آیا واژة روحانی ترجمه ای از پدر روحانی مسیحیت نیست؟
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آیا واژة روحانی ترجمه ای از پدر روحانی مسیحیت نیست

پاسخ:

انسان دارای دو جنبه است یکی جنبة حیوانی و جسمی و دیگری جنبة معنوی و روحی، و تمام کمالات انسانی هم به همین جنبة وجودی انسان است و رسیدن به این کمال در گرو تعلیم و تربیت صحیح و تهذیب نفس و اصلاح اخلاق است، که در صورت نبود آن یقیناً انسان، شخصیت انسانی خود را باز نیافته و به مقام والای انسانی نخواهد رسید.
و از آنجا که هر دینی به یک گروه نیازمند است تا متخصص و دانایان آن دین باشند و مردم را به تعالی روح و معنویت هدایت کنند، در مکتب اسلام از این طبقه به عالم تعبیر شده است لذا علما رسالت بزرگی در برابر هدایت جامعه به سوی معنویت که مربوط به روح انسانیت است دارند و اگر جائی به جنبة حیوانی و مادی انسان اهمیت داده می شود برای رسیدن به بعد معنوی و روحی است.(1)
روحانی از روح است به معنی جان، نفس و آنچه مایة‌ زندگی نفس هاست، و هر چیزی را که از مقولة روح و جان و معنویت و جدا از مادیات باشد روح گویند.
در اصطلاح امروزی به عالم، فقیه و طلاب علوم دینی، روحانی اطلاق می شود که به معنای معنوی بودن، تقدس، پاکی و پارسایی است.(2)
عنوان های امروزی مانند: شیخ، ملا، آخوند و روحانی، اسم هایی هستند که خود مردم انتخاب کرده اند و دین اسلام غیر از عالم و فقیه عنوان دیگری بر متخصصین علوم دینی اطلاق نکرده است و لفظ روحانی اصطلاحی نو و جدید است که بعد از دوران مشروطیت، از مسیحیت گرفته شده. چون مسیحیت روی این حساب که روح از تن و آخرت از دنیا جداست و روحانی دینی در نظر آنها، باید تارک دنیا باشد به علمای خودشان روحانی می گفتند.
هر چند اصطلاح روحانی بعدها در ایران رایج شد، لکن منظور شیعیان این نیست که روحانیت در مسائل اجتماعی دخالت نکنند، بلکه از این جهت به علماء، روحانی گفته می شود که همین دخالتهای روحانیت در امور مادی، سیاسی و حکومتی هم برای رسیدن مردم به آخرتشان است.
برای همین روحانیان باید اول بکوشند خودشان عالم و دین شناس شوند و بعد در اصلاح محیط بکوشند و از آلودگی های محیط تا حد امکان بکاهند و این می طلبد که عالم در مسائل اجتماعی و حکومتی نقش موثری داشته باشد و با کناره گیری از قدرت، نمی تواند آلودگی های محیط را از بین ببرد.(3)
اگر شیعه به عالم دینی خود روحانی می گوید، مراد این نیست که انتظاری مثل مسیحیت از پدر روحانی خود دارند و آن دعا کردن در کلیسا در روزهای یک شنبه است! بلکه با توجه به سابقة رایج شدن این اصطلاح، معلوم می شود که پس از مبارزه علمای دین در دوران مشروطیت، بعید نیست که بگوئیم کلمة‌ روحانی را آوردند تا بگویند روحانیت نباید به مسائل اجتماعی اهمیت بدهند و به فکر تشکیل حکومت اسلامی باشند. ولی امروزه شیعیان نه تنها مراد از کلمة روحانی را دوری از مسائل حکومتی نمی دانند بلکه تشکیل حکومت توسط روحانیت را از ضروریات اسلام می دانند. علاوه بر این، علمای اسلام وظایف دیگری هم دارند که می رساند واژة روحانی از هر کجا آمده باشد برای این طبقه (علما) مصداق درستی است زیرا جامعه را به سوی معنویت و روح و آرامش و آسایش می برند. مثلا:
1. شناختن و شناساندن ابعاد مختلف دین و فرهنگ دینی.
2. آگاه سازی توده ها نسبت به آفات، خطرات و آسیب های مختلف نفسانی‌شیطانی و خطرات دشمنان داخلی و خارجی و راه مقابله با آنها، چرا که فقط آشنا کردن جامعه به بیماری ها و درمان نکردن آن، هیچ سودی جز بیشتر شدنِ درد و رنج جامعه نخواهد داشت.
3. تقویت معنویت، روحیة ایثار و شهامت و شهادت، و برخوردار ساختن جامعه از قدرت تحلیل بالا در مقابل حوادث و مسائل روز.

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. فاطر:28، احزاب:39. و مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، بی جا، صدرا،1363ه‍.ش، ص 33، و مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، صدرا، 1366ه‍.ش بی جا، ص 76.
2. دهخدا، علی اکبر، لغت نامة دهخدا، کلمه روح، تهران، موسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران و المنجد، ج 1، کلمة روح.
3. مطهری، مرتضی، خاتمیت، بی جا، صدرا، 1370 ه‍.ش، ص106. و مطهری، مرتضی، امدادهای غیبی، بی جا، صدرا، 1369 ه‍.ش، ص47.