علت صلح امام حسن ـ علیه السلام ـ چیست؟
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: علت صلح امام حسن ـ علیه السلام ـ ،چرا امام علی ـ علیه السلام ـ با معاویه جنگ کرد ،چرا امام حسن ـ علیه السلام ـبا معاویه صلح کرد؟

علت صلح امام حسن ـ علیه السلام ـ چیست؟ چرا امام علی ـ علیه السلام ـ با معاویه جنگ کرد و امام حسن ـ علیه السلام ـ صلح؟

پاسخ:

در جواب این پرسش باید گفت که اگر امام حسن –علیه السلام- از همان ابتدا بنای سازش با معاویه را داشت این اشکال بر امام وارد بود که چرا بر خلاف روش پدرش عمل کرده است . اما بسیج نیرو و نامه نگاریهای اولیه بین امام و معاویه و خطبه های آتشین امام علیه معاویه همه وهمه نشان از تصمیم جدی برای جنگ داشت ولی با تغییر شرایط به نفع معاویه و ترس از نابودی کامل جریان تشیع توسط معاویه تصمیم امام عوض شد که ما در مطالب بعدی به اختصار به این اوضاع اشاره خواهیم کرد.
همچنین به این نکته نیز باید توجه کنیم که صلح کاملا بر امام تحمیل شد و امام چاره ای جز پذیرش آن نداشت همانگونه که پدرش امیرالمؤمنین هم در صفین با این که قدمی تا پیروزی نهایی فاصله نداشت با فشار نیروهای کوته بین که فریب معاویه را خورده بودند مجبور به توقف جنگ وپذیرش حکمیت گردیدند.
و مطلب بعدی این که تمام ائمه دریک مسیر حرکت می کردند وتغییر روشهایی که مادر ظاهر مشاهده میکنیم به جهت تفاوت شرایط محیطی وسیاسی میباشد همچنان که با مطالعه سیره پیامبر اتخاذ تاکتیکهای متفاوت تحت شرایط متفاوت را از سوی آن حضرت شاهد هستیم و خود امام –علیه السلام – هم صلح خود را به صلح پیامبر بامشرکان تشبیه میکنندو چنین می فرمایند:«علت صلح من با معاویه، همان علت صلح رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با بنی‌ضَمَرِه و بنی اشجع است، هنگامی که از حدیبیه بر می‌گشت. با این تفاوت که آنان آشکارا کافر بودند ولی معاویه و یارانش در باطن کافرند. اگر من از جانب خدا امام هستم پس جایز نیست در قبول صلح و یا جنگ به سفاهتِ رأی و اشتباه متهم شوم، اگر چه حکمت آنچه انجام می‌دهم بر افراد مشتبه باشد. آیا نمی‌بینی که خضر (به خاطر سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر و تعمیر دیوار) از طرف موسی ـ علیه السلام ـ مورد غضب واقع شد. برای آن‌که علت برای او مشتبه بود، تا این‌که خضر به او خبر داد و موسی راضی شد. هم چنین من نیز به خاطر صلحی که با معاویه کردم، از طرف کسانی که علت امر را نمی‌دانستند مورد غضب واقع شدم. اگر من صلح نمی‌کردم معاویه یک نفر شیعه روی زمین باقی نمی‌گذاشت».(1)
از جمله عللی که می‌توان برای صلح آن حضرت با استفاده از فرمایشات خود حضرت ذکر نمودتفاوت فاحش روحیه ی مردان صفین ومردان لشگر حضرت است . حضرت در خطبه ای -قبل از صلح- خطاب به مردم فرمود: «شک و پشیمانی، ما را از جنگ لشگر شام باز نداشت، بلکه با سلامت نفس و اطمینان و شکیبایی با آنان می‌جنگیدیم ولی سلامت نفس با کینه و عداوت مخلوط گردید و استقامت با تزلزل در هم آمیخت. و شما که به صفین می‌رفتید، دین را در پیش رو و دنیا را در پشت سر داشتید ولی اکنون دنیا را در جلو و دین را پشت سر افکنده‌اید، بدانید ما برای شما آنچنانیم که بودیم (و تغییر نکرده‌ایم) ولی شما نسبت به ما آنچنان که بودید نیستید. بدانید معاویه ما را وادار به امری کرد که در آن شرافت و انصاف نیست، اگر کشته شدن را دوست دارید، پیشنهاد وی را بر می‌گردانیم و با دَم شمشیرها با او برخورد می‌کنیم. و اگر زنده بودن را دوست دارید، پیشنهاد معاویه را قبول می‌کنیم». هنگامی که سخن به اینجا رسید همه فریاد زدند. «البُقیة البُقیة» یعنی ما را باقی بدار و از اندیشه‌ات بیرون نیاور (یعنی مادیگر از جنگ خسته شده‌ایم).(2)
از طرفی نه اوضاع داخلی و نه شرایط خارجی هیچکدام با انتخاب گزینه جنگ سازگار نبود:

