى‏هاتان منتظر دنیاى بهتر براى خودتان- نه مردم- هستید؟ و مى‏گویید چرا فرج نمى‏رسد؟! از شما مى‏پرسم که چرا شتاب مى‏کنید؟ خیلى تند نروید. «فو اللّه ما لباسه الّا الغلیظ و لا طعامه الى الجشب» به‏خدا سوگند لباسى که مهدى (عج) خواهد پوشید جز جامه غلیظ و خشن و درشت نخواهد بود و خوراک مهدى (عج) و ستاد اصلى فرماندهى‏اش، ناگوار است. آنان باید ساده‏زیست و ساده‏پوش و متواضع باشند و سطح زندگى‏شان از همه مردم پایین‏تر باشد. آرى در حکومت اسلامى، حاکمان نباید بهتر از مردم زندگى کنند. باید در حدّ متوسط به پایین جامعه، زندگى کنند:

مهدى (عج) و اصحابش در حدّ پایین‏ترین مردم زندگى خواهند کرد.

در روایت دیگرى مفضّل مى‏گوید: روزى اطراف خانه خدا طواف مى‏کردیم که امام صادق علیه السّلام به من فرمودند: مفضّل! چرا ناراحتى و رنگت پریده؟ گفتم: آقا به بنى عباس مى‏نگرم و سلطه و جبروت و قدرت آنان را مى‏بینم که چگونه نعمت درزیر دست و پایشان ریخته و کاش در اختیار شما بود و ما هم در خدمتتان بودیم.

امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: یا مفضّل «اما لو کان ذلک لم یکن الّا سیاسة اللّیل و سیاحة النّهار و اکل الجشب و الّا فالنّار»: مفضّل! امروز، ما راحت زندگى مى‏کنیم، به‏خدا سوگند به‏محض آن‏که حکومت و قدرت در دست ما بیفتد و براساس فرهنگ قرآن بخواهیم حکومت بکنیم، حکومت براى ما جز تلاش و جهاد روز و فکر و برنامه‏ریزى شب براى حلّ مشکلات مردم و خوردن غذاى ساده و پوشیدن لباس خشن، شبیه امیر المؤمنین علیه السّلام، نخواهد بود.

پایان حدیث، خیلى جالب است که مى‏فرماید: «و إلّا فالنّار». یعنى و الّا آتش!! پس حاکمان در حکومت دینى باید در سطح پایین مردم زندگى کنند «و الّا فالنّار»، و الّا جهنّم!

رفاه و ثروت و امکاناتى که در حکومت مهدى (عج) فراهم مى‏آید متعلّق به مردم است، مال خصوصى حاکمان نیست و مهدى ما در ستاد حکومت جهانى‏اش، بسیار ساده زندگى خواهند کرد.

یک روایت هم از خود حضرت حجت (عج) نقل کنم. این جمله از خود حضرت نقل شده که ایشان فرمودند: «قد آذانا جهلاء الشّیعة و حمقاءهم و من دینه جناح البعوضة ارجح منه». این احمقهایى که متأسفانه گاهى بین طرفداران و شیعیان ما یافت مى‏شوند، شکنجه‏گران ما هستند. ما را اذیت مى‏کنند و استحکام دین این جاهلان قشرى به اندازه بال پشه است. یعنى عقل کوچک اینان، ظرفیت پیام بزرگ ما را ندارد. آنان گمان مى‏کنند که ما را دوست مى‏دارند اما راه دیگرى مى‏روند و حواسشان نیست. عقل کوچک آنان که چند انگشتانه بیشتر ظرفیت ندارد، کجا ظرفیت پیام ما را خواهد داشت؟! معنى این روایت مى‏دانید چیست؟!این است که حضرت مهدى (عج) مى‏گویند که ما براى قیام جهانى، روى شعور انسانى حساب کرده‏ایم، روى عقل بشر و عقل اصحاب خود حساب کرده‏ایم و جریانهاى کم‏شعور و سطحى، حتى اگر دوست ما باشند، کار دشمن را با ما مى‏کنند و ما را عذاب مى‏دهند و بر سر راه سنگ مى‏اندازند.

