مسیحیت‏
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مسیحیت ،نگرش تاریخى‏ مسیحیت‏

مسیحیت‏

نگرش تاریخى‏

براساس گزارش‏هاى معتبر و مستند تاریخى کتاب‏هاى مقدس مسیحیان، در طول 1500 سال تألیف و گردآورى شده است و مجموع 46 کتاب عهد عتیق یهود و 27 کتاب عهد جدید یعنى‏ انجیل‏، براساس نوعى توافق، حاصل شده است.[1]

طرح مؤلف بشرى در تدوین‏ کتاب مقدس‏ و در نتیجه تحریف آن، باعث گردید که پیامدهاى ناگوارى براى‏ کتاب مقدس‏، به وجود آید که گزارش آن در این مجال اندک ممکن نیست.[2]

[1] ( 1). توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، ص 51، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1377 ش

[2] ( 2). در این باره نگا: محمدرضا کاشفى، غرب بر امواج مسیحیت و فرهنگ،( مبحث کتاب مقدس در فصل دوم)، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى


در اینجا کافى است به اعتراف برخى از عالمان و اندیشمندان مسیحى بسنده کنیم:

1. رابرت م. گرنت‏[3] انطباق انجیل فعلى را با گفته‏هاى عیسى به صراحت رد مى‏کند و مى‏گوید: «این بدان معنا نیست که عیسى تمام کلماتى را که گزارش شده است دقیقاً به همان شکلى که انجیل نویسان نوشته‏اند گفته است».[4]

2. ارنست رنان؛ کتاب مقدس‏ را نگاشته انسان دانسته، آن را همچون دیگر مکتوبات بشرى مشتمل بر خطاهایى مى‏شمارد و بر وجود داستان‏هاى دروغین و افسانه‏ها در آن تأکید مى‏ورزد.[5]

3. متکلمان لیبرال مسلّم مى‏دانند که‏ کتاب مقدس‏ مستقیماً وحى منزل نیست و به دست انسان نوشته شده است.[6]

4. بسیارى از سنت‏گرایان بر مرکزیت مسیح اصرار مى‏ورزند بدون اینکه بر خطاناپذیرى انجیل پافشارى داشته باشند.[7]

5. برخى از متکلمان برجسته مسیحى مانند بریث ویت‏[8] مى‏گویند نمى‏توان محتویات‏ کتاب مقدس‏ را صادق شمرد.[9]

6. متکلمان نئوارتدکس‏[10] (الهیات رسمى- سنتى جدید) پروتستان معتقدند کتاب مقدس‏ به خودى خود وحى الهى نبوده، یک مکتوب خطاپذیر انسانى است که به وقایع وحیانى شهادت مى‏دهد.[11]

7. پل تیلیش که از متکلمان برجسته مسیحى به شمار مى‏رود، معتقد است:

«پژوهش‏هاى تاریخى نشان داده‏اند که عهد قدیم و عهد جدید در بخش‏هاى نقلى خود، عناصر تاریخى، افسانه‏اى و اسطوره شناختى را تلفیق مى‏کنند و در اکثر موارد تفکیک این عناصر از یکدیگر با هر درجه‏اى از امکان‏پذیرى‏ نامحتمل است ... مردم، دیگران یا خودشان را بدون ایمان مسیحى قلمداد مى‏کنند، تنها به این دلیل که به مستند بودن حکایت‏هاى معجزه‏اى عهد جدید اعتقادى ندارند. به طور قطع آن حکایت‏ها مستند نیستند».[12]

8. توماس میشل- استاد الهیات مسیحى- بر آن است که به اعتقاد بیشتر متفکران کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس، کتاب‏هاى مقدس، املاى الهى نیست و داراى عصمت لفظى نمى‏باشد و گاهى نویسندگان بشرى، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه‏آمیزى را در متن کتاب باقى گذاشته‏اند.[13]

نگرش محتوایى‏

با نگرش محتوایى به مضامین کتاب مقدس، روشن مى‏گردد که دچار تحریف گشته است؛ چرا که اگر کتاب مقدس‏ دچار زیاده و نقصان و تغییر در لفظ و مفاهیم نشود، هیچ گاه مطالب متناقض و معارف خردستیز نخواهد داشت، حال آنکه با مراجعه به این کتاب‏ها مسائل منافى با یکدیگر و غیر عقلانى فراوان یافت مى‏شود.

