[سفارشها و فرمایشات امام صادق ع به شیعیان‏]
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

(1) در حدیث و حکایات از شیخ. خبر داد مرا شیخ مفید ابو عبد اللَّه- ادام اللَّه عزّه- گفت خبر داد مرا ابو الحسن احمد بن محمد بن الحسن بن الولید، از پدر خود، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمد بن عیسى، از یونس بن عبد الرحمن، از بعض اصحاب خود، از خیثمه، از ابو عبد اللَّه جعفر بن محمد علیه السّلام گفت: داخل شدم به خدمت آن حضرت علیه السّلام که وداع کنم او را علیه السّلام و من اراده سفر داشتم به جانب مدینه.

پس آن حضرت علیه السّلام فرمود:

«ابلغ موالینا السّلام و اوصهم بتقوى اللَّه و العمل الصّالح، و أن یعود صحیحهم مریضهم و لیعد غنیّهم على فقیرهم، و ان یشهد حیّهم جنازة میّتهم، و ان یتلاقوا فی بیوتهم. و ان یتفاوضوا علم الدّین فانّ فی ذلک حیاة لامرنا. رحم اللَّه عبدا احیى امرنا و اعلمهم یا خیثمة انّه لا یغنی عنهم من اللَّه شیئا الّا العمل الصّالح فانّ ولایتنا لا تنال الّا بالورع. و انّ اشدّ النّاس عذابا یوم القیامة من وصف عدلا ثمّ خالفه الى غیره»

«1»؛ یعنى برسان دوستان ما را سلام و وصیت کن ایشان را به پرهیزکارى خداى تعالى و به عمل نیکو و اینکه عیادت کند صحیح ایشان مریض ایشان را، غنى ایشان فقیر ایشان را و اینکه حاضر شود زنده ایشان جنازه مرده ایشان را و اینکه با یک دیگر ملاقات کنند در خانه‏هاى خودشان و اینکه از یک دیگر فراگیرند علم دین را. به درستى که در اینکه گفتم حیات کار ماست. رحم کند اللَّه تعالى بنده‏اى را که او زنده گرداند کار ما را و بیاموزد ایشان را اى خیثمه که دفع نمى‏کند از ایشان از جانب خدا هیچ چیز را مگر عمل صالح پس به درستى که دوستى ما رسیده نمى‏شود مگر به پرهیزکارى. و به درستى که سخت‏ترین مردمان به حسب عذاب در روز قیامت آن کسى است که نصیحتى کند کسى را بعد از آن خود مخالفت کند

______________________________
(1). «الکافى کلینى» 2/ 175- 176

به سوى غیر آن نصیحت.

(1) خبر داد مرا شیخ ابو عبد اللَّه- ادام اللَّه عزّه- گفت خبر داد مرا ابو الحسن احمد بن محمد، از پدر خود، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمد بن عیسى، از یونس بن عبد الرحمن، از کثیر بن علقمه گفت او که گفتم به ابو عبد اللَّه علیه السّلام که وصیت کن مرا.

پس فرمود:

«اوصیک بتقوى اللَّه و الورع و العبادة و طول السّجود و اداء الامانة و صدق الحدیث و حسن الجوار فبهذا جاءنا محمّد صلّى اللَّه علیه و آله صلوا فی عشائرکم و عودوا مرضاکم و احضروا جنائزکم و کونوا لنا زینا و لا تکونوا لنا شینا حبّبونا الى النّاس و لا تبغّضونا الیهم جرّوا الینا کلّ مودّة وادفعوا عنّا کلّ شرّ فما قیل فینا من خیر فنحن اهله و ما قیل فینا من شرّ فو اللَّه کذلک لنا حقّ فی کتاب اللَّه و قرابة من رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و ولادة طیّبة فهکذا قولوا»

«1»؛ یعنى وصیت مى‏کنم تو را به پرهیزکارى خدا و ورع و بندگى خدا و به دراز کشیدن سجده و رسانیدن امانت و راستى گفتار و نیکوئى همسایگى. پس به اینها آمده است ما را محمد صلّى اللَّه علیه و آله. مهربانى کنید با خویشان خود و عیادت کنید بیماران خود را و حاضر شوید جنازه‏هاى خود را و بوده باشید از براى ما زینت و مباشید از براى ما عیب‏جو، دوست گردانید به سوى ما مردمان را و دشمن مگردانید ما را به سوى ایشان. بکشید به سوى ما هر دوستى را و دفع کنید از ما هر شرارتى را.

