یهودیت‏
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: یهودیت

یهودیت‏

 یهودیان کتاب آسمانى خود را «تَنَخ) مى‏نامند. تنخ بخشى از کتاب آسمانى مسیحیان نیز مى‏باشد که از آن به «عهد عتیق» یاد مى‏کنند و بخش دیگر (انجیل) را «عهد جدید» گویند. عهد عتیق مشتمل بر 39 کتاب (قسمت) است که 17 کتاب آن بخش تاریخى است و 5 کتاب اول آن «تورات» نامیده مى‏شود. نام دیگر تورات پِنتاتوک (Pentatouch) یا «اسفار خمسه» است.

تحریف تورات از نظر تاریخى و علمى قطعى است، بر این مسأله دلایل بسیارى وجود دارد که برخى از آنها از قرار زیر مى‏باشد:


یک. وفات و دفن موسى‏

در باب 34 سفر تثنیه و نیز باب 36 سفر پیدایش شرح وفات و دفن حضرت موسى آمده است، معلوم مى‏شود این مطالب پس از رحلت حضرت موسى علیه السلام به تورات اضافه شده است.

دو. اختلاف در نسخه‏هاى تورات‏

در میان فرقه‏هاى مختلف یهودى تفاوت‏هایى در رابطه‏با تورات وجود دارد.

در مَثَل فرقه سامرى تنها پنج سفر تورات را مى‏پذیرد و 34 کتاب دیگر عهد عتیق را رد مى‏کند. همچنین سامریان نسخه ویژه‏اى از کتاب یوشع‏ دارند که با کتاب یوشع‏ رایج تفاوت دارد. تورات ایشان نیز با تورات رایج اندکى اختلاف دارد.[1]

سه. اشکالات ابن عزراء

برخى از عالمان، مفسران و اندیشمندان از قدماى یهود مانند ابراهیم‏بن عزراء (1164- 1089 م)، انتساب تورات موجود به حضرت موسى علیه السلام را قبول نداشته و ادله‏اى رمزگونه براى این سخن آورده‏اند. ابن عزراء در کتاب خود، تفسیر سفر تثنیه، شش دلیل به صورت رمز آورده و «باروخ اسپینوزا» (1677- 1632 م) سعى کرده است که رمزهاى او را بگشاید.

به نظر وى در درون تورات، شواهد متعددى وجود دارد که نویسنده تورات حضرت موسى علیه السلام نیست، و شخص دیگرى قرن‏ها بعد آن را نگاشته است.

سخنان ابن عزراء در تفسیرش بر «سفر تثنیه» به شرح ذیل است:

«آن طرف اردن، و ... اگر چنان باشد که رمز دوازده را بدانى ... علاوه موسى تورات را نوشته ... در آن وقت، کنعانیان در آن زمین بودند ... در کوه خدا، به او وحى مى‏شود. سپس تخت خواب او تخت آهنین او را نظاره کن. بنابراین، تو این حقیقت را خواهى دانست».

ابن عزراء در این چند کلمه، به صورت رمزوار اشاره مى‏کند که نویسنده اسفار پنچ گانه (تورات) موسى علیه السلام نبوده، بلکه شخص دیگرى بوده که مدت‏هاى طولانى پس از موسى علیه السلام مى‏زیسته است. به علاوه، کتابى که موسى علیه السلام نوشته، با کتاب‏هاى باقیمانده تفاوت دارد.[2]

اسپینوزا شش رمز ابن عزراء را چنین مى‏گشاید:

3- 1. «آن طرف اردن» اشاره است به سفر «تثنیه»، 1: 1 که در آن آمده است:

«این سخنانى که موسى به آن طرف اردن در بیابان عربه ... با تمامى اسرائیل گفت».

از این جمله بر مى‏آید که نویسنده آن از رود اردن عبور کرده است، ولى حضرت موسى علیه السلام از رود اردن عبور نکرد. در همین سفر از قول موسى علیه السلام آمده است: «خداوند به من گفته است که از رود اردن عبور نخواهى کرد»[3].

