افضلیت فاطمه( س ) بر زنان عالم در منابع اهل سنت
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

ابو نعیم (بضم نون و فتح عین) در کتاب: حلیة الاولیاء و گروه دیگرى از اهل تسنن از پیامبر اعظم اسلام روایت کرده‏اند که فرمود: زنان بزرگ عالم چهار

نفرند 1- مریم دختر عمران 2- خدیجه دختر خویلد 3- فاطمه دختر حضرت محمّد 4- آسیه زن فرعون.

ابن عباس گفته: فاطمه اطهر از همه آنان افضل است.

عایشه و دیگران از پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم روایت کرده‏اند که فرمود: اى فاطمه! بتو مژده میدهم که خدا ترا از کلیه زنان عالم و زنان اسلام که بهترین دین است افضل و برتر دانسته است.

حذیفه (بضم حاء و فتح ذال) از رسول اکرم اسلام روایت میکند که فرمود:

ملکى نزد من آمد و گفت: مژده باد ترا که فاطمه بزرگترین زنان اهل بهشت یا زنان امت من است.

در تاریخ بلاذرى نقل میکند که پیامبر خدا بفاطمه زهراء فرمود: تو از کلیه اهل بیت من زودتر بمن ملحق خواهى شد. فاطمه خشمگین شد، رسول خدا به وى فرمود: آیا راضى نیستى که بزرگ زنان بهشت باشى!؟ فاطمه اطهر خندان گردید.

*** ابن شهر آشوب در کتاب: مناقب از جابر بن سمره (بفتح سین و ضم میم و فتح راء) روایت کرده که گفت: پیغمبر اعظم اسلام نزد دخترش فاطمه آمد و فرمود: اى دختر عزیزم! خود را در چه حالى مى‏بینى؟ گفت: من اضافه بر اینکه ناراحت هستم غذائى ندارم که بخورم.

رسول خدا فرمود: اى دخترم! آیا راضى نیستى که بزرگترین زنان عالم باشى؟ فاطمه اطهر گفت: پدر جان مگر این مقام از مریم دختر عمران نیست؟

فرمود: مریم فقط بزرگترین زنان زمانه خود بود. تو نیز بزرگترین زنان زمانه خود هستى، آرى، بخدا قسم که شوهرت على بزرگ اهل دنیا و آخرت است.

بحضرت امام جعفر صادق علیه السّلام گفته شد: منظور از قول پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله که فرموده: فاطمه بزرگترین زنان اهل بهشت است یعنى زنان زمان فاطمه؟ فرمود: این مقام مریم دختر عمران است، ولى فاطمه اطهر بزرگترین زنان اولین و آخرین بهشت میباشد.

در روایتى وارد شده که آسیه دختر مزاحم و مریم دختر عمران و خدیجه کبرا در آن موقعى که فاطمه علیها السّلام متوجه بهشت مى‏شود پرده دار فاطمه اطهر خواهند بود.

بزل هروى از حسین بن روح پرسش کرد و گفت: دختران پیغمبر اکرم اسلام چند نفر بودند؟ گفت: چهار نفر، گفت کدام یک از آنان افضل بودند؟ گفت:

فاطمه، گفت: چرا! در صورتى که فاطمه از همه کوچکتر و کمتر از همه با رسول خدا زندگى کرد؟ گفت: براى دو خصلت بود که خدا او را باین مقام اختصاص داد:

1- اینکه وى وارث پیامبر خدا بود 2- اینکه نسل پیغمبر اکرم از وى بیادگار ماند. خداى حکیم فاطمه را بجهت آن خلوص نیتى که داشت بدین مقام اختصاص داد.

سید مرتضى فرموده: معنى افضل بودن این است که: اخلاص و یقین و نیت صاف در کار باشد تا ثواب زیاد نصیب شود، مانعى ندارد که فاطمه زهرا بهمین جهت بر خواهران خود فضیلت و برترى داشته باشد.

این مطلب مورد اعتماد است که فاطمه باتفاق و اجماع گروه امامیه از کلیه زنان عالم افضل و برتر است.

نیز آن تعظیم و تمجیدى که پیغمبر خدا از شأن و مقام فاطمه اطهر میکرد و او را در میان زنان گرامى میداشت براى افضل بودن وى محتاج به استدلال نخواهد بود در کتاب: جامع ترمذى از جمیع (بضم جیم و فتح میم) تیمى نقل میکند که گفت: من با عمه‏ام نزد عایشه رفتم، عمه‏ام بعایشه گفت: چه باعث شد که تو بعلى ابن ابى طالب خروج کردى!؟ عایشه گفت: مرا بحال خود واگذار! بخدا قسم که‏ از مردان کسى بیشتر از على و از زنان کسى بیشتر از فاطمه زهراء نزد پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله و سلم عزیزتر نبودند.

