عوامل عفّت‏
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: عوامل عفّت‏

ایستادگى در برابر شهوت و کششهاى انحرافى درونى، تنها با تکیه بر ایمان و قدرت اراده، امکان‏پذیر است؛ هرچه ایمان و اراده قویتر باشد، مقاومت او در برابر جاذبه‏هاى جنسى بیشتر و عفّت او افزوده مى‏گردد.

تمام امورى که بگونه‏اى در تقویت این دو عنصر اصلى عفت مؤثرند واز آلودگیهاى جنسى پیشگیرى مى‏کنند، عوامل عفت‏اند. مهمترین عوامل عفت از این قرار است:

1- ایمان:

ایمان به خدا و زندگى پس از مرگ، قویترین عوامل عفت است.

شخص با ایمان، خداوند متعال را همه‏جا حاضر و ناظر مى‏داند و باور دارد که همه کارهاى او به وسیله فرشتگان الهى در پرونده‏اى ثبت مى‏شود. و روزى مورد رسیدگى قرار خواهد گرفت و عاقبت، بهشت، سرنوشت نیکوکاران و دوزخ، کیفر تبهکاران است.

این اعتقاد، بهترین مانع فسادهاى اخلاقى و اجتماعى است و بدون آن، هیچ عاملى نمى‏تواند شهوترانى انسان را کنترل کند.

هرقدر ایمان تقویت شود، بر عفّت افزوده مى‏گردد و بیشتر مى‏تواند در برابر شهوت خود مقاومت کند تا آنجا که به گفته امام على علیه السلام کسى که شایسته نام مقدس «مؤمن» است، هرگز به آلودگیهاى جنسى مبتلا نمى‏شود.

«ما کذب عاقل ولازنى مؤمن»[1]

عاقل دروغ نمى‏گوید و مؤمن زنا نمى‏کند.

هر قدر ایمان ضعیفتر شود، عفّت و مقاومت در برابر شهوت کاهش مى‏یابد تا آنجا که بى‏عفّتى، موجب سلب روح ایمان مى‏گردد.

2- حیا:

یکى از اصلى ترین موانع انحراف جنسى، احساس شرم از کارهاى زشت است. به فرموده امام على علیه السلام حیا سبب عفت، و عفت ثمره حیاست:

«سبب العفّة الحیاء»[2]

سبب عفّت، شرم است.

«الحیاء ثمرة العفّة»[3]

حیا میوه عفّت است.

هر قدر، احساس شرم از زشتیها در انسان تقویت شود، بر عفت او افزوده مى‏گردد:

«أعفّکم احیاکم»[4]

باعفت‏ترین شما، باحیاترین شماست.

احساس شرم و حیا براى همه زیباست، ولى به گفته حضرت محمد صلى الله علیه و آله براى بانوان زیباتر است:

«الحیاء حسن ولکن فى النساء أحسن»[5]

حیا زیباست، ولى در زنان زیباتر است.

حیا عفّت جنسى را در انسان تقویت مى‏کند، و موجب تقویت مطلق عفّت (عفت شکم، چشم، زبان، دست و ...) است و در پیشگیرى از انواع انحرافات مؤثر است. امام على علیه السلام فرمود:

«الحیاء یصدّ عن الفعل القبیح»[6]

شرم، مانع کار زشت است.

به فرموده رسول خدا صلى الله علیه و آله:

از مثلهاى پیامبران در میان مردم جز این باقى نمانده که: «اگر حیا ندارى، هرچه مى‏خواهى بکن!»[7] حیا با پیشگیرى از مفاسد، جان آدمى را براى آراسته شدن به انواع کمالات و زیباییها آماده مى‏کند. امام على علیه السلام در این‏باره فرمود:

حیا، وسیله‏اى است به سوى همه زیباییها.[8] حیا، کلید تمام نیکیهاست.[9] حیا در سازندگى انسان تا آنجا مؤثر است که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:

من به نجات منافق تا آنجا که شرم را از دست نداده، امیدوارم.[10]

حیا در روایات اسلامى به عنوان نور ایمان،[11] لباس ایمان،[12] نظام ایمان،[13] قرین ایمان،[14] اخلاق اسلام‏[15]، زیباترین زیورهاى دین،[16] ارزنده‏ترین صفات انسان و از ویژگیهاى همه پیامبران‏[17] تعریف شده است.