درواقع من روى بال پشه حساب مى‏کنم، اما روى ایمان آدمهاى احمق حساب نمى‏کنم و درواقع ما براى آن انقلاب جهانى، به کمک جاهلان نیاز نداریم. یعنى جهان را با حماقت نمى‏شود اصلاح کرد و با کمک احمقها نمى‏توان جهان را ساخت و انقلاب آخر الزّمان، انقلاب جاهلان نیست. همه اینها معنى این روایت است. انقلاب آخر الزّمان، انقلاب احمقها نیست و با جهل، نسبتى ندارد.

تعبیر دیگرى که از حضرت مهدى (عج) روایت شده این است که فرمود:

«لیس بین اللّه و بین احد قرابة». این هم خیلى جالب و درس‏آموز است یعنى خداوند، قوم‏وخویش هیچ‏کس نیست. بین خدا و هیچ‏کس قرابت نیست و خدا پدرخوانده کسى و ملتى نیست. هیچ فردى و ملتى گمان نکند که خدا حساب ویژه‏اى با او دارد و هوایش را بدون قید و شرط دارد و هرچه هم جنایت بکند خدا با اوست! خیر، چنین نیست و همه در گروى درک خود و عمل خود هستند و خدا به‏زور، نه فردى و نه جامعه‏اى را سعادتمند یا بدبخت نمى‏کند و امتیاز مجّانى هم به کسى و جامعه‏اى نمى‏دهد. درواقع، نجات جهانى آخر الزّمان به‏دست مهدى، اجبارى نیست، بلکه خود بشریّت باید بهایش را بپردازد.

نیز فرمود: «آن‏گاه که من قیام کنم، قیام مى‏کنم درحالى‏که بیعت هیچ‏یک از طاغوتهاى جهان برگردن من نیست».

این هم بسیار زیباست یعنى آن قیام بزرگى که مى‏خواهد تمام سیستم جهان‏را درهم بریزد و تغییر دهد، به‏دست کسى رهبرى مى‏شود که هیچ‏نوع بدهى به این سیستم جهانى ندارد. هیچ بیعتى از طاغوتهاى جهان برگردنش نیست و خلاصه مهدى (عج) با کسى تعارف یا خورده‏حسابى در پشت پرده ندارد. «من با هیچ‏کس و هیچ رژیمى بیعت نکردم» یعنى که همه‏چیز را برهم خواهم زد و به کسى وعده قبلى نداده‏ام، معامله‏اى نکرده‏ام و رهین کسى نیستم و نسبت به هیچ سیستم و حاکمیتى در دنیا تعهّد قبلى نداده‏ام. مهدى علیه السّلام، آزاد و آزاده است.

آخرین روایتى که عرض مى‏کنم مفاد پیمانى است که میان مهدى و یارانش بسته مى‏شود و بسیار به شکوه انسانى قیام مهدى جلوه مى‏دهد تا ببینید اوج قاطعیت و اوج انسان‏گرایى، توأمان در آن است. انسان‏گرایى به معنى واقعى همین است.

این روایت از حضرت امیر علیه السّلام نقل شده است که فرمود: «وقتى مهدى ما قیام کند، عهدنامه و پیمان‏نامه‏اى بین او و آن 313 تن امضا مى‏شود و آنان تعهد مى‏کنند که به این میثاق پاى‏بند خواهند ماند و تخلّف نخواهند کرد».

این میثاق انقلاب جهانى و نیز میثاق حکومت عدل جهانى است. بخشى از آن میثاق و عهدنامه امام مهدى (عج) را با تعبیر حضرت امیر علیه السّلام براى شما قرائت مى‏کنم. مى‏گوید:

«مهدى (عج) از یارانش پیمان خواهد گرفت که در آن انقلاب جهانى به کسى دشنام ندهند و در انقلاب به کسى فحش ندهند؛ حریمى را هتک نکنند و به هیچ خانه‏اى بى‏اجازه هجوم نبرند».

اینها بسیار مهمّ است چون در انقلابها و کودتاها اصلا اهانت و تهاجم بى‏حساب، مرسوم است و مى‏گویند شعار انقلابها در دنیا بکش‏بکش است و بروجلو، هرچه کردى، کردى، حساب و کتابى ندارد.

