[بحثى در باره فدک‏]
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

(1) بدان که در وقتى که فاطمه زهرا علیها السّلام طلب حق خود که فدک باشد مى‏فرمود، ابو بکر منع آن حضرت علیها السّلام از حق خود نموده گفت: من شنیدم از پیغمبر: «نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث و ما ترکناه صدقة» «1» و طایفه ناصبه مى‏گویند بنا بر این شناعت بر ابو بکر لازم نمى‏آید که غصب نموده باشد حق حضرت فاطمه علیها السّلام را؛ زیرا معنى این حدیث آن است که ما گروه پیغمبران میراث نمى‏گذاریم آنچه متروکات ماست صدقه است.

گفته است شیخ- ادام اللَّه عزّه- هر گاه ما تسلیم کنیم از طایفه ناصبه آنچه ادعا کرده‏اند بر پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله از این حدیث که مذکور شد، مى‏گوئیم که این عبارت احتمال معنى دیگر نیز دارد. و آن آنست که این معنى داشته باشد که ما گروه پیغمبران میراث نمى‏گذاریم آن چیزى را که ترک نموده‏ایم از روى صدقه؛ نه آنکه این معنى داشته باشد که آنچه از املاک پیغمبران است بعد از ایشان صدقه است و ورّاث را در آن حقى نیست چنان که ناصبه این ادعا کرده‏اند.

و دلیل بر اینکه معنى ما صواب است از براى این حدث و معنى ناصبه خطا، آن است که معنى ما موافق عموم قرآن است؛ زیرا عموم قرآن دلالت کرده بر اینکه انبیا علیهم السّلام وارث مى‏داشته‏اند و اموال ایشان بعد از ایشان به میراث، میانه ورّاث قسمت مى‏شده و معنى ناصبه منافات دارد با عموم قرآن.

پس هر گاه معنى از براى حدیث توان گفت که موافق باشد با قرآن اولى خواهد بود از معنى‏اى که مخالف شود با قرآن؛ پس اگر طایفه ناصبه بگویند که این معنى که تو گفتى صحیح نیست زیرا هر کس که چیزى را به عنوان صدقه ترک کند و از جمله صدقات او باشد آن چیز میراث برده نمى‏شود پس در این هنگام تخصیص‏

______________________________
(1). «صحیح مسلم» 3/ 1105 حدیث شماره 1757

انبیا علیهم السّلام به این صفت فائده معقولى ندارد.

(1) مى‏گوئیم به ایشان که نیست حال چنین که شما گمان کرده‏اید؛ زیرا گاه باشد که چیزى عام بوده باشد یعنى صفتى شامل جمعى کثیر بوده باشد و مع هذا در محاوره تخصیص دهند آن را به بعضى از آن جمع از براى آنکه آن بعض سزاوارترند به آن صفت و اولى‏اند از ما سواى خود به عمل نمودن به آن و لازم‏ترند از غیر خود به آن و اگر چه آن صفت و حکم دین باشد از براى جمیع مکلفین. فرموده است اللَّه تعالى: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشاها «1» پس تخصیص داد ترسانیدن پیغمبر را صلّى اللَّه علیه و آله به کسانى که بترسند و هر چند ترسانیدن شامل جمیع مکلفین است.

و همچنین فرموده است: إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ «2» پس تعمیر مساجد را تخصیص فرمود به مؤمنین و اگر چه گاه باشد که کفار نیز تعمیر نمایند مساجد خدا را.

و همچنین فرموده است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ‏ «3» پس تخصیص فرمود ترسیدن را در وقت ذکر خداى تعالى به مؤمنین. و حال آنکه در کفار مى‏باشند آن کسانى که هر گاه اللَّه تعالى مذکور شد بترسند و خوف نمایند و در مؤمنین مى‏باشند جمعى که بشنوند کلام خداى تعالى را در حالتى که مسرور باشند به نعمت خدا یا مشغول باشند به فعل بعضى از مباحات و در آن حال عارض نشود ایشان را خوفى.

و این معنى معلوم است به حسب عادات و گاه است که مى‏گوید کسى که ما گروه مسلمانان اقرار نمى‏کنیم بر امرى منکر و هر چند اهل ملتها از غیر اسلام اقرار نکنند بر آنچه منکر شمارند آن را.

______________________________
(1). سوره نازعات، آیه 45

(2). سوره توبه، آیه 18

(3) سوره انفال، آیه 2

 (1) و در مسلمانان طایفه‏اى باشند که اقرار نمایند بر منکرى که اعتقاد کرده باشند صواب آن منکر را به واسطه بعضى از شبهه‏ها. و همچنین مى‏گوید فقیهى از فقها که ما گروه فقها جایز نمى‏دانیم قبول شهادت فاسقین را و هر چند غیر فقها نیز جایز ندارند این معنى را.