3- 2. «اگر چنان باشد که رمز دوازده را بدانى»: در سفر «تثنیه»، 27: 1، حضرت موسى علیه السلام به بنى‏اسرائیل دستور مى‏دهد که وقتى از رود اردن عبور کردید، مذبحى بسازید و تمامى کتاب شریعت را روى سنگ‏هایى نوشته، اطراف آن بگذارید. در «صحیفه یوشع»، 32- 30: 8 آمده است که یوشع علیه السلام به وصیت موسى علیه السلام عمل کرد و مذبحى از سنگ‏هاى نتراشیده بنا کرد و بر آنها تمامى تورات حضرت موسى علیه السلام را نوشت. ربیان یهود گفته‏اند: تعداد این سنگ‏ها دوازده عدد بوده است. حال آیا ممکن است تورات را با این حجم بر روى دوازده سنگ نوشت؟ پس تورات موسى علیه السلام بسیار کوچک‏تر از کتاب موجود بوده است.

3- 3. «علاوه موسى تورات را نوشته»: در سفر «تثنیه» 31: 9 آمده است و موسى علیه السلام این تورات را نوشته. این عبارت نمى‏تواند نوشته خود حضرت موسى علیه السلام باشد، بلکه باید دیگرى آن را نوشته باشد.

3- 4. «در آن وقت کنعانیان در آن زمین بودند»: در سفر «پیدایش»، باب دوازدهم، سخن از مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام به کنعان است و مى‏گوید: «در آن وقت، کنعانیان در آن زمین بودند».

از این عبارت بر مى‏آید که نویسنده زمانى این عبارت را نوشته که کنعانیان دیگر در آن زمین نبوده‏اند و چون سرزمین کنعان پس از حضرت موسى علیه السلام فتح شد و بقایاى اقوام آن سرزمین تا زمان داود و سلیمان علیه السلام در آنجا بودند، پس موسى علیه السلام نمى‏تواند نویسنده این فقره باشد.

3- 5. «در کوه خدا به او وحى مى‏شود»: در سفر «پیدایش»، 22: 14، کوه اوریا، که بر آن ماجراى ذبح فرزند توسط حضرت ابراهیم علیه السلام رخ داد «کوه خدا» نامیده شده است. این در حالى است که حضرت موسى علیه السلام وعده این نامگذارى را مى‏دهد و پس از ساخته شدن معبد در زمان سلیمان علیه السلام این مکان «کوه خدا» نامیده مى‏شود. پس حضرت موسى علیه السلام نمى‏تواند این فقره را نوشته باشد.

3- 6. «سپس تخت خواب او، تخت آهنین او را نظاره کن»: در سفر «تثنیه»، 3: 11 آمده است:

«زیرا که عوج ملک باشان از بقیه رفائیان تنها باقى مانده بود.

اینک تخت‏خواب او تخت آهنین است. آیا آن در رَبَت بنى عمّون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى است؟

این در حالى است که حضرت داود علیه السلام به شهر «ربه» غلبه کرد و این تخت را کشف کرد[4] و این قرن‏ها پس از موسى بود.

چهار. اشکالات اسپینوزا

اسپینوزا پس از باز کردن رموز ابن عزراء مى‏گوید: موارد مهم‏ترى در تورات وجود دارند که ابن عزراء به آنها توجه نکرده است:

4- 1. در موارد متعددى، در تورات از موسى علیه السلام به صورت سوم شخص سخن گفته شده و افزون بر آن به جزئیات زندگى او پرداخته شده است مثل:

«موسى با خدا سخن گفت» (خروج، 33: 9)؛ «موسى مردى بسیار حلیم بود، بیشتر از جمیع مردمانى که بر روى زمین‏اند» (اعداد، 12: 2)؛ «موسى؛ مرد خدا ...

(تثنیه، 33: 1)؛ (پس موسى، بنده خداوند، در آنجا به زمین موآب بر حسب قول خداوند، رحلت نمود»[5]. «پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته است» که خداوند او را رو به رو شناخته باشد»[6].

4- 2. در باب آخر سفر «تثنیه»، وفات و دفن حضرت موسى علیه السلام و عزادارى بنى‏اسرائیل براى او همراه با جملاتى از قبیل «پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته» و «احدى قبر او را تا امروز ندانسته است» نقل شده است.