یک. تناقضات‏

ارنست رنان‏[14] درباره کتاب مقدس مى‏نویسد:

«هیچ تناقضى نباید در آن کتاب وجود داشته باشد. اکنون با توجه به مطالعه‏ دقیقى که در کتاب مقدس انجام داده‏ام، در عین حال که گنجینه‏هایى تاریخى و زیباشناختى بر من نمایان شد، این نکته نیز براى من اثبات شد که این کتاب همچون دیگر کتب قدیمى از تناقضات، اشتباهات و خطاها مستثنا نیست. در این کتاب داستان‏هاى دروغین، افسانه‏ها و آثارى که کاملًا نگارش یافته انسان است، وجود دارد».[15]

وجود تناقضات در اناجیل چنان زیاد است که علامه شعرانى پس از نقل و بررسى تفصیلى 45 مورد از اشتباهات و تناقضات اناجیل مى‏نویسد: «این بنده مؤلف از این قبیل بیش از هفتصد تحریف یادداشت کرده‏ام. در «اظهار الحق»[16] گوید: اختلافات در انجیل به عقیده «میل» سى هزار است و به طورى که «گریسباخ» تحقیق کرده است صد و پنجاه هزار است و «شولز» که آخرین محققین ایشان است عدد آن را به تحقیق نیافته است».[17]

اکنون نمونه‏هایى از این تناقضات تقدیم مى‏گردد:

1- 1. اناجیل از همان آغاز در نسب‏نامه عیسى علیه السلام گرفتار تناقض شده‏اند.

انجیل لوقا باب 3، نسب عیسى تا داود را 42 نفر و انجیل متى باب اول، 27 نفر و کتاب تواریخ ایام، باب 3، 21 نفر معرفى کرده و از آنان نام برده‏اند.

1- 2. در سِفر «پیدایش» مى‏خوانیم: «بعد از این ایام که خدا ابراهیم علیه السلام را امتحان کرد، به او گفت: اى ابراهیم. عرض کرد: لبیک. گفت: «اکنون پسر خود را که یگانه فرزند تو است و او را دوست مى‏دارى، یعنى «اسحاق» را بردار و بر زمین موریا برو و او را در آنجا بر یکى از کوه‏هایى که به تو نشان مى‏دهم به عنوان هدیه سوختنى، قربانى کن».[18]

در این متن که مربوط به جریان ذبح کردن یکى از فرزندان حضرت ابراهیم علیه السلام به دست او است، پس از عبارت «یگانه فرزند»، عبارت «یعنى اسحاق» قرار گرفته است. در حالى که عبارت صریح عهد عتیق، وعده تولد اسحاق را سیزده سال پس از تولد اسماعیل مى‏داند.[19] یعنى اسماعیل تا چهارده سالگى تنها فرزند ابراهیم است. پس در اینجا تحریفى صورت گرفته و عبارت «یعنى اسحاق» بعداً به متن عهد عتیق اضافه شده است.

1- 3. انجیل متى، عیسى علیه السلام را از فرزندان سلیمان‏بن داود علیه السلام مى‏داند.[20] در حالى که وى در انجیل لوقا فرزند ناتان‏بن داود معرفى شده است.[21]

1- 4. در انجیل متى، عیسى علیه السلام اعلام مى‏کند که پس از مصلوب شدن سه شبانه روز در زمین مدفون خواهد ماند: «زیرا هم چنان که یونس سه شبانه روز در شکم ماهى ماند، پسر انسان نیز سه شبانه روز در شکم زمین خواهد بود».[22]

در حالى که اناجیل دیگر مدت دفن او را از غروب جمعه تا قبل از سپیده یکشنبه، یعنى حداکثر یک روز و دو شب مى‏دانند[23].[24]

1- 5. در انجیل یوحنا از یحیى علیه السلام پرسیده مى‏شود: آیا تو همان ایلیاى نبى الیاس هستى که قبل از فرارسیدن روز موعود (ظهور مسیح) باید بیاید؟ یحیى تأکید مى‏کند: من چنین شخصى نیستم‏[25]؛ بنابراین روز موعود هنوز فرانرسیده است. اما در انجیل متى به عیسى علیه السلام نسبت داده‏اند که گفت: «اگر بخواهید قبول کنید که یحیى همان الیاس است که باید بیاید»[26].