از نظر اسلام، مطلقِ شرم، پسندیده نیست، بلکه در روایات اسلامى شرم به دو نوع تقسیم مى‏شود:

1- شرم پسندیده‏

2- شرم نکوهیده‏

شرم پسندیده، شرمى است که انسان را از کارهاى زشت بازمى‏دارد.

این شرم نشانه عقل و قدرت ایمان و روان است. آنچه در فضیلت حیا و شرم ذکر شد، این نوع از شرم است.

شرم نکوهیده، شرمى است که انسان را از کارهاى نیک بازمى‏دارد.

اسلام این شرم را نشانه حماقت و نادانى و ناتوانى دانسته است.[18] اینک روایاتى از امام على علیه السلام درباره شرم نکوهیده:

1- کسى که از گفتن حق، شرم مى‏کند احمق است.[19]

2- بدون تردید هیچ کس نباید از یاد گرفتن چیزى که نمى‏داند، حیا کند.[20] 3- وقتى از کسى چیزى مى‏پرسند که نمى‏داند، بى‏شک نباید از گفتن «نمى‏دانم» شرم کند.[21]

3- غیرت:

تعصّب ناموسى غیرت نامیده مى‏شود. «غیور» کسى است که اجازه نمى‏دهد، حرمت ناموس او شکسته شود. کسى که براى ناموس خود احترام مى‏گذارد، به خود اجازه نمى‏دهد که به ناموس دیگران بى‏حرمتى کند. مى‏داند که اگر به ناموس دیگرى تجاوز کرد، ناموس او مورد تجاوز قرار خواهد گرفت.

غیرتش به او اجازه بى‏عفتى نمى‏دهد. امام على علیه السلام در این باره فرمود:

«مازنى غیور قطّ»[22]

شخص با غیرت هیچ گاه زنا نمى‏کند.

هرقدر غیرت انسان تقویت شود، عفّت او افزوده مى‏گردد و انحرافات جنسى و آلودگیهاى اخلاقى کمتر مى‏شود. امام على علیه السلام فرمود:

«قدر الرّجل على قدر همّته ... و عفته على قدر غیرته»[23]

شخصیت هرکس به اندازه همت او ... و عفّتش به اندازه غیرت اوست.

یکى از راههاى پیشگیرى از انحرافات جنسى جوانان و تقویت عفت‏ اجتماعى، پرورش تعصب ناموسى در جامعه است.

4- روزه:

یکى از آثار مهم روزه، عفّت جنسى است. در روایات اسلامى، به جوانهایى که قادر به ازدواج نیستند، توصیه شده روزه بگیرند. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:

«یا معشر الشباب علیکم بالباه فإن لم تستطیعوه فعلیکم بالصیام فإنّه وجاؤه»[24]

جوانها! ازدواج کنید، اگر نمى‏توانید، حتماً روزه بگیرید که روزه غریزه جنسى را کنترل مى‏کند.

عثمان بن مظعون یکى از یاران بزرگ پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بود. او براى کنترل غریزه جنسى خود، تصمیم گرفت خود را اخته کند! تصمیم خود را با آن حضرت در میان گذاشت. رسول خدا صلى الله علیه و آله او را از این کار نادرست نهى کرد و به جاى آن توصیه نمود که روزه بگیرد و فرمود:

«إنّ اختصاء امتى الصّیام»[25]

کنترل غریزه جنسى امت من روزه است.

روزه، بطور طبیعى غریزه جنسى را کاهش مى‏دهد و کنترل مى‏کند، تمرین قدرت اراده نیز محسوب مى‏شود. با افزایش قدرت اراده، انسان در برابر هوسهاى‏حرام مقاوم‏مى‏گردد، وعفت چیزى جزمقاومت در برابر شهوت نیست.

5- استمداد از خدا:

مقاومت در برابر شهوت، براى همه بخصوص براى جوان کارى دشوار است و بدون کمک گرفتن از خداوند میسر نیست. پیشوایان اسلام به ما یاد داده‏اند که در کنار به کارگیرى همه توان براى مقاومت در برابر هوسهاى حرام، از خداوند نیز استمداد کنیم. در قسمتى از نیایش امام زین العابدین علیه السلام، در این باره چنین مى‏خوانیم:

«الهى خلقت لى جسماً و جعلت فیه آلات اطیعک بها و اعصیک و اغضبک وارضیک وجعلت لى من نفسى داعیة الى الشهوات واسکنتى داراً قد ملئت من الآفات ثم قلت لى إنزجز فبک أنزجر وبک اعتصم وبک استجیر وبک احترز واستوفقک لما یرضیک»[26]