در کتاب: فضائل الصحابة از پدر عبد اللَّه بن بریده روایت میکند که گفت:

برسول معظم اسلام گفتم: کدام زنان نزد تو محبوبترند؟ فرمود: فاطمه. گفتم: از مردان؟ فرمود: شوهرش على.

در کتاب قوت القلوب از عایشه روایت میکند گفت: یکوقت على و زهراء به پهلو خوابیده بودند و پیامبر خدا در میان ایشان نشسته بود، على برسول خدا گفت:

من نزد تو محبوبترم یا فاطمه؟ پیغمبر خدا فرمود: فاطمه نزد من محبوبتر و تو از او نزد من عزیزترى.

در روایتى از جابر بن عبد اللَّه وارد شده که گفت: على و فاطمه اطهر هر کدام بفضائل و مناقب خویشتن فخریه میکردند، این موضوع را جبرئیل بپیغمبر خدا خبر داد و گفت: ایشان راجع بمحبت تو گفتگوى طولانى دارند، تو در میان ایشان قضاوت کن! رسول خدا نزد حضرت على و زهرا آمد و جریان را براى آنان شرح داد، سپس متوجه فاطمه شد و فرمود: تو نزد من حلاوت و شیرینى فرزندى را دارى و على عزت مردان را دارد، على از تو نزد من محبوبتر است.

فاطمه اطهر گفت: بحق آن خدائى که تو را برگزید و تو را هدایت نمود و امت تو را بوسیله تو هدایت کرد من مادامى که زنده باشم به این مطلب اقرار دارم.

عامر شعبى و دیگران از امام باقر و امام جعفر صادق علیه السّلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم روایت کرده‏اند که فرمود: فاطمه پاره‏اى از تن من است، کسى که وى را بغضب آورد مرا بغضب آورده. در روایت دیگرى وارد شده که فرمود: هر کس فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده و کسى که مرا اذیت کند حقا که خدا را اذیت کرده است.

در کتاب صحیح مسلم و کتاب حلیة الاولیاء از رسول اکرم روایت میکنند

که فرمود: فاطمه پاره تن من است، هر چه وى را ناراحت کند مرا ناراحت خواهد کرد و هر چه او را اذیت کند مرا اذیت مینماید.

***  نیز در کتاب: مناقب از سعد بن ابى وقاص نقل میکند که گفت: از پیامبر اعظم اسلام شنیدم میفرمود: فاطمه پاره‏اى از تن من است، هر کس او را خوشنود نماید مرا خوشنود نموده و هر کس وى را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است. فاطمه نزد من عزیزترین مردم میباشد.

حاکم در کتاب: مستدرک از پیغمبر گرامى اسلام روایت کرده که فرمود:

فاطمه از من است، آنچه که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده و آنچه که وى را خوشحال نماید مرا خوشحال مینماید.

سهل بن عبد اللَّه نزد عمر بن عبد العزیز آمد و گفت: قوم تو میگویند: تو فرزندان فاطمه را بر آنان مقدم میدارى، گفت: این طور بما رسیده که پیغمبر اکرم اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرموده: فاطمه پاره تن من میباشد، هر چه باعث رضایت زهراء شود باعث رضایت من مى‏شود، آنچه که موجب خشم فاطمه شود موجب خشم من نیز خواهد شد.

بخدا قسم من سزاوارترم که رضایت پیامبر خدا را حاصل نمایم، رضایت فاطمه و پدرش در رضایت فرزندان فاطمه میباشد.

و قد علموا انّ النّبیى یسرّه‏

 

مسرّتها جدّا و یشنئ اغتمامها

     

یعنى حقا که دانستند: مسرور بودن فاطمه پیامبر اسلام را مسرور میکند و مغموم بودن وى او را بخشم خواهد آورد.

این سخن پیغمبر که در باره فاطمه فرموده بر معصوم بودن آن بانوى با عظمت دلالت میکند، زیرا اگر فاطمه اطهر مرتکب معصیت میشد هر عملى که باعث ناراحتى وى میگردید باعث ناراحتى رسول خدا نمى‏شد و ...

ابو ثعلبه میگوید: هر گاه رسول خدا از مسافرت بازمى‏گشت و نزد فاطمه‏ اطهر مى‏آمد او بر میخواست و با پیغمبر خدا معانقه میکرد «1» و میان دو چشم آن حضرت را مى‏بوسید.

در کتاب: اربعین از عکرمه روایت میکند که هر گاه پیغمبر خدا از جنگ باز میگشت فاطمه اطهر او را مى‏بوسید.