دو. آموزه‏هاى خردستیز

2- 1. آموزه تثلیث؛ توجیه اعتقاد به خداى سه گانه (خداى پدر، خداى پسر، خداى حیات یا روح‏القدس) در عین شعار توحید[27] و یکتاپرستى یکى از بزرگترین مشکلات در الهیات مسیحى است. وجود چنین آموزه تناقض‏آمیزى در بنیادى‏ترین اعتقاد دینى، متفکران مسیحى را به تکاپوى دشوارى واداشته و توجیهات فراوانى براى آن دسته و پا کرده‏اند، لیکن هیچ یک از این تلاش‏ها تاکنون کامیاب نبوده است،[28] لاجرم الهیون مسیحى را بر آن داشته که عقل را از ورود در این گونه مسائل پرهیز دهند و به تفکیک بین قلمرو عقل و ایمان فتوا داده و ایمان را در برابر معرفت قرار دهند.[29] 2- 2. خداانگارى مسیح؛ در نگرش مسیحى حضرت عیسى علیه السلام نه پیامبر، بلکه خداوند و پسر خداوند است. آنان بر آنند که مسیح را دو ذات است، یکى ذات الهى و دیگرى ذات انسانى. او در خداوندى با خداى پدر همسان است و در انسانیت با انسان هم ذات. در بعد خداوندى قبل از آغاز زمانها از خداوند ولادت یافت و در جنبه انسانى از مریم باکره متولد شد. او دو شخص نیست، بلکه یک شخص است و پسر خداست.[30]

این اعتقاد که «تجسم» یا «تجسد»[31] نام دارد «حقیقت مرکزى ایمان مسیحى» قلمداد مى‏شود.[32] این اعتقاد از چنان تناقض آشکارى برخوردار است که خود اقرار نموده‏اند: «اعتقاد به تجسم مشکل یکى شدن خدا با انسان را پیش مى‏کشد، یعنى ادغام شخصیت نامتناهى و سرمدى خدا با وجودى که متناهى و موقتى است.[33]»

2- 3. گناه ذاتى انسان؛ در نگاه مسیحیت خطاى آدم و حوا در خوردن از شجره ممنوعه باعث شد که آنان ذاتاً پلید و گنهکار گردند و بدینوسیله کل بشریت پلید گردید و انسان ذاتاً گنهکار است، از اینرو خود نمى‏تواند دعوت الهى را اجابت کند.[34] این دیدگاه از سویى نگرشى بدبینانه از انسان به دست مى‏دهد و از دیگر سو همه انسانها را به علت خطاى دو نفر، گنهکار و مورد خشم و غضب الهى معرفى مى‏کند. چنین آموزه‏اى آشکارا برخلاف عقل و مغایر با آموزه‏هاى همه انبیاى الهى است.

2- 4. تعارض دانش و رستگارى؛ به اعتقاد رسمى مسیحیت شجره ممنوعه که آدم و حوا به جرم خوردن آن از بهشت رانده شدند، و به تبع آن همه انسانها مورد خشم الهى قرار گرفته و گنهکار شدند، چیزى جز شجره معرفت و دانش نیک و بد نبوده است. «پس گرفته خداوند پروردگار آدم را در بهشت عدن قرار داد تا او را رستگار و مورد عنایت خود سازد، و آدم را امر نموده چنین گفت: آنچه از درختان باغ خواهى بخور، اما مبادا که از درخت معرفت نیک و بد بخورى که هرگاه از آن بخورى خواهى مرد».[35]

و در باب سوم مى‏گوید که خداوند پس از تخلف آدم چنین گفت: «اکنون انسان مانند یکى از ما شده که نیک و بد را تمیز مى‏دهد و اکنون است که دست دراز کند و از درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند» پس او را از بهشت عدن بیرون کرد ...»[36]

بر اساس این آموزه جستجوى دانش و معرفت در تعارض با رستگارى و خلود انسان در بهشت است. به عبارت دیگر چنین وانمود مى‏کند که یا باید رستگارى و بهشت را برگزید، و یا در جستجوى دانش و معرفت برآمد. پس آنکه بهشت و رستگارى خواهد باید از پیمودن طریق دانش و معرفت فاصله گیرد، وآنکه دانش و معرفت جوید، باید بهاى سنگین خروج از بهشت و سعادت جاودان را تحمل نماید!

استاد مطهرى در این باره مى‏نویسد: «بر اساس این برداشت همه وسوسه‏ها وسوسه آگاهى است، پس شیطان وسوه گر همان عقل است.»[37]

2- 5. افسانه‏هاى بى‏پایه؛ «اوریگن» برجسته‏ترین عضو مکتب تفسیرى اسکندریه در رابطه با وجود افسانه‏هاى غیرعقلانى در عهدین مى‏نویسد:

«حتى اناجیل، مملو از چنین عباراتى است؛ مانند این جمله «وقتى که شیطان عیسى را بالاى کوهى بلند مى‏برد تا از آنجا قلمرو کل جهان و عظمت آن را به او نشان دهد»[38] ... خواننده دقیق صدها عبارت مشابه دیگر در اناجیل مى‏یابد؛ مطالبى که او را متقاعد خواهند ساخت که حوادثى که اصلًا رخ نداده‏اند داخل گزارش حوادثى شده‏اند که به راستى رخ داده‏اند.[39]

2- 6. تقویت ظلم؛ یکى دیگر از آموزه‏هاى نامعقول کتاب مقدس، توجیه ظلم و ستم و دعوت به سکوت در برابر حاکمان ظالم، به بهانه این است که آنان، حاکم و سایه خدا در زمینند!![40]

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص:96 -  105

[41]

 

 



[3] ( 3).RobertM .Grant .