شما انقلاب امام خمینى (رض) را مستثنا کنید که در رأسش فقیه مرجع و عارف سالکى بود که از همان ابتدا که انقلاب هنوز پیروز نشده بود بیانیه مى‏داد که مواظب باشید به خانه‏ها و اموال مردم تجاوز نکنید، ولى رسم انقلابهاى دنیا معمولا این نیست. انقلاب ایران آرام‏ترین، مردمى‏ترین، دینى‏ترین و اخلاقى‏ترین انقلاب دنیا بود. سنّ شما دانشجویان عزیز اجازه نمى‏دهد ولى جمعیتهایى که در خیابانهاى ایران با عکس امام و زیر پرچم حکومت اسلامى حرکت مى‏کردند، در هیچ انقلابى در شرق و غرب جهان، نظیر نداشت. انقلاب کبیر فرانسه در مقایسه با انقلاب ما، بچه‏اى صغیر است. انقلاب روسیه در قیاس با انقلاب ما اصلا انقلاب نیست. درعین‏حال، امام راحل، استثنا بود و به‏خاطر آموزه‏هاى اسلام چنین بود و الّا در انقلابهاى دنیا ترحّم، رسم نیست. رسم انقلابهاى دنیا این بوده و هست که ابتدا مى‏کشند و سپس «ایست» مى‏دهند. اول به رگبار مى‏بندند و سپس مى‏پرسند که کیستى؟ و بازجویى مى‏کنند که با مایى یا با آنها؟ اما انقلاب جهانى مهدى (عج) که مى‏خواهد سیستم دنیا را درهم بریزد، با آن ابعادى که عرض کردم، واقعا فرق مى‏کند. در میثاق‏نامه‏اش چه‏هاست؟

روایت مى‏گوید: مهدى (عج) از یارانش عهد مى‏گیرد که در آن انقلاب اسلامى جهانى به کسى دشنام ندهند؛ حریمى را هتک نکنند؛ به افراد بى‏گناه و به خانه‏اى بى‏اجازه هجوم نبرند. به خانه‏هایى که باید هجوم برد و بیخ خر یک‏به‏یک سران کفر و استکبار و ظلم دنیا را در همه شهرها و کشورهاى جهان گرفت، مواردى حساب‏شده و انتخاب‏شده است. مثل غربى‏ها نیست که ملتها را بمباران شیمیایى، هسته‏اى و میکروبى مى‏کنند و استدلال مى‏کنند هرکه مرد، مرد،بالاخره عدّه‏اى از دشمنان ما هم در میانشان هستند!!! این قدرتهاى دنیا واقعا مثل شتر دیوانه‏اند که وقتى کف انتقام به لبشان مى‏آید دیگر حقّ و حقوقى نمى‏شناسند. در امریکا بمبى گذارده‏اند، مى‏آید این‏جا و زنان و کودکان را در افغانستان بمباران مى‏کند.

در تمام تاریخ، رسم فراعنه همین بوده؛ در سراشیب خشونت که مى‏افتند دیگر پروبالشان به هرکسى و هرملتى که گرفت، گرفت. طرف له شده و دنبال کارش رفته است، ولى امام مهدى (عج) در انقلاب جهانى چنین پیمانى مى‏گیرد و نیز از یاران خود براى اداره حکومت جهانى پیمانهایى مى‏گیرد، زیرا آنان رهبران حکومت و انقلاب جهانى‏اند. پیمان مى‏گیرد: «طلا و نقره را براى خود، گنج نکنند و مسئولان انقلاب دینى آخر الزّمان و حکومت دین، حساب خصوصى و زمین و فلان براى خود نیندوزند و غذاى عمومى مردم را انبار نکنند». اینها همه نماینده طرزفکر یک فرهنگ است. گمان نکنید که فقط همینهاست، از این نمونه‏ها، بقیه را بخوانید. این، نماد یک نوع انسان‏شناسى است؛ نوعى مرام انسانى و فلسفه حقوق است؛ فلسفه اخلاق ویژه‏اى است؛ فقط فلسفه انقلاب نیست. سپس از آنها پیمان مى‏گیرد که «مال یتیم و انسان بى‏پناه را نخورند».

