راههای شناخت یک شخصیت
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: راههای شناخت یک شخصیت

راههای شناخت یک شخصیت عبارتنداز:
1ـ قضاوت و اظهار نظر دشمنان او، و به قول معروف:
خوشتر آن باشد که وصف دلبران.
گفته آید بر زبان دیگران.
2ـ اظهار نظر دوستان، یاران و شاگردان.
3ـ آثار و نشانه های شخصیتی خود آن شخصیت و بررسی محتوای سخنان او.
پس از این مقدمه کوتاه در رابطه با سئوال فوق می گوئیم: بیشتر موارد یاد شده در سئوال از طریق روایات «متواتر» و شواهد قطعی و یقینی تاریخی به اثبات رسیده است و مخالفان امام علی «علیه السلام» نیز آن موارد را قبول داشته و دارند. و نیازی نیست که امام علی «علیه السلام» آنها را قبول کرده باشد زیرا جزء امور بدیهی بوده و مانند: رشادت و دلاوری علی بن ابی طالب در میدانهای جنگ همه می دانند و قبول دارند که در جنگ احد سروش غیبی با ندای خود گفت:
«لاسیف الا ذوالفقار، لافتی الا علی. شمشیری همچون ذوالفقار نیست و جوانمردی همانند علی وجود ندارد» و همچنین مورخین و محدثین اتفاق نظر دارند، هنگامی که مسلمانان به قلعه‌ی خیبر حمله کردند، پس از سه مرحله جنگ ابوبکر و عمر شکست خوردند و فرار کردند پیامبر اسلام برای قوت قلب و روحیه اصحاب خود فرمود:
«و الله لأعطین الرایه غداً رجلا کرّاراً غیر فرار یفتح الله علی یدیه، یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله، یعنی: به خدا سوگند فردا پرچم را به کسی می دهم که حمله کننده بر دشمنان است و نه گریزنده، خداوند فتح و پیروزی را بر دست او نصیب مسلمانان کند، و او کسی است که خدا و پیامبر او را دوست دارند، و او هم خدا و پیامبر را دوست می دارد».
با آنکه در این حدیث شریف اسم امام علی -علیه السلام- برده نشده است ولی از مسلمات و قطعیات تاریخ اسلام است که مقصود پیامبر اسلام از آن شخص علی بن ابی طالب بوده است.
برخی از موارد سئوال هم اساساً نیازی به تحقیق و تفحص ندارد مثل اینکه پرسیده شده آیا امام قبول داشته پسر عم و داماد پیامبر بوده است؟!!

استشهاد امام علی -علیه السلام- بر فضیلت و حقانیت خودبا آنکه گفتیم موارد یاد شده جزء مسلمات و امور قطعی در نزد مسلمانان بوده است، با این حال مواردی را که امام «علیه السلام» نسبت به حقانیت و فضائل خود نزد رسول خدا استناد و استشهاد نموده است را برای آگاهی بیشتر در این جا می آوریم:

1. استناد و استشهاد امام علی «علیه السلام» به واقعه غدیرامام علی -علیه السلام- در ایام خلافت خود (سال 35 هجری) در «رحبه» (نام یکی از محله های کوفه) به پا خواست و خطاب به جمعیتی که در آن روز جمع شده بودند فرمود:
«سوگند می دهم آن مسلمانی را که مطلبی از پیامبر -صلی الله علیه و آله- در روز غدیر خم شنیده، به پا خیزد و گواهی دهد، اما جز آن کسی که، با چشمانش پیامبر را دیده و با گوشهایش سخنان او را شنیده به پا نخیزد»(1).
پس از سخنان امام علی -علیه السلام- سی نفر از اصحاب رسول الله به پا خاستند که 12 نفرشان از مجاهدان «بدر» بودند، همگی شهادت دادند که: پیامبر دست علی را گرفت و فرمود: الست اولی بکم من انفسکم؟ در پاسخ گفتند: آری. آنگاه پیامبر فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه.