[4] ( 4). رابرت م. گرنت، دیوید تریسى؛ تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ترجمه: ابوالفضل ساجدى، ص 212، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، چاپ اول، 1385

[5] ( 1). همان، ص 295

[6] ( 2). ایان باربور، علم و دین، ص 130- 131. ق: همان، ص 295

[7] ( 3).Barbour ,Ian .Religioninan Ageof Science ,P .9 .

[8] ( 4).Brait hwaite .

[9] ( 5). جان هیک و دیگران، کلام فلسفى، ترجمه ابراهیم سلطانى و احمد نراقى، ص 307

[10] ( 6).Neo -ortho doxy .

[11] ( 7)

. BarbourIan, Religioni nanageof Science, P. 11- 21.

[12] ( 1). پل تیلیش، پویایى ایمان، ص 103. ق: رابرت م. گرنت، دیوید تریسى؛ تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ترجمه: ابوالفضل ساجدى، ص 294- 296

[13] ( 2). نگا: توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، صص 23- 27، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1377

[14] ( 3).Ernest Renan .

[15] ( 1). رابرت م. گرنت، دیوید تریسى، تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ترجمه و نقد و تطبیق: ابوالفضل ساجدى، ص 298، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، چاپ اول، 1385

[16] ( 2). ج اول، ص 165

[17] ( 3). میرزا ابوالحسن شعرانى، راه سعادت، تحقیق: حامد فدوى اردستانى، ص 282، چاپ اول، 1386، تهران: مرتضوى

[18] ( 1). پیدایش، 22: 1

[19] ( 2). همان، 17: 25 و 18: 1

[20] ( 3). انجیل متى، 1: 6

[21] ( 4). انجیل لوقا، 3: 31

[22] ( 5). انجیل متى، 12: 40

[23] ( 6). ر. ک: انجیل متى، 27: 57 و 28: 1؛ انجیل مرقص، 15: 42 و 16: 1؛ انجیل لوقا، 23: 53 و 24: 1

[24] ( 7). انجیل متى، 2: 22؛ برگرفته از: مسیحیت، صص 100- 102

[25] ( 1). کتاب مقدس، انجیل یوحنا، 1: 19

[26] ( 2). متى، 11: 14

[27] ( 3)..Monot heism .

[28] ( 4). جهت آگاهى بیشتر ر. ک: الراهب قمص فلیمون الانبابیشوى، سر التثلیث و التوحید، دار نوبار، الصبعةالاولى، یونیو 1998، نیز: هنرى تیسن، طاطه میکائیلیان، الهیات مسیحى، انتشارات حیات ابدى، تهران

[29] ( 5). براى آگاهى بیشتر ر. ک: محمدتقى فعالى، ایمان دینى در اسلام و مسیحیت، چاپ اول، کانون اندیشه جوان 1378 تهران

[30] ( 1). نگا: هنرى تیسن، طاطه میکائیلیان، الهیات مسیحى، ص 199، نیز 91- 94، تهران: حیات ابدى

[31] ( 2)..Incar nation .

[32] ( 3). جان والوورد، مهرداد فاتحى، خداوند ما عیسى مسیح، ص 71، کلیساى جماعت ربانى، آموزشگاه کتاب‏مقدس

[33] ( 4). ر. ک: همان، ص 80

[34] ( 5). نگا: هنرى تیسن، طاطه میکائیلیان، الهیات مسیحى، ص 252، تهران: انتشارات حیات ابدى

[35] ( 1). تورات، سفر پیدایش 2: 15- 17

[36] ( 2). تورات، سفر پیدایش 3: 22

[37] ( 3). شهید مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 30، تهران: صدرا، چاپ هفتم، 1377

[38] ( 1). متى( 8: 4)

[39] ( 2). تاریخچه مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکى کتاب مقدس، ص 297

[40] ( 3). انجیل متى، 38: 5 و اکثر نامه‏هاى پولس به رومیان

[41] شاکریان، حمیدرضا، چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: سوم، 1390.