زیارت نادره‏
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: زیارت نادره‏

 ****  محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حمیرى، از پدرش، از على بن محمّد بن سلیمان، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد البصرى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام مى‏گوید: حضرت به من فرمودند:

بدرستى که نزد شما است یا فرمودند: بدرستى که در نزدیکى شما است‏

فضیلتى که به احدى مثل آن اعطاء نشده و گمان نمى‏کنم که به حقیقت آن پى برده باشید، شما نگهدار آن نبوده و بر آن قیام نمى‏کنید براى آن افراد خاصّى بوده که اهلش هستند و این فضیلت به آنها اعطاء شده بدون اینکه از ایشان حرکت و فعالیتى سرزده باشد بلکه صرفا از ناحیه حق تعالى ایشان مورد رحمت و رأفت قرار گرفته و این عطیّه الهى به آنها عنایت شده است.

عرض کردم: فدایت شوم این فضیلتى که توصیف فرموده و نامش را نبردید چیست؟

حضرت فرمودند:

زیارت جدّم حسین بن على علیهما السّلام، چه آنکه او در سرزمین دور دست غریب مى‏باشد هر کس به زیارتش رود بر او مى‏گرید و اندوهگین مى‏شود و آن کس که بر سر مزارش حاضر نشود مى‏سوزد و آن کس که به پائین پاى آن حضرت به قبر فرزندش بنگرد و ملاحظه کند که در آن زمین فلات دفن شده است بر آن حضرت ترحّم مى‏کند، نه خویشى در نزدیکى آن جناب بوده و نه اقربایش آن جا مى‏باشند، او را از حقّ مسلّمش منع نموده و اهل ظلم و ستم و گروه مرتد با هم توافق کرده و بر علیه آن حضرت قیام کرده تا جایى که او را کشته و بدن مبارکش را در آن بیابان انداخته و در معرض درندگان گذاردند، از نوشیدن آب فرات که سگ‏ها از آن مى‏آشامیدند او را منع کردند و بدین ترتیب حق رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را ضایع نموده و عمل به وصیّت و سفارشى که آن وجود مبارک راجع به حضرتش به سایر افراد اهل بیتش نموده بود را ترک نمودند، عصر آن روزى که حضرت شهید شدند در حالى که ستمها به آن جناب شده بود در بین اقرباء و پیروانش در گودال روى خاک‏ها افتاده بودند، اهل بیتش در آن بیابان تنها و دور از جدّ و منزل و کاشانه‏شان به حالتى غمگین و اندوه بودند، این آزمایش براى احدى اتفاق نمى‏افتد مگر آنان که خداوند امتحانشان کرده و قلبى مالامال از ایمان داشته و به حقّ ما عارف و آگاه مى‏باشند.

محضرش عرض کردم: فدایت شوم قبلا من به زیارت آن حضرت مى‏رفتم تا وقتى که مبتلا به سلطان شده و من را مستحفظ اموالشان قرار دادند و چون من نزد ایشان مشهور و معروف بودم از این رو زیارت آن جناب را تقیّه ترک کردم در حالى که به ثواب و اجر زیارت آن حضرت کاملا واقف و آگاه هستم.

حضرت فرمودند:

آیا فضل و برترى کسى که به زیارت آن حضرت رود را مى‏دانى؟ و آیا خیر عظیم و جزیلى که براى او نزد ما هست را آگاهى؟

عرضه داشتم: خیر.

حضرت فرمودند:

امّا فضل او: تمام فرشتگان آسمان به او مباهات مى‏کنند.

و امّا خیر عظیمى که براى او نزد ما است: هر صبح و شام بر او رحمت مى‏شود.

سپس مصنّف کتاب رحمة اللَّه مى‏فرماید:

پدرم برایم نقل نمود که از زمان شهادت آن حضرت آن مکان یک آن از نمازگزار خالى نمانده بلکه از آن تاریخ تا حال یا فرشتگان و یا جنّ و یا انس و یا وحوش در آن مکان مقدّس به عبادت و نماز اشتغال داشته‏اند، و هیچ موجودى نیست مگر آنکه به حال زائر آن حضرت غبطه مى‏خورد و او را مسح کرده و به او نظر کرده و در این نظر امید خیر دارد زیرا شخصى که وى به او نگریسته به قبر آن حضرت نظر افکنده است.

سپس حضرت فرمودند:

خبر به من داده‏اند که از نواحى کوفه گروهى از غیر اهل کوفه و زمانى به زیارتش رفته و بر آن حضرت ندبه و زارى نموده‏اند و این زیارت در نیمه شعبان صورت گرفته، از این گروه بعضى به قرائت قرآن مشغول بوده و برخى قضایا و حوادث واقعه کربلاء را براى دیگران بازگو کرده و جماعتى به ندبه و زارى‏

سرگم شده و پاره‏اى به خواندن مراثى مبادرت نموده‏اند.

عرض کردم: بلى فدایت شوم من شاهد برخى از این توصیفاتى که مى‏فرمائید بوده‏ام.

حضرت فرمودند:

حمد و سپاس خدائى را که در میان مردم کسانى را گذارده که بطرف ما کوچ و سفر کرده و مدح و مراثى ما را مى‏گویند و در مقابل دشمن ما را کسانى قرار داده که از اقرباء ما بوده و آن گروه اوّل را مورد طعن قرار مى‏دهند ولى دیگران ایشان را هلاک کرده و کار و عملشان را تقبیح مى‏نمایند.

کامل الزیارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 976 - 981