زشت‏ترین رذیلتها
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: زشت‏ترین رذیلتها

معیار ارزیابى رذیلتهاى اخلاقى، نقش مؤثر آن در انحطاط انسان و جامعه است. برخى از صفات زشت در شرایط خاصى به دلیل نقش مؤثرتر آن، زشت‏تر است.

اینک شرح کوتاهى در مورد برخى از زشت‏ترین رذیلتهاى اخلاقى از زبان پیشوایان بزرگ اسلام

الف- ظُلم:

ظلم، در مقابل عدل، یعنى رعایت نکردن جایگاه امور و تجاوز به حقوق خود یا دیگران.

امام على علیه السلام این خصلت را چنین توصیف مى‏کند:

ظلم، مادرِ همه رذیلتهاست.[1] جور، خطرناکترین اخلاق جانهاست.[2] در روایات اسلامى، ظلم بزرگترین گناه‏[3] و موجب خرابىِ دل،[4] زوال نعمت‏[5]، کوتاهى عمر[6] وتاریکى قیامت شمرده شده است‏[7] و خطرناک‏ترین شکل آن، ستم بر کسى است که یاورى جز خداوند متعال ندارد.[8]

ب- بداخلاقى:

کج خلقى و بد برخورد کردن با دیگران یکى از بدترین صفات ناپسند است. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در این باره فرمود:

هرگناهى توبه دارد، مگر بداخلاقى، زیرا شخص بداخلاق از هرگناهى توبه کند، به گناه دیگرى آلوده مى‏شود.

در حدیث دیگرى فرمود:

بداخلاقى گناهى است که آمرزیده نمى‏شود.[9] بنابر این، شخص بداخلاق قبل از توبه باید اخلاق زشت خود را خوب کند، وگرنه توبه براى او سودى ندارد.

بداخلاقى موجب فساد و تباهى اعمال نیک است. امام صادق علیه السلام در این زمینه فرمود:

اخلاق بد، کارهاى خوب را فاسد مى‏کند، همان‏گونه که سرکه عسل را فاسد مى‏نماید.[10] به رسول خدا صلى الله علیه و آله خبر دادند خانمى روزها روزه است و شبها را تا صبح به عبادت مى‏گذراند، ولى بداخلاق است و با زبان موجب آزار و اذیّت همسایه‏ها مى‏شود. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: خیرى در او نیست، او اهل دوزخ است![11] بداخلاقى گاه موجب مى‏شود شخص بداخلاق را در پایین‏ترین «درکات دوزخ» قرار گیرد. سخن پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله در این باره چنین است:

انسان از بداخلاقى به پایین‏ترین درکات جهنم مى‏رسد.[12] کج خلقى، موجب سخت‏ترین گرفتاریهاى انسان در جهان پس از مرگ است، زندگى دنیاى او را نیز تباه مى‏کند. امام على علیه السلام فرمود:

بداخلاقى موجب سختى زندگى و عذاب جان است.[13]

بدخلقى موجب وحشت نزدیک و رمیدن دور است.[14] لقمان حکیم به فرزندش چنین مى‏فرمود:

پسرم! از اظهار ملالت، کج خُلقى و بى‏تابى بپرهیز، که با این صفات زشت هیچ‏کس رغبت به ادامه همنشینى با تو نخواهد داشت. سعى کن در همه کارها آرامش را از دست ندهى، زحمت برادران دینى را تحمل کن و با تمام مردم خوش اخلاق باش.[15]

ج- خودپسندى:

یکى دیگر از صفات زشت، خودپسندى است. امام على علیه السلام فرمود:

بدترین چیزها این است که انسان از خود راضى باشد.[16] همچنین در نصیحتهاى آن حضرت به مالک اشتر آمده است:

از خودپسندى بطور جدى پرهیز کن، مواظب باش به آنچه نقطه قوت خود مى‏دانى، اعتماد نکنى، و علاقه به ستایش دیگران نداشته باشى که اینها همه از مطمئن‏ترین فرصتهاى شیطان است تا نیکى نیکوکاران را نابود سازد.[17] خودپسندى سبب مى‏شود انسان نتواند عیبها و ضعفهاى اخلاقى و عملى خود را ببیند؛ در روایات اسلامى خودپسندى آفت عقل‏[18]، نشانه‏ حماقت‏[19] و زیانبارترین نادانیها[20] شمرده شده است.

