مدّت عمر و داستان رحلت حضرت نوح علیه السّلام‏
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مدّت عمر و داستان رحلت حضرت نوح علیه السّلام‏

 برخى از اصحاب ما از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏کنند که فرمود: نوح دو هزار و سیصد سال عمر کرد، هشتصد و پنجاه سال پیش از آنکه به پیامبرى برانگیخته شود و نهصد و پنجاه سال در میان مردم ایشان را به سوى خدا فرا مى‏خواند و پانصد سال پس از طوفان، که کشتى فرود آمد و آب فرو نشست و شهرها را از نو بنیاد نهاد و فرزندانش را در شهرها جا داد. سپس فرشته مرگ در حالى نزد او آمد که وى در آفتاب نشسته بود و به او گفت: آمده‏ام تا جانت را بگیرم. نوح فرمود: اجازه مى‏دهى از آفتاب به سایه بروم؟ گفت:

آرى. نوح از آفتاب به سایه آمد و سپس فرمود: اى فرشته مرگ! آنچه از عمر دنیا بر من گذشت چونان آمدن من بود از آفتاب به سایه، اکنون آنچه را بدان مأمور هستى انجام بده، و بدینسان عزرائیل جان او را بستاند.

اسماعیل بن جابر و دیگران از امام صادق علیه السّلام روایت کرده‏اند که: حضرت نوح علیه السّلام پس از طوفان پانصد سال زندگى کرد و سپس جبرئیل از سوى خدا نزد او آمد و گفت: اى نوح! دوران پیامبرى تو به سر رسیده و روزگارت به نهایت گراییده، پس به اسم اکبر و میراث علم و نشانه‏هاى علم پیامبرى که همراه توست بنگر و آنها را به پسرت سام بسپر، زیرا من زمین را واننهم جز آنکه در آن دانشمندى باشد که طاعت من با او شناخته آید و راه هدایت من بدو دانسته گردد و او وسیله نجاتى باشد در فاصله مرگ یک پیامبر و برانگیخته شدن پیامبرى دیگر، و شیوه من چنان نیست که مردم را بدون حجتى از سوى خویش و بدون فرا خواننده‏اى به سوى خود و راهنمایى به راهم و کسى که داناى به فرمان من باشد وانهم، و حکم کرده‏ام که براى هر قومى هدایتگرى بگمارم که سعادتمندان را بدو ره بنمایم و حجّت من باشد براى نگون بختان. امام علیه السّلام فرمود: پس نوح علیه السّلام اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت را به سام سپرد، در حالى که حام و یافت دانشى‏

بهشت کافى / ترجمه روضه کافى، ص: 335