مى‏دانید که اگر کسى هم باید مغرور قدرت بشود یاران مهدى هستند که سراسر دنیا را در قبضه گرفته‏اند، اما به آنان مى‏فرماید که مبادا مال انسان بى‏پناه را بخورید. از آنان پیمان مى‏گیرد که «لباس خز و حریر نپوشند. لباسهاى اشرافى متمایز از مردم و توده‏ها نپوشند و کمربند زرین نبندند. با اخلاق شاهانه حکومت نکنند و در زندگى خصوصى خود به اندک، بسنده کنند. خود لباس درشت بپوشند و صورت بر خاک بگذارند و در راه خدا با تمام توان و امکانات خود جهادکنند، چنانچه شایسته آستان خداوند است. خودشان سخت زندگى کنند، اما همه بشریّت در رفاه باشد.»

یعنى انقلابیون در انقلاب و حکومت مهدى پس از اقتدار و پیروزى، خودشان فاسد نمى‏شوند و چنین نیست که انقلاب بعد از مدتى وارد سنتز با ضدّ خودش بشود و سپس محصول متوسّطى از این میان بیرون آید و فرزند دورگه‏اى که نه انقلابى است و نه ضد انقلابى، به‏نام انقلاب، متولد شود و همه دستاوردها را برباد دهد. انقلاب مهدى، یک قدم جلو نمى‏رود و نیم قدم به عقب بازگردد. یک انقلاب فراموشکار نیست و انسانها و توده مردم را فراموش نمى‏کند. مردمى آغاز مى‏شود و مردمى ادامه مى‏یابد.

بخش دوم عهدنامه بسیار جالب‏تر از بخش نخست آن است. با دقت بیشترى تأمل کنید. حضرت امیر علیه السّلام مى‏گوید: «مهدى (عج) متقابلا خود نیز تعهداتى مى‏کند»؛ این تعهّدات مهدى (عج)، معرکه است. مهدى متقابلا دربرابر اصحاب خود متعهد مى‏شود و سوگند مى‏خورد که چه؟

«یشترط على نفسه لهم»: براى خود هم شرطهایى مى‏گذارد و مى‏گوید شما باید چنان بکنید و من هم متقابلا باید چنین کنم. تعهّدات مهدى (عج) چیست؟

«ان یمشى حیث یمشون» همان‏گونه رفت‏وآمد کند که آنان مى‏کنند؛ از همان راهى و به همان سبکى رفت‏وآمد کند که آنان مى‏کنند. «یلبس کما یلبسون» آن‏چنان لباس بپوشد که یارانش مى‏پوشند. «یرکب کما یرکبون» آن‏گونه سوار شود که آنان مى‏شوند. اخلاق مخصوص حاکمان، فرهنگ مخصوص حاکمان و راه مخصوص حاکمان جدا از اخلاق و راه بقیه مردم در فرهنگ اسلام نیست.

خانه‏هاى مخصوص و منطقه ویژه براى حاکمان، و منطقه و خانه‏هاى دیگر براى‏مردم، ضدّ فرهنگ تشیّع است. «یکون من حیث یکونون» خلاصه همان‏گونه باشد که آنان هستند و در همه ابعاد چنان باشد. نیز مهدى (عج) تعهد مى‏کند که پس از پیروزى انقلاب جهانى، خود در پایین‏ترین سطح زندگى کند. «یرضى بالقلیل» به اندک بسنده کند و راضى باشد یعنى پایین‏ترین سطح زندگى براى رهبر جهان باشد تا جامعه بشرى، از شرق و غرب را از عدالت اجتماعى، عدالت اقتصادى، عدالت قضایى و عدالت اخلاقى پر کند چنانچه اینک آکنده از جور است. «و لا یتخّذ حاجبا و لا بوّابا» و بر در حکومت مهدى (عج) هیچ حجاب و بارگاه و فاصله‏اى با مردم و توده‏ها نخواهد بود. این هم جزء میثاق مهدى (عج) است که میان حاکمیت جهانى با انقلاب توده‏هاى مردم هیچ فاصله نخواهد افتاد. حاجب و بوّاب به‏معناى تشریفات دربارى است. حاکمان در میان مردم و مردم در داخل حکومت و زیر سایه مهدى (عج) خواهند بود و حقّا که براى این فرج بزرگ که فرج بشریّت است، باید همه بشریّت دست به دعا بردارند.

                                                    نرم افزار انقلاب اسلامی ( معارف 4 )

[1]

 

 



[1] رحیم پور ازغدى، حسن، مهدى (عج) ده انقلاب در یک انقلاب، 1جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: سوم، 1386.