4- 3. برخى از نام‏ها در تورات آمده‏اند که مدت‏ها، پس از حضرت موسى علیه السلام از آنها استفاده شده است. براى مثال، در سفر «پیدایش»، 14: 14 آمده است که «ابراهیم دشمنان خود را تا «دان» تعقیب کرد»، در حالى که مدت‏ها پس از مرگ یوشع علیه السلام و در زمان داوران، نام «دان» بر این شهر نهاده شد:

«و شهر را به اسم پدر خود، که براى اسرائیل زاییده شد، «دان» نامید؛ اما اسم شهر قبل از آن «لارش» بود»[7].

4- 4. برخى از ماجراها در تورات آمده‏اند که تا پس از وفات حضرت موسى علیه السلام ادامه داشته‏اند. در سفر «خروج»، 6: 35 آمده است: «و بنى‏اسرائیل مدت چهل سال منّ مى‏خوردند تا به زمین آباد رسیدند؛ یعنى تا به سر حد کنعان داخل شدند، خوراک ایشان منّ بود». و «و بنى‏اسرائیل در زمان یوشع‏بن نون علیه السلام وارد کنعان شدند»[8].

همچنین در سفر «پیدایش»[9]، آمده است: «اینانند پادشاهانى که در زمین ادوم سلطنت کردند، قبل از آنکه پادشاهى بر بنى‏اسرائیل سلطنت کند»[10].

4- 5. با وضوح تمام از آنچه ذکر خواهد شد، به دست مى‏آید که موسى نویسنده اسفار پنجگانه نیست، زیرا پس از عبارت سفر تثنیه که «موسى این تورات را نوشت»، مورخ مى‏افزاید: «موسى آن را به احبار داد و از آنان خواست در اوقات معلومى آن را براى تمامى مردم قرائت کنند». این عبارت نشان مى‏دهد که تورات مى‏بایست حجمى خیلى کمتر از اسفار پنج گانه داشته باشد تا آنان بتوانند تمامى آن را در یک مجلس بخوانند، به صورتى که همه آنان نیز آن را بفهمند»[11].

اسپینوزا در پایان نتیجه مى‏گیرد که اسفار پنج گانه پس از تبعید بابلى و به احتمال قوى به دست عزراء نوشته شده‏اند[12].

پنج. نقد تاریخى‏

با پیدایش جریان نقد تاریخى‏ کتاب مقدس، مطالعات گسترده‏اى درباره این کتاب آغاز گشت. نظریه‏اى که در این دوره درباره تورات مطرح شد و به تدریج به صورت امرى مسلم درآمد، نظریه «منابع تورات» است. اسفار پنج گانه تورات از چهار منبع، که در زمان‏هاى گوناگون به وجود آمده‏اند، ترکیب شده‏اند.

این چهار منبع عبارتند از:

منبع «یهوه‏اى») Jahwist (منبع الوهیمى) Elohist (منبع کاهنى) Pristly (منبع تثنیه‏اى) Deuteronomy (.

از میان این چهار منبع، منبع یهوه‏اى از همه قدیمى‏تر است که در زمان داود علیه السلام (1015- 975 ق. م) و سلیمان علیه السلام (975- 933 ق. م) نوشته شده است.

منبع الوهیمى پس از حضرت سلیمان علیه السلام و تجزیه کشور به شمال و جنوب در بخش شمالى نوشته شده است. منبع تثنیه‏اى در «یوشیّا» (640- 609 ق. م) نوشته شده است. آخرین منبع به لحاظ تاریخى، منبع کاهنى است که در دوره اسارت بابلى نوشته شده است.

بنابراین، نویسنده نهایى تورات پس از دوره اسارت بابلى، یعنى پس از سال 538 ق. م از ترکیب این منابع تورات کنونى را به وجود آورده است‏[13].

امروزه حتى بیشتر سنتى‏هاى یهودى و مسیحى این را قبول کرده‏اند که نویسنده تورات نمى‏تواند حضرت موسى علیه السلام باشد.

