برای خود شناسی چه اقدامات و کارهایی باید کرد؟
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

پاسخ:


مقدمه: قبل از شروع به بحث لازم است بگوییم که خودشناسی در انسان دارای ابعاد و مراتب مختلف است و معانی مختلفی دارد. این عنوان در اصل مربوط به شناخت حقیقت نفس انسانی است که در مباحث مربوط به معرفت نفس مورد بحث و مطالعه قرار می‌گیرد(خویشتن شناسی نوعی). در این جا مراد از خویشتن شناسی، شناخت انسان (خویشتن) از نظر صفات و استعدادها و ملکات اخلاقی (خویشتن شناسی اخلاقی) است. نوعی دیگر از خویشتن شناسی نیز وجود دارد که از آن به «خویشتن شناسی جنسیتی»(1) می‌توان تعبیر کرد. این بحث مربوط می شود به شناخت خود از نظراستعدادها و سرمایه های خاصی که در هر یک از دو جنس مرد و زن وجود دارد.

تعریف: خویشتن شناسی اخلاقی: یعنی شناختن صفات و استعدادهای مثبت و منفی خود به جهت اقدام به سازندگی برای رسیدن به تکامل انسانی.(2)
گام خودشناسی: قدم‌ اول در راه سازندگی شخصیت و ابعاد آن (جسمی، عقلی، عاطفی، اخلاقی و دینی و اجتماعی)(3) این است که با صفات و استعدادها علائق و امیال و انواع گرایش‌های خود آگاه و ناخودآگاه خود آشنا ‌شویم.
قدم دوم: واقع بینی: انسان ابتدا به خاطر عشق به خود، نفس خویش را از هر نقصی پاک می شمارد و خود را آراسته به کمال می‌داند. پس انسان اگر دوست دارد به کمال برسد و خود را از آن محروم نسازد، باید قبل از هر چیز خود را نیازمند به تزکیه و سازندگی و آراسته شدن به خوبی‌ها بداند و بعد، از روی حقیقت جویی به تجزیه و تحلیل احوال درونی خود بپردازد و از فریب دادن خود به شدت اجتناب ورزد و بداند که با اغفال و گول زدن خود و دیگران واقعیت عوض نمی‌شود و قدمی در راه رشد جلو نمی‌رود.
قدم سوم: پس از این که واقعاً تصمیم به سازندگی اخلاقی گرفتیم‌ باید مراحل رشد را یکی پس از دیگری «به تدریج» و با «آگاهی» طی نماییم. بنابراین نیازمندیم از علمای اخلاق برجسته و کتاب‌های آنها استفاده کنیم.(4)
قدم چهارم: توجه داشته باشیم که مسائل تزکیه و خودسازی بسیار حساس است، بنابراین باید تزکیه حقیقی (که یک خانه تکانی عمقی است) را از تزکیه و سازندگی اخلاقی اسمی و زبانی جدا کنیم و بدانیم افرادی که از وسط راه بازگشتند و بی‌راهه رفتند خود را فریب دادند و دچار ظاهرسازی شدند.
قدم پنجم: شناختن موانع خودشناسی: 1. بزرگترین مانع «خود خواهی‌های» انسان است. خویشتن شناسی امری مشکل نیست، ولی غالباً افراد از آشنایی با نقص‌های خود وحشت دارند این وحشت باعث پرده پوشی، خود فریبی، ریاکاری به صورت آگاهانه و ناآگاهانه درآید. 2. مخفی کردن عیوب و نپذیرفتن توصیه‌های اخلاقی، تذکرات و پندها. 3. دل خوش کردن به شخصیت کاذب با مخفی نگه داشتن عیب‌ها. 4. تملق و تمجید صفاتی که درمانی است توسط دیگران. 5. راحت طلبی: کسی که به عیوب خویش اعتراف کند و بپذیرد باید در پی حل و رفع آن برآید، لذا نفس و شیطان از همان اول وسوسه می‌کند که بگوییم عیبی نداریم تا از زحمت مرحله بعدی نیز در آسایش باشیم.
قدم ششم: توجه به بزرگ‌ترین سرمایه خدادادی ما یعنی فطرت سالم خود و گرایش‌های آنها و تفکیک گرایش‌های حیوانی خوراک و... از گرایش‌های والای انسانی مثل پرستش، حقیقت جویی و تغذیه هر دو بعد جسمی و روحی بر اساس دستورات شرع و اهمیت دادن به بعد روحی (اصالت انسان).(5)
قدم هفتم: پس نباید تنها بر عیوب تمرکز کرد ما دارای امتیازات و فضائل اخلاقی زیادی نیز هستیم که برخی از آنها موروثی است و برخی اکتسابی است. (توجه به امتیازات خود باعث قدرت روحی، اعتماد به نفس در خودسازی و امید می‌شود.)
قدم هشتم: آگاهی از امتیازات و استعدادهای ما باعث غرور و فخر و مباهات بر دیگران نشود. (البته این امر در صورت دخالت خود خواهی است.) گاهی آن قدر غرور عمیق می‌شود که در گفتار و از آن بالاتر در چهره و رفتار نیز مشخص می‌گردد که خود باعث مشکلات زیادی می‌گردد. پس باید انسان آگاه شدن به استعدادها و امتیازاتش را تنها در راه رشد و تکامل به کار ببرد و باعث خضوع او گردد. پس هرگاه درک امتیاز باعث انجام کار مثبت (یتیم نوازی، احترام به همنوع و پرستش شد این خود از علائم تضعیف خود خواهی و مرتبه‌ای از مراتب وارستگی است.