خدایا! براى من جسمى آفریدى و در آن ابزارى قرار دادى که مى‏توانم با آن از تو اطاعت کنم و یا با تو مخالفت نمایم، تو را خشمگین کنم و یا خشنود سازم. در درونم آنچه که مرا به شهوتها دعوت مى‏کند نهادى، و مرا در خانه‏اى سکونت دادى که پر از آفات است. سپس به من فرمودى: بایست! به کمک تو بازمى‏ایستم، به تو چنگ مى‏زنم، به تو پناه مى‏برم، و به کمک تو از آنچه دوست ندارى پرهیز مى‏کنم و از تو توفیق انجام آنچه را دوست دارى، مى‏خواهم.

اگر تلاش براى پیشگیرى از آلودگیها با کمک خواستن از خداوند همراه شود، انسان بر وسوسه‏هاى نفس و شیطان، پیروز مى‏گردد که خداوند خود وعده قطعى پیروزى داده است.

«والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا و إنّ اللّه مع المحسنین»[27]

آنان که در راه ما همه توان خود را به کار گرفتند، بدون شک ما آنها را به راههاى خود رهنمون مى‏شویم که خدا با نیکوکاران است.

جشن تکلیف ویژه پسران، ص:88 -  94

[28]

 

 



[1] ( 1)- غرر الحکم، حدیث شماره 9531

[2] ( 2)- غرر الحکم، حدیث شماره 5527

[3] ( 3)- همان، حدیث شماره 4612

[4] ( 4)- همان، حدیث شماره 2837

[5] ( 1)- کنزالعمال، حدیث شماره 43542

[6] ( 2)- غرر الحکم، حدیث شماره 1393

[7] ( 3)-« لم یبق من امثال الأنبیاء الّا قول النّاس إذا لم تستح فاعمل ماشئت»( امالى الصدوق، ص 412، حدیث 1.)

[8] ( 4)-« الحیاء سبب إلى کل جمیل»( تحف العقول، ص 84.)

[9] ( 5)-« الحیاء مفتاح کلّ خیر»( غرر الحکم، حدیث شماره 340.)

[10] ( 6)-« ارجو للمنافق مادام یستحیى»( الفردوس، ج 1، ص 424، حدیث 1722.)

[11] ( 1)-« الایمان شجرة اصلها الیقین و فرعها التقى و نورها الحیاء»( غررالحکم، حدیث شماره 1786.)

[12] ( 2)-« الایمان عریان ولباسه الحیاء»( روضة الواعظین، ص 504.)

[13] ( 3)-« الحیاء نظام الإیمان»( المجازات النبویّة، ص 105.)

[14] ( 4)-« الحیاء والایمان مقرونان لایفترقان»( تاریخ بغداد، ج 10، ص 95.)

[15] ( 5)-« إن لکلّ دین خُلُقاً و إن خُلُق الإسلام الحیاء»( سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1399، حدیث 4182.)

[16] ( 6)-« أحسن ملابس الدین الحیاء»( غرر الحکم، حدیث شماره 2997.)

[17] ( 7)-« خمس من سنن المرسلین: الحیاء، والحلم والحجامه والسواک والتعطّر»( نهج الفصاحه، حدیث شماره 1463.)

[18] ( 8)-« الحیاء حیاءان حیاء عقل و حیاء حمق، فحیاء العقل هوالعلم و حیاءالحمق هوالجهل»( اصول الکافى، ج 2، ص 106، حدیث 6.)

[19] ( 9)-« من استحیى من قول الحق فهو احمق»( غرر الحکم، حدیث 11، شماره 8650.)

[20] ( 1)-« لایستحیین احد إذا لم یعلم الشئ أن یتعلّمه»( نهج البلاغة، حکمت 82.)

[21] ( 2)-« لایستحیین احد منکم اذا سئل عما لایعلم أن یقول لااعلم»( نهج البلاغه، حکمت 82.)

[22] ( 3)- نهج البلاغه، حکمت 305

[23] ( 4)- نهج البلاغة، حکمت 47

[24] ( 1)- وسائل الشیعة، ج 10، ص 410، موسسه آل البیت، بیروت

[25] ( 2)- همان

[26] ( 1)- بحار الانوار، ج 94، ص 107

[27] ( 2)- عنکبوت، آیه 69

[28] محمد محمدى رى شهرى، جشن تکلیف ویژه پسران، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1.