َچاه ذروان : محل سحر پیامبر( صلی الله علیه و آله) در مدینه
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: چاه ذروان ،محله زریق مدینه ،محل سحر پیامبر اکرم ( ص ) ،معوذتین

نام این  چاه در منابع   به صورتهای مختلفی چون :  ذروان،( بخاری) ذواروان ، (مسلم) ذاردان و ذاذان [1]  ذی ذروان [2] ضبط شده  است.  چاه  ذروان از لحاظ جغرافیایی  دراطراف بقیع  محله بنی زریق  مدینه  قرار دارد [3]در لسان العرب آمده مکانی است بین قدید و جحفه [4]  به نقل دیگر،  ذوران بین قدید و جحفه است  نه ذروان . [5]    نقل شده ،  سحر پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) دراین چاه اتفاق افتاده است.[6]که توسط  لبید بن اعصم غلام پیامبر (صلی الله علیه و آله ) [7] و یا به توسط  دختران لبید که افسونگر بودند  به همراه پدرشان[8]  پیامبر را با چند دندانه از شانه و لاخ مویی  که یازده گره زده  و آن را در چاه ذروان انداختند  . [9].تا اینکه خداوند معوذتین را نازل کرد که یازده آیه بود با خواندن هر آیه توسط حضرت علی( علیه السلام ) یکی از گره ها باز می شد لذا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) از (سر درد شدید)[10]  که از طریق جادو عارض شده بود شفا یافت [11] نقل شده جبرئیل نیز آن حضرت را با این کلمات تعویذ نمود ( بسم الله ارقیکمن کل شی یؤذیک من حاسد و عین ولله یشفیک ) [12] وبعد پیامبر دستور داد چاه را پر کردند . [13] در مکی و مدنی بودن معوذتین اختلاف است. [14]بخاطر قصه جادویی لبید بیشتر مفسرین [15] ؛ مدنی خواندند . ولی بعضی از مفسرین  معوذتین را از سوره های ابتدایی مکی هستند . [16]  با این وصف قصه سحر پیامبر را نمی شود قبول کرد . همانطوریکه ،علامه طبرسی در مجمع البیان نقل کرده  ،که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) هیچ گاه دچار سحر نشده است 17



[1] 1- تفسیر کوفی ص 363

[2] 2- الطبقات ج 2 ص 191

[3] - معا لم الاثیره ، ص 42 .

[4] 4- لسان العرب ج 14 ص 286

[5] - النهایه فی غریب الحدیث ص159

[6] 3- معالم الاثیره ص 42.

[7] 5- بحار الانوار ، ج 14 ، ص 74 ؛ البدایه و النایه ، ج 6 ، ص 39 ؛ معالم الاثیر ص  42 .

[8] 6-  بحار الانوار ، ج 14 ، ص 74 ؛ البدایه و النهایه ، ج 6 ، 39 ؛ التسهیل ج4 ص 225.

[9] 7- الطبقات ج 2 ص 191 ؛ التسهیل ج 4 ص 225؛معالم الاثیره ص 42

[10] 8- اسباب النزول واحدی ص 503 ؛تفسیر قمی ج 2 ص 450 غ مجمع البیان ج 1 ص 867.

[11] 9- الخرائج و الجرائح ج 1 ص 34؛ طب الائمه ص 118 ؛ الدر المنثور ج6 ص 417.

[12] 10- سنن النبی ص 187.

[13] 11- طب الائمه ص 118؛. صحیح بخاری ج4 ص 148 ؛ج 7 ص 176 ؛صحیح مسلم ج 7 ص 14

[14]12-  الاتقان ج1 ص 14 ؛ تاریخ یعقوبی ج2 ص 43  

[15] 13- تفسیر فرات کوفی ص 667؛  تفسیر صافی ج 5 ص 395

[16] 14- تفسیر ابن کثیر ج 8 ص 508 ؛ المیزان ج 20 ص 679 ؛التبیان ج5 ص 234.

[17] 15- مجمع البیان ج 10 ص 568 .