شخص خودپسند به دلیل اعتماد بى‏اندازه به اندیشه خود بطور معمول در انتخاب راه صحیح اشتباه مى‏کند. و در هیچ کارى پیشرفت چشمگیرى ندارد. رشد این صفت زشت در انسان موجب هلاک ابدى او مى‏شود.[21]

د- تکبّر:

از آثار زشتِ خودپسندى، تکبّر است. انسان متکبّر دیگران را کوچک و خود را بزرگ مى‏پندارد و این پندار در رفتار اجتماعى او بخوبى دیده مى‏شود.

امام على علیه السلام این بیمارى را چنین توصیف مى‏کند:

تکبّر، زشت‏ترین اخلاق است.[22] کبر، بدترین آفات عقل است.[23] از تکبر بپرهیز که بزرگترین گناهان و پست‏ترین عیبهاست، و زیور شیطان است.[24] خود بزرگ‏بینى آثار زیانبار فراوانى براى زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد که به بخشى از آن که در روایات اسلامى آمده، اشاره مى‏شود:

1- محرومیت از رشد علمى‏[25] 2- محرومیت از دوست واقعى

3- محرومیت از ستایش دیگران‏[26] 4- کوچک بودن در نظر مردم‏[27] 5- بدگویى مردم‏[28] 6- آمادگى روانى براى آلودگى به بسیارى از گناهان‏[29]

ه- حسد:

حسد، نوعى بیمارى روانى است که در نتیجه آن انسان از نعمت ورفاه و خوشى دیگران رنج مى‏برد و از مصیبت و زحمت آنان شاد مى‏گردد.[30] از این رو، حسود همیشه آرزو دارد که نعمت‏ها از مردم گرفته شود، هرچند به او چیزى نرسد![31] حسد، دشمنى است بى‏رحم که بدن را بیمار[32] روح را گرفتار[33]، راحتى را زایل‏[34]، اندوه را بسیار[35]، زندگى را تلخ‏[36]، ایمان را تباه‏[37] وحسنات را نابود[38]

مى‏نماید، ودر یک جمله انسان را در دنیا و آخرت بدبخت مى‏کند.[39] بدین جهت، امام على علیه السلام حسد را خطرناک ترین بیماریهاى روانى‏[40] و بدترین رذیلتهاى اخلاقى‏[41] توصیف کرده است.

و- بُخل:

بخل یکى دیگر از بدترین صفات است. بخل، ضد سخاوت، به معناى خرج نکردن مال در مواردى است که مصرف کردن آن شایسته است.

امام على علیه السلام بُخل را زمینه‏ساز انواع ضعفهاى اخلاقى و عملى دانسته، در این باره فرمود:

بُخل دربردارنده همه عیبهاست و افسارى است که انسان را به سوى هر بدى مى‏کشاند.[42] پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله شخص بخیل را چنین توصیف کرده است:

شخص بخیل از خدا و مردم و بهشت دور بوده و به آتش دوزخ نزدیک است.[43]

جشن تکلیف ویژه پسران، ص:95 -  101

[44]

 

 



[1] ( 1)-« الظلم امّ الرذائل»( غرر الحکم، حدیث شماره 804.)

[2] ( 2)-« شر اخلاق النفوس الجور»( غرر الحکم، حدیث شماره 5753.)

[3] ( 3)-« ایاک والظلم فإنّه اکبر المعاصى»( غرر الحکم، حدیث شماره 2665.)

[4] ( 4)-« إیّاکم والظّلم فإنه یخرب قلوبکم»( بحارالأنوار، ج 57، ص 315، حدیث 34.)

[5] ( 5)-« بالظّلم تزول النّعمة»( غرر الحکم، حدیث شماره 4230.)

[6] ( 6)-« من جار قصم عمره»( غرر الحکم، حدیث شماره 7750.)

