مکاشفه و شهود قلبى یعنى چه؟
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مکاشفه و شهود قلبى یعنى چه؟ ،موجودات جهان بر دو دسته‏اند: ،«شهود باطن»

 

یکى از منابع معرفت مسأله «شهود قلبى و مکاشفه» است.

قبل از هر چیز لازم است تعریفى براى این منبع که براى بسیارى ناشناخته است بشود، تا هم تفاوت آن با مسأله «وحى» و «الهام» و «فطرت» و «ادراکات عقلى» روشن گردد، و هم ناآگاهان آن را به «پندارگرائى» حمل نکنند.

و از سوى دیگر راه براى سوء استفاده‏هائى که از این عنوان شده، و جمعى را بر این داشته که با دیده تردید و بدبینى به آن نگاه کنند ببندد.

اصولًا موجودات جهان بر دو دسته‏اند:

1- موجوداتى که با حس قابل درکند و آن را «عالم حس» مى‏نامند.

2- موجوداتى که از حس ما پنهانند و آن را «عالم غیب» مى‏نامند.

ولى گاه مى‏شود که انسان درک و دید تازه‏اى پیدا مى‏کند که مى‏تواند با دید خود به جهان غیب راه یابد و قسمتى از این جهان را (به مقدار توانائى و قدرت خویش) مشاهده کند، به تعبیر دیگرى پرده‏ها کنار مى‏رود، و بعضى از حقائق جهان غیب، بر او کشف مى‏گردد به همان روشنى که انسان با چشم خود محسوسات را مى‏بیند، بلکه به مراتب از آن روشنتر و اطمینان‏بخش‏تر.

این حالت را «مکاشفه» یا «شهود باطن» مى‏گویند.

این همان مطلبى است که در قرآن مجید در آیه 5 و 6 سوره تکاثر منعکس است‏ «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ: «اینگونه نیست که شما مى‏پندارید، اگر علم الیقین داشته باشید دوزخ را با چشم خود مى‏بینید»!و در مورد «مجرمان» و «مؤمنان» در منابع مختلف اسلامى وارد شده است که در آستانه مرگ حالت شهودى به آنها دست مى‏دهد، و فرشتگان‏ یا ارواح مقدس اولیاء خدا را مشاهده مى‏کنند در حالى که اطرافیان آنها از درک چنین مطلبى عاجزند.

این همان مطلبى است که در غزوه خندق براى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله دست داد و فرمود در میان جرقه‏اى که از اصابت کلنگ به قطعه سنگى برخاست، قصرهاى کسرى یا قیصر روم و یا کاخهاى ملوک یمن را دیدم‏ «1».

و همان است که در آن حدیث معروف در مورد «آمنه» مادر گرامى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله آمده است که در دوران حمل رسول خدا صلى الله علیه و آله گفت: «نورى را دیدم که از من خارج شد و قصرهاى سرزمین «بصرى» در شام را با آن مشاهده کردم» اینها نه وحى است، و نه الهام قلبى، بلکه نوعى مشاهده و درک و دید است که با مشاهده حسى فرق بسیار دارد.

این همان است که آن سخن سنج معروف مى‏گوید: «گر تو را چشمى از غیب بازشود، ذرات این جهان با تو همراز مى‏گردد، آنگاه است که نطق آب و گل را مى‏شنوى، و با شنیدن غلغله تسبیح موجودات جهان وسوسه تأویلها از تو زدوده مى‏شود، گوش نامحرمان این حقائق را نمى‏شنوند اما انسانى که محرم راز گردد لایق شنیدن این آوازها و رازها است» «2»

بنابراین «کشف و شهود» را در یک عبارت کوتاه چنین مى‏توان تعریف کرد: راه یافتن به عالم ما وراء حس، و مشاهده حقائق آن عالم با چشم درون، درست مانند مشاهده حسى، بلکه قویتر، یا شنیدن آن زمزمه‏ها با گوش جان‏

البته نه هرکس چنین ادعائى را کند مى‏توان از او پذیرفت، و نه به سخنان هر مدعى مى‏توان گوش فرا داد، ولى به هر حال سخن از اصل وجود چنین منبع معرفتى است‏ «3»، و بعد در چگونگى وصول آن و سپس طرق شناختن مدعیان راستین از دروغین.

______________________________
(1)- «کامل ابن اثیر» جلد 2 صفحه 179.

(2)- تلخیص از اشعار معروف.

(3)- تفسیر پیام قرآن 1/ 252

یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 649