فضیلتهاى اخلاقى‏
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: فضیلتهاى اخلاقى‏

پیغمبر اسلام صلى الله علیه وآله آراستن به فضیلتهاى اخلاقى را فلسفه بعثت خود دانسته و در این باره فرمود:

«بعثت لاتمّم مکارم الأخلاق»[1]

من براى آراستن جامعه انسانى به اخلاق نیکو مبعوث شدم.

آنچه به عنوان فلسفه بعثت انبیا در قرآن و احادیث آمده، مقدمه فلسفه بعثت یعنى شکوفا ساختن انسان و آراستن او به فضیلتهاى اخلاقى است.

فضیلتهاى اخلاقى و به تعبیر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله «مکارم اخلاق» شامل همه زیباییهاى اخلاقى است که خداوند متعال ادراک آن را به تمام انسانها الهام کرده است.[2] آنچه در روایات اسلامى به عنوان تبیین مکارم اخلاق آمده، تفسیر همین ادراک است. براى نمونه به دو روایت زیر توجه کنید:

یکى از یاران امام صادق علیه السلام به نام عبدالله بن بکیر از آن حضرت این گونه نقل مى‏کند:

خداوند پیامبران را با مکارم اخلاق، برجسته کرد، هرکس از این ویژگى برخوردار است، خدا را بر این نعمت ستایش کند وگرنه، از خداوند بخواهد که برخوردار شود.

عبدالله بن بکیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مکارم اخلاق چیست؟

فرمود: پرهیزکارى، قناعت، شکیبایى، شکر، بردبارى، حیا، سخاوت، شجاعت، غیرت، نیکى به دیگران، راستگویى و امانتدارى.[3]

در روایتى دیگر امام علیه السلام براى عبدالله بن مسکان، مکارم اخلاق را این طور تفسیر مى‏کند:

یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت و مروت.[4] و در روایت دیگرى در تفسیر مکارم اخلاق مى‏فرماید:

صادقانه جنگیدن، صادقانه سخن گفتن، اداى امانت، صله رحم، مهمان‏نوازى، غذا دادن به فقیر، پاداش دادن به نیکیها، حفظ حرمت همسایه، حفظ حرمت همصحبت و بالاتر از همه مکارم اخلاقى حیاست.[5]

برترین فضیلتها

معیار ارزیابى فضیلتهاى اخلاقى، نقش آن در تکامل انسان و جامعه است. برخى از خصلتهاى اخلاقى در سازندگى و نیز ارزشیابى خصوصیات افرادى که باید به آن آراسته باشند، بیشتر بارز و روشن است.

روایت شده که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:

عدل زیباست، ولى در زمامداران زیباتر است، سخاوت زیباست، ولى در ثروتمندان زیباتر است، پرهیزکارى زیباست، ولى در دانشمندان زیباتر است، شکیبایى زیباست، ولى در نیازمندان زیباتر است، توبه زیباست، ولى در جوانان زیباتر است، حیا زیباست، ولى در زنان زیباتر است.[6]

بخشى از برترین ارزشهاى اخلاقى اینهاست:

الف- انصاف:

انصاف یعنى به عدالت رفتار کردن با دیگران. قرآن کریم مى‏فرماید:

خداوند به عدل و احسان فرمان مى‏دهد.[7] امام على علیه السلام در توضیح این آیه فرمود: مقصود از عدل، انصاف و مقصود از احسان، نیکى‏کردن به دیگران است. آن حضرت در سخنى دیگر، از انصاف به عنوان بالاترین فضیلت انسانى یاد کرده است:

انصاف، برترین فضیلت اخلاقى است.[8] انسان در لحظه رسیدن به تکلیف باید تصمیم بگیرد با همه توان براى کسب فضیلت عدل و انصاف تلاش کند و این خصلت را در خود تقویت کند. امام على علیه السلام در توصیف بالاترین مراتب عدالت مى‏فرماید:

عادلترین مردم کسى است که با آن کسى که به او ظلم کرده، با انصاف رفتار کند[9].

اگر کسى به این مرتبه از عدل و انصاف رسید، از دیدگاه امام على علیه السلام شایسته نام‏ «مؤمن» است. سخن آن حضرت چنین است:

مؤمن کسى است که پاسخ بى‏انصافى را، با انصاف مى‏دهد.[10] رعایت انصاف، کارى بس دشوار است، معیار افزایش پاداش الهى، دشوارى کارى است که انسان براى خدا انجام مى‏دهد. افزون بودن ثواب انصاف بر ثواب همه نیکیها، نشان مى‏دهد که کارى دشوارتر از انصاف نیست.

امام على علیه السلام خود به این واقعیت تصریح کرده است:

میدان جانبدارى از حق و انصاف در گفتار، از هر موضوعى وسیعتر و در کردار، از هر چیز تنگ‏تر است.[11]

ب- ایثار:

از بهترین فضیلتهاى انسانى، ایثار است. یعنى انسان در تأمین نیازها، دیگران را بر خود مقدم بدارد.

