[اشعار زید بن سجاد ع در دفاع از على ع‏]
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

(1) مصنّف این کتاب فرموده است که حدیث کرد مرا شیخ- ادام اللَّه عزّه- که یافتم به خط حسین بن زید «1» که نوشته بود: حدیث کرد مرا مولاى من (و مولا چند معنى دارد: غلام و صاحب و خویش و همسایه و مصاحب و پسر عمّ و شریک و پسر خواهر و ولىّ و دوست یارى‏کننده، و معلوم نیست که اینجا کدام یک مراد است) گفت من بودم با زید بن على علیه السّلام در شهر واسط پس ذکر کردند قومى ابو بکر و عمر و على علیه السّلام را، پس مقدّم داشتند ابو بکر و عمر را بر آن حضرت پس چون برخاستند زید به على علیه السّلام به من گفت که شنیدى کلام ایشان را و گفت به تحقیق من ابیاتى گفته‏ام پس بده تو این ابیات را به ایشان:

و من شرّف الاقوام یوما برأیه‏

 

فإنّ علیّا شرّفته المناقب‏

     

، یعنى اگر کسى مشرّف گرداند ابو بکر و عمر را روزى به رأى خود بى‏دلیلى، سهل است به درستى که على علیه السّلام را مشرّف گردانیده است به مناقب.

و قول رسول اللَّه و الحقّ قوله‏

 

و إن رغمت منهم أنوف کواذب‏

     

و همچنین مشرّف گردانیده است او را قول رسول صلّى اللَّه علیه و آله و قول او حق است و اگر چه به خاک مالیده شود به سبب آن، بینى‏هاى دروغگویان.

بأنّک منّى یا علىّ معالنا

 

کهارون من موسى أخ لى و صاحب‏

     

 

______________________________
(1). حسین بن زید بن سجاد علیه السّلام ملقّب به «ذو الدّمعة» و «ذو العبرة» و مکنّى به «ابو عبد اللَّه» و «ابو عاتقه» است. در سال 114 در شام چشم به جهان گشود و بعد از شهادت پدرش زید رحمه اللَّه (شهادت: 120 هجرى قمرى)، امام صادق علیه السّلام تربیت او را به عهده گرفت و از علم و دانش فراوان او را برخوردار ساخت. او سیّدى خوش سیما و زاهد و عابد بود و به خاطر کثرت گریستن از خوف خدا در نماز شب، «ذو الدمعة» لقب گرفت و چون در آخر عمرش نابینا گشت، او را «مکفوف» مى‏گفتند. حسین بن زید در سال 135 یا 140 هجرى قمرى وفات کرد. ر. ک: الکنى و الالقاب 2/ 250، منتهى الآمال 2/ 123 چاپ هجرت‏

 (1) و آن قول رسول این است که آشکارا فرموده است که یا على تو نسبت به من مثل هارونى نسبت به موسى، برادر منى و مصاحب من.

دعاه ببدر فاستجاب لأمره‏

 

و ما زال فی ذات الإله یضارب‏

     

و خوانده است او را پیغمبر در جنگ بدر و او اجابت کرده است قول وى را و همیشه در راه خدا جهاد مى‏کرده.

فما زال یعلوهم به و کأنّه‏

 

شهاب تلقّاه القوابس ثاقب‏ «1»

     

و همیشه رسول صلّى اللَّه علیه و آله بلند مى‏کرده است او را بر باقى صحابه و گویا که او شهابى است روشن که رسیده باشد به او شعله‏اى از آتش.

______________________________
(1). «مختصر تاریخ دمشق» 18/ 81 با مختصر تفاوت‏

دفاع از تشیع، شیخ مفید ، ص:55 -  56