علل لجاجت و درمان آن
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: علل لجاجت و درمان آن

با یک فرد لجباز که حاضر نیست حرف حق را قبول کند و با این لجبازی به خود و دیگران لطمه می زند چگونه باید رفتار کنیم؟

پاسخ:

ابتدا به علل و سپس به شیوه های درمان اشاره می کنیم.

علل لجاجت(1) بی تردید با آشنایی با علل لجاجت می توان مسیر درمان آن را هموار کرد. به طور کلی علل لجاجت گاهی ریشه در فرد لجوج دارد و گاهی ریشه در فرد مقابل و گاهی در هر دو. اما این علل می تواند یک یا چند تا از عوامل ذیل باشد.
1. افکار معیوب، سوء برداشت ها 2. جلب توجه 3. سرزنش های متعدد و پی در پی 4. خودخواهی و برتری جویی، خودنمائی 5. جدال منفی (مِراء)(2) 6. عدم استفاده از شیوه های صحیح نقد در برخورد با او 7. توقع بیش از اندازه 8. اکتساب و یادگیری (مستقیم یا غیر مستقیم) 9. ... .

درمان لجاجت فرد حال با توجه به علل فوق نکاتی را بیان می داریم که در کاهش لجاجت موثر است البته باید مراقب باشیم که رفتارهای ما خود عامل اصلی لجاجت نباشد.

1. درمان گام به گام یک صفت بد به تدریج در درون فرد شکل می گیرد بنابراین نباید منتظر باشیم که یک شبه این صفت برطرف گردد. صبر و تحمل در برخورد با این فرد یکی از مؤلفه های ارتباط مؤثر خواهد بود. اگر شیوه عمل ما درست باشد مطمئن باشیم که این شیوه، کار اصلاحی خود را انجام می دهد. اگرچه ممکن است در مراحل اول بسیار نامحسوس باشد.

2. پرهیز از سرزنش های مکرر و پی در پی: سرزنش و ملامت های پی در پی باعث برافروخته شدن آتش لجاجت می گردد چون فرد احساس می کند در نظر دیگران هیچ منزلت و شأنی ندارد و مورد حمله آنان قرار گرفته است. بنابراین لازم است اعتماد فرد را جلب کنیم به این که او مورد احترام ماست. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: الافراطُ فی الملامةِ یشبُّ میزان اللجاجة».(3) زیاده روی در ملامت باعث برافروخته شدن شعله های لجاجت می گردد.

3. خنثی کردن محرک ها و مشوق ها: غالباً لجاجت وقتی رخ می دهد که فرد لجباز در بین عده ای باشد. گاهی در جمع، افرادی یافت می شوند که این صفت ناپسند او را مدح می کنند و با تشویق کلامی و رفتاری (نگاهها و حرکات سر و ...) باعث تقویت و رفتار زشت او می گردند پس لازم است ما وقتی به سراغ فرد لجباز برویم که او تنها باشد.(4)

4. بیان و تقویت صفات مثبت: انسان ها عموماً تشویق پذیرند و برای آنها تأیید اجتماعی (approval Social)، مقبولیت و محبوبیت مهم است. ما می توانیم از این اصل مهم کمک بگیریم و با بیان صفات مثبت و حقایق کلام او اعتمادش را به خود جلب کنیم که فرد در این موقع احساس راحتی می کند و مطمئن است از طرف ما تهدید روانی نمی شود. بنابراین حاضر است برای مدتی طولانی به سخنان ما گوش دهد و حتی ناباورانه سریع به خواسته های ما ترتیب اثر دهد و از موضع لجاجت عقب نشینی کند.(5) در برخی موارد لجاجت فرد به این دلیل است که نیاز عاطفی او برآورده نشده و به نوعی با این کار اعلام نیاز می کند. از این روی که روان شناسان نیاز به پذیرفته شدن را یکی از نیازهای اساسی روانی بیان کرده اند.

5. واسطة مورد قبول: گاهی فرد به سبب سوء برداشت ها و یا رفتار نامناسب دیگران به آنان بدبین می شود آن وقت برایش سخت است که نگرش خودش را تغییر دهد. گاهی میانجیگری فردی که مطلع باشد و مورد اعتماد دو طرف، می تواند به راحتی باعث حل مشکل گردد. گاهی نیز فرد نمی تواند تحمل کند و به حرف های طرف مقابل خود گوش کند. اما اگر نامه ای محترمانه به او نوشته شود با تأنی و تأمل آن را می خواند. پس با توجه به موقعیت می توانیم از نامه نگاری نیز کمک بگیریم. نکته مهم این است که او بفهمد برای شما، حق، مهم است. اگرچه به ضرر خود شما باشد.

6. تصحیح افکار معیوب: گاهی فرد از روی اشتباه تصور می کند که حق به جانب اوست و فرد مقابل قصد حق خوری و یا حق کشی دارد اینجا باید با لطافت به تصحیح افکار غلط آن فرد بپردازیم. جدال و جر و بحث باعث تقویت سوء برداشت فرد می گردد. بنابراین باید با احترام متقابل، رعایت ادب، در فضایی آرام و با دلایل قانع کننده ای او را با واقع روبرو می کنیم.(6)

7. بار هیجانی کلمات همه ما از بی اعتنایی و تحقیر گریزانیم بنابراین در برخورد با دیگران در بدترین شرایط هم باید برخورد مثبتی داشته باشیم و به طرف مقابلمان بفهمانیم که او را دوست داریم یا لااقل به او احترام می گذاریم. جملاتی که با «تو» شروع می شوند بعضاً عیب جویانه، سرزنش آمیز و در موضع قضاوت اند و همیشه منجر به مشاجره و بحث می شود. اما هرگاه نقطه نظر و افکار خود را با جملات «من احساس می کنم» و ... بیان کنیم می توانیم در جوی آرام مقصود خود را بهتر منتقل کنیم.(7)