امام على علیه السلام درباره این فضیلت فرمود:

ایثار، بالاترین فضیلتهاست.[12] شقیق بلخى از امام صادق علیه السلام پرسید: کرامت و بزرگوارى چیست؟

امام فرمود: نظر تو در این باره چیست؟

شقیق پاسخ داد: بزرگوارى این است که اگر به ما عطا شد، شکر مى‏گوییم و اگر نشد، صبر مى‏کنیم.

ایشان فرمود:- اینکه مهم نیست- سگهایى که در مدینه نزد ما هستند نیز این گونه‏اند! شقیق که از صراحت امام، سخت جا خورده بود، عرض کرد:

شما بزرگوارى را تفسیر کنید.

امام فرمود: بزرگوارى آن است که اگر به ما عطا شد، ایثار مى‏کنیم و دیگران را بر خود مقدم مى‏داریم و اگر نشد، شکر مى‏کنیم.[13] خاندان پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در این فضیلت انسانى همانند سایر فضیلتها الگو بودند. مردى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و از گرسنگى شکایت کرد. رسول خدا صلى الله علیه و آله کسى را به منزل فرستاد که اگر در خانه غذایى یافت شد، براى او بیاورد.

آن مرد با دست خالى بازگشت و عرض کرد: در منزل شما چیزى جز آب یافت نمى‏شد!

آن حضرت رو به اصحاب کرد و فرمود: کدام یک از شما امشب مى‏تواند این مرد را مهمان کند؟

امام على علیه السلام که در آن جمع بود، عرض کرد: اى رسول خدا، من.

امام آن مرد گرسنه را همراه خود به منزل برد. وقتى وارد خانه شدند، امیر مؤمنان از همسرش حضرت فاطمه علیهاالسلام پرسید: دختر پیامبر صلى الله علیه و آله چه دارى؟

حضرت فاطمه علیها السلام جواب داد: شام بیش از اندازه خودمان نداریم، ولى ایثار کرده و مهمان را بر خود مقدم مى‏داریم.

سپس به پیشنهاد امام، براى اینکه مهمان گرسنه نفهمد که میزبان، غذاى خود را براى او آورده، حضرت فاطمه علیها السلام فرزندانش را خواباند و سفره را آماده کرد.

حضرت على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام هر دو روزه بودند، دو قرص نان هم بیشتر نداشتند و مى‏خواستند افطار کنند، اگر چراغ روشن بود، شاید مهمان گرسنه خجالت مى‏کشید. از این رو، امام سراغ چراغ رفت، گویا مى‏خواهد نقص آن را برطرف کند، ولى بعمد آن را خاموش کرد و خود سر سفره نشست و دست به سوى غذا دراز نمود. حضرت على علیه السلام چنان وانمود کرد که با مهمان غذا مى‏خورد، ولى تا آخر چیزى نخورد. وقتى مهمان سیر شد، چراغ روشن گشت. او تصور مى‏کرد که میزبان هم مانند او سیر شد، لیکن خبر نداشت که على علیه السلام و همسرش آن شب را گرسنه به سر بردند.

فردا بخاطر قدردانى از این ایثار، آیه نُه از سوره حشر بر پیامبر

اسلام صلى الله علیه و آله نازل شد:[14] دیگران را بر خود مقدم مى‏دارند، هر چند سخت نیازمند باشند.[15]

ج- نیکى در پاداش بدى:

یکى دیگر از برترین فضیلتهاى اخلاقى، نیکى کردن درباره کسى است که به انسان بدى کرده است. امام على علیه السلام در این باره فرمود:

نیکى کردن در مقابل بدى دیگران، از زیباترین فضیلتهاى اخلاقى است.[16] روزى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در سخنرانى به اصحاب خود فرمود:

نمى‏خواهید شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمایى کنم؟

بهترین فضیلتهاى اخلاقى، عفو کردن کسى است که به تو ظلم کرده، پیوند کردن با کسى است که از تو بریده، نیکى کردن به کسى است که به تو بدى کرده، بخشیدن به کسى است که تو را محروم کرده است.[17]

د- صبر:

یکى از برترین فضیلتهاى اخلاقى، فضیلت صبر است. یعنى شکیبایى و مقاومت در برابر سختیها. امام على علیه السلام درباره آن فرمود:

صبر، زیباترین زیورهاى ایمان و شریفترین صفات انسان است.[18]

صبر، رمز موفقیت و وسیله رسیدن به آرمانهاى بلند و کمالات انسانى است. امام على علیه السلام فرمود:

به وسیله صبر دست رسى به آرمانهاى بلند میّسر است.[19] افرادى که از صبر برخوردار نیستند، هیچ‏گاه و در هیچ کارى نمى‏توانند موفق باشند.