و همچنین مى‏گوید گوینده‏اى که ما گروه قرّاء جایز نمى‏شماریم معاونت ظالمان را و هر چند شریک باشند با ایشان در جایز نشمردن غیر طائفه قرّاء. خواه عادل بوده باشند و خواه فاسق و امثال این سخنان متعارف است و بسیار. و غرض از تخصیص به بعض، سزاوار بودن آن بعض است به معنى حکم مذکور یا پیشواى آن بعض در آن حکم و قدوه بودن نسبت به ما عداى خود چنان که ذکر کردیم.

وجه دیگر و آن آنست که احتمال دارد این قول پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله بر تقدیرى که صحیح بوده باشد که از پیغمبر است و افترا نباشد، این معنى داشته باشد که ما گروه پیغمبران میراث نمى‏گذاریم آن چیز را که ترک کرده‏ایم از روى صدقه. یعنى آن چیزى را که به عنوان صدقه واگذاشته‏ایم استحقاق ندارند آن چیز را هیچ یک از اولاد ما و خویشان ما با آنکه فقیر شوند آن چنان فقیرى که غیر ایشان در هر که آن قسم فقر حاصل شود حلال باشد براو صدقات آباء و اجداد.

زیرا اللَّه تعالى حرام گردانیده صدقه را بر اولاد انبیا و خویشان ایشان علیهم السّلام از براى تعظیم ایشان و مرتفع نمودن از ایشان چرکین‏ها را و نیست این حالت در اولاد غیر انبیا علیهم السّلام از مردمان. زیرا غیر انبیا علیهم السّلام هر گاه واگذارند صدقه‏ها و وقف‏ها و وصیت‏ها از براى فقراى سایر ناس پس منتهى شود حلال اولاد ایشان و خویشان ایشان به کمال فقر و استحقاق از براى صدقات.

به درستى که عاید مى‏شود به ایشان حصه‏اى از این صدقات و گردانیده شده است از براى ایشان در آن صدقات حقوق زیاده بر حقوق بیگانگان.

پس منع فرموده رسول صلّى اللَّه علیه و آله ذریّه و اهل بیت خود را از اینکه فراگیرند از صدقات رسول صلّى اللَّه علیه و آله و هر چند فقیر شوند و بیرون روند از حال بى‏نیازى و خواهد بود معنى این حدیث (1) آنکه میراث [بعد از ما به ورثه ما نمى‏رسد در هر حالى باشند و این معنى معروف است در انتقال اشیاء از مردگان به زندگان و وصف آن این است که آن میراث است اگر چه چیزى یافت نشود از جهت ارث. اللَّه عزّ و جلّ فرموده: أَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِیارَهُمْ‏ «1»؛ یعنى زمین‏ها و خانه‏ها را براى شما به ارث گذاشت.] «2»

و به درستى که بعض دیگر از طایفه ناصبه نقل کرده‏اند این حدیث را به لفظ دیگر گفته‏اند حضرت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله گفته است.

«نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث ما ترکناه فهو صدقة»

«3» پس تفاوت این شد که در روایت لفظ «فهو» زیاده شده است.

شیخ- ایّده اللَّه و ادام عزّه و حراسته- مى‏فرماید: بر تقدیرى که این روایت صحیح باشد معنى موجّه در آن این خواهد بود که آنچه ترک کرده‏ایم از حقوق خود و قروض خود نزد مردم و طلب ننموده‏ایم آنها را از مردم در زمان حیات خود. پس به درستى که آنها صدقه است بر آن جماعت که این اموال و حقوق نزد ایشان است بعد از حیات ما پس نبوده باشد ذریّه ما از اینکه متعرض آنها شوند به قصد تملّک و از دست آن جماعت بیرون آوردن؛ زیرا ما عفو کرده‏ایم از براى کسى که این حقوق و اموال نزد او است به اینکه نگرفته‏ایم در زمان حیات خود آنها را از آن کس.

و معنى‏اى که طایفه ناصبه براى این روایت گفته‏اند درست نیست؛ زیرا معنى ما موافق عموم قرآن است و مطابق ظاهر قرآن و معنى ناصبه بر خلاف قرآن و ضد ظاهر آن است و مشخص است که حمل گفته پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله بر معنى‏اى که موافق‏ عموم قرآن و ظاهر آن باشد اولى است از حمل بر خلاف آن و اللَّه نسأل التّوفیق و هو حسبنا و نعم الوکیل و نعم المولى و نعم النّصیر

 

______________________________
(1). سوره احزاب، آیه 27

(2). این قسمت در نسخه‏هاى خطى ترجمه فارسى الفصول، سفید بود، لذا از متن عربى ترجمه کردیم.

(3). «سنن ابى داود» 3/ 144

دفاع از تشیع، شیخ مفید ، ص:642 -  644