[اشعار على ع که دلالت دارد بر وجود مذهب شیعه در زمان پیامبر ص‏]
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

(1) شنیدم از شیخ- ادام اللَّه عزّه- که مى‏گفت: از جمله چیزهائى که گواهى مى‏دهد از براى امامت امیر المؤمنین علیه السّلام و تقویت مى‏کند قول کسى را که مى‏گوید در صدر اول، مذهب شیعه (صدر اول زمان صحابه را مى‏گویند) بوده است شعر امیر المؤمنین علیه السّلام در صفّین که اتّفاق کرده‏اند بر نقل آن موافق و مخالف و آن شعر را آن حضرت در مقام رجز از براى مبارزت فرمود:

انا علىّ صاحب الصمصامه‏

 

و صاحب الحوض لدى القیامه‏

أخو النّبىّ اللَّه ذى العلامه‏

 

قد قال اذ عمّمنى العمامه‏

انت أخى و معدن الکرامه‏

 

و من له من بعدى الامامه‏

     

 

«1»؛ یعنى من على‏ام صاحب شمشیر برنده که کج نشود و صاحب حوض کوثر در قیامت برادر پیغمبر خدا که صاحب نشانه پیغمبرى است که گفت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله وقتى که بر سر من نهاد عمامه خود را که تو برادر منى و معدن کرامتى و آن کس که از براى او حاصل است بعد از من امامت.

شیخ- ایّده اللَّه- مى‏فرماید که این شعر با آنکه دلالت مى‏کند بر آنچه از پیش گذشت، دلالت مى‏کند بر اینکه امیر المؤمنین علیه السّلام ذکر فرموده نص پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله را در شأن خود و احتجاج نموده به آن بر امامت خود.

و به تحقیق این معنى باطل مى‏سازد سخن طایفه ناصبه را که مى‏گویند امیر المؤمنین علیه السّلام در هیچ مقامى از مقامات خود دعوى نکرد نص رسول صلّى اللَّه علیه و آله را در باب خود.

شیخ- ایّده اللَّه- گفته است و از جمله آنچه دلالت مى‏کند بر اینکه مذهب شیعه در صدر اوّل بوده آن چیزى است که از پیش گذشت از اشعارى که مذکور شد از

______________________________
(1) «دیوان امام على علیه السّلام» ص 90.

براى اثبات تقدّم ایمان امیر المؤمنین علیه السّلام (1) و ما ذکر مى‏کنیم آن موضعى را که در این مطلب به کار آید نه همه آن اشعار را و اگر چه به شرح پیش از این مذکور شد و تکرار آن در اینجا از براى تأکید و بیان است.

پس از آن جمله، قول عبد اللَّه بن ابى سفیان بن حارث بن عبد المطلب است:

و کان ولىّ الامر بعد محمّد

 

علىّ و فی کلّ المواطن صاحبه‏ «1»

     

پس شهادت داده به اینکه امیر المؤمنین علیه السّلام خلیفه رسول صلّى اللَّه علیه و آله بوده نه آن جماعت که مقدّم بوده‏اند بر آن حضرت علیه السّلام زیرا گفته است که آن حضرت علیه السّلام ولى الامر است بعد از پیغمبر.

و از آن جمله، قول جریر بن عبد اللَّه است:

فصلّى الاله على احمد

 

رسول الملیک تمام النّعم‏

و صلّى على الطّهر من بعده‏

 

خلیفتنا القائم المدّعم‏

علیّا عنیت وصىّ النّبىّ‏

 

یجالد عنه غواة الأمم‏ «2»

     

و این شعر دلالت صریح دارد بر امامت امیر المؤمنین علیه السّلام چنانچه هیچ عاقلى شک نمى‏کند در قصد شاعرش. و غرض او که امیر المؤمنین است جانشین رسول صلّى اللَّه علیه و آله بود بى‏فاصله و امام بود بعد از او. و اما بیان کردن اینکه آن حضرت علیه السّلام وصى پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله بوده نه کس دیگر. پس به درستى که اتفاق همگى بر این معنى غنى مى‏گرداند ما نام ببریم مردمانى را که این معنى را گفته‏اند و هر گاه اختصاص آن حضرت علیه السّلام به وصایت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله ثابت شده ثابت مى‏شود که او علیه السّلام امام است نه دیگرى؛ زیرا وصى پیغمبر در اهل بیت پیغمبر و متروکات او صلّى اللَّه علیه و آله جانشین و خلیفه مى‏باشد که اگر دیگرى غیر از وصى امام باشد لازم مى‏آید که در زمان واحد دو امام و دو خلیفه باشد از براى پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله برامت او و این محال است.

______________________________
(1) «شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید» 13/ 231.

(2) «الغدیر» 3/ 233.

دفاع از تشیع، شیخ مفید ، ص: 530