8. تفاوت های فردی (Individual differences) در روابط خود باید متوجه تفاوت های فردی افراد باشیم هر انسانی شخصیت منحصر به فرد خود را دارد برخی زبان منطق و استدلال عقلی را متوجه نمی شوند ولی نسبت به استدلال های احساسی و عاطفی منفعل می شوند یعنی باید از کانال عواطفشان با آنها ارتباط مؤثر برقرار کرد و برخی افراد اهل فکر و تعمق هستند این افراد به دنبال دلیل منطقی و عقل پسند می گردند و اگر حرف طرف مقابل را منطقی یافتند نسبت به آن مطیع می شوند البته در کنار استدلال منطقی، دلایل احساسی نیز می تواند مؤثر واقع گردد. بنابراین باید توجه داشته باشیم و ببینیم که فرد مورد نظر دارای چه شخصیت، سلیقه و ویژگی است و از آن جنبه با او رابطه برقرار کنیم.(8)

9. روشنگری گاهی فرد متوجه ضررهای متعدد کارش نیست و نمی داند که اکثر ناسازگاری ها ریشه در لجاجت او دارد نمی داند که فرزندش در اثر این لجاجت ها بی نشاط و افسرده شده است، نمی داند که این کار کام همه حتی خودش را تلخ کرده است و ... اگر در فضایی همراه با آرامش این ضررها برایش تبیین شود ممکن است مطیع گردد.

10. ترک مجادله و بگو مگو روایات ما بگو مگو را منشاء شرور و فتنه های بین افراد (کینه، حسد، خشم و ...) دانسته اند از این روی به شیوه های مختلف (تغافل، صبر، عفو و ...) سعی شده است ما را از این امر برحذر دارند. پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرمایند: «حقیقت ایمان بنده کامل نمی شود مگر وقتی که مِراء و جدال را ترک کند اگر چه حق با او باشد».(9) و نیز در کتب اخلاقی ما بیان شده که از علائم تواضع این است که انسان حق را بپذیرد اگرچه بر خلاف نظریه و به ضرر او باشد. علامت دیگر تواضع این است که مجادله و بحث و بگومگو را ترک کند اگرچه حق با او باشد.(10) ناگفته نماند که گاهی صرف نظر کردن از حق باعث ضررهای بی اندازه ای به انسان و افراد دیگر می شود و فرد لجوج جسارت بیشتری پیدا می کند. در اینجا بهتر است از روش قانونی با مسأله برخورد کرد و از درگیر شدن با آن فرد اجتناب نمود. چون او تنها زبان قانون می فهمد نه زبان منطق و محبت.(11) البته اکثر انسان ها از روی عمد و عناد، لجاجت به خرج نمی دهند، اگر شیوه ما مناسب باشد کارساز خواهد بود.
به شیرین زبانی و لطف و خوشی توانی که پیلی به مویی کشی

11. محکوم نکنیم گاهی شیوه های ما نامناسب است و باعث خراب شدن رابطه می شود. افرادی که سعی دارند فرد لجوج را محکوم کنند و از او اقرار بگیرند که کارش اشتباه است، مطمئناً از این شیوة خود سودی نمی برند. اما برعکس، گذشت کریمانه و جواب بدی را با نیکی دادن در بسیاری از موارد موفقیت آمیز است و کار ساز. (حضرت علی ـ علیه السّلام ـ با فردی یهودی که زره‌اش را برداشته بود با نرمی برخورد کرد از موقعیت خود سوء استفاده نکرد با او پیش قاضی رفتند و از قاضی خواستند که بدون توجه به مقام حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نزد وی بی طرفانه به قضاوت بپردازد این شیوه صحیح باعث اعتراف و پشیمانی مرد یهودی شد).

 


پاورقی:

1. لجباز، به کسی می گویند که سرسخت است و ستیزه کار و نیز کسی که در کاری پافشاری می کند. (دهخدا و المنجد).
2. مراء: یعنی این که انسان برای اظهار زیرکی خود به سخنان دیگران اعتراض کند و به قصد تحقیر دیگران بیان کند که در سخنان آنها نقص و خلل وجود دارد. ر.ک: خلاصه معراج السعاده، تألیف شیخ عباس قمی، نشر مؤسسه در راه حق، ص 143.
3. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم: دارالحدیث، حدیث 18132 (لجاج)، چاپ اول، 1416، جلد 4.
4. قمی، عباس، خلاصه معراج السعاده، مؤسسه در راه حق، 1370، ص 144 (با کمی تغییر).
5. خلجی موحد، امان الله. خودشناسی در آئینه مذهب و روان شناسی، نشر فرهنگ اسلامی، 1378، چاپ اول، ص 70، با کمی تغییر.
6. دیوید برنز، از حال بد به حال خوب، ترجمه: مهدی قرچه داغی، تهران، نشر پیکان، 1380، فصل 1 و 2.
7. خودشناسی در آئینه مذهب و روان شناسی، ص 71.
8. همان، ص 69. خداوند در سورة نحل آیة 125 به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: برای دعوت مردم به کار نیک و اسلام به علت سلایق مختلف مردم با سه شیوه تبلیغ کن: 1. استدالال و حکمت 2. موعظة نیک 3. جدال و مبحاثه پسندیده (و جادلهُم باللّتی هِیَ أحسَن).
9. خلاصه معراج السعاده، ص 143.
10. همان، ص 65.
11. لجاجت برای دریافت حق و حقوق خود مذموم نیست، همان، ص 144.