[اشعار کمیت در باره آل محمد ص‏]
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 [فضائل آل محمد ص‏]

[اشعار کمیت در باره آل محمد ص‏]

(1) شنیدم از شیخ- ادام اللَّه عزّه- که مى‏گفت: از جمله آن چیزى که دلالت مى‏کند بر اینکه آل محمد صلّى اللَّه علیه و آله سزاوارترند به مقام پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله از جمیع ما عداى خود از مردمان قول کمیت بن زید اسدى رحمه اللَّه است (که در نظم ادا نموده و آن نظم متضمّن احتجاج کامل است بر این مطلب و آن نظم این است):

یقولون لم یورث و لو لا تراثه‏

 

لقد شرکت فیه بکیل و أرحب‏

و عکّ و لخم و السّکون و حمیر

 

و کنده و الحیّان بکر و تغلب‏

و لا انتشلت عضوین منها یحابر

 

و کان لعبد القیس عضو مؤرّب‏

و لا انتقلت من خندف فی سواهم‏

 

و لا اقتدحت قیس بها حین أثقبوا

و لا کانت الانصار فیها أذلّة

 

و لا غیّبا عنها اذ النّاس غیّب‏

هم شهدوا بدرا و خیبر بعدها

 

و یوم حنین و الدّماء تصبّب‏

و هم رئموها غیر ظئر و اشبلوا

 

علیها باطراف القنا و تحدّبوا

فان هى لم تصلح لحىّ سواهم‏

 

فانّ ذوى القربى أحقّ و أوجب‏ «1»

     

مى‏گویند که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله میراث نگذاشته است و اگر نباشد اینکه میراث گذاشته باشد پس به تحقیق شریک خواهد بود در امر جانشینى او صلّى اللَّه علیه و آله «بکیل» و «ارحب» و «عکّ» و «لخم» و «سکون» و «حمیر» و «کنده» و دو قبیله که یکى «بکر» است و دیگرى «تغلب» (اینها همه اسماء قبائل عرب‏اند) و هر آینه مى‏گرفته پاره‏اى از خلافت قبیله «یحابر» و بود از براى قبیله «عبد القیس» حصه کاملى تمام و هر آینه منتقل مى‏شد امر خلافت از «خندف» (و آن زنى است که طایفه قریش به او منسوبند) در ما عداى ایشان و هر آینه آتش مى‏زدند قبیله قیس به وسیله خلافت پس صاحب نور مى‏شدند و هر آینه نبودند

______________________________
(1) «الهاشمیّات کمیت» ص 33.

انصار در خلافت ذلیل و خوار و محروم نبودند از خلافت وقتى که مردمان دیگر محروم بودند.

(1) به درستى که انصار حاضر شدند در بدر و خیبر بعد از آن و در روز حنین و حال آنکه خونها مى‏ریخت. و انصار عطوفت و مهربانى کردند بر مقام پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله بى‏آنکه در یکى مهربانى آن به ایشان منسوب باشد؛ زیرا پیغمبر از قریش بود و انصار از قریش نبودند. فرا گرفتند مهربانانه مقام پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله را به اطراف نیزه‏ها و شفقت نمودند. پس اگر امر جانشینى پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله سزاوار نیست به قبیله‏اى سواى قریش پس به درستى که صاحبان خویشى پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله سزاوارتر و مستوجب‏ترند.

 

 

دفاع از تشیع،شیخ مفید ،  ص: 524