خانه ارقم بن ارقم : معروف به خانه اسلام
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خانه ارقم بن ارقم ،صحابه پیامبر

  ارقم بن عبد مناف بن اسد از تیره بنی مخزوم قریش ،ملقب به ابو عبدالله است.[1] او زمان جاهلیت لقب ابو عبد مناف داشت وقتی که مسلمان شد لقب او به عبد الرحمن تغییر کرد .[2] مادرش امیمه دختر حارث بن حباله از قبیله بنی خزاعه بود .[3] بنا به نقلی ارقم از خردمندان قریش بوده [4]و از جمله اسلام آورندگان نخستین است .[5] فرزندان ارقم او را هفتمین مسلمان معرفی کردند [6].و همچنین نقل شده ارقم از جمله  مهاجرین به مدینه [7] ، کارگزران زکات [8]، کاتبان پیامبر[9]و کاتبان وحی[10]  بوده است .        

     مطابق قول مشهورخانه ارقم معروف به خانه اسلام که درکنار کوه صفا  محله بنی زریق نزدیک خانه های سفیانیان است که در ضلع جنوبی کعبه  قرار دارد .[11]   بنا به نقل تاریخی « اسلم الارقم سابع سبعه و کانت داره علی الصفا » و یا از کتیبه ای « بسم الله الرحمن الرحیم . هذا مختبا رسول الله المعروف بدار الخیزران ، امر بعلمه و انشائه العبد الفقیر لرحمه الله تعالی ، جال الدین شرف الاسلام ،ابو جعفر محمد بن علی بن ابی منصور الاصفهانی وزیر الشام و الموصل الطالب الوصول الی الله تعالی ، الراجی لرحمته ، اطال الله فی الطاعه بقاه ، و انا  له فی الدارین مناه فی سنه خمس و خمسین و خمسماته » که از سال 555 روی این خانه به حا مانده  این خانه بر روی کوه صفا قرار داشته است [12].مکی در تاریخ القویم آورده که خانه ارقم تا محل شروع سعی در صفا 36 متر بوده است .[13] ازرقی می گوید در این خانه مسجدی بوده [14]؛ که طول آن هشت و دو قیراط کم عرض آن هفت یک سوم ذراع کم بود [15] . با توجه به ارزش این خانه توسط  خیزران ویا توسط مسلمانان مسجدی ساخته شد.[16] چون این خانه در سال  171ق توسط خیزران همسر هارون که به حج آمده بود خریداری شد و در تاریخ به نام او نیز ثبت شده در برخی منابع   دار الخیزران   آورده شده است  . [17]که محل تجمع و دیدار مسلمانان با پیامبر[18] و  بنا به نقل دیگر محل امنی برای مسلمانان به شمار می رفت[19] . علاوه بر اینها نقل شده  با رفتن مسلمانان به خانه ارقم زمینه هجرت به حبشه آماده  می شود چرا که در آ نجا مسلمانان توانستند پایه های اعتقادی خود را محکم نموده با اطلاعات عمیق از دین به حبشه هجرت کنند . [20] وقتی که تعداد مسلمانان به چهل تن رسید . دستور از طرف خداوند رسید که دعوت خود را علنی کند[21] آن موقع بود که تا پیامبر با مسلمانان   از خانه ارقم خارج می شوند .[22]

  

ارقم بن ارقم این خانه را برای فرزندان خود وقف (بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما قضی الارقم فی ربعه ما حاز الصفا انها محرمه بمکانها من الحرم ، لا تباع و لا تورث ، هشام بن العاص و فلان مولی هشام بن العاص [23] کرده بود تا اینکه مثل منطقه حرم  از ارث بردن و خرید و فروش باز دارد در این خانه فرزندان ارقم  تا زمان ابو جعفر ( ظاهرا منصور دوانیقی باشد ) به همان صورت باقی بود[24] ولی زمانی که  محمد بن عبدالله بن حسن خروج کرد و عبد الله بن عثمان بن ارقم از او پیروی کرد درحالیکه  او در موقع قیام شرکت نداشت منصور به حاکم خود در مدینه نوشت اورا بگیرد و زندانی کند  شخصی به نام شهاب از طرف ابو جعفر به نزد عبد الله بن عثمان در زندان رفت  شهاب دید عبد الله از زندان به دلیل داشتن سن بالا به ستوه آمده از فرصت استفاده نموده برای او  واسطه شد تا از ابو جعفر  عفو بگیرد به شرط فروختن  خانه ارقم  و سهم عبد الله را به هفده دینار خرید تا اینکه از زندان آزاد شد وبقیه خانه را هم ابو جعفر از طریق فریب دادن به توسط پول از  برادران عبد الله خرید . [25]

 این خانه در تاریخ به گونه ای اهمیت داشته که .بعنوان مقطع  تاریخی در آمده است.[26] حوادث دوران مکه در کتاب های سیره با ذکر اینکه  قبل از ورود پیامبر به خانه ارقم  یا بعد از ورود بوده  مشخص می شده است.[27]     

