الگوگیری یکی از مهمترین پیامهای عاشورا
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: الگوگیری یکی از مهمترین پیامهای عاشورا

انسانها بیش از حرفها و نوشتهها، از اشخاص و عملکردها الگو میگیرند. تأثیرگذاری یک حادثه یا الگوی رفتاری بر اندیشهها و عملهای مردم، بیشتر از گفتار است. از این رو در قرآن کریم، کسانی به عنوان «اسوه» معرفی شدهاند تا مردم در ایمان و عمل از آنان سرمشق بگیرند. حادثههای هم که از پیشینیان در قرآن آمده است، بویژه بخشهایی که به نیکیها، ایمانها، صبرها، مجاهدتها و اطاعتها و ایثارهای فرزانگان اشاره شده، همه برای معرفی الگوست.

تاریخ اسلام و شخصیّتهای برجستة اسلامی نیز برای مسلمانان در همة دورهها الگو بوده است و تعالیم دین ما و اولیاء مکتب نیز توصیه کردهاند که از نمونههای متعالی و برجسته در زمینههای اخلاق و کمال، سرمشق بگیریم.

در میان حوادث تاریخ، «عاشورا» و «شهدای کربلا» از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه صحنة این حماسه ماندگار و تکتک حماسهآفرینان عاشورا، الگوی انسانهای حقطلب و ظلمستیز بوده و خواهد بود، همچنان که «اهلبیت» بصورت عامتر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در کمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشقاند. از خواستههای ماست که حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ».[1]

 امام حسین ـ علیه السّلام ـ حرکت خویش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، برای مردم دیگر سرمشق میداند و میفرماید: «فَلَکُمْ فیَّ اُسوَةٌ»[2]

نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبیا و مبارزات حقجویان تاریخ و در همان راستاست. استشهادی که امام حسین ـ علیه السّلام ـ به کار پیشینیان میکند، نشاندهندة این الگوگیری است. هنگامی که میخواست از مدینه خارج شود، این آیه[3] را میخواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»،[4] که اشاره به خروج خائفانة حضرت موسی از شهر و گریز از سلطة طاغوتیِ فرعون و ظلم اوست و نشان میدهد که آن اقدام موسای کلیم، میتواند الگو به حساب آید که حضرت، آیهمربوط به او را خواند.

قبل از حرکت نیز در وصیتنامهای که به برادرش محمد حنفیّه نوشت و مبنا و هدف و انگیزة خروج را بیان کرد، از جمله تکیة آن حضرت بر عمل به سیره جدّ و پدرش و پیمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سیر معرفی کرد: «وَ اَسیرَ بِسیرَةِ جَدّی و اَبی عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ»[5] و سیرة پیامبر و علی ـ علیه السّلام ـ را الگوی خویش در این مبارزه با ظلم و منکر دانست. این شیوه، تضمینی بر درستی راه و انتخاب است که انسان مبارز، از اولیائ دین و معصومین الگو بگیرد و برای کار خود حجّت شرعی داشته باشد. در سخنی دیگر، آن حضرت فرموده است: «وَلی وَ لَهُمْ و لِکُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَةٌ»[6] و پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ را اسوة خود و هر مسلمان دیگر قلمداد کرده است.  پیامبر اکرم، دو فرزندش امام حسن و امام حسین ـ علیهم السّلام ـ را «امام» معرفی کرده است، چه قیام کنند، چه بنشینند: «اِبْنایَ هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا».[7] پس از قیام عاشورا نیز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسین ـ علیه السّلام ـ بود و عمل آن حضرت برای امّت میتوانست سرمشق و سرخط باشد و مبنای مشارکت پیروان امامت در مبارزه با حکومت یزیدی باشد، مبارزهای که ریشه در جهاد همة پیامبران ربّانی و همة جهادهای مقدّس مسلمانان صدر اسلام در رکاب حضرت رسالت داشت.

در زیارت مسلم بن عقیل، میخوانیم که: گواهی میدهم که تو بر همان راهی رفتی که مجاهدانِ بدر، در راه خدا رفتند و با دشمنان خدا پیکار کردند.[8] این جمله نشان میدهد که «شهدای بدر» به عنوان الگویند و شهیدان نهضت امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز در تأسی به آنان در خون خویش غلتیدهاند.

در زیارت شهدای کربلا میخوانیم: سلام بر شما ربّانیان، شما برای ما پیشتاز و پیشاهنگ هستید و ما هم پیرو و یاور شماییم: «اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ وَ اَنْصارٌ».[9]  همخطی و همسویی جهاد رزمندگان با اسوههای خداپسند که از سوی مکتب، معرّفی شده است، به آن جهاد، مشروعیّت و قداست میبخشد.  چون عاشورا «الگو» بود، هم کسانی که به هر دلیلی در آن شرکت نکردند، بعدها حسرت و افسوس میخوردند، و هم کوتاهی کنندگان نسبت به یاری امام، جزو توّابین شدند و در فکر جبران گذشته برآمدند. این حاکی از شاخص بودن حرکت امام است.

