در مورد اخلاق حسنه و برخورد بزرگوارانه ی امام حسن ـ علیه السلام ـ
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

در مورد اخلاق حسنه و برخورد بزرگوارانه ی امام حسن ـ علیه السلام ـ با مرد شامی توضیح دهید.

پاسخ:

امام حسن ـ علیه السّلام ـ پیشوای دوم شیعیان و نخستین میوه ی پیوند فرخنده ی علی ـ علیه السّلام ـ با دختر گرامی پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ بود و همچون جد و پدر گرامیش دارای اخلاق حسنه و رفتار کریمانه بود. او دادرس محرومان و مستضعفان بود. امام حسن ـ علیه السّلام ـ نه تنها از نظر علم، تقوی، زهد و عبادت مقامی برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ سخاوت، کرامت، بخشندگی و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در عصر خود بی‌مانند بود. هیچ فقیری از در خان ی آن بزرگوار دست خالی بر‌نمی‌گشت. درباره ی فضائل اخلاقی و امتیازات امام حسن ـ علیه السّلام ـ سیوطی در تاریخ خود می‌نویسد: حسن بن علی ـ علیه السّلام ـ دارای امتیازات اخلاقی و فضائل انسانی فراوان بود. او شخصیتی بزرگوار، باوقار، متین، سخی و بخشنده و مورد ستایش مردم بود.(1)
آن حضرت در طول حیات خود دوبار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا انفاق کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را برای خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.(2)
امام حسن-علیه السلام-در دوره ای می زیست که فعالیت‌های دشمنان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در جهت تخریب علی ـ علیه السّلام ـ و اولاد آن حضرت تشدید شده بود و برخی از مردم ناآگاه و ساده‌لوح که امام علی ـ علیه السّلام ـ و فرزندان آن حضرت را نمی‌شناختند، بر اثر تبلیغات مسموم نسبت به آنها بدگمان شده بودند .مردم شام به علت دور بودن از مراکز اسلامی و عدم آشنایی با اهل بیت پیامبر به راحتی فریب تبلیغات بسیار سنگین معاویه بر علیه علی – علیه السلام- و اولادش رامی خوردند و کینه و بغض فراوانی نسبت به آنها در دل داشتند که نمونه های فراوانی از ابراز این کینه و عداوت در برخورد شامیان با اهل بیت-علیهم السلام – مشاهده می کنیم.یکی از این نوع برخوردها بین یک مرد شامی و امام حسن- علیه السلام- روی داده که داستان را از قول خود مرد شامی نقل می کنیم.
مردی از اهالی شام می‌گوید: روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهره‌ای آرام و بسیار نیکو و دارای حسن جمال که تا به حال چنین مردی ندیده بودم و به طرز زیبایی هم لباس پوشیده و سوار بر مرکبی بود دل من به طرف او مایل شد و درباره ی او پرسیدم، گفتند: او حسن بن علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ است. با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فرا گرفت و بر علی بن ابی طالب حسد بردم که چگونه او چنین پسری دارد. پیش او رفته و پرسیدم آیا واقعاً تو فرزند علی ـ علیه السّلام ـ هستی؟ (گویا مرد شامی همان طور که گفته شد علی ـ علیه السّلام ـ را سزاوار داشتن چنین فرزندی نمی‌دید و این هم در اثر تبلیغات سوء معاویه در شام بوده است) وقتی تأیید کرد، من او و پدرش را ناسزا گفتم، پس از آن که به ناسزاگویی پایان دادم، به من سلام کرده و خندید و پرسید: آیا غریب هستی؟ گفتم: آری. فرمود: با من بیا گویا امر بر تو مشتبه شده است اگر چیزی بخواهی به تو عطا می‌کنم ،اگر طلب ارشاد کنی تو را هدایت می‌کنم، و اگر در حملِ بار کمک بخواهی کمکت می‌کنم، و اگر گرسنه باشی تو را سیر می‌کنم، و اگر برهنه باشی تو را می‌پوشانم، و اگر محتاج باشی بی‌نیازت می‌کنم، و اگر رانده شده‌ای تو را پناه می‌دهم، و اگر مهمان ما باشی تا وقت رفتن از تو پذیرایی می‌کنم. زیرا که در خانه ی ما به روی هر نیازمند و درمانده‌ای باز است. مرد شامی چون این سخنان را که از روی حلم و بردباری امام بیان می‌شد شنید، شروع به گریستن کرد و گفت: شهادت می‌دهم که توئی خلیفه ی خدا در روی زمین و خدا بهتر می‌داند که رسالت و خلافت را در کجا قرار دهد. پیش از آنکه تو را ملاقات کنم تو و پدرت دشمن‌ترین خلق در نزد من بودید و حالا که تو و پدرت را شناختم محبوب‌ترین خلق خدائید نزد من. گویا پس از این برخورد، امام مرد شامی را به خانه ی خود می‌برند و تا مدتی که در مدینه بود میهمان حضرت بود و از محبّان و مریدان امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ شد و دیدگاهش نسبت به خاندان پیامبر دگرگون شد.(3)

نرم افزار پاسخ


پاورقی:

1. سیوطی، تاریخ الخلفاء، بغداد: مکتبة المثنی، طبع سوم، 1383 هـ .ق، ص189.
2. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج2، نجف: مکتبة حیدریه، طبع اول، 1384 هـ .ق، ص215.
3. مبرد، الکامل فی الادب، ج 1، بیروت 1407 هجری، ص 235، و ابن عساکر، ترجمه امام الحسن، بیروت 1400 هجری، ص 149 و اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج 2، ترجمه حسین زواره ای، تهران، نشر ادب (بی تا) صص 136 و 135 و عطاردی، عزیزالله، مسند الامام المجتبی، انتشارات عطارد، چاپ اول، 1373، ص 94 و ... .