    البته اصحاب پیامبر  تا موقعی که پیامبردعوت خود را علنی نکرده بود  در دره ای درمکه دور از چشم مشرکان نماز خود را می خواندند روزی سعد بن ابی وقاص با عده ای از اصحاب پیامبر (خباب ،عمار ، ابن مسعود و سعید بن زید ) که حدود 30 نفر[28] بودند  در دره ای نزدیک خانه ارقم در مکه نماز می خواندند مشرکان با خبر شدند تعدادی آمدند با نماز گزاران درگیر شدند سعد بن ابی وقاص با استخوان فک شتری  یکی از مشر کان را زخمی کرد  پس از این واقعه پیامبر و یارانش در خانه ارقم پنهان شدند ودعوت خود را مخفیان  انجام می داد[29] و  در همان جا نماز می گزاردند  .[30]چنان که برخی ادعا کرده اند خانه ارقم دار الاسلام بود .[31] البته ازتاریخ دقیق ورود و مدت اقامت پیامبر در خانه ارقم  اطلاعی در دست نیست.  نقل شده چون ارقم از پیشگامان به اسلام بوده [32] و همچنین خانه او دور از دید مشرکان بوده پیامبر خانه او را برای دعوت پنهانی انتخاب کرد .[33]  اما دلیل دوم پذیرفته نمی شود چرا که مکه در آن زمان وسعت زیادی نداشت تا اینکه از عدهای حدود چهل نفر بی اطلاع باشند مگر اینکه گفته شود رفت و آمدها مخفیانه بوده است .[34]

      خانه ارقم همان خانه ای بود که پیامبر در آغاز دعوت به اسلام وارد شد تعدادی در آن خانه به اسلام پیوستند عده ای هم قبل ورود به آن آورده بودند. وافرادی بعد از خروج از آن خانه اسلام آوردند . امثال ابو عبیده بن جراح ، سعید بن زید ، اسماء بنت عمیس ، معمر بن حارث بن حبیب ، حاطب بن عمرو بن عبد شمس ،جعفر بن ابی طالب ، ابو حذیفه بن عتیبه بن ربیعه ،خباب بن الارت  ، عبد الله بن مسعود ، عبد الرحمن بن عوف ،عببیده بن حارث بن عبد المطلب  ،  عامر بن ربیعه، عثمان بن مظعون[35]  و ابو سلمه بن عبد الاسد پیش از ورود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) به خاته ارقم و قبل از علنی کردن دعوت به اسلام بود[36].  واقدی گوید: افرادی چون ، عمار بن یاسر ، طلیب بن عمیر، مصعب بن عمیر ،عاقل بن ابی البکیر ، عمر بن خطاب ، و صهیب بن سنان  بعد از سی و چند نفر در خانه ارقم اسلام آوردند[37] و اسلام حمزه  در سال ششم بعثت پس از ورود پیامبر(  صلی الله علیه و آله ) به خانه ارقم بود.[38]

      نقل شده زمانی که ییامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خانه ارقم بود عمر شمشیر به دست قصد کشتن پیامبر را داشت  چون شوهر خواهر  و خواهر خود را که به پیامبر ایمان آورده بودند دید به شوهر خواهرش حمله کرد و در این حین خواهر خواست از شوهر دفاع کند سرش با شمشیر عمر شکست به همین خاطر عمر از کشتن پیامبر منصرف شد ه و اسلام آورد.[39] تا اینکه در همان مکان بود که خداوند متعال دستور داد دعوت خود را علنی کن .[40]البته یک قول دیگر هست که رفتن  پیامبر و مسلمانان به خانه ارقم بعد از علنی شدن دعوت پیامبر بوده است [41].اما این قول درست به نظر نمی رسد چرا که اشخاص به طور مخفی به خانه ارقم می رفتند و همچنین پیامبر می خواست از آینده دعوت حفاظت کند تا اینکه به درگیری مسلحانه نکشد [42].

       در صورتی که به نظر مورخینی چون علامه سید مرتضی عاملی  این خانه این قدر اهمیت نداشت  و دلیل اینکه این قدر امثال واقدی و سیاست بازان مطرح کردند این بوده که اهمیت و نقش شعب ابی طالب فراموش شود و شاید پیامبر یکی و دو مرتبه بیشتر به خانه ارقم نرفته باشد[43].

      بنا به نقلی بنده جمال الدین  شرف الاسلام اصفهانی وزیر شام و  موصل  در سال 555 ساخته شد بعد ها بارها تعمیر یافت .[44]  و محلی برای حفظ قرآن بچه ها قرار گرفت  تا اینکه در سال 1375 قمری  زمان سعود بن عبد العزیز داخل مسجد شد  [45] ابراهیم بک در سال 1112 هجری این خانه را تجدید بنا کرد و برای آن قبه ای ساخت تا سال 1343 باقی بوده است .[46]  نقل شده این خانه تا سال 1395 ق 1354 ش وجود داشته نقل شده این خانه در سال 1399ه ق ویران شد . [47]  تا اینکه محل ان به کتابخانه تبدیل شد و در طرح توسعه مسجد تخریب گردید و الان محل پلکان برقی سمت صفا مدخل ورودی طبقه دوم است[48] .


