کارویژه‏هاى عدالت‏گرایانه دین‏
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کارویژه‏هاى عدالت‏گرایانه دین‏ ،ارائه قوانین عادلانه؛ ،دین و آزادى؛ ،استقرار نظم عادلانه؛

 

1. بینش و انگیزش؛

نقش دین و پیامبران در نحوه نگرش به عدالت و انگیزش نسبت به آن نقش بدیع و انحصارى است و با دیدگاه فیلسوفان و دیگر مصلحان اجتماعى تفاوت بنیادین دارد:

1- 1. در بعد نظرى، «دین» با ارائه جهان‏بینى عدالت‏نگر، عدالت بشرى را به عنوان جزئى ازکل عدالت جهانى مى‏شناساند، نه این که این جهان را آکنده از جور و ستم و ناموس آن را تنازع بقاء دانسته و عدالت را به ناچار تنها براى تأمین منافع خود، لازم شمرد. از طرف دیگر دین آینده بشریت و حرکت تاریخى بشر را به سمت برقرارى عدالت فراگیر و جهان گستر معرفى مى‏کند.[1]

1- 2. در بعد عاطفى و انگیزش، «عدالت» را امرى مطلوب، پرکشش، جاذبه‏دار و مطبوع و دلپذیر مى‏سازد.[2]

2. ارائه قوانین عادلانه؛

مطمئن‏ترین منبع قوانین عادلانه براى بشر، قوانین دینى و الهى است. قانون عدالت، هرگز از انسان اسیر شهوات و خودخواهى، انتظار نمى‏رود. علم و تکنولوژى نیز نه تنها انسان را به عدالت نزدیک نساخته، بلکه بر اثر اسارت آن در دست انسان‏هایى که اسیر شهوات و هواهاى نفسانى و قدرت طلبى خویشند جهان را در توحشى مدرن قرار داده است.

«ژان ژاک روسو» مى‏نویسد: «براى کشف بهترین قوانینى که مناسب ملل است، یک عقل کل لازم است که ناظر به تمام شهوات انسانى باشد؛ ولى خودش هیچ حس نکند [فاقد گرایش شهوانى باشد] هیچ‏گونه وابستگى با طبیعت نداشته باشد؛ اما آن را به خوبى بشناسد. مصلحت آن بستگى به ما نداشته؛ ولى به بهروزى ما کمک کند. پس فقط خدایان مى‏توانند آن طور که باید و شاید به مردم قانون عرضه دارند».[3]

3. دین و آزادى؛

نقش دین و پیامبران در مبارزه با استبدادها و اختناق‏ها و درگیرى با مظاهر طغیان، از اساسى‏ترین نقش‏هاست.

قرآن در حکایت‏هاى تاریخى خود درگیرى‏هاى پیامبران را با مظاهر استبداد مکرر یادآورى مى‏کند و در برخى آیات خود تصریح مى‏کند طبقه‏اى که با پیامبران همواره در ستیز بوده‏اند، این طبقه بوده‏اند.[4] البته آزادى در دین سطوح وساحت‏هاى مختلف را در بر مى‏گیرد از جمله:

3- 1. آزادى از اسارت نفس و هواهاى شیطانى‏[5].

3- 2. آزادى از اسارت خرافات، اوهام و باورداشت‏هاى پوچ و در بند کشنده عقل و خرد انسانى‏[6].

3- 3. آزادى از اسارت نظام‏هاى فاسد و ستم پیشه‏[7].

4. استقرار نظم عادلانه؛

یکى از کارویژه‏هاى انبیا، تلاش در جهت ایجاد نظام عادلانه اجتماعى است. از زمان نوح علیه السلام هر پیامبرى که آمده است و نظم مذهبى موجود را به هم ریخته، به نظم اجتماعى توجه داشته و در پى اصلاح بوده است.[8]

چنانکه گذشت، قرآن در آیه 25 سوره حدید یکى از اهداف بعثت انبیا را برقرارى عدالت اجتماعى شمرده است.

استاد مطهرى در معناى این آیه مى‏گوید: «یعنى بر هم زدن یک نظم فاسد موجود و استقرار یک نظم عادلانه مطلوب، هدف همه رسالت‏ها و نبوت‏ها بوده، فقط این امر در اسلام ختمیه محرزتر و مشخص‏تر است».[9]

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص:41 -  43

[10]

 

 



[1] ( 1). بنگرید: همان، تکامل اجتماعى انسان، قم و تهران: صدرا

[2] ( 2). جهت مطالعه بیشتر بنگرید: شهید مطهرى، یادداشت‏ها، ج 4، صص 174- 177

[3] ( 1). ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعى، ترجمه: منوچهر کیا، ص 48، تهران: انتشارات گنجینه، چاپ دوم 1352

[4] ( 2). شهید مطهرى، وحى و نبوت، ص 28

[5] ( 3). یس( 36)، آیه 36

[6] ( 4). اعراف( 7)، آیه 157

[7] ( 5). نمل( 27)، آیه 36

[8] ( 1). شهید مطهرى، پیرامون انقلاب اسلامى، ص 128

[9] ( 2). همان

[10] شاکریان، حمیدرضا، چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: سوم، 1390.