چرا خداوند انسان‏ها را آزمایش مى‏کند؟
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: چرا خداوند انسان‏ها را آزمایش مى‏کند؟

خداوند سرنوشت کارهاى انسان و کارهایى را که در آینده انجام مى‏دهد- حتى قبل ازتولد- مى‏داند، پس چرا خداوند انسان‏ها را آزمایش مى‏کند؟

 

این که خدا ما را امتحان مى‏کند براى این نیست که چیزى بر علم او افزوده شود. فایده امتحانات الهى به خود ما برمى‏گردد نه خدا، امتحانات الهى فایده‏هاى زیادى براى ما دارد که به برخى از آنها اشاره مى‏کنم:

1- زمینه‏سازى براى پیش‏رفت انسان ونزدیک‏تر شدن بنده به خدا (امتحان تقویتى): براى توضیح بیشتر، یادى از دوران نوجوانى خودم مى‏کنم: وقتى ما درس مى‏خواندیم- شاید حالا هم همین طور باشد- معلم یکى دو بار در هفته، اعلام مى‏کرد فلان روز «امتحان» مى‏گیرم. اسم این امتحان‏ها «امتحان قوّه» بود؛ یعنى براى تقویت بنیه علمى ما معلم امتحان مى‏گرفت، چون ما مجبور مى‏شدیم براى امتحان بیشتر درس بخوانیم امتحانات ما نتیجه‏اى براى معلم نداشت و همه نتیجه به خودمان برمى‏گشت. معلم فایده‏اى نمى‏برد، ولى ما فایده‏هاى زیادى مى‏بردیم.

معلم مهربان و دل‏سوز ما مى‏دانست که بهترین راه پیش رفت ما امتحان است. پس به این منظور از ما «امتحان قوّه» مى‏گرفت و «امتحان» اهمیت داشت و نه «نتیجه امتحان».

بسیارى از امتحانات الهى هم براى تقویت ما است. خداوند مهربان‏ مى‏داند که ما با امتحان پیش رفت مى‏کنیم، به خداوند نزدیک‏تر مى‏شویم، گناهان ما آمرزیده مى‏شود و .... به این خاطر خداوند ما را آزمایش مى‏کند.

خدا مى‏فرماید: «و شما را به چیزى [از قبیل‏] ترس و گرسنگى و کاهشى در دارایى‏ها و جان‏ها و محصولات امتحان مى‏کنیم و به صابران بشارت ده و نیز فرموده است: «الَّذینَ اذا اصبَتهُم مُصیبَةٌ قالوا انّا لِلَّهِ وانّا الَیهِ رجِعون ...»؛ افرادى که اگر به آنها مصیبتى برسد مى‏گویند: همه از خداییم و همگى به سوى او باز مى‏گردیم درود خداوند و رحمت الهى بر آنان باد و آنان، رستگارانند.

 (بقره، آیه 155)

خدا مى‏داند که اگر یکى از فرزندان آقاى الف از دنیا برود آقاى الف صبر مى‏کند و به خاطر صبر کردن، درجه‏اش بالا مى‏رود. لذا او را با از دست دادن فرزند، امتحان مى‏کند. شاید بپرسید چرا خدا بدون امتحان کردن درجه او را بالا نمى‏برد؟ پاسخ این است که-/ چنان که پیش از این برایتان نوشتم-/ خدا براى هر چیز علتى قرار داده و تا علت نباشد نتیجه حاصل نمى‏شود. خدا براى هر مسیر جاده و راهى قرار داده و از بى‏راهه نمى‏توان به مقصد رسید و یکى از راه‏هاى دریافت رحمت الهى، صبر در برابر مشکلات است.

2. روشن شدن وضعیت راستگویان و دروغ گویان براى خودشان و دیگران: فرض کنید خداوند هیچ کس را آزمایش نکند و مثلًا بدون این که برادر «الف» و «ب» به دنیا بیایند، در قیامت از بین این دو برادر، «الف» را مستقیماً به بهشت بفرستد و «ب» را با سر در جهنم فرو برد. آیا برادر «ب» حق ندارد بگوید خدایا مگر فرق من با برادرم چه بود که او بهشتى شد و من جهنمى؟ اگر خدا بگوید: من علم داشتم که اگرتوبه دنیا مى‏آمدى گناه‏کار مى‏شدى و به خاطر گناهانت به جهنم مى‏رفتى. آیا این پاسخ براى برادر «ب» و همه افرادى که آن را مى‏شنوند. قانع کننده است؟ آیا آقاى «ب» به دروغ ادعا نمى‏کند که اگر او هم به دنیا مى‏آمد از نیکوکاران مى‏شد؟!

 

                        سرسفره خدا، ص: 42