2. انسجام و تعادل شخصیت؛
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: 2 انسجام و تعادل شخصیت؛

در وجود انسان تمایلات و گرایش‏ها و غرایز گوناگونى وجود دارد که گاه در تعارض و تضاد با یکدیگر قرار مى‏گیرند.

کشاکش طوفان غرایز و ناتوانى در ایجاد توازن و هماهنگى بین آنها به اختلال شخصیت مى‏انجامد. دین نقش مهمى در هویت بخشى، ایجاد تعادل بین امیال و غرایز، اولویت‏گذارى و برقرارى نظام طولى بین آنها، رهایى از آشفتگى و هماهنگ‏سازى افکار و احساسات دارد و در نتیجه به ایجاد وحدت و انسجام شخصیت مى‏انجامد.[1]

یونگ بر آن است که هرگاه میان امیال، تعادل و توازن برقرار شد انسان یک پارچه و منسجم مى‏شود و به عبارت دیگر وحدت شخصیت مى‏یابد و این تنها در سایه نگرش دینى تحقق پذیر است. توحید و یگانگى شخصیت در انسان را باید در الگوى دیر پاى خدا جستجو کرد. وحدت شخصیت یعنى انسان نوعى زندگى با خدا دارد و بدون خدا بشر هرگز نمى‏تواند به یک کل یکپارچه مبدل شود.[2]

چرا دین؟ چرا اسلام؟ چرا تشیع؟، ص: 22

 

 



[1] ( 1). جهت آگاهى بیشتر: شهید مطهرى، حکمت‏ها و اندرزها، ص 47؛ همو، یادداشت‏ها، ج 4، ص 123 و 158 و 159

[2] ( 2). کارل گوستاویونگ، مبانى روانشناسى تحلیلى، ترجمه دکتر محمد حسین مقبل، ص 137 تهران؛ جهاد دانشگاهى