مزد رسالت پیامبر اکرم ( ص )
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مزد رسالت پیامبر اکرم ( ص )

شیخ مفید علیه الرحمه فرموده است: قول باینکه خداى تعالى مزد پیغمبرى و نبوت پیغمبر خود را مودت و دوستى اهل بیت و خانواده آن حضرت قرار داده ناصحیح میباشد و همچنین صحیح نیست که گفته شود قرار داده خداوند مودت اقرباى پیغمبر را از مزد آن حضرت «یعنى نه خدا براى پیغمبر این کار را مزد قرار داده و نه خود پیغمبر براى خود مزدى مقرر فرموده و آن مزد مودت ذوى اقرباى آن حضرت باشد» بجهت اینکه اجر و مزد پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله در تقرب بسوى خداوند همان ثواب و پاداش دائم و همیشگى است و آن حضرت آن را از خداوند مستحق است در عدل وجود و کرم خود و کسى که مستحق ثواب است براى عملى، نمیتواند که مزد آن متعلق بر عباد باشد «یعنى اگر کسى عملى را براى خدا کرده باشد نمیتواند که مزد خود را از مردم بخواهد» زیرا که واجب است عمل خالصا براى خداوند متعال باشد و بس آنچه از اعمال که براى خداوند بجا آورده مى‏شود مزد آن اعمال نیز بر خداوند است نه بر دیگران با اینکه خداوند تعالى میفرماید قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ (سوره شورى آیه 23) و در جاى دیگر فرموده، إِنْ أَجرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ‏ «سوره هود آیه 29» یعنى مزد من بر خدا است و بس و در موضع دیگر فرموده: إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی‏ «سوره هود آیه 51» یعنى مزد من بر کسى نیست مگر بر آن کسى که مرا آفریده است، و اگر اجر و مزد پیغمبر چنان باشد که شیخ ابو جعفر گمان کرده در معنى این آیه «که مزد پیغمبرى پیغمبر را مردم باید بدهند و آن دوست داشتن ذوى القرباى آن حضرت است» هر آینه در قرآن تناقض میشد و بیان تناقض چنان است که تقدیر در آیه چنین مى‏شود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً بل أسألکم علیه أجرا و آن آیه دیگر چنین مى‏شود: إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ‏ بل اجرى على اللَّه و على غیره و این محال است و صحیح نیست که قرآن بر آن حمل شود اگر گوینده سؤال کند پس معنى قول خداوند تعالى که فرموده: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ چیست؟ آیا از این آیه چنین استفاده نمیشود که پیغمبر مودة ذوى القربى خود را از مردم درخواست کرده براى مزد اداء رسالت و پیغمبرى خود؟! در جواب گفته مى‏شود امر چنین نیست که تو گمان کرده از جهت آنکه پیش از این ما ذکر کردیم از جهت عقل و قرآن بلکه مى‏گوئیم استثناء در این جمله استثناى متصل نیست بلکه استثناى مفصل است و معناى آن چنین مى‏شود که: بگو اى محمد (ص) که براى اداى رسالت از شما مزد نمى‏خواهم و لکن من شما را ملزم میکنم بمودت ذوى القربى و این مودت و دوستى ذوى القربى خود را از شما میطلبم پس در این وقت قول خداوند تعالى که فرموده: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً، کلامى است تمام و معنى آن استیفاء شده است حقیقتا و قول خداوند که فرموده: إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ کلامى است مبتداء و فائده آن چنین است: و لیکن مودت و دوستى اقرباى خود را از شما سؤال میکنم و میطلبم و این معنى در آیه مثل قول حق تعالى است که فرموده: فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ‏ (سوره حجر آیه 30 و 31) و معنى این آیه چنین مى‏شود و لکن ابلیس سجده نکرد این استثناى از جمله نیست و دیگر مانند قول حقتعالى که فرموده: فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعالَمِینَ‏ (سوره شعرا آیه 77) و معناى آن چنین است و لکن رب العالمین با من دشمن نیست. شاعر گفته است.

و بلدة لیس بها انیس‏

 

الا الیعافیر و الا العیس‏

     

یعنى بسا شهرى که نیست در آن شهر انس‏گیرنده مگر گوساله گاوهاى وحشى و مگر شتران سفید مایل بسرخى، و در این شعر شاعر و بلدة لیس بها انیس کلام تمام است و معنا کاملا استیفاء شده ولى قول دیگرش که گفته الا الیعافیر کلامى است ابتدائى و معناى آن چنین مى‏شود: لکن یعفورها و عیسها در آنجا هستند و این معنا بسیار واضح است و هر کسى که بهره از زبان عرب را بشناسد این کلام بر او مخفى نیست و این امر در نزد اهل لغت از کثرت اشتهار احتیاج باستشهاد ندارد- (این قسمت از کلام شیخ مفید را حقیر سید محمود موسوى زرندى مصحح این کتاب ترجمه کرده است).

ترجمه الاعتقادات، متن، ص: 137