ه- کیمیاى محبّت:

اصلى‏ترین نکته در پرورش اخلاقى نوجوان، آشنا ساختن او با «کیمیاى محبّت» است؛ کیمیاى عشق به خداوند مهربان، خالق زیباییها!

محبت خداوند متعال، رمز اصلى پرورش اخلاقى و خودسازى است.

در این باره، در مناجات شعبانیه مى‏خوانیم:

«الهى لم یکن لى حول فأنتقل به عن معصیتک إلا فى وقت أیقظتنى لمحبتک و کما اردت أن أکون کنت»

خداوندا! مرا توان آن نیست که نافرمانى تو را ترک کنم، مگر آن گاه که به نیروى محبّت خود مرا بیدار کنى و آن گاه چنان شوم که تو خواهى.

کیمیاى محبت خدا زشتیهاى اخلاقى را علاج مى‏کند و کلید تمام زیباییهاى اخلاقى را یکجا به انسان هدیه مى‏نماید.

انسان در آغاز تکلیف، بیش از هر وقت دیگر آمادگى یافتن این کیمیا را دارد. مربیان اخلاقى مکلف باید از این فرصت، بهترین و بیشترین بهره‏بردارى را داشته باشند. او این لطف و عنایت بزرگ را هیچ‏گاه فراموش نخواهد کرد.

 

روح پدرم شاد که مى گفت به استاد

 

فرزند مرا هیچ بجز عشق نیاموز

     

 

اگر انسان کیمیاى عشق خدا را آموخت، همه چیز آموخته و اگر نیاموخت، هیچ چیز نیاموخته است، هر چند از بزرگترین دانشمندان باشد.

سالار شهیدان در مقام نیایش فرمود:

خداوندا! تو همانى که جز خود را از دلهاى دوستانت زدودى تا جز تو را دوست ندارند ... چه چیز یافت آن که تو را نیافت؟! و چه چیز نیافت آن که تو را یافت؟![20] نقش محبت در پرورش اخلاقى و سازندگى دینى تا آنجاست که امام باقر علیه السلام دین را به محبت، تفسیر کرده و مى‏فرماید:

«الدین هو الحبّ و الحبّ هو الدّین»[21]

دین همان محبّت است و محبّت همان دین.

جشن تکلیف ویژه پسران، ص:102 -  109

[22]

 

 



[1] ( 1)- سفینة البحار، ج 1، ص 411- کنز العمال، حدیث شماره 36919

[2] ( 2)-« فألهمها فجورها وتقواها»( شمس، آیه 8.)

[3] ( 3)- اصول الکافى، ج 2، ص 56، حدیث 3

[4] ( 1)- همان، حدیث 2

[5] ( 2)- همان

[6] ( 3)- کنزالعمال، حدیث شماره 43542

[7] ( 1)-« إنّ اللّه یأمر بالعدل والاحسان»( نحل، آیه 90.)

[8] ( 2)-« الانصاف افضل الفضائل»( غررالحکم، حدیث شماره 805.)

[9] ( 3)-« اعدل الناس من انصف من ظلمه»( غررالحکم، حدیث شماره 3186.)

[10] ( 4)-« المؤمن ینصف من لاینصفه»( غررالحکم، حدیث شماره 1410.)

[11] ( 1)-« الحق اوسع الأشیاء فى التواصف واضیقها فى التناصف»( نهج‏البلاغه، خطبه 216.)

[12] ( 2)- غررالحکم، حدیث شماره 986

[13] ( 3)- احقاق الحق، قاضى سید نورالله حسینى مرعشى، ج 12، ص 235

[14] ( 1)- ر. ک. امالى الطوسى، ج 1، ص 188- احقاق‏الحق، ج 9، ص 144، با توضیحاتى از نگارنده

[15] ( 2)-« یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصه»( حشر، آیه 9.)

[16] ( 3)-« إن مقابلة الإساءة بالإحسان و ... لَمن أحسن الفضائل»( غررالحکم، حدیث شماره 3492.)

[17] ( 4)- بحارالانوار، ج 71، ص 399

[18] ( 5)-« الصبر احسن حلل الإیمان و اشرف خلائق الإنسان»( غررالحکم، حدیث شماره 1893.)

[19] ( 1)-« بالصبر تدرک معالى الأمور»( غررالحکم، حدیث شماره 4276.)

[20] ( 1)-« أنت الذى أزلت الأغیار عن قلوب احبائک حتى لم یحبّوا سواک ... ماذا وجد من فقدک؟! و ما الّذى فقد من وجدک؟!»( بحارالانوار، ج 98، ص 226، قسمتى از دعاى امام حسین علیه‏السلام در عرفات.)

[21] ( 2)- تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 285

[22] محمد محمدى رى شهرى، جشن تکلیف ویژه پسران، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1.