راه‌های جلوگیری از فخر و مباهات منفی(6)1. توجه به عیب و امتیازات خود با هم.
2. توجه به آثار بد فخر و تکبر که حاصل از شناخت امتیازات خود است. (مانع از تواضع شود خود سدّ راه پیشرفت معنوی است.)
3. امتیازات ما فقط با ارادة ما به دست نیامده که فخر فروشی کنیم بلکه عوامل دیگری در آن نقش داشته‌اند. (مثل قدرت حافظه و ...) گاهی موفقیت تو مرهون و وابسته به زحمات عده‌ای دیگر است (پس آن را توفیق الهی بدانیم).
4. اگر بچه می‌دانست که چقدر پول در جهان است با تکان دادن قلک خود خوشحال نمی‌شد(7) انسان فخر فروش اگر از انسان‌های کاملتر از خود و صفات بسیار والای انسانی آنها آگاه شود چنان غافل نمی‌شود.

قدم نهم: توجه به صفات اخلاقی فعال و غیر فعال(8)1. شناخت صفات فعال (مثبت و منفی) کار بسیار دشواری نیست.
2. صفات غیر فعال (مثبت و منفی) یا ضعیف‌اند و یا به صورت استعداد بوده و هنوز شرائط ظهور برای آنها پیدا نشده است. انسان باید در صدد شناسایی این صفات پنهان باشد تا از صفات مثبت کمال استفاده را ببرد و با صفات منفی قبل از ریشه‌دار شدن و قوی شدن آنها مقابله کند.
قدم دهم:(9) صفات ما دو گونه‌اند:
1. اکتسابی: که با تلاش فرد و تحت تأثیر شرایط محیطی مثل خانواده، مدرسه، فرهنگ، اجتماع، مذهب به دست می‌آیند.
2. موروثی : برخی از صفات روحی از طریق توارث از نسل‌های قبلی به او انتقال پیدا کرده‌اند که با کمک شرائط محیطی و عوامل تربیتی و همراهی صفات جنبی دیگر به مرحلة فعلیت می‌رسند.
قدم یازدهم:(10) یادگیری روش‌های مقابله با صفات منفی (خودخواهی که مادر همه صفات منفی است، حسد، ‌کینه، ریا و...).
قدم دوازدهم:(11) یادگیری روش‌های تقویت صفات مثبت (هم نوع دوستی، حس حقیقت جویی و پرستش و ...)
نکته پایانی: لازم است برای خودشناسی به کلیة مباحث به صورت کلی نگاه کرد، چون در این صورت است که بحث نتیجه می‌دهد. نکتة‌ دیگر این که در مرحله عمل (خودسازی) که مرحله بعد از خودشناسی است، باید توجه داشت که باید تحت برنامه صورت بگیرد، یعنی انسان هر روز شرط کند که بندگی خدا را می‌کند (ترک گناه و انجام واجبات) و بعد در طول روز مراقب اعمال خود باشد و در شب اعمال گذشته روز خود را محاسبه کند و تصمیم بگیرد عیب‌ها را انجام ندهد و اصلاح کند. (مشارطه، مراقبه و محاسبه) و مهم‌تر این که به رشد شخصیت در تمام ابعاد (عاطفی، عقلی، بدنی، اجتماعی و...) توجه کنیم و از مقایسه خود با دیگران در این راه اجتناب کنیم. چون شرایط هر فردی وظیفه خاص هر فرد را می‌طلبد و به جای نتیجه به انجام وظیفه فکر کنیم.

 


پاورقی:

1. رجوع کنید به کتابهای «نظام حقوق زن در اسلام» و «خصوصیات روحی زن».
2. مصباح یزدی، محمد تقی، خودشناسی برای خودسازی، موسسه در راه حق، ص 7.
3. اشرف جودت، تقی علی، نقش عادت در تربیت اسلامی، موسسه انتشارات امیرکبیر، 1378، ص 91.
4. از جمله اساتید اخلاق استاد آیت الله حسین مظاهری.
5. مظاهری، حسین، عوامل کنترل غرایز، موسسه نشرو تحقیقات ذکر تهران، 1378، ص 56، اقتباس.
6. سادات، محمد علی، اخلاق اسلامی، ‌انتشارات سمت، ص 253.
7. مثال از استاد محسن قرائتی.
8. اخلاق اسلامی.
9. همان.
10. همان.
11. همان.