از عایشه روایت کرده‏اند که گفت: هر گاه فاطمه زهرا نزد پیامبر اسلام مى‏آمد پیامبر از جاى خود بر میخواست، سر فاطمه را مى‏بوسید و او را در جاى خود مى‏نشانید و هر گاه رسول خدا نزد فاطمه مى‏رفت و فاطمه آن حضرت را ملاقات میکرد یک دیگر را مى‏بوسیدند و با یک دیگر مى‏نشستند.

ابو السعادات در کتاب فضائل العشرة از ابن عمر نقل میکند که گفت: هر گاه پیامبر اسلام اراده مسافرتى میکرد آخرین شخصى را که دیدار میکرد فاطمه اطهر بود.، و موقعى که از سفر باز میگشت اول کسى را که ملاقات میکرد فاطمه زهراء بود. اگر فاطمه اطهر نزد خدا یک چنین فضیلت مهمى را نمیداشت پیامبر خدا با وى این عمل را انجام نمیداد، زیرا او فرزند رسول خدا بود و خدا دستور داده که فرزند نسبت بپدر خود احترام کند.

و جایز نبود پیغمبر اکرم این همه فاطمه را احترام کند، زیرا این عمل بر خلاف دستورى است که آن حضرت از طرف خدا به امت خود داده است.

ابو سعید خدرى (بضم خاء و سکون دال) میگوید: فاطمه نزد رسول خدا عزیزترین مردم بود.

در یکى از روزها فاطمه مشغول نماز بود که پیغمبر معظم اسلام نزد او آمد فاطمه که مشغول نماز بود نماز را قطع کرد و متوجه آن حضرت شد و بر او سلام کرد رسول خدا دست مبارک خود را بر سر فاطمه اطهر کشید و باو گفت: اى دخترم! چگونه روز را شب کردى، خدا تو را رحمت کند.

______________________________
(1) معانقه این است که دو نفر در حال ایستادن از راه محبت دست بگردن یک دیگر در آورند و صورت خود را پهلوى یک دیگر بگذارند- مترجم.

در کتاب اخبار فاطمه از عبد اللَّه بن حسن روایت میکند که گفت: یک روز پیغمبر خدا نزد فاطمه اطهر آمد، فاطمه یک پاره نان جو خشک بحضور آن حضرت آورد و آن بزرگوار با آن نان افطار کرد، سپس فرمود: اى دخترم! این اولین نانى است که پدرت بعد از سه روز میخورد، فاطمه اطهر پس از شنیدن این سخن گریان شد و پیغمبر خدا دست مبارک خود را بصورت حضرت زهراء میمالید.

ابو صالح مؤذن در کتاب: اربعین از ابن مسعود روایت میکند که گفت: از پیامبر خدا شنیدم میفرمود: خدا بمن دستور داد تا فاطمه را براى على تزویج نمودم پس از این ازدواج جبرئیل بمن گفت: خداى توانا بهشتى از لؤلؤ که بین هر قصبه تا قصبه دیگر یک مرواریدى است مرصع بطلا، سقفهاى آن را از زبرجد سبز قرار داده، در آن بهشت اطاقهائى از مروارید بنا نهاده که به یاقوت مکلل میباشند.

غرفه‏هاى آن را یک خشت از طلا، یکى از نقره، یکى از درّ، یکى از یاقوت و یکى از زبرجد قرار داده، در آن بهشت چشمه‏هائى آفریده که از اطراف آنها جریان دارند، نهرهائی در اطراف آنها در جریانند، قبه‏هائى از مروارید بر آنها ساخته شده، آن قبه‏ها را بوسیله زنجیر طلا بسته‏اند، بر اطراف آنها انواع و اقسام درختان میوه رسته، بر هر شاخى قبه‏ای بنا شده، در هر قبه‏اى تختى از درّ سفید گذاشته‏اند، و پرده‏هائى از سندس و استبرق بر روى آنها گسترده‏اند، فرش زمین آن از زعفران میباشد.

آن تختها را بوسیله مشک و زعفران خوشبو نموده‏اند، در هر قبه‏اى حوریه‏اى جاى داده‏اند، هر قبه‏اى صد در دارد، بر هر درى دو کنیزک ایستاده‏اند، در اطراف آن قبه آیة الکرسى نوشته شده.

من بجبرئیل گفتم: این بهشت براى که بنا شده!؟ گفت: براى حضرت على بن ابى طالب و فاطمه زهراء، اضافه بر بهشت‏هاى دیگرى که خدا بایشان مرحمت فرموده این هم یکى از آنها بشمار میرود، خداى رؤف این بهشت‏ها را بدین جهت عطا نموده که چشم تو روشن شود.

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص:46 -  50