4. سازگارسازى جهان درون و برون؛ کاهش رنج‏ها؛
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: 4 سازگارسازى جهان درون و برون؛ کاهش رنج‏ها؛

 

بهره دیگرى که از تفسیر دینى حیات بر مى‏خیزد «ایجاد سازگارى بین جهان درون و برون» و در نتیجه کاهش رنج‏ها و ناراحتى‏هاست.

بدون شک در مواردى بین خواسته‏ها و تمایلات انسان و آنچه در جهان خارج وجود دارد تفاوت‏هایى مشاهده مى‏شود. گاه این تفاوت‏ها به گونه‏اى است که شرایط خارجى براى انسان رنج‏آفرین و ملال‏انگیز است. این تفاوت‏ها مى‏تواند به گونه‏هاى مختلف باشد مثل:

1. تفاوت بین خواسته‏هاى ما و نظام تکوین، مانند شرور و آفاتى چون مرگ و میر، سیل، زلزله، نقص عضو، بیمارى و ....

2. تضاد بین تمایلات ما و واقعیات اجتماعى، مثل حاکمیت نظام استبدادى و ....

از طرف دیگر در مواردى واقعیات خارجى به سهولت و در شرایطى که ما در آن قرار داریم تغییرپذیر است؛ در چنین وضعیتى انسان‏ها به‏طور معمول در جهت تغییر واقعیت جهان به سود تمایلات خود مى‏کوشند؛ اما گاه‏ جهان خارج اصلًا تغییرپذیر نیست، یا در شرایط مورد نظر شخص دگرگون نمى‏شود؛ و یا تغییر آن مستلزم هزینه‏هایى تحمل‏ناپذیر و نامعقول است.

در این موارد دین بهترین راه سازگارسازى درون با خارج و نیرومندترین عامل آشتى‏دهنده این دو جهان است. دین با تفسیرى که از جهان و ناملایمات و رنج‏هاى آدمى در آن مى‏دهد، نه تنها ناسازگارى آن دو را از میان برمى‏دارد؛ بلکه با دادن نقش عبادى به تحمل دشوارى‏ها و اینکه بزرگ‏ترین اولیاى الهى چشنده تلخ‏ترین رنجهایند شیرین‏ترین رابطه را بین آن دو ایجاد مى‏کند؛ به طورى که انسان مؤمن مى‏گوید: «زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت»، از همین رو «الیسون» بهترین راه مقابله با مشکلات تغییرناپذیر را مقابله مذهبى مى‏داند.[1]

اینکه حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السلام در سرزمین سوزان کربلا و دیدن آن همه رنج و مصیبت و زخم‏هاى بسیار بر جان و توان خویش فرمود: «رضا اللَّه رضانا اهل‏البیت»[2] و زینب کبرى علیها السلام پس از تحمل آن همه دشوارى طاقت‏فرسا مى‏فرماید: «ما رأیت الّا الجمیل»[3] عالى‏ترین نمایش شکوه ایمان در سازگارى جهان درون و برون و شیرین نمودن رنج و سختى در جهت مقاصد و اهداف بلند الهى و انسانى است. بدین ترتیب نه تنها رنج انسان کاهش مى‏یابد، بلکه در مواردى شیرین و دلپذیر مى‏شود و این جز در سایه دین و ایمان دینى امکان‏پذیر نیست.

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص: 28

 

 



[1] ( 1). بنگرید: دکتر على نقى فقیهى، بهداشت و سلامت روان در آیینه علم و دین، ص 85، قم: حیات سبز، چاپ اول، 1384

[2] ( 2). بحارالانوار، ج 44، ص 367

[3] ( 3). بحارالانوار، ج 45، ص 116