[7] ( 7)- اصول الکافى، ج 2، ص 332، حدیث 10

[8] ( 8)- اصول الکافى، ج 2، ص 331

[9] ( 1)-« سوء الخلق ذنب لایغفر»( المحجة البیضاء، ج 5، ص 93.)

[10] ( 2)- بحار الأنوار، ج 73، ص 296

[11] ( 3)- بحار الانوار، ج 71، ص 394، حدیث 63

[12] ( 4)-« إن العبد لیبلغ من سوء خلقه اسفل درک جهنم»( محجة البیضاء، ج 5، ص 93.)

[13] ( 5)-« سوء الخلق نکد العیش و عذاب النفس»( غرر الحکم، حدیث شماره 5639.)

[14] ( 1)-« سوء الخلق یوحش القریب و ینفر البعید»( غرر الحکم، حدیث شماره 5593.)

[15] ( 2)- بحار الانوار، ج 13، ص 419، حدیث 14

[16] ( 3)-« شرالأمور الرّضا عن النفس»( غرر الحکم، حدیث شماره 5723.)

[17] ( 4)-« ایاک والإعجاب بنفسک والثقة بما یعجبک منها وحبّ الاطراء فإن ذلک من اوثق فرص الشیطان فى نفسه لیمحق مایکون من احسان المحسنین»( نهج البلاغه، نامه 53.)

[18] ( 5)-« الاعجاب ضد الصواب وآفة الألباب»( بحار الانوار، ج 77، ص 204.)

[19] ( 1)

[20] ( 2)

[21] ( 3)

[22] ( 4).

[23] ( 5)

[24] ( 6)

[25] ( 7)

[26] ( 1) لا یطمئن ذو الکبر فى الثنا الحسن( بحارالانوار ج 73 ص 233 32)

[27] ( 2) من تکبر قصمة الله و قال احسنا فهو فى اعین الناس صغیر و فى نفس کبیر( الترغیب و الترهیب ج 3 ص 560

[28] ( 3) ثمر الکبر مسبة( غرر الحکم حدیث 4614

[29] ( 4) الحساد یفرح بالشرور و یغنم ولسرور( غرور الحکم حدیث 1474)

[30] ( 5) الحساد الذى یتمنى زوال الغمة عن صاحبها وان لم یردها لنفسه( جامع الاخبار ص 156)

[31] ( 6)-« الحاسد الذى یتمنّى‏ زوال النعمة عن صاحبها و إن لم یردها لنفسه»( جامع الاخبار، ص 156.)

[32] ( 7)-« العجب لغفلة الحساد عن سلامة الأجساد»( نهج البلاغه، حکمت 225.)

[33] ( 8)-« الحسد حبس الروح»( غرر الحکم، حدیث شماره 372.)

[34] ( 9)-« لاراحة لحسود»( غرر الحکم، حدیث شماره 10435.)

[35] ( 10)-« الحسد حزن لازم و عقل هائم»( شرح نهج البلاغه، ابن ابى‏الحدید، ج 20، ص 267، حدیث 97.)

[36] ( 11)-« أسوء الناس عیشاً الحسود»( غرر الحکم، حدیث شماره 2931.)

[37] ( 12)-« الحسد یفسد الایمان کما یفسد الصبر العسل»( الجامع الصغیر، ج 1، ص 589، حدیث 3819.)

[38] ( 13)-« الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب»( سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1408، حدیث 4210.)

[39] ( 1)-« ثمرة الحسد شقاء الدنیا والآخرة»( غرر الحکم، حدیث شماره 4632.)

[40] ( 2)-« الحسد شرّ الأمراض»( غرر الحکم، حدیث شماره 332.)

[41] ( 3)-« رأس الرذایل الحسد»( غرر الحکم، حدیث شماره 5242.)

[42] ( 4)-« البخل جامع لمساوى العیوب و هو زمام یقاد به الى کلّ سوء»( نهج البلاغة، حکمت 378.)

[43] ( 5)-« البخیل بعید من اللَّه، بعید من الجنة، بعید من الناس، قریب من النار»( سنن الترمذى، ج 4، ص 342، حدیث 1961.)

[44] محمد محمدى رى شهرى، جشن تکلیف ویژه پسران، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1.