[حضرت داود و همسر اوریا]
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

×××  سؤال کردند از شیخ- ادام اللَّه عزّه- از معصیت داود علیه السّلام که چه چیز بود؟ آن شیخ فرمود در این دو جواب است.

یکى آنکه چون خداى تعالى گردانید او را خلیفه خود در زمین به گفته خود:

یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ‏ « سوره صاد، آیه 26»؛ یعنى اى داود به درستى که ما گردانیدیم تو را خلیفه در زمین، پس حکم کن میان مردم به حق.

اراده کرد که تهذیب و تأدیب او کند به امرى که مى‏دانست که نمى‏داند آن را، پس کرد این را به واسطه ملائکه نه آدمیان. نازل کرد براو دو فرشته را به صورت دو آدم، پس گفتند به او:

خَصْمانِ بَغى‏ بَعْضُنا عَلى‏ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى‏ سَواءِ الصِّراطِ إِنَّ هذا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِیَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَکْفِلْنِیها وَ عَزَّنِی فِی الْخِطابِ‏ « سوره صاد، آیه 22- 23»؛ یعنى ما دو کس‏ایم خصم یک دیگر، ظلم کرده است بعضى از ما بر بعضى دیگر، پس حکم کن تو میان ما به حق و جور مکن در حکومت و هدایت کن ما را به راه راست. (پس یکى اشاره کرد به دیگرى و گفت:) این برادر من است و او نود و نه میش دارد (و ممکن است کنایه از زن باشد) و من یک میش، پس او گفت که این را هم به من بده و غلبه کرد بر من.

داود علیه السّلام گفت به مدّعى به طریق حکم بر مدّعى علیه بى‏آنکه سؤال کند از او از صحت دعواى مدعى

***  لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلى‏ نِعاجِهِ‏ ؛ یعنى ظلم کرده است بر تو به سبب اینکه سؤال کرده است میش تو را داخل میشهاى خود کند.

و به تحقیق حکم ایجاب مى‏کرد که تعجیل نکند به این قول و سؤال کند از مدعى علیه تا آنکه او هم آنچه خواهد بگوید در این دعوى بعد از آن او حکم کند پس چون تعجیل کرد در حکم پیش از آنکه طلب اثبات دعوى کند تقصیر کرد.

و این گناه صغیره بود که از او صادر شد و واجب شد براو توبه از آن و ظاهر شد این براى او در حال، پس کرد آنچه واجب بود براو از توبه چنان که وصف کردیم.

و خداى عز و جل مى‏فرماید:

وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَ فَغَفَرْنا لَهُ ذلِکَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى‏ وَ حُسْنَ مَآبٍ‏ ؛ یعنى گمان کرد داود که ما او را مبتلا گردانیدیم به این گناه پس استغفار کرد از خداى تعالى و افتاد به سجود و برگشت به سوى خدا به توبه پس او را از این گناه که کرده بود بخشیدیم و به درستى که او را پیش ما تقربى است و خوب است مرجع او در آخرت.

و جواب دیگر را نقل کرده است ناصر و خبر داده است که نقل کردند براى داود علیه السّلام صفات زن «اوریا بن حنان» را پس او سؤال کرد از «اوریا» که ترک آن زن کند تا آنکه داود علیه السّلام او را زن خود کند بعد از آنکه عدّه‏اش به سر آید به زنى و این جایز بود در شرع او.

«اوریا» ابا و امتناع کرد و رغبت کرد به زن خود با جزعى که عارض او شده بود به سبب آنکه امتناع کرد از آن و ترسى که حاصل شده براى او به سبب آن.

 

دفاع از تشیع، شیخ مفید ، ص: 217 - 218