در تاریخ اسلام نیز، بسیاری از قیامهای ضد ستم و نهضتهای آزادیبخش، با الهام از حرکت عزّتآفرین عاشورا شکل گرفت و به ثمر رسید. حتّی مبارزات اسقلالطلبانة هند به رهبری مهاتما گاندی، ثمرة این الگوگیری بود؛ همچنانکه خود گاندی گفته است:  من زندگی امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجّه کافی به صفحات کربلا نمودهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین ـ علیه السّلام ـ پیروی کند».[10]  قائد اعظم پاکستان، محمدعلی جناح نیز گفته است:

 

«هیچ نمونهای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین ـ علیه السّلام ـ از لحاظ فداکاری و تهوّر نشان داد، در عالم پیدا نمیشود. به عقیدة من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد، پیروی نمایند.»[11]  عاشورا، هم این پیام را میدهد که باید از این «الگو» که در زمینههایی همچون: شجاعت، ایثار، اخلاص، مقاومت، بصیرت، ظلمستیزی، دشمنشناسی، فداکاری، اطاعت از پیشوا، عشق به شهادت و زندگی ابدی، سرمشق است، پیروی کرد، هم ماهیّت خود نهضت عاشورا، الهام گرفته از سیرة اولیاء خدا و عمل پیامبر و علی ـ علیه السّلام ـ است، هم به شهادت تاریخ، خود این حادثه الگوی مبارزات حقطلبانه بوده است.

بارزترین نمونة آن، انقلاب اسلامی ایران بود که درسها و الگوهای عاشورا، قویترین دستمایة جهاد مردم بر ضدّ طاغوت و دفاع رزمندگان در جبهة نبرد هشت ساله به شمار میرفت. نبرد و شهادت مظلومانه برای رسوا ساختن ظالم، عمل به تکلیف در شدیدترین حالاتِ تنهایی و بییاوری، رها نکردن هدف حتّی با کمبود نفرات و شهادت یاران، همه و همه از ثمرات الگوگیری از عاشورا بود.

امام امّت، در اسوه بودن عاشورا برای نهضت پانزده خرداد میفرماید:

 

«ملّت عظیمالشأن، در سالروز شوم این فاجعة انفجارآمیزی که مصادف با پانزده خرداد 42 بود، با الهام از عاشورا آن قیام کوبنده را به بار آورد. اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود، معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع میشد. واقعة عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 42 و از آن تا قیام عالمی بقیة الله اروحنا لمقدمه الفداء در هر مقطع انقلابساز است.»[12 از عاشورا، حتی در زمینة تاکتیکها و کیفیّت مبارزه و سازماندهی نیروها و خط مشی مبارزه و بسیاری از موضوعات دیگر هم میتوان الهام گرفت. در این زمینه هم رهنمود امام خمینی (ره) چنین است:

حضرت سیدالشهداء ـ علیه السّلام ـ از کار خودش به ما تعلیم کرد که در میدان وضع باید چه جور باشد و در خارجِ میدان وضع چه جور باشد و باید آنهایی که اهل مبارزة مسلّحانه هستند چه جور مبارزه کنند و باید آنهایی که در پشت جبهه هستند چطور تبلیغ کنند. کیفیّت مبارزه را، کیفیّت اینکه مبارزه بین یک جمعیت کم با جمعیت زیاد باید چطور باشد، کیفیّت اینکه قیام در مقابل یک حکومت قلدری که همه جا را در دست دارد با یک عدّة معدود باید چطور باشد، اینها چیزهایی است که حضرت سیدالشهدا به ملّت ما آموخته است...»[13]  سزاوار است که نهضت عاشورا از ابعاد مختلف، مورد بازنگری دقیق قرار گیرد و شیوههای مبارزه، خطوط اصلی تبلیغ، عوامل ماندگاری یک حرکت انقلابی و ثمربخشی آن در طول سالیان متمادی، و درسهایی که برای به حرکت درآوردن ملّتهای خفته و خمود در آن نهفته است، تبیین گردد و عاشورا به یک «مکتب» و «دانشگاه» تبدیل گردد.

                                                                  نرم افزار کعبه دلها

 

 ( 1 ) مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا، ص 457.

 

[2] . موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 361.

 

[3] . قصص، آیة 21.

 

[4] . اعیان الشیعه، ج 1، ص 588.

 

[5] . بحارالانوار، ج 44، ص 329.

 

[6] . وقعة الطّف، ص 201.

 

[7] . ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 30.

 

[8] . مفاتیح الجنان، زیارت مسلم بن عقیل، ص 402.

 

[9] . التهذیب، شیخ طوسی، ج 6، ص 76.

 

[10] . فرهنگ عاشورا، ص 279.

 

[11] . فرهنگ عاشورا، ص 279.

 

[12] . صحیفة نور، ج 16، ص 219.

 

[13] . صحیفة نور، ج 17، ص 60.