5. هدف‏بخشى و ایده‏آل‏پرورى؛
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: 5 هدف‏بخشى و ایده‏آل‏پرورى؛

 

یکى از مهم‏ترین کارکردهاى دین ارائه ایده‏آل و آرمان مطلوب است.

ایده‏آل اصل یا موضوعى است که مورد گرایش انسان قرار گیرد و هدف تلاش‏ها و کوشش‏هاى او باشد.

ایده‏آل موجب شکل‏گیرى نوع انتخاب آدمى است. شخص به‏طور آگاهانه یا ناخودآگاه همه پدیده‏ها را با آن مى‏سنجد و ارزش‏داورى مى‏کند.

ایده‏آل از مختصات زندگى بشرى و از عناصر اساسى آن است. انسان زمانى مى‏تواند از یک زندگى حقیقى برخوردار باشد که آگاهانه براى خود ایده‏آل و آرمان انتخاب کند.

انسان‏ها در طول تاریخ ایده‏آل‏هایى چون رفاه، ثروت، شهرت، مقام، عشق، زیبایى، دانش و ... انتخاب کرده‏اند. لیکن بهترین ایده‏آل آن است که داراى شرایط زیر باشد:

1. منطقى باشد.

2. قابل وصول باشد.

3. تمایلات سودجویانه و خودخواهانه و «من طبیعى» آدمى را کنترل کند.

4. در انسان چنان کششى ایجاد کند که از درون به سوى هدف اعلاى حیات حرکت کند.

چنین آرمانى تنها از دین حق و معناى دینى حیات بر مى‏خیزد.[1]

«میلر بروز» از قول «اینشتین» مى‏گوید: «علم، ما را از آنچه هست آگاه مى‏کند و دین (وحى) است که ما را به آنچه که سزاوار است که باشد مطلع مى‏کند».[2]

6. پاسخ به احساس تنهایى؛

یکى از رنج‏هاى بشر که در جهان صنعتى و پیدایش کلان‏شهرها به شدت رو به افزایش است، مسأله احساس تنهایى است.

منظور از احساس تنهایى در اینجا تنهایى فیزیکى یعنى جدایى از دیگران نیست؛ بلکه گونه‏هاى دیگرى هم چون ناتوانى دیگران در پاسخ‏دهى به برخى از نیازهاى انسان، عدم درک دیگران از شخص و یا سرگرمى دیگران به کار خود و جستجوى منافع خویش و عدم توجه عمیق، جدى، خیرخواهانه و دیگرخواهانه در جهت تأمین خواسته‏ها و نیازهاى شخص است.[3]

به عبارت دیگر، انسان در این دنیا خود را در میان انبوه مردمانى مى‏یابد که همواره در بند خودخواهى‏هاى خویشند و حتى اگر اعمالى به ظاهر نیک و مفید به حال دیگرى انجام مى‏دهند عمدتاً آمیخته به انواع درخواست‏ها، گرایش‏ها و خودخواهى‏هاى ظاهر و پنهان است و کسى صد در صد خیرخواهانه کارى براى «من» انجام نمى‏دهد.

اما در نگرش دینى، انسان هیچ‏گاه تنها نیست، بلکه همواره در آغوش پر مهر خدایى است که تنها و تنها از سر لطف و مهربانى او را آفریده و لحظه به لحظه خیر و رحمت بى‏انتهایش را بر او سایه گستر مى‏سازد بدون آن که خود نصیبى از این مهر بیکران نصیبش گردد و اجر و پاداشى در برابر ارزانى داشت نعمت‏هایش طلب کند.[4]

 

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص: 29

 



[1] ( 1). جهت آگاهى بیشتر در این زمینه بنگرید: دکتر عبداللَّه نصرى، فلسفه آفرینش، ص 73- 49، قم: معارف، چاپ اول، 1382

[2] ( 1). الثقافة الاسلامیة، ق: شهید مطهرى، یادداشت‏ها، ج 4، ص 188، تهران: صدرا، دوم، 1382

[3] ( 2). بنگرید: جوادى آملى، انتظار بشر از دین، ص 47- 46، قم: اسراء، چاپ اول، 1380

[4] شاکریان، حمیدرضا، چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: سوم، 1390.