فلسفه بعثت پیامبران (نبوّت عامّه) در نهج البلاغه
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: فلسفه بعثت پیامبران (نبوّت عامّه) در نهج البلاغه

 

خدا پیمان وحى را از پیامبران گرفت (1759- 1748) تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه که در عصر جاهلیت‏ها بیشتر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روى آوردند (1777- 1760)، و شیطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا کرد (1786- 1778)، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چندگاه، متناسب با خواسته‏هاى انسان‏ها، رسولان خود را پى در پى اعزام کرد (1793- 1787) تا وفادارى به پیمان فطرت‏ «1» را از آنان باز جویند و نعمت‏هاى فراموش شده را به یاد آورند (1800- 1794) و با ابلاغ احکام الهى، حجّت خدا را بر آنها تمام نمایند (1804- 1801) و توانمندى‏هاى پنهان شده عقل‏ها را آشکار سازند (1809- 1805) و نشانه‏هاى قدرت خدا را معرّفى کنند (1813- 1810)، مانند:

سقف بلند پایه آسمان‏ها بر فراز انسان‏ها، گاهواره گسترده زمین در زیر پاى آنها، و وسائل و عوامل حیات و زندگى، و راه‏هاى مرگ و مردن (1827- 1814)، و مشکلات و رنج‏هاى پیر کننده، و حوادث پى در پى، که همواره بر سر راه آدمیان است. (1834- 1828) خداوند هرگز انسان‏ها را بدون پیامبر، یا کتابى آسمانى، یا برهانى قاطع، یا راهى استوار، رها نساخته است (1852- 1835)، پیامبرانى که با اندک بودن یاران، و فراوانى انکار کنندگان، هرگز در انجام وظیفه خود کوتاهى نکردند. (1863- 1853) بعضى از پیامبران، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخى دیگر را پیامبران گذشته معرّفى کردند. (1874- 1864) بدین گونه قرن‏ها پدید آمد، و روزگاران سپرى شد (1881- 1875)، پدران رفتند و فرزندان جاى آنها را گرفتند. (1887- 1882)

نهج البلاغة / ترجمه دشتى ؛ ؛ ص39