توماس میشل، که از فرقه سنت‏گراى «ژزوئیت» مسیحى است، بر آن است که تورات پنج قرن قبل از میلاد و به دست نویسنده‏هایى ناشناس نوشته شده است. او مى‏گوید: «در قدیم، مردم معتقد بودند که موسى تورات را نوشته است، اما مطالعات جدید کتاب مقدس‏ نشان مى‏دهد که پاسخ به مسأله اصل و منشأ اسفار تورات از آنچه در ابتدا تصور مى‏شود، دشوارتر است. تورات در طول نسل‏ها پدید آمده است؛ در ابتدا روایت‏هایى وجود داشت که قوم یهود آنها را به یکدیگر منتقل مى‏کردند. سپس روایات مذکور در چند مجموعه نوشته شد که برخى از آنها در باب تاریخ و برخى در باب احکام بود. سرانجام، در قرن پنجم قبل از میلاد، این مجموعه‏ها در یک کتاب گرد آمد. کسانى که در این کار طولانى و پیچیده شرکت کردند، بسیار بودند و نام اکثریت قاطع آنان را تاریخ فراموش کرده است. به عقیده یهودیان و مسیحیان، الهام الهى در همه مراحل تألیف تورات، همراه و پشتیبان بوده است»[14].

شش. ناپدیدشدن تورات و باز پیدایى آن‏

از عهد قدیم (کتاب دوم تاریخ ایام باب 34) بر مى‏آید که در زمان‏هایى تورات ناپدیده شده و بعدها کسانى مدعى شده‏اند که آن را یافته‏اند.

«یک روز حلقیا، کاهن اعظم، نزد شافان منشى دربار رفت و گفت: «در خانه خداوند کتاب تورات را پیدا کرده‏ام». سپس کتاب را به شافان نشان داد تا آن را بخواند. وقتى گزارش کار ساختمان خانه خداوند را به پادشاه مى‏داد در مورد کتابى نیز که حلقیا، کاهن اعظم در خانه خداوند پیدا کرده بود با او صحبت کرد.

سپس شافان آن را براى پادشاه خواند. وقتى پادشاه کلمات تورات را شنید، از شدت ناراحتى لباس خود را پاره کرد و به حلقیا، کاهن اعظم، شافان منشى، عسایا (ملتزم پادشاه)، اخیقام (پسر شافان) و عکبور (پسر میکایا) گفت:

«از خداوند بپرسید که من و قومم چه باید بکنیم. بدون شک خداوند از ما خشمگین است، چون اجداد ما مطابق دستورات او که در این کتاب نوشته شده است رفتار نکرده‏اند ...

پادشاه تمام بزرگان یهودا و اورشلیم را احضار کرد و همگى، در حالى که کاهنان و انبیاء و مردم یهودا و اورشلیم از کوچک تا بزرگ به دنبال آنها مى‏آمدند، به خانه خداوند رفتند. در آنجا پادشاه تمام دستورات کتاب عهد را که در خانه خداوند پیدا شده بود، براى آنها خواند.

پادشاه نزد ستونى که در برابر جمعیت قرار داشت، ایستاد و با خداوند عهد بست که با دل و جان از دستورات و احکام او پیروى کند و مطابق آنچه که در آن کتاب نوشته شده است، رفتار نماید. تمام جماعت نیز قول دادند این کار را بکنند»[15].

در جاى دیگرى از عهد قدیم آمده است که پس از تبعید بابلى بنى‏اسرائیل، از عزراى کاهن خواستند که تورات موسى را براى قوم بخواند. عزرا و دیگر کاهنان، کتاب تورات‏ را هر روز براى مردم مى‏خواندند تا اینکه در روز هفتم، قرائت تورات به پایان رسید[16].

برخى به صورت جدى در این تردید کرده‏اند که توراتى را که عزرا خواند همان کتابى باشد که در زمان یوشیّا خوانده شد:

«آیا آن «کتاب شریعت موسى» چه بوده است؟ این کتاب درست همان‏ کتاب عهد، که یوشیّا پیش از آن بر مردم خوانده بود نیست. چه در کتاب عهد، تصریح شده است که آن را در مدت یک روز دو بار بر یهودیان فرو خواندند، در صورتى که خواندن کتاب دیگر محتاج یک هفته تمام وقت بود»[17].

