آیا ارتباط علی ـ علیه السّلام ـ با خضر نبی و شاهان جن واقعیت دارد؟
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

پاسخ:

علی ـ علیه السّلام ـ همان گونه که برای جوامع بشری شناخته شده است، برای گروهی از طایفة جن که مسلمان شده وبه پیامبرایمان آورده اند شناخته شده وامام است. چنان که شیخ مفید نقل کرده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ مأموریت داد تا با گروهی از کفار جن جنگ کند، و علی ـ علیه السّلام ـ با آنها در وادی وغر جنگ نموده و عده‌ای را مسلمان کرد.(1)
او بعد از رسول خدا برترین انسان هستی است، ازاینروی خضر ـ علیه السّلام ـ چنان که در منابع معتبر نقل شده است به حضور امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام رسیده است..(2)
بر اساس روایات متعدد خضر ـ علیه السّلام ـ یک بار در «مسجدالنبی» به حضور علی ـ علیه السّلام ـ رسیده و یک بار در «نخیله» که از امیر المؤمنین(ع) سؤالاتی از آینده دنیا پرسیده است و علی ـ علیه السّلام ـ از او از گذشته دنیا پرسیده است. یک بار هنگام ارتحال رسول خدا (ص) به اهل بیت تسلیت گفته است و در مسجد کوفه نیز خضر بارها به حضور علی رسیده و...(3)
شیخ مفیدو دیگران خبر آمدن حاکم جنّ را به حضور امیرالمؤمنین با سند معتبری چنین نوشته: همانگونه که و ولایت امیر المؤمنین برای مسلمانان ازطرف خدا بوده است، برای جنها نیز چنین ولایتی ثابت است.(4)
مرحوم شیخ مفید حضور حاکم جن در محضر امیر المؤمنین را یکی از واقعیات انکارناپذیر می‌شمارد و درباره کسانی که این خبر را منکر هستند، لفظ جاهل و نادان رابکار برده. چون بنابر نص قرآن جنها به پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ایمان آوردند. امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در بین آنها نماینده و وکیلی داشته است که به حضورش می‌رسیدند و درباره مشکلات خود سؤال می‌نمودند و آنها امیرمومنا ن علی ـ علیه السّلام ـ را دوست می‌دارند.(5)

 


پاورقی:

1. مفید، الارشاد، قم، جامعه مدرسین،چ اول، 1413، ج 1، ص 339. و علامه مجلسی، بحار الانوار، تهران، اسلامیه، چ سوم، 62، ج 39، ص 175.
2. مفید، امالی، قم، مدرسین، چ سوم، 1415، ص 92.
3. علامه مجلسی، بحار الانوار، تهران، اسلامیه، چ دوم، 1363، ج 39، ص 130 الی 135.
4. مفید، الارشاد، پیشین، ج 1، ص 349. و مجلسی، پیشین، ص 178.
5. ر.ک: مجلسی، بحار، پیشین، ص 249. و محمدحسین رخ شاد، در محضر علامه طباطبایی، پاسخ و پرسشها، قم، نهاوندی، 1380، ص 45.