از مهمترین پیام عاشورا عشق به خدا
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: از مهمترین پیام عاشورا عشق به خدا

از والاترین و زلالترین حالات جان آدمی، عشق به کمال مطلق و معبود حقیقی، خدای متعال است. پیشوایان الهی این عشق را در بالاترین درجهاش داشتند. نحوة حیات و شهادتشان نیز گویای آن است.

صاحبان چنین عشقهایی، برای خود، تعیّنی نمیبینند و پیوسته در انتظار لحظة رهایی از قفس تن و زندان خاک و پیوستن به خداوندند. چنین عشقی «فنای فی الله» را هم در پی دارد و این فنا و جذبه، سبب میشود که جز ذاتِ احدی و جز رضای خالق، چیزی را به حساب نیاورد و از هرچه که مانع این وصال گردد، بگذرد. گذشتن از همه چیز برای خدا، یکی از جلوههای همین عشق عرفانی به خداست. فدا کردن جسم برای تعالی جان جلوة دیگر آن است.

اگر از آن حضرت، این شعر نقل شده است که:

تَرَکْتُ الْخَلْقَ طُرّاً فی هَواکا

وَ اَیْتَمْتَ العِیالَ لِکَیْ اَراکا

در همین معناست. مقام سلم و رضا نیز ثمرة همین عشق و مجذوبیّت نسبت به آن یگانه محبوب است. برافروختهتر شدن چهرة امام حسین ـ علیه السّلام ـ هرچه که به لحظة شهادت نزدیک میشد. نشانة دیگری از این عشق برین است. یاران آن حضرت نیز شوق دیدار خدا و جنّت را در دل داشتند که آنگونه بیصبرانه چشم به راه عروس شهادت بودند.

یکی از شاعران بلندپایه، که به حادثة عاشورای حسینی از زاویة عرفانی و عشق به خدا نگاه کرده است، «عمّان سامانی» است. دیوانِ «گنجینة الاسرار» او با همین تحلیل به حماسة حسینی نظر دارد.

عمّان، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ را سرمست از شراب شوق و عشق الهی میبیند و پیاپی جام محبّت و بلای بیشتری میخواهد. او را موجی برخاسته از دریا میداند که محو حقیقت خداست و میخواهد به همان دریا بپیوندد و در این راه، از هرچه جز «او»ست دست میشوید و «خود» را قربانی میکند و در دیدار با علیّاکبر که عازم میدان است، بر این «تعیّن والا» هم غلبه میکند و حال که هیچ پردهای از تعیّن و سدّراهی جز او باقی نمانده است، اجتهادی بیش از اندازه دارد «کان یکی را نیز بردارد ز پیش» و بیحجاب، با خدا رو به رو گردد و در جدالِ عقل و عشق، سپاه عشق را غالب میسازد و در وداع آخرین با خواهرش زینب، وقتی با آن «زنِ مرد آفرین روزگار» مواجه میشود، از او میخواهد که حجاب وصل نشود:

همچو جان خود در آغوشش کشید

این سخن آهسته در گوشش کشید:

کای عنان گیر من، آیا زینبی؟

 یا که آه دردمندان شبی؟

پیش پای شوق، زنجیری مکن

راه عشق است این، عنانگیری مکن[1]

و سراسر عاشورا و صحنههای رزم فرزندان و یاران، جلوهای از این جذبة معنوی و عشق برین است و شهادت یاران و عزیزان، هر کدام «هدیه‌»‌ای به درگاه دوست است، تا رضای او تأمین شود و به بزم قرب، بار دهد.

این مشرب عرفانی و عشق به خدا در جبهههای دفاع مقدّس در ایران نیز تجلّی داشت و رزمندگان عارف و صاحبدل، ره صد ساله را یک شبه میرفتند و به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) که شهادت را در ذائقة اولیای الهی شیرینتر از عسل میدانست و معتقد بود که از این شراب طهور معرفت و عشق، «جوانان در جبههها جرعهای از آن را نوشیده و به وجد آمدهاند»[2] و شهدا را سبکبالان عاشق شهادت میدانست که «بر توسن شرف و عزّت به معراج خون تاختهاند و در پیشگاه عظمت حق و مقام جمع الجمع، به شهود وحضور رسیدهاند.»[3] و در مورد توصیف ناپذیری جذبههای روحانی بسیجیان عاشق شهادت با قلم و بیان میفرمود:  لکن آن بُعد الهی عرفانی و آن جلوة معنوی ربّانی که جانها را به سوی خود پرواز میدهد و آن قلبهای ذوب شده در تجلّیات الهی را با چه قلم و چه هنر و بیانی میتوان ترسیم کرد؟ [4]

                                                                  نرم افزار کعبه دلها

 

 ( 1 ) گنجینة الاسرار، عمّان سامانی، ص 62 (چاپ دوم، نشاط اصفهانی، 1372).

 

[2] . صحیفة نور، ج 21، ص 203.

 

[3] . همان، ج 20، ص 59.

 

[4] . صحیفة نور، ج 18، ص 230.