6. پاسخ به احساس تنهایى؛
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: 6 پاسخ به احساس تنهایى؛

 

یکى از رنج‏هاى بشر که در جهان صنعتى و پیدایش کلان‏شهرها به شدت رو به افزایش است، مسأله احساس تنهایى است.

منظور از احساس تنهایى در اینجا تنهایى فیزیکى یعنى جدایى از دیگران نیست؛ بلکه گونه‏هاى دیگرى هم چون ناتوانى دیگران در پاسخ‏دهى به برخى از نیازهاى انسان، عدم درک دیگران از شخص و یا سرگرمى دیگران به کار خود و جستجوى منافع خویش و عدم توجه عمیق، جدى، خیرخواهانه و دیگرخواهانه در جهت تأمین خواسته‏ها و نیازهاى شخص است.[1]

به عبارت دیگر، انسان در این دنیا خود را در میان انبوه مردمانى مى‏یابد که همواره در بند خودخواهى‏هاى خویشند و حتى اگر اعمالى به ظاهر نیک و مفید به حال دیگرى انجام مى‏دهند عمدتاً آمیخته به انواع درخواست‏ها، گرایش‏ها و خودخواهى‏هاى ظاهر و پنهان است و کسى صد در صد خیرخواهانه کارى براى «من» انجام نمى‏دهد.

اما در نگرش دینى، انسان هیچ‏گاه تنها نیست، بلکه همواره در آغوش پر مهر خدایى است که تنها و تنها از سر لطف و مهربانى او را آفریده و لحظه به لحظه خیر و رحمت بى‏انتهایش را بر او سایه گستر مى‏سازد بدون آن که خود نصیبى از این مهر بیکران نصیبش گردد و اجر و پاداشى در برابر ارزانى داشت نعمت‏هایش طلب کند.

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص: 30

[2]

 

 



[1] ( 2). بنگرید: جوادى آملى، انتظار بشر از دین، ص 47- 46، قم: اسراء، چاپ اول، 1380

[2] شاکریان، حمیدرضا، چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: سوم، 1390.