پس هر چه گفته شود در باره ما از شر، پس به خدا قسم که نیستیم ما همچنان، از براى ماست حق در کتاب خدا و از براى ماست نزدیکى به رسول صلّى اللَّه علیه و آله و از براى ماست ولادت پاک. پس به همین طرز و روش بگوئید سخن را در باره ما.

(2) و به همین اسناد که گذشت از حلبى از حمید بن مثنّى از یزید بن خلیفه که گفت او که گفت به ما ابو عبد اللَّه علیه السّلام در حالتى که ما نزد آن حضرت علیه السّلام بودیم:

«نظرتم و اللَّه حیث نظر اللَّه و اخترتم من اختار اللَّه اخذ النّاس یمینا و شمالا و قصدتم قصد محمّد صلّى اللَّه علیه و آله انتم و اللَّه على المحجّة البیضاء فأعینوا على ذلک بورع.»

______________________________
(1). «صفات الشیعه شیخ صدوق» حدیث 39

؛ (1) یعنى نظر کردید شما- به خدا قسم- هر جا نظر کرد اللَّه تعالى و اختیار کردید آن کسى را که اختیار کرد اللَّه تعالى. گرفتند مردمان جانب راست و چپ را و میانه روى کردید شما میانه‏روى محمد صلّى اللَّه علیه و آله را شما- به خدا قسم- که به راه راست روشن ثابتید. پس مدد کنید این حال را که دارید به ورع (یعنى دورى کردن از حرامها)؛ پس چون اراده کردیم ما بیرون برویم از خدمت آن حضرت علیه السّلام فرمود:

«ما على احدکم اذا عرّفه اللَّه بهذا الامر ان لا یعرفه النّاس به انّه من عمل للنّاس کان ثوابه على النّاس و من عمل للَّه کان ثوابه على اللَّه تعالى.»

«1»

؛ یعنى نیست بر هیچ یک از شما چیزى هر گاه بشناسد او را خداى تعالى به این امر یعنى به اینکه اعتقاد دارید امامت ما را از اینکه او را نشناسد مردمان به این امر به درستى که هر که عمل کند از براى مردم، ثواب او بر مردمان است و هر کس عمل کند از براى اللَّه تعالى، ثواب او بر اللّه تعالى است.

(2) و گفت حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام که فرمود حسن بن على علیه السّلام به مردى:

«یا هذا لا تجاهد الطلب جهاد المغالب و لا تتّکل على القدر اتّکال المستسلم فانّ ابتغاء الفضل من السّنّة و الاجمال فی الطّلب من العفّة و لیست العفّة بدافعة رزقا و لا الحرص بجالب فضلا فانّ الرّزق مقسوم و الاجل موقوف و استعمال الحرص یورث المأثم»

«2»؛ یعنى اى مرد جهد مکن در طلب جهد کردن کسى که جویاى غلبه باشد و اعتماد مکن بر قدر اعتماد کردن کسى که بالکلیه واگذارد کار خود را؛ زیرا به درستى که طلب نمودن مال از جمله سنت است و نیکو کردن طلب از جمله عفت است و نیست عفت دفع‏کننده رزق و روا نیست حرص کشنده مال را زیرا رزق قسمت کرده شده است و اجل تعیین نموده شده است و کار فرمودن حرص حاصل مى‏گرداند گناهان را.

دفاع از تشیع، شیخ مفید ، ص: 636