هفتصد فرسخ راه و هفت کلمه حکمت
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: هفتصد فرسخ راه و هفت کلمه حکمت

مردى هفتصد فرسخ دنبال حکیمى رفت تا آنکه هفت کلمه حکمت از او آموخت‏

مردى حکیمى را هفتصد فرسخ بجهت آموختن هفت چیز و باو گفت که من دنبال ترا گرفته‏ام که بیاموزى بعضى از چیزها را که خدا ترا دانا کرده پس پرسید از او که مرا خبر ده که چه چیز است از آسمان سنگین‏تر است چیست که زمین وسیع‏تر و پهن‏تر است چیست که غنى‏تر از دریا است چیست که سخت‏تر از سنگ است چیست که گرم‏تر از آتش است چیست که سردتر از برف است چیست که از یتیم ضعیف‏تر است حکیم جواب گفت 1 بهتان بر بیگناه سنگین‏تر از آسمانست 2 حق از زمین وسیعتر است 3 دل آدم قانع از دریا غنى‏تر است 4 دل کافر از سنگ سختر است 5 سینه آدم حریص از آتش گرم‏تر است 6 دل کسى که اعتماد بخدا دارد از برف خنکتر است 7 سخن چین از یتیم ضعیف‏تر و بیچاره‏تر است مترجم گوید که بیان بیچارگى سخن چین را شیخ سعدى در نظم آورده و گفتند

میان دو کس جنگ چون آتش است‏

 

سخن چین بدبخت هیزم کش است‏

کنند این و آن خوش دگر باره دل‏

 

وى اندر میان کور بخت و خجل‏

     

 

میان دو تن آتش افروختن‏

 

نه عقلست خود را در او سوختن‏

     

 

                                  نزهة النواظر / ترجمه معدن الجواهر، ص: 83