زینب عطر فروش و بیان عظمت دستگاه آفرینش‏
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: زینب عطر فروش و بیان عظمت دستگاه آفرینش‏

 

حسین بن زید هاشمى به نقل از امام صادق علیه السّلام مى‏گوید: زینب عطر فروش که زنى لوچ بود نزد زنان و دختران پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏آمد و به آنان عطر مى‏فروخت. روزى پیامبر به خانه آمد در حالى که زینب در میان آنان بود. حضرت صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم رو به او کرد و فرمود: هر گاه تو به خانه ما مى‏آیى خانه ما خوشبو مى‏شود زینب در پاسخ گفت: بلکه خانه‏هاى تو به بوى خوش خودت خوشبوتر است. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: هر گاه عطر مى‏فروشى آن را با چیز دیگر میامیز که این کار به تقوا نزدیکتر و براى دارایى پاینده‏تر است. او در پاسخ عرض کرد: یا رسول اللَّه! اینک من نیامده‏ام چیزى بفروشم و آمده‏ام تا پیرامون عظمت خداوند سبحان از شما پرسش کنم. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: جلّ جلاله، پیرامون بخشى از آن با تو سخن خواهم گفت، و سپس فرمود: همانا این زمین و هر که بر آن است در برابر آنچه زیر آن قرار گرفته همچون حلقه‏اى است که در سرزمینى پهناور و خالى از سکنه افتاده باشد، و این هر دو با آنچه در آنها و بر آنهاست در برابر آنچه زیر آن است چون حلقه‏اى است که در فلاتى پرت، افتاده است، و همچنین است سومى تا آنکه به هفتمى مى‏رسد، سپس این آیه را تلاوت فرمود: ... خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَ‏ « سوره طلاق/ آیه 12»،

«هفت آسمان و همانند آنها هفت زمین آفرید»

 و این هفت زمین با آنچه در آنهاست و آنچه بر آنهاست بر پشت خروس همچون حلقه‏اى است که در دشتى پرت افتاده است. این خروس دو بال دارد که یک بال در مشرق و بال دیگرش در مغرب است و دو پاى آن خروس در آن سوى مرزهاى هستى، و این هفت زمین و آن خروس و هر که در آن و بر آن است بر روى صخره همچون حلقه‏اى است در دشتى پهناور و پرت، و آن صخره با هر که در آن و بر آن است بر پشت ماهى چون حلقه‏اى است که در دشت پهناور و پرتى افتاده باشد، و این هفت زمین و این خروس و این صخره و این ماهى با هر که در آن و بر آن است در دریاى تاریک چون حلقه‏اى است در بیابانى پرت، و این هفت زمین و این خروس و این صخره و این ماهى و این دریاى تاریک در هواى روان چون حلقه‏اى است در دشتى پرت سپس این آیه را تلاوت فرمود: لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى‏ « سوره طه/ آیه 6»،

«آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست»

و آگاهى بشر در همین طبقه ثرى به پایان مى‏رسد، و این هفت زمین و این خروس و این صخره و این ماهى و این دریاى تاریک و این هوا و این ثرى با هر آنکه در آن و بر آن است همه در برابر آسمان نخست چون حلقه‏اى است در بیابانى پرت، و این همه با آسمان نزدیک و با هر که بر آن و در آن است نزد آنکه بر فراز آن است چون حلقه‏اى است در دشتى پرت، و این دو آسمان‏ و هر که در آن و بر آن است نزد آنکه بر فراز آنهاست چون حلقه‏اى است در بیابانى پهناور و پرت، و این هر سه با هر آنکه در آن و بر آن است نزد چهارمین چون حلقه‏اى است در دشتى پهناور و پرت، تا برسد به آسمان هفتم، و همه آنها و هر که در آن و بر آن است در برابر دریایى که از اهل زمین نهفته است چون حلقه‏اى است در دشتى پهناور و پرت، و این هفت آسمان و آن دریایى نهان در برابر کوههاى تگرگ همچون حلقه‏اى است در دشتى پرت.

سپس این آیه را تلاوت فرمود: .. وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِیها مِنْ بَرَدٍ ... « سوره نور/ آیه 43»،

«و [خداست که‏] از آسمان از کوههایى [از ابر یخ زده‏] که در آنجاست تگرگى فرو مى‏ریزد»

 و این هفت آسمان و آن دریاى نهان و کوههاى تگرگ در برابر هوایى که دلها در آن سرگردانند همچون حلقه‏اى است در بیابانى پهناور و پرت، و این هفت آسمان و دریاى نهان و کوههاى تگرگ و هوا در برابر پرده‏هاى نور همچون حلقه‏اى است در دشتى پهناور و پرت، و این هفت آسمان و دریاى نهان و کوههاى تگرگ و هوا و پرده‏هاى نور در برابر کرسى همچون حلقه‏اى است در بیابانى پهناور و پرت، و سپس این آیه را تلاوت فرمود:

... وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ‏ « سوره بقره/ آیه 255»،

«کرسى او آسمانها و زمین را در برگرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست و اوست والاى بزرگ»

 و این هفت آسمان و دریاى نهان و کوههاى تگرگ و پرده‏هاى نور و کرسى در برابر عرش همچون حلقه‏اى است در دشتى پهناور و پرت، و سپس این آیه را تلاوت فرمود: الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏ « سوره طه/ آیه 5».

«خداى رحمان که بر عرش استیلا یافته است»

 و در روایت حسن، پرده‏ها پیش از هوایى است که دلها در آن سرگردانند.

بهشت کافى / ترجمه روضه کافى، ص: 196 -  199