الف ) وضع خارجی:درآن برهه از زمان جنگ داخلی مسلمانان به سود جهان اسلام نبود. زیرا امپراتوری روم شرقی که ضربه‌های سختی از اسلام خورده بود، همواره مترصّد فرصت مناسبی برای تلافی بود، آنها از گزارش جنگ داخلی مسلمانان کمال استفاده را کردند، به گونه‌ای که با سپاهی عظیم عازم حمله به کشور اسلامی شدند و یعقوبی می‌نویسد: هنگام بازگشت معاویه به شام (پس از صلح با امام حسن ـ علیه السلام ـ) به وی گزارش رسید امپراتور روم با سپاه منظّم به قصد حمله به کشور اسلامی حرکت کرده است. معاویه چون قدرت مقابله با چنین سپاه بزرگی را نداشت، با آن‌ها پیمان صلح بست و متعهد شد صد هزار دینار به دولت روم شرقی بپردازد.(3) پس اگر این جنگ داخلی صورت می‌گرفت نه به نفع امام حسن ـ علیه السلام ـ بود نه معاویه. بلکه ضرر آن متوجّه تمام مسلمانان می‌گشت.

ب ) وضع داخلی: جنگ جمل و صفین و نهروان و… در بسیاری از یاران امام علی ـ علیه السلام ـ یک نوع خستگی از جنگ ایجاد کرده بود، زیرا طیّ پنج سال خلافت امام علی ـ علیه السلام ـ یاران آن حضرت هیچ وقت اسلحه به زمین ننهادند مگر به قصد آن‌که فردا در جنگ دیگری شرکت کنند، و از طرف دیگر این جنگ با بیگانگان نبود، بلکه در واقع با اقوام و برادران مسلمان‌شان بود که در جبهه ی معاویه مستقر بودند.(4)
علاوه براین سپاه امام حسن ـ علیه السلام ـ یک سپاه ناهماهنگ بود که ازگروه‌های مختلفی چون شیعیان امام علی ـ علیه السلام ـ و خوارج که از هر وسیله ای برای جنگ با معاویه استفاده می‌کردند ،افراد سودجو و دنیاپرست که به طمع منافع مادی در سپاه حضور داشتندداشتند، و گروه دیگری که تعصبات قبیله ای و پیروی از رییس قبیله تنها علت حضور ایشان در جنگ بودتشکیل یافته بود.
پیمان شکنی افراد با نفوذی همچون عبیدالله بن عباس که دو پسرش توسط بسر بن ارطاة فرمانده سپاه معاویه کشته شده بود و با این وجود با دریافت مبالغ هنگفت از معاویه همراه عده ی زیادی از سپاهیان حضرت به معاویه پیوست شرایط را بر امام بسیار مشکل ساخت.(5)
از سوی دیگر معاویه برای رسیدن به اهداف خود از روشهای غیر اخلاقی متنوعی بهره میبرد که یکی از مؤثرترین آنها رواج شایعات نادرست در بین لشگر امام توسط جاسوسها بود. او قبل از صلح شایع نمود که امام صلح را پذیرفته اند که با توجه به ترکیب سپاه امام و روحیات مختلفی که دربین آنها وجود داشت این امر باعث بروز هرج ومرج و حتی حمله بردن آن‌ها به خیمه ی حضرت و غارت خیمه و اقدام به ترور و قتل حضرت و متفرق شدن سربازان از میدان جنگ شد ودر چنین شرایطی چاره ای جز پذیرش صلح باقی نمانده بود.
علاوه بر مطالب فوق باید گفت که شرایط صلح‌نامه طوری بود که اگر رعایت می‌شد هم جان و مال شیعیان پیرامون حضرت حفظ می‌شد و هم حکومت به زودی در اختیار خاندان اهل‌بیت ـ علیهم السلام ـ قرار می‌گرفت.

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. صدوق، علل الشرایع، ج 1،‌ص 211، چاپ نجف.
2. ابن اثیر، اسد الغابة، دایرة المعارف حیدرآباد، ج 2، ص 13.
3. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، نجف: منشورات المکتبة الحیدریه، 1484، هـ . ق، ج 2، ص 206.
4. در جنگ جمل متجاوز از سی هزار کشته (یعقوبی، همان، ج 2، ص 172)، و در جنگ نهروان چهارهزار نفر از خوارج به قتل رسیدند. (یعقوبی، همان، ج 2، ص 182) و مجموع تلفات در صفین به حدود ده هزار نفر رسید (مسعودی، مروّج الذهب، ط: 1، بیروت، دارالاندلس، 1965، ج 2، ص 393).
5. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، 1961م ، ج 2، ص 14.