2. سخن امام -علیه السلام- درباره «منصوب بودن خود از طرف خدا»پس از جریان «سقیفه بنی ساعده» امام «علیه السلام» سئوال کردند که قریش و انصار در آنجا چه گفتند؟ در پاسخ سئوال امام گفتند:(2)
انصار: از ما امیری باشد و از شما (قریش) امیری. امام فرمود: چرا در مقابل انصار دلیل و حجت نیاوردید که پیامبر فرموده: «به نیکو کار انصار نیکوئی شود و از بدکردارشان درگذرید». به امیر المؤمنین گفتند: چگونه این سخن رسول خدا حجت و دلیل بر علیه انصار است؟ حضرت فرمود: اگر امارت در ایشان می بود (و لیاقت خلافت را داشتند) نیازی به سفارش پیامبر برای ایشان نبود. که فرمود: به نیکوکار انصار نیکوئی کنید و از بدکردار درگذرید.
قریش: ما درخت رسالت هستیم (پیامبر از قوم قریش بود) امام علی -علیه السلام- فرمود: قریش به درخت استدلال کردند، اما سیره آن (وجود مقدس خود امام «علیه السلام») را تباه ساختند.
امام علی -علیه السلام- در جای دیگر فرموده:
«نحن شجرة النبوة و محط الرساله.... یعنی: ما اهل بیت از شجره نبوت هستیم و از خاندانی هستیم که رسالت و پیغام الهی در آنجا فرود آمد و رفت و آمد فرشتگان در آنجا بود...».
و در پاسخ قریش فرمود:
«أین الذین زعموا انهم راسخون فی العلم دوننا... * یعنی: کجایند کسانیکه گمان می کنند آنان راسخان علم هستند، نه ما اهل بیت؟! ادعای آنان دروغ و ستم بر ماست، زیرا خداوند ما را برتری داده و ایشان را از فضائلی که ما داریم محروم ساخته، به وسیله ما هدایت و راهنمائی طلب می گردد و روشنائی از گمراهی به نور و روشنائی از ما خواسته می شود. مسلم و محقق است که ائمه دین از قریش هستند که از نسل هاشم باشند».(3)

3. لقب امیر المؤمنینکافی است نگاهی به نامه های آن حضرت بیندازید که در ابتدای برخی از آنها حضرت می نویسد: من عبدالله علی امیر المؤمنین.

4. شجاعت و دلاوری حضرت در «بدر»امام علی «علیه السلام» در نامه خود به معاویه می نویسد:
منم ابوالحسن (کنیه حضرت) کشنده جد تو (عتبة بن ربیعه پدر هند جگرخوار، مادر معاویه) و دائی تو (ولید بن عَتَبَه) و برادرت (حنظله بن ابی سفیان) که همه آنها را در جنگ بدر نابودشان ساختم و اکنون نیز آن شمشیر با من است و با همان دل دشمنم را ملاقات می کنم، و دین دیگری اختیار ننموده و پیغمبر جدیدی را برنگزیده ام...». (4)
«فانا ابو حسن قاتل جدک و خالک و اخیک شدخاً یوم بدر...»

5. رشادت و دلاوری و همچنین دفاع از پیامبر به هنگام هجرترجوع کنید به نامه نهم نهج البلاغه فیض الاسلام:845.

6. استشهاد امام علی «علیه السلام» به آیه تطهیرامام در پنج مورد به آیه شریفه تطهیر استدلال نموده است که عبارتند از:
1ـ پس از رحلت رسول اکرم -صلی الله علیه و آله- ابوبکر و عمر نزد آن حضرت رفتند و از او خواستند که بیعت کند و حضرت نپذیرفت. پس از رفتن آنها امام به مسجد رفت و فرمود:
«خداوند لطف هائی به اهل بیت نموده، چون که در میان آنها رسول اکرم -صلی الله علیه و آله- را به پیامبری مبعوث نمود و اهل بیت کسانی هستند که خداوند آنها را از هر پلیدی و زشتی مبری ساخته و بدون عیب و پاکیزه هستند. فلان و فلان (عمر و ابابکر) نزد من آمدند و مرا به بیعت فرا خواندند بیعت برای کسی را از من خواستند که وظیفه او آن است که با من بیعت کند. من پسر عموی رسول خدا هستم و پدر دو فرزندش و من صدیق اکبرم و من برادر رسول خدا هستم، کسی نمی تواند جز من این ادعا را بنماید، مگر آن که دروغگو باشد و اولین کسی هستم که اسلام آورده و نماز گزار ده و من وصی پیغمبر و همسر دختر او سرور زنان بهشت هستم».
در این حدیث شریف علاوه بر استشهاد امام به آیه تطهیر حضرت خود را همسر فاطمه (س) و وصی پیامبر نیز معرفی نموده است.
2. استشهاد امام به آیه تطهیر در غصب فدک توسط ابوبکر.
حضرت خطاب به ابو بکر کرد و گفت:
آیا کتاب خدا را می خوانی؟ گفت: آری. آنگاه حضرت فرمود: خبر ده مرا از آیه تطهیر، درباره چه کسانی نازل شده است؟ درباره ما نازل شده یا درباره غیر ما؟ ابو بکر گفت: درباره شما!
3. استدلال امام -علیه السلام- به آیه تطهیر در شورای عمر.(5)
4. استشهاد امام به آیه تطهیر در مسجد پیغمبر.(6)
5. استدلال امام به آیه تطهیر قبل از شروع جنگ صفین.(7)

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به کتاب نفیس رهبری امام علی در قرآن و سنت نامه 56.
2. فیض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه 66:160، و مطهری، مرتضی، نهج البلاغه :15.
3. فیض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه108:337.
4. همان مدرک نامه 10:850 و نامه 28، ص903.
5. رجوع کنید به: حسینی تهرانی، امام شناسی، ج3:164 تا171.
6. پیشین.
7. پیشین.