هفت. آموزه‏هاى خردستیز

افزون بر آنچه گذشت آموزه‏هایى در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان یافت مى‏شود که از نظر عقل و خرد مردود است و هرگز نمى‏توان آن را رهاورد وحى الهى انگاشت.

چندى از این موارد عبارتند از:

7- 1. اتهامات ناروا به پیامبران؛ علاوه بر رسوخ تحریفات بنیادى و اعتقادى در کتاب مقدس، پاره‏اى از اتهامات ناروا و غیراخلاقى به برخى از پیامبران نسبت داده شده است که قلم از بیان آن شرم دارد!![18] این در حالى است که براهین عقلى لزوم عصمت پیامبران را اثبات مى‏کند.

در عهد قدیم درباره حضرت لوط علیه السلام آمده است که: «دخترانش وى را شراب نوشانده، مست کردند و با او همبستر شدند»[19].

همچنین داستان شرم‏آورى درباره حضرت داوود علیه السلام در عهد قدیم (کتاب دوم سموئیل) آمده است. براساس این داستان «وى از پشت‏بام «بتشبع» زن زیباى «اوریا» را دید که در حال شست و شوى خود بود. حضرت داوود علیه السلام به آن زن علاقه‏مند شد و او را احضار نموده با او زنا کرد و چون آثار حمل در وى ظاهر شد به گونه‏اى عمدى زمینه کشته شدن اوریا در جنگ را فراهم ساخت و همسر او را به خانه خود برد»[20].

7- 2. وجود افسانه‏ها؛ وجود افسانه‏هاى بى‏پایه در کتاب مقدس، یکى دیگر از جنبه‏هاى تحریف آن است؛ از جمله مى‏توان به کشتى گرفتن حضرت یعقوب با خدا و غلبه او بر خدا، اشاره کرد!![21]

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص:85 -  96

[22]

 

 



[1] ( 1). بنگرید: حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، ص 117، قم: سمت، چاپ هفتم، 1384

[2] ( 1). بنگرید:

الف. باروخ اسپینوزا، مصنف واقعى اسفار پنجگانه، ترجمه: علیرضا آل بویه، فصلنامه هفت آسمان، ش 1، بهار 1378. این مقاله ترجمه‏اى است از فصل هشتم کتاب:

TheChief WorksOf Spinooza; A TheoLogico- Political Treatiseand APolitical Treatise, Translated From TheLatin With AnIntro ductionby R. H. M. Francesco Cordasco --

ب. عبدالرحیم سلیمانى اردستانى، کتاب مقدس، صص 56- 67، قم: آیت عشق، دوم، 1385

[3] ( 1). تثنیه، 31: 2

[4] ( 1). کتاب دوم سموئیل، 28: 12- 19

[5] ( 1). تثنیه، 33: 1

[6] ( 2). تثنیه، 36: 10

[7] ( 3). داوران، 18: 29

[8] ( 1). یوشع، 5: 12

[9] ( 2). 36: 31

[10] ( 3). همان، ص 94- 95

[11] ( 4). همان، ص 95- 97

[12] ( 5). همان، ص 101

[13] ( 1). الخورى بولس الفعالى، المدخل الى الکتاب المقدس، ج 2، ص 16- 39

[14] ( 1). توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، ص 32

[15] ( 1). کتاب دوم تواریخ، 34: 8- 33

[16] ( 2). کتاب نحمیا، باب هشتم

[17] ( 1). ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 382. به نقل از: عبدالرحیم سلیمانى اردستانى، کتاب مقدس، صص 56- 67؛ قم: آیت عشق، چاپ دوم تا 1385

[18] ( 2). ر. ک: انجیل یوحنا، 1: 112، سفر تکوین، 30: 3819.

براى آشنایى بیشتر ر. ک:

الف. انیس الاعلام، ج 3.

ب. محمد صادقى، بشارات عهدین، ص 73 و 177

[19] ( 3). سفر پیدایش( 38 30: 19)

[20] ( 1). کتاب دوم سموئیل( 31 3: 11)

[21] ( 2). سفر پیدایش، 32: 30- 23

[22] شاکریان، حمیدرضا، چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: سوم، 1390.