جن چیست؟ و وجود زعفرجنی و اعلام آمادگی برای یاری امام حسین در کربلا ....
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: جن چیست؟ ،وجود زعفرجنی و اعلام آمادگی برای یاری امام حسین در

پاسخ:

بر اساس نص قرآن کریم و روایات بسیار متواتر و معتبر جن یکی از موجودات هستی است که مستعد ترقی و رشد است.(1)
درباره محل زندگی آنها نیز باید بدانیم که آنها برای زندگی جای چندان مشخص و معینی را ندارند و مانند اقوام و قبایل بشر آنها نیز تیره و قبیله و عشیره دارند و از نظر اعتقادی هم طبق فرمایش علامه طباطبایی آنها یا کافرند و منکر خدا و یا شیعه هستند و در بین آنهاسنی مذهب یافت نمی‌شود،‌ چون عده ای از آنها که در واقعه ی غدیر حاضر بودند هنوز هم هستند .زیرا از آنجا که عمر آنها بسیار طولانی است، شاهدین از مسلمانان جن ماجرای غدیر را به تمام نسلهای بعد از خود منتقل نموده و آنها را آگاه کرده‌اند.(2)
مرحوم آیت الله صائینی زنجانی می‌فرمودند: آنها از لحاظ تمدن خیلی عقب مانده هستند و هیچ پیشرفت تمدنی ندارند، زندگی بسیار ساده و ابتدایی دارند و از ابزار بشر هراسناک هستند و چندان در محل زندگی انسان‌ها حاضر نمی‌شوند، زندگی طایفه‌ای و قبیلگی دارند. در بخشهایی از اطراف شهرهای نجف و کربلا و در بیابانهای اطراف آن زندگی داشته‌اند، در جزایر دور دست یا در صخره‌ها و جنگلها زندگی می‌کنند و اصولاً در اماکنی سکنی می‌گزینند که دور از دسترس بشر و آزار آنها باشند و موجودات بسیارآسیب پذیری می باشند.(3)
امّا علت نامرئی بودن آنها به ماهیت جسمی و خلقت آنها مربوط است، ‌چنان که مرحوم علامه طباطبائی فرموده‌اند، جنها می‌توانند به خاطر لطافت جسمی کوچک شوندو انبساط و انقباض داشته باشند، به قدری کوچک شوند که توان عبور از شیارهای ظریف را داشته باشند و به قدری بزرگ شوند که با چشم قابل رؤیت باشند.(4) و می توانند به اشکال مختلفی درآیند، چنان که در ارشاد وگزارش شیخ مفید نمونه ی آن را داریم. (5)
در قرآن نیز آمده که جنها در تسخیر حضرت سلیمان بودند.(6) و از نظر سرعت عمل نیز بسیار سریع العمل هستند، چنان که در سوره نمل و سوره‌های دیگر این حقیقت منعکس شده است.(7)
امّا درباره تقلید آنها از مجتهدین و دسترسی آنها به امام معصوم باید بگوییم که آنها از لحاظ شرایع به انبیای بشری تابع بوده‌اند و این تبعیت بر اساس قرآن و روایت به بهترین شکل به اثبات رسیده، و بعد از پیامبر اکرم نیز تابع ائمه بوده‌اند (برطبق قضایایی که درباره امام علی و سایر ائمه در روایات معتبر آمده است و نمونه آنها از شیخ مفید نقل شد)(8) بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در تقلید از مجتهدین نیز تابع بشرند و هر شرایطی که برای انسان از لحاظ دسترسی به احکام شرع و امام معصوم وجود دارد در محیط زندگی این موجودات نیز همین شرایط حاکم است، چون نامرئی بودن آنها و روشن نبودن هویت زندگی آنها هرگز نمی‌تواند دلیلی بر تقدم آنها به انسانها از لحاظ معنوی باشد، تا به وسیله‌ آنها فرضاً بتوانند به امام معصوم دسترسی داشته باشند لذا شرایط غیبت و استتار امام معصوم برای تمام موجودات دارای عقل و شعور یکسان است. بنابراین آنها نیز مثل انسان از مجتهدین تقلید می‌نمایند و به حضور علما- اگر چه خود علما از حضورشان مطلع نباشند- رسیده و از آنها استفاده می‌نمایند، چون از آن حیث هیچ محدودیت و منعی برای آنها وجود ندارد. چنان که در آیات قرآنی هست که آنها برای استماع کردن قرآن در محضر رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ حاضر می‌شدند و غیر از رسول خدا کسی متوجه حضور آنها نمی‌شد.(9) امّا علت تبعیت جنّ از بشر به خاطر این است که انسان اشرف مخلوقات است و خلیفة الله در زمین است و نظم و ترتیب عالم هستی بر این اساس است که سلسله مراتب بین موجودات حاکم باشد، بر اساس اراده و مشیت حضرت حق آفرینش از چنین ترتیبی برخوردار است که موجودی برتر از موجودات دیگر باشد، مثلاً تمام موجودات بر اساس قرآن در تسخیر بشر می باشد. الم تروا ان الله سخرلکم ما فی السموات و ما فی الارض(10).
بر اساس این آیه شریفه جن و تمام موجودات در خدمت بشرند، یعنی بشر برتر از آنهاست که خداوند همه آن چه در آسمانها و زمین است تحت اشراف و تسلط بشر قرار داده است.
اینکه زعفرجنی واقعیت دارد و یا برای یاری امام حسین ـ علیه السّلام ـ به کربلا آمده است یا نه، به نظر می‌رسد که در منابع معتبر از چنین اسمی یاد نشده است، امّا در برخی از منابع آمده است که وقتی امام از مدینه خارج می‌شد، گروهی از مسلمانان جنّ به حضورش رسیدند و عرض کردند: ما شیعیان تو و فرمانبردار تو هستیم، اجازه بفرما که همه دشمنان تو را به قتل برسانیم. امام در جواب آنها دعایشان کردند و فرمودند: آیا مگر این آیه از قران را که بر جدم رسول خدا نازل شده نخوانده‌اید: اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بُروجٍ مشیده(11).
فقط این روایت در مورد اعلام آمادگی جنیان برای یاری امام حسین در خروج از مدینه در منابع آمده است، نه در کربلا، چنان که در سؤال آمده و در بین عوام و شبیه خوانان شایع شده که زعفر جنی در کربلا به حضور امام رسید و استیذان نصرت نمود و امام اجازه نداد.
این جریان صحت تاریخی ندارد و بدون سند است. امّا استیذان جنّها در حین خروج از مدینه از راویان معتبری مثل شیخ مفید و علامه مجلسی نقل شده است.(12) و متن روایت چنان می‌نماید که کاملا قابل اعتبار است، امّا در این که در رأس این گروه جنیان چه کسی بوده است در اخبار مفید و مجلسی نیامده است. جنیان بنابر فرمایش امام علی ـ علیه السّلام ـ حاکمی دارند،(13) احتمال می‌رود که حاکم آنها در عصر امام حسین ـ علیه السّلام ـ زعفر بوده باشد و نام حاکم و پادشاه آنها زعفر باشد. و هیچ بعید نیست که حضورشان در کربلا برای مشاهده صحنه‌های نبرد صحت داشته باشد. چنان که عزاداری آنها برای سالار شهیدان و نوحه خوانی آنها در منابع معتبر آمده است.(14) بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آنها می‌توانستند شاهد جنگ بین سپاه امام و عمر سعد باشند و امام هم به آنها اجازه ی دخالت نداده است، امّا عزاداری آنها کاملاً مورد قبول عقل و مورد تأیید نقل می‌باشد. چون امام حسین ـ علیه السّلام ـ حجت خداوند بود و آنها او را می‌شناختند و مسلمانان جن مطیع آن حضرت بودند و چون صحنه‌ ی کربلا را احتمالاً دیده‌اند و از نزدیک شاهد مصائب اهل بیت بودند، لذا نوحه ی آنها از روضه‌خوانی‌های ما شیعیان جان سوزتر و به حقیقت نزدیک‌تر است.
در اخبار و حکایت‌ها شنیده می‌شود که آنها نیز در ماه محرم و صفر عزاداری کاملی برای امام حسین ـ علیه السّلام ـ برگزار می‌نمایند.

 


پاورقی:

1. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه المیزان، تفسیر مورد جن، تهران، امیر کبیر، 1370، چاپ چهارم، ج20، ص 15:1.
2. طباطبایی، پاسخ به پرسشها، ص 221.
3. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ج 60، ص 22 و 91 و 128، و ج 30، ص 147.
4. طباطبایی، پاسخ به پرسشها، ص 128. نگاهی به قبض و بسط تئوریک شریعت علامه تهرانی، ص 192.
5. مفید، الارشاد، قم، جامعه مدرسین چاپ اول، 1413، ج1، ص 349 ـ 350.
6. نمل:17 و 39. و نساء:12.
7. نمل:17 و 39. و نساء:12.
8. مفید، همان، ص349.
9. طباطبایی، المیزان، تفسیر سوره جن، امیر کبیر، چاپ چهارم، 1370، ج20، ص185 ـ 190.
10. لقمان:20. آیا نمی‌بینید که خداوند مسخر کرده است برای شما انسانهاو آن چه را که در آسمانها و زمین است.
11. نساء:78.
12. مجلسی، بحار الانوار، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 69، ج44، ص330.
13. مفید، همان، ج 1، ص350.
14. مجلسی، همان، ج45، ص235.