[1]الاستیعاب ، ج ،1 ، ص 131 ؛تاریخ طبری ، ج 11 ، ص 519 ؛ الطبقات ، ج3 ،ص 183  ؛ تاریخ دمشق ،ج 37 ، ص 405  رجال ابی داود،  ص 47 .

[2]-انساب الاشراف ، ج10 ، 214؛ تاریخ دمشق ،ج 37،  ص 405.

[3] معرفه  الصحابه ،ج1، ص 322 .؛ الطبقات، ج 3 ، ص 183 ؛ نیل الاوطار، ج 4، ص 243 ؛ تا ریخ دمشق، ج 37 ،ص 405 .

[4] سیر اعلام النبلاء ج 2 \، ص 479 . نیل الاوطار، ج 4، ص 243 .

[5] -الاصابه، ج 1 ، ص 197 ؛ المنتظم ، ج5 ، ص 279 ؛ الطبقات، ج 3 ، ص 183 .

[6]  انساب الاشراف ، ج 10، ص 210 ؛ الطبقات ، ج 3، ص 183 ؛ الاستیعاب ،ج 1  ، ص 131 .

[7]  الاستیعاب، ج 1، ص 131 ؛ اسد الغابه ،ج 1، ص 60 .

[8]-البقات،  ج 3 ، ص 183 ؛ اسد الغابه ، ج 1 ، ص 60 ؛ نیل اوطار، ج4 ، ص 243 .

[9] -البقات ج3 ص 184 ؛ البدایه و النایه ج 5 ص 363 ؛ نیل اوطار ج4 ص 243.

[10]  البدایه و النهایه ج 5 ص 363  نیل اوطار ج4 ص 243 .

[11] -الاعلام ، ج 1 ، ص 288 ؛ اخبار مکه ازرقی ، ج 2 ، ص 260 ؛ تاریخ دمشق ، ج 4 ، ص 30 .

[12]  تاریخ القویم، ج2 ، ص 88.

[13] تاریخ القویم ، ج 2 ، ص 88 .

[14]  فرهنگ اعلام جغرافیایی  ، ص  341؛ اخبار مکه ازرقی، ج 4 ، ص 67  .

[15]  مراه الحرمین ، ص  207.

[16] تاریخ القویم ، ج2 ، ص 88 ؛ آثار اسلامی مکه و مدینه ص 157.

[17] - فرهنگ اعلام جغرافیایی ، ص 341 ؛الطبقات ، ج 3  ، ص 207و 209.

[18] - الاستیعاب ، ج 1،  ص 131 ؛ الطبقات ، ج 3 ، ص 183 .

[19] - اخبار مکه ازرقی، ج 4 ، ص 67  .

[20] عقد الثمین ،ج3 ، ص  ؛28 المستدرک ، ج 3، ص 502 .

[21] اخبار مکه ، ج 4 ، ص 67 .

[22]  اخبار مکه ازرقی، ج 4 ،ص 67.؛ الطبقات ، ج 3 ، ص 183 ؛ الاستیعاب ، ج1،  ص 132 ؛ السیره الحلبیه ، ج 1 ، ص 283 .

[23] الطبقات ، ج 3 ، ص 183 .

[24]  الطبقات،ج 3، ص183.

[25] الطبقات، ج3 ،ص 208.

[26] آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 157.

[27].آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 157 ، .حکمت نامه پیامبر اعظم ،ج 4 ، ص16.

.

[28]  سیرت جاودانه ،ج 1، ص 287.

[29]  سسیره المصطفی، ج 1 ،ص 154 ؛  سیره النبی ،ج 1، ص 275 ؛تاریخ طبری ،ج 2، ص 61-  62.

[30]- سیره حلبی \،ج 1، ص 283؛ ؛سیره دحلان ،ج 1 ، ص 99.

[31]  سیرت جاودانه،ج 1، ص  288.

[33] پژوهشی در سیره نبوی ، ص 16

[34] پژوهشی در سیره نبوی ، ص 17

[35] الطبقات، ج 3، ص 335. تاریخ دمشق، ج 35، ص 252 .

[36] .الطبقات، ج 3 ، ص  73 ،  205،77 ، 106و 207 .

38- آفرینش و تاریخ ، ج 2 ، ص  ؛793 ؛ الطبقات ،ج 3 ، ص 106 .

 

[38]  الطبقات، ج 3، ص 183.

[39]  الکامل فی التاریخ ، ج 7 ، ص 95.

[40] .تاریخ پیامبر اسلام  ،ص 99.

[41] سیره رسول خدا (ص ) ، ص 178

[42]پژوهشی در سیره نبوی ، ص 21 .

 

[43]الصحیح من سیره النبی ، ج 2 ، ص 345 .

  

[44]  تاریخ القویم ، ج 2 ، ص 88 ؛ آثار اسلامی مکه و مدینه ، ص 157  .

[45]  تاریخ القویم ، ج 2 ، ص 88.

[46] تاریخ قویم ، ج 2 ، ص 91 .

[47] -فرهنگ اعلام جغراافیایی ، ص 342 .

[48]تاریخ و آثار